1397/11/04 پنج شنبه

نیمه شعبان سالروزولادت حضرت ولي عصرمهدي موعود (عج) بر عموم مسلمين جهان مبارك باد......قال الكاظم عليه السلام: يُغيبُ عن أبصار الناس شَخصُهُ و لايُعيبُ عن قُلوب‌المؤمنين ذِكره؛ او (حضرت مهدي عجل‌الله‌تعالي‌فرجه الشريف) از ديده مردم پنهان مي‌شود، ولي يادش در دلهاي مؤمنين هيچگاه فراموش نمي‌شود

  
 

تاريخ نشر: 4/2/1391

مبحث: مقالات تخصصي

نويسنده: administrator

منبع:

مطالعات: 2381

بازگشت >>
نظرسنجي: ( 1 راي) 
  آثار تربیتی (فردی و اجتماعی) انتظار ظهور مصلح
خلاصه:

نویسنده: مرضیه شریفی
ویرایش وبازبینی:دکتر داود میرزائی مقدم

سلام بر مهدی سلام بر کسی که بِیُمنِهِ رُزِقَ الوَری وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الأََرضُ وَ السَّماءُ.
و سلام بر منتظر و سلام بر انتظار و سلام بر روزی که مهدی(عج) می‌آید و در آن روز واژه‌ی انتظار از صفحات حذف می‌شود.
چکیده:
مقاله‌ی حاضر تحقیقی است پیرامون آثار تربیتی اعتقاد به حکومت مصلح، که مشتمل بر دو فصل است:
«فصل اول»
الف) مفهوم انتظار:
انتظار حالتی از ترکیب ایمان و انتظار به مبانی دین و ولایت امام زمان(عج) است که از طرفی با شوق و علاقه به ظهور، حکومت و همراهی با اهل بیت(ع) همراه است و از طرف دیگر تنفّر از وضع موجود (غیبت امام زمان) و توجه به نقص و فساد و تباهی آن، سرچشمه گرفته است و در وجود انسان شعله می‌کشد و انواع دگرگونی‌ها را در حالت قلبی، اندیشه و آمال انسانی و رفتار فردی و تلاش اجتماعی انسان ایجاد می‌کند.
اگر چه اصالت مفهوم«انتظار» هنوز هم در اذهان کم و بیش، بر حسب آگاهی‌های افراد، محفوظ مانده است ولی به گمان بسیاری، تلقی و برداشت اکثر جامعه از آن، چنان که باید سازنده و مثبت باشد، نیست. چرا که مفهوم انتظار هنوز به درستی بیان و درک نشده است.
بنابراین برای اینکه بتوانیم حالت انتظار را در خود ایجاد کنیم اول باید معنای«انتظار» را بفهمیم سپس در تحصیل آن کوشش کنیم. گرچه با یک جمله و دو جمله نمی‌توان مفهوم «انتظار» را فهمید و به عمق و گستره‌ی همه‌ی ابعاد راه یافت و آن را در آئینه سخن منعکس ساخت. شاید در چند سطر بتوان«انتظار» را اینگونه معنا کرد:
انتظار یعنی: پرچم مقاومت و ایستادگی.
انتظار یعنی: عدالت خواهی و آزادی.
انتظار یعنی: تبلور آیه«فطرت» و رهاورد حدیث «کنز».
انتظار یعنی: قصه‌ی شوریدگی عاشقان حضرت دوست.
انتظار یعنی: پاسداشت شرافت و کرامت انسانی.
انتظار یعنی: حماسه‌ی تبر ابراهیم(ع) و ذوالفقار حضرت علی(ع).
انتظار یعنی: تفسیر خون نامه‌ی نینوا و ضمانت نامه‌ی پیروزی هابیلیان.
انتظار یعنی: دریاچه‌ای رو به بساطین.
انتظار یعنی: ملکوت؛ و بهانه‌ای برای تپیدن قلب تاریخ.

ب) تاثیر انتظار در خودسازی فردی:
جامعه از انسانهای مختلف با افکار، آرزو‌ها، رفتار و گفتار گوناگون و با سطوح مختلف مادی و معنوی تشکیل می‌شود. هر یک از افراد اجتماع از یک سو در جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند، به میزان شخصیت وجودی خود تأثیر می‌گذارند؛ و از سوی دیگر از جامعه تأثیر می‌پذیرند. بنابراین تغییر افکار، اهداف و رفتار تک تک انسانها در حد خود به منزله تغییر مکانیسم و ساختار محسوب می‌شود.
انتظار فرج باعث می‌شود که فرد مسلمان آنچه در توان دارد بکار گیرد تا سطح اندیشه و آگاهی و آمادگی روحی و جسمی و مادی و معنوی خود را بالا ببرد تا بتواند در پیاده کردن آن اصطلاحات عمیق و همه جانبه و گسترش عدل و قسط و یکتاپرستی در سراسر گیتی سهیم باشد.
اعتقاد به اینکه سرانجام، کره‌ی زمین از شر مستکبران نجات یافته و اصلاح خواهد شد، انسان را وادار می‌کند که خود ظلم نکند و به دنبال فساد و بی بند و باری نرود و با افراد فاسد مبارزه کند. و در صدد اصلاح خویش، تلاش و کوشش نماید. لذا آثار تربیتی فردی اعتقاد به این انتظار را می‌توان در چهار مورد خلاصه و مورد ارزیابی و بررسی قرار داد:
1ـ آراستگی به عدالت و تقوا؛
2ـ آراستگی به بردباری و پایداری؛
3ـ بهره مندی از دین شناسی بنیادین؛
4 ـ لزوم اصلاح طلبی و ظلم ستیزی؛

«فصل دوم»
تأثیر انتظار در خودیاری‌های اجتماعی:
اعتقاد به ظهور مصلح کل و اینکه زمانی می‌رسد که تمام نابسامانی‌های اجتماعی برطرف خواهد شد، انسان را وادار می‌کند که علاوه بر اصلاح خویش در جهت اصلاح دیگران نیز کوشش نماید، زیرا اصلاحات زیر بنائی اجتماعی که انتظار آن را می‌کشند، یک عمل فردی نیست، بلکه کاری است که تمام انسان‌های متعهد و متقی باید در آن شرکت کنند و تلاش‌های آنان هماهنگ و یکپارچه باشد و در یک فعالیت بزرگ و گسترده که پهنه‌ی گیتی را در بر می‌گیرد، هیچ کس نمی‌تواند از حال دیگران غافل باشد بلکه باید بر اساس مسئولیتی که بر عهدة هر انسان صالحی است، هر جا ضعف مشاهده کرد برای اصلاح بکوشد.
و مسلمانی که با چنین طرز فکر و عقیده‌ی آینده گرا زندگی می‌کند، هرگز با گروه‌های فاسد و مشرک و خدانشناس همراه نمی‌شود و تا می‌تواند تقّدم و نوگرایی و آینده‌نگری خود را حفظ کرده و ثابت و استوار به سوی هدف، پیش می‌رود. او اطمینان دارد و به یقین می‌داند که بساط ظلم و فساد برچیده شدنی است، چون تحمیلی بر جامعه و بر فطرت بشر است و آینده برای پرهیزگاران و زمین از آن شایستگان است، چرا که در قرآن مجید سوره اعراف در آیه‌ی 128 آمده است:
« ان الارض یورثها من یشاء من عباده و العاقبه للمتقین» ؛ (همانا زمین از آن خداست و به هرکس از بندگانش که بخواهد ارث می‌دهد و عاقبت از آن متقین است.)
در این قسمت نیز همانند فصل اول آثار تربیتی اعتقاد به این انتظار را می‌توان در هفت محور خلاصه و بررسی کرد.
1ـ وجود رهبر مایه‌ی بقاء مکتب؛
2ـ توجه بیشتر به نحوه‌ی رفتار خود(تمرین و ریاضت)؛
3ـ نگهبانی ایمان و حفظ دین؛
4 ـ همیاری و همکاری مردم؛
5 ـ نقش نیروهای مردمی؛
6 ـ دعوت به حماسه؛
7ـ دعوت به تشکیل بسیج عمومی؛
آنچه گذشت مروری بر آثار تربیتی« انتظار مصلح » از لحاظ فردی و اجتماعی بود. انشاالله که بتوانیم در عمل رغبت خود را به برقراری آن دولت و علاقمندی خود به عزت اسلام و ذلت کفر و نفاق با حضور در صحنه‌های خدمت به اعلاء کلمه‌ی اسلام نشان دهیم و دعوت به راه خدا و دین خدا را قولاً و عملاً وجهه همت خود قرار دهیم و طوری خود را بسازیم و به قوت ایمان و صبر و ایثار و جهاد و تلاش زینت دهیم تا از بوته‌ی هر امتحان و آزمایش الهی، بی‌غلّ و غش بیرون آییم تا از آنها باشیم که مورد این بشارت بزرگ هستند:
« اولِئکَ هُمَ المُؤمِنونَ حَقَّاً وَ شیعَتنَا صِدقاً وَ الدَعاهُ اِلَی دینِ ا.... عَزّ وَ جَلّ سِراً وَ جَهراً»

پیشگفتار:
انسان برای رسیدن به حیات واقعی و تزکیه روح و رهائی از تمام ظلمتها و زنجیر‌ها باید خود را به مقام بندگی و عبودیت خالق یکتا برساند و تنها راه رسیدن به کمال، همین است. ولی در اثر غیبت امام زمان(عج) زندگی عصر غیبت مانند دریائی پر تلاطم در آمده که خطر غرق شدن در آن انسانها را تهدید می‌کند و موجهائی مانند خودکامگی شیطان‌صفتان و اطاعت از نفس اماره، مانع از رسیدن انسان به کمال و عبودیت پروردگار گردیده است در این حال باید سوار کشتی نجات شد. در زیارت روز جمعه خطاب به حضرت بقیه ا.... عرض می‌کنیم: « السلام علیک یا سفینه النجاه.»
تنها وسیله مطمئن برای نجات و درخشنده‌ترین ستاره هدایت در زمان وجود ما حضرت بقیه ا.... (ارواحنا فداه) می‌باشد که ایمان و تمسک به ولایت آن حضرت، انسان را به سعادت و کمال می‌رساند و به خاطر همین موضوع حضرت صادق(ع) می‌فرمایند: «وَ انتَظِروُا الفَرَجَ الصَباحَاً وَ مَساعَاً»1 (یعنی هر روز و شب انتظار ظهور و فرج را داشته باشید.)
بنابراین برای اینکه روح انتظار را در خود زنده کنیم باید راه چگونه عمل کردن را با تأمل در دستورات حجج الهی (علیهم‌السلام) تجربه نمائیم. و خود را در صراط مستقیم دین بیندازیم و به سوی خورشید مقدس حرکت کنیم تا از دام‌های شیطان و نفس اماره نجات یابیم و به کمال عبودیت نائل شویم و مردم را به این انتظار سازنده دعوت و راهنمایی نمائیم.
بنابراین یکی از مسائل و اموری که فرق اسلام بر آن اجماع و اتفاق نموده‌اند، همین ظهور مهدی اهل بیت حضرت قائم آل محمد(ص) در آخرالزمان است که همه متفق‌الکلمه انتظار یک قیام روحانی جهانی و ظهور مصلحی را می‌کشند که عدالت اجتماعی و نظام جهان را بر اساس ایمان به خدا و احکام دین اسلام برقرار سازد و دنیا را از چنگال ستمکاران و جباران نجات بخشد و پرچم عزیز اسلام را در تمام نقاط جهان به اهتزاز در آورد.
همه چشم به راهند و انتظار دارند که شایسته‌ترین فرزندان پیامبر (ص) قیام کرده آئین توحید و رسم برادری و مساوات اسلامی را زنده نموده و بشر از نعمت آسایش بهره مند سازد و موجبات تفرقه و محرومیت و ناکامی را از میان بردارد، این وعده الهی است و تحقق می‌پذیرد انشاالله.
دنیا به طرف آن اصل درخشان در حال حرکت است سیر زمان و گردش دوران هر دم بشر را به چنین روزگاری نزدیک‌تر می‌سازد. ایمان به ظهور حضرت مهدی(عج) و جهانگیر شدن دین اسلام، به آیات متعددی از قرآن مجید و متواترترین روایات و قوی‌ترین اجماعات اتکا و استناد دارد که هر مسلمان معتقد به قرآن و رسالت پیغمبر اسلام(ص) باید به این ظهور، ایمان راسخ و ثابت داشته باشد.
در این جهان تنها نوری که نشاط بشر را نگاه می‌دارد و او را امیدوار می‌سازد که سرانجام محکوم به انقراض و فناء سقوط دائم در ظلمات حیوانی است، تجاوز زورمندان و جهنم بی ایمانی و بدبختی نیست همین بشارت انبیاء و پیشوایان دینی است که همه را به آینده‌ جهان، خوش بین نموده و نور امید را در دلها روشن ساخته است.
همه با اعتقاد تمام و قلبی سرشار از نشاط انتظار دارند، انتظار کسی را دارند که این ابرهای تیره ظلم و ستم و فساد را، از افق عالم برطرف کرده و در عالم، برادری و آزادی واقعی را برقرار و احکام عالی آسمانی را اجرا نماید و بشر را به سوی هدف شریف انسانی راهنمایی فرماید.
شیعیان و مؤمنان به این ظهور، شب و روز نیمه شعبان را جشن می‌گیرند و چراغانی می‌کنند. و خیابان، بازارها و مغازه‌ها و خانه‌ها را زینت می‌نمایند و غرق شادی و شادمانی می‌شوند و به ملل جهان علاقه خود را به عدل و داد، صلح و برادری جهانی اعلام، و روح شکست ناپذیر و امیدوار خود را آشکار می‌سازند.
ای ولی عصر، ای موعود؛
همه شیعیان و دوستانت آرزومند و منتظرند که بامداد سعادت آنها و همه مردم جهان طالع شود و با قیام تو تمام دردهایشان درمان گردد و عامل محرومیت، ناکامی و بیچارگی در همه جا از میان برود و پرچم توحید و عدل و صلح اسلام در سراسر گیتی به احتزاز در آید. « وَ ما ذلِکَ عَلَی ا....ِ بِعَزیزٍ 1»

مفهوم «انتظار»
در ادبیات دینی مکتب حیات بخش اسلام، گلواژه‌ی «انتظار» مفهومی بس ژرف و پر ارج دارد. گویا «انتظار» زیباترین و کاملترین جلوه‌ی بندگی حق تعالی است، به گونه‌ای که رسول خدا(ص) می‌فرمایند:
«اَفضَلُ اَعمالِ اُمَتّی، اِنتِظارُ الفَرَجِ مِنَ اللهِ عَزَّوَجَلَ2» ؛ (بهترین اعمال امت من، انتظار رسیدن فرج است از نزد خدای عزیز جلیل.)
و همچنین علی(ع) در این رابطه می‌فرمایند:
« اَفضَلَ الِعبادَهِ المؤمن، انتظارُ فَرَجٍ » ؛ ( بهترین عبادات مؤمن، چشم به راه فرج خدایی داشتن است.)
به همین تناسب، در فرهنگ دینی ما، منتظران از جایگاه والا و ممتازی برخور دارند و تعابیر فخیمی در تجلیل مقام و مرتبت ایشان وارد شده است که نمونه‌ای از آن بیان می‌شود.
امام کاظم (ع) می‌فرمایند:
«طُوبی لِشیِعتنا المُتَمَسَّکینَ بِحَبلِنِا فی غَیبَهِ قائِمنا، الثَّابتینَ عَلَی موالاتنا وَالبِرائَهِ مِن أَعدائِنا، اولئک منِّا وَ نَحنِ مِنهُم قَد رَضُو اَبنا أَئِمَهَ وَ رَضینِا بِهم شیِعَهَ، فَطوبی لهم ثُمَّ طُوبی لَهُم وَاللهِ مَعَنا فی دَرَجَتِنا یَوم القیامَهِ.3 »
(خوشا به حال شیعیان ما که در زمان غیبت قائممان، به ریسمان ما چنگ می‌زنند و بر دوستی ما و دشمنی دشمنان ما ثابت می‌مانند، ایشان از ما و ما از ایشان هستیم. آنان به ما خشنود و ما به پیروزی آنان خرسندیم، ایشان راضیند که ما امامانشان هستیم و ما هم رضایت داده‌ایم که آنان شیعیان ما باشند، خوشا به آنها و خوشا به احوالشان، به خدا سوگند که آنان در روز قیامت، در مرتبه ما و با ما خواهند بود.)
به راستی، سر برخورداری«منتظران» از چنین جایگاه رفیع و منزلت بی بدیلی که فرشتگان مقرب الهی نیز به آنان غبطه می‌خورند، در چه چیزی نهفته است؟ هر چه هست به حقیقت «انتظار» باز می‌گردد. مگر انتظار چیست؟ که تا این پایه، تکامل بخش و کمال آفرین است؟ این چه سکویی است که پرش آدمی از فراز آن تا سدره‌المنتهی اوج می‌گیرد؟
شاید مفهوم «انتظار» به درستی دریافت نشده است، پس جا دارد که بار دیگر این سؤال را با دقت مطرح کنیم که به راستی انتظار یعنی چی؟
در پاسخ باید گفت: از مجموعه‌ی معارف بلند و حیاتی کتاب و سنت چنین بر می‌آید که «انتظار» حقیقت شگرفی است که با یک یا دو کلمه نمی‌توان به عمق آن راه یافت. «انتظار» چونان منشور چند ضلعی، دارای زوایای متعددی است که حتی با یک جمله و دو جمله نمی‌توان گستره‌ی همه‌ی ابعاد آن را در آئینه‌ی خود منعکس ساخت. بنابراین برای اینکه بتوانیم حالت انتظار را در خود ایجاد کنیم، اول باید معنای«انتظار» را بفهمیم سپس در تحصیل آن کوشش کنیم، حقیقت حیات انسانها، انتظار و امید به آینده است، به‌طوری‌که زندگی بدون انتظار معنا و مفهومی ندارد. این همه کوشش و تلاش برای فرداهایی است که انسان به آن امید دارد و موجب تداوم زندگی اوست و این انتظار است که نیروی لازم را برای ادامه تلاش خستگی ناپذیر به بشر تأمین می‌کند و از همین جهت است که انتظار با زندگی بشر عجین شده است.
مرحوم حاج میرزا محد تقی موسوی اصفهانی در کتاب پر ارزش مکیال المکارم فی فوائد الدعا لقائم علیه در معنای انتظار می‌فرمایند: « انتظار کیفیتی روحی است که موجب بوجود آمدن حالت آمادگی است برای آنچه انتظار دارند و ضد آن یأس و نا امیدی است، هر چه انتظار بیشتر باشد آمادگی هم بیشتر است. آیا نمی‌بینی اگر مسافری در راه داشته باشی و چشم به راه آمدن او باشی هر چه زمان رسیدن او نزدیکتر می‌گردد آمادگی برای آمدنش هم بیشتر می‌گردد، حالت انتظار گاهی حتی به حدی میرسد که خواب را از چشمان می‌گیرد چنانکه درجات انتظار از این نظر تفاوت می‌کند، همچنین از نظر حّب و دوستی نسبت به آنچه انتظار می‌کشند تفاوت دارد و هر چه عشق به منتظر بیشتر باشد، آمادگی برای فرا رسیدن محبوب افزون می‌گردد و فراق محبوب دردناک تر می‌شود تا بدان جا که انسان منتظر از خود بی‌خود می‌شود و درد‌ها و مشکلات وحشت انگیز خود را در راه محبوب خود حس نمی‌کند.
آری! این انتظار مهدی موعود (ارواحنا فداه) است که انسانها را در دنیای تاریک و پر از خطر به راه راست و صراط مستقیم می‌‌‌کشاند پس مردم را باید دعوت به انتظار کرد و عصر غیبت را باید «عصر انتظار» نامید. چرا که انتظار امام مهدی (عج) یکی از ابعاد مهم، در فلسفه عالی تشیع است و تشیع بیش از هزار سال است که از جان و دل و خون و قیام، مهدی آل محمد(ص) را طلب می‌کند، شیعه‌ای که پیرو متعهد خون آشنای خط نبوت است، از آدم تا خاتم، و خط وصایت، از علی تا مهدی (عج)...
و براستی روزی، همین منتظران به امامت و رهبری مهدی موعود(عج)، وارثان زمین، و حاکمان گیتی، و خلفای ارض خواهند شد. مگر نه اینکه قرآن کریم، به صراحت می‌فرماید:
«...... اِنَّ الَارضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُون»4؛ (حکومت زمین سرانجام به دست بندگان صالح ا خواهد افتاد.)
پس، «خلقی که در انتظار ظهور مصلح به سر می‌برد، باید خود صالح باشد.»
این است انتظار، شعار شورآور منتظران، مقاومان، پایداران، صلابت پیشگان، شیعیان و مهدی طلبان تاریخ....

آثار سازنده انتظار:
انتظار ظهور «اصلاح عمومی در وضع جهان بشریت» از اعماق روح سرچشمه می‌گیرد و این عقیده در تعلیمات اسلامی جنبه «وارداتی» ندارد بلکه از قطعی‌ترین مباحثی است که از شخص پایه گذار اسلام گرفته شده و عموم فرق اسلام در این زمینه متفق‌اند و احادیث در این زمینه «متواتر».
انتظار امام مهدی(عج) یکی از ابعاد مهم فلسفه عالی تشیع و از حقایق واقعی در معارف اهل البیت است، که بایسته است همواره مورد توجه و عنایت منتظران آن حضرت باشد.
انتظار در ماهیت خود، انسان منتظر را متوجه پیشوای بزرگ می‌کند که خلیفه خدا در زمین و دارای قدرت بی زوال مخصوص خداست. متوجه انسان بزرگواری که با قیام و اقدام او، اوضاع جهان دگرگون می‌شود، و عدالت و قسط در ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسانها جامه عمل می‌پوشد و از زلال ناب معنویت او، جان تشنگان معرفت سیراب می‌گردد. تشنگانی که بار سنگین معرفت انسانی را در فراق او به سر می‌برند.
انتظار در اعتقاد تشیع، دارائی محتوای اصلاح‌گر، تحرک‌آفرین و تعهد آوری است که عالیترین و ارجمندترین نوع بندگی حق تعالی و در نتیجه، برترین عمل و نیکوترین تلاش و جنبش است.
کسی که به پیروزی نهایی اسلام ایمان دارد و می‌داند که مصلح عالیقدر جهان، سرانجام حکومت حق را در عالم برقرار می‌کند و بر جولان دادن باطل پایان می‌بخشد می‌کوشد زمینه تشکیل این حکومت را فراهم کند و به عقیده باطنی خویشتن جامه عمل بپوشاند و بدان رنگ عینیت دهد.
کسی که راه باطل را می‌پوید نمی‌تواند خود را منتظر ظهور حق بداند،کسی که نشسته و دست از تلاش و حرکت شسته، هرگز با فرد کوشا برابر نیست. جامعه‌ای که بی‌حرکت و در حال سکون است، در انتظار رسیدن و دست یازیدن به جامعه‌ی متحرک و پویا نیست و تا زمانی که به عناصر ذهنی خود اکتفا می‌کند، گرفتار نابسامانی و پریشانی است، مگر آنکه بیدار شود و آنچه را در ذهن دارد، عینی سازد بتواند از ویژگی‌های فرهنگ اسلام در ساختن شخصیت فردی و اجتماعی، خود بهره گیرد.
منتظر واقعی، هرگز از رفتار اصلاحی و گسترش پاکی و باز داشتن جامعه از پلیدی دست نمی‌شوید فردی نیست که دست روی دست بگذارد و یکسره تسلیم گناه و فساد و هر نوع بی‌ عدالتی گردد و همه کارها را به عهده مصلح اسلام گذاشته، از خود سلب مسئولیت نماید و به دست خویش وسیله تباهی اندیشه و عقل خود را فراهم آورد، بلکه انسان قائم است یعنی دارای جنبش و تلاش است و به فکر اصلاح خود و دیگران، خاصیت پیرو قائم اسلام همین است که خود نیز همیشه در حال قیام باشند.
منتظران ظهور ـ در میان جهان بزرگ فساد و ظلم و بی‌خبری نباید خود منحرف و غرق در فساد و تجاوز و ستم به یکدیگر باشند، نباید غافل و بی‌خبر باشند اگر باشند خلاف منطق« انتظار مصلح است» بلکه چنین قومی باید خود صالح باشد، و در اصلاح دیگران نیز کوشش نمایند و بر طبق رضای آن امام، عمل کنند، و به آن آرمانی که مقدس می‌شمارند، یعنی نشر صلح و اصلاح و عدل در همه جهان، خود پایبند باشند... .
چنین قومی باید خود«صالح» باشند تا با «مصلح» سنخیت داشته باشند، و در ادعای خود صادق به شمار آیند و چون مصلح ظاهر شود، بتوانند در کنار او قرار گیرند و از یاران پرهیزگار و امین او باشند، و با کمک او صلاح و فلاح را در جهان بگسترانند. این قوم و این ملت، باید در میان دریای متلاطم بشریت، جزیره‌ای باشند نمودار آرمانی که از آن دم می‌زنند، و آن را جوهر دین خود می‌دانند و چشم به راهند که امامشان بیاید، تا آن چگونگی را، به کمک او و رهبری او در همه جهان گسترش دهند.
بنابراین بجاست نگاهی گذرا داشته باشیم به آثار تربیتی اعتقاد به حکومت مصلح بزرگ جهان یعنی،
1ـ تأثیر انتظار در خودسازی‌های فردی
2ـ تأثیر انتظار در خودیاریهای اجتماعی: تا از رهگذر آن، با لوازم انجام این وظیفه خطیر دینی بیشتر آشنا شویم و درصدد اصلاح خود و دیگران برآییم.

خودسازی فردی:
چنین تحولی قبل از هر چیز نیازمند به عناصر آماده و با ارزش انسان‌هایی است که بتوانند بار سنگین چنان اصلاحات وسیعی را در جهان بدوش بکشند، و این در درجه اول محتاج بالا بردن سطح اندیشه و آگاهی و آمادگی روحی و فکری برای همکاری در پیاده کردن آن برنامه عظیم است، تنگ نظری‌ها و کوته بینی‌ها، کج فکری‌ها، حسادت، اختلافات کودکانه و نابخردانه و به طور کلی هرگونه نفاق و پراکندگی با موقعیت منتظران واقعی سازگار نیست.
منتظر واقعی برای چنان برنامه‌ی مهمی هرگز نمی‌تواند نقش تماشاچی را داشته باشد، باید حتماً در صف اصلاح‌طلبان قرار گیرد. ایمان به نتایج و عاقبت این تحول هرگز به او اجازه نمی‌دهد که در صف مخالفان باشد و در صف موافقان نیز محتاج به داشتن اعمالی پاک و روحی پاکتر، برخورداری از شهامت و آگاهی کافی است، و خود سازی برای چنین هدفی مستلزم به کار بستن عمیق‌ترین برنامه اخلاقی و فکری و اجتماعی است.
بنابراین آثار تربیتی اعتقاد به این انتظار را از لحاظ خودسازی فردی می‌توان در چهار محور خلاصه کرد:

1ـ آراستگی به عدالت و تقوا:
فرد منتظر باید یک متدین راستین بوده به زیور عدالت، تقوا و پارسایی آراسته باشد. و پیرو واقعی و صدیق حضرت ولی عصر(عج) کسی است که رفتار و مکتب آن جناب را الگوی عملی خود قرار دهد. قیام مولا و تمامی زحمات جان‌فرسای ایشان به همه‌ی مجاهدت‌ها و رشادت‌ها و شهادت‌های پدران بزرگوار وی(ع) در راه تربیت نفوس و پرورش دین‌داران بوده است. طبعاً انصار و یاران حضرتش که در این مهم وی را مدد می‌رسانند، با رهبر خود هم سنخی روحی و رفتاری خواهند داشت. منتظران گوش به فرمان وی که در رکابش حاضر می‌شوند عاملان به فرمان الهی: « اِتَقُواللهَ حَقَّ تُقاتِهَ »5؛ ( آنگونه که حق تقوا و پرهیزگاری است، از خدا بپرهیزید) هستند.
نشانه بارز کسانی که در دوره غیبت حجت قائم (ع) «انتظار» پیشه می‌کنند، به روشنی در کلام نبوی ذکر شده است حضرت رسول(ص) در تجلیل از مقام شامخ «منتظران آخر زمان» خطاب به صحابه فرمود:
« شما اصحاب من هستید، لیکن برادران من مردمی هستند که در آخر زمان می‌آیند. »
آن گاه در مقام توصیف اوج مجاهدت و تدّین ایشان می‌فرماید:
«لأحدهم أشدُّ بقیه علی دینه، من فرط القتاد فی اللیله الظلماءِ أو کألقابض علی جمرا القضا اولئک مصابیح الدُّجی»6
(هر یک از ایشان بیش از (کسی که بر زجر) پوست کندن درخت خار با دست خالی در شب تاریک یا نگهداری آتش سوزان درخت تاغ در کف دست (صبر‌ می‌کند)، در دینداری خود استقامت و پایداری می‌ورزد، به راستی آنان چراغهای هدایت در شبهای ظلمانی هستند.)
در اسلام رابطه تنگاتنگی میان عدالت فردی و اجتماعی وجود دارد. از دیدگاه اسلام، پیدایش عدالت فراگیر اجتماعی در گرو تحقق عدالت فردی در آحاد جامعه است، این بدان معناست که برآیند تعادل مهره‌های یک مجموعه به تعادل کل آن منتهی می‌شود.
عدل مقابل ظلم است (در اصطلاح منطقیان عدم و ملکه‌اند) کسی که ظالم باشد عادل نیست و از آنجا که « ارتکاب به معصیت، ظلم به نفس، تلقی می‌شود فرد گناهکار برای هرگونه ظلم اجتماعی آمادگی روانی لازم را خواهد داشت. زیرا معمولاً کسی که حقوق خودش را پاس نمی‌دارد، حقوق دیگران را نیز ارزشمند نمی‌شمرد.
آنجا که حتی حس صیانت نفس هم نمی‌تواند جلوه‌دار خوی تجاوزگری و سرکش حیوانی انسان باشد اهرمهای کنترل این تعدّی طلبی نسبت به دیگران، چندان کارآیی ندارد.
بر این اساس، رتبه «تحقق عدالت فردی» بر «ایجاد عدالت اجتماعی» مقدم است، یعنی حصول«عدالت انفسی» پیش نیاز اصول به «عدالت آفاقی» است.
از این رو، اگر فردی با اجتناب از معاصی و رعایت پروای الهی، بتواند ملکه‌ی عدالت را در خود پدید آورد و با ایجاد تعادل در میان قوای نفسانی خود، ارکان حیات اخلاقی را در وجود خود نهادینه سازد، آنگاه می‌تواند در عصر ظهور که عصر استقرار عدل ناب و منطق است، خویشتن را با شرایط نوین تمدن توحیدی مهدوی هماهنگ کند، اما در غیر این صورت، هاضمه‌ی شخصیت فرد، قدرت جذب مؤلفه‌های فرهنگ عدالت‌محور دولت کریمه نخواهد داشت. و طبعاً چنین شخصی با شرایط و ملاکهای جدید هماهنگ نمی‌شود و این تعارض در پایان، وی را به بن‌بست می‌کشاند.
نمونه‌ی تاریخی چنین شرایطی را در زمان حکومت نورانی علوی می‌توان یافت. حضرت از آغاز امر می‌دانست، اشخاصی که تربیت نشده و از ملکه عدالت فاصله گرفته بودند، قدرت تحمل عدالت وی را ندارند، از این رو از پذیرش خلافت سر باز زد تا آنجا که حجت را بر آنان تمام کرد، و لذا دیدیم که پس از استقرار حکومت، همانطور که مولا علی(ع) پیش بینی فرموده بود، و کسانی که او را بر حق می‌دانستند و قلبشان با او بود، بر وی شمشیر کشیدند و سرانجام او را در محراب عبادت به شهادت رساندند.
بنابراین عدالت یاد شده، فقط و فقط ، از سوی پیامبران پیشنهاد شده است، و همواره با مقاومت روبه رو گشته است. به ویژه از سوی قدرت‌های فاسد و جبار و طاغوت که نمی‌خواستند انسان‌ها آزاد باشند چراکه عدالت، آزادی می‌آورد و قید و بند‌ها و بردگی‌ها را از بین می‌برد و این همان چیزی است که قدرتمندان و برده طلبان آن را نمی‌خواسته‌اند و نمی‌خواهند آنان که می‌خواهند بر دوش آزرده بشر سوار باشند، نمی‌‌‌‌خواهند انسان به خود آید و آزاد گردد، عادل شود و با ظلم مبارزه کند.
باری هرکس بخواهد در شمار منتظران حقیقی آن(عدل منتظر) باشد، باید پارسایی پیشه کند و متخلق به مکارم اخلاق گردد. و به معنای دقیق کلمه، انسان مکتبی باشد. بنابراین انتظار آنان، هر چه طول انجامد و پایداری بخواهد به جاست.
از هجرت پیامبر به سوی مدینه، تا شمشیر زدن‌های علی در صفین و نهروان و حماسه خورشیدی عاشورا، و تا همه جهاد‌ها و شهادت‌ها، و همه‌ی قرنهای انتظار، همه و همه، آرمان بلوغ انسان، و طلوع خورشید، و نشر عدالت جامع را به گونه‌ای نوید داده‌اند.

2ـ آراستگی و بردباری و پایداری:
فرد منتظر باید استقامت ورزد و صبر و حلم پیشه سازد، بر پایه‌ی روایت مفصّلی که در بیان شرایط عصر غیبت و اوضاع پیش از مقطع ظهور وارد شده است. می‌توان این نکته را دریافت که در دوران عصر غیبت فشار زائد الوصفی بر منتظران مخلص و صدیق مهدی موعود(عج) وارد می‌شود.
مقاومت و پایداری در چنین شرایطی به توان روحی بالایی نیازمند است. منتظران باید بکوشند تا به درجات بالای صبر نائل گردند، صبر که طبق حدیث شریف رأس الایمان است. در اینجا جهت رعایت اختصار صرفاً به ترجمه یک حدیث نبوی اکتفا می‌کنیم.
روزی رسول(ص) خطاب به اصحاب فرمودند:
پس از شما کسانی می‌آیند که به هر یک از آنان، اجر50 نفر از شما را خواهند داد. اصحاب پرسیدند: ای رسول خدا ما درغزوات بدر، احد، حنین، با شما بودیم و دربارة ما آیاتی از قرآن کریم نازل شده است پس چرا به آنان 50 برابر ما صواب داده می‌شود؟ حضرت پاسخ داد: «آنان در شرایطی (بس دشوار) خواهند بود که اگر شما درآن شرایط بسر برید، تحمل و استقامت آنان را نخواهید داشت. »7
بدین گونه انسان عصر غیبت باید دارای شناخت درست و بصیرت درخشان باشد تا بتواند اعتقاد به حق را حفظ کند و در برابر هر پیشامد پایدار باشد.
انسان منتظر باید بداند انتظار چیست؟ او منتظر کیست؟ و ظهور، مقدمه‌ چه اموری است؟ اگر این شناخت صحیح را بدست آورد، دارای فضیلت بزرگ خواهد بود. چنان که از امام صادق(ع) رسیده است:
« هرکس امر امامت و رهبری را بشناسد، آنگاه پیش از قیام قائم از دنیا برود، پاداش او مانند کسی است که در رکاب قائم شهید شود. »8
و این بدان علت است که با شناخت امر رهبری و امامت، انسان در خط الهی معرفت و تکلیف قرار می‌گیرد، و داخل در حوزه‌ی ولایت الهی می‌شود. و این چنین کسی، در هر حال، در مقام قرب و کرامت است.

3ـ بهره مندی از دین‌شناسی بنیادین:
ـ فرد منتظر باید فهم و تلّقی صحیحی از دین داشته باشد، مطالعه‌ی تاریخ ادیان، بیانگر این واقعیت است که ادیان بر اثر عوامل مختلف و با گذشت زمان‌های متمادی، آرام آرام از خلوص نخستین خود فاصله می‌گیرند و خطوط اصلی و فرعی آنها هر یک به نوعی با حذف و اضافه، تبدیل و تغییر، تأویل و تفسیر..... دچار تحریف ـ یعنی انحراف از اصل ـ می‌شوند.
ـ تمامی اَشکال تحریف را می‌توان به نوع لفظی و معنوی تقسیم کرد. درباره وقوع تحریف در اسلام باید گفت: هر چند در کتاب آسمانی ما قرآن کریم، تحریف لفظی راه نیافته است، لیکن در طی چهارده قرن گذشته، عواملی چون تفسیر به رأی یا کج فهمی قرآن، فقدان بخشی از منابع و حدیث و سیره و سنت، جعل حدیث، تحریف تاریخ و شخصیت‌ها، نفوذ فرهنگ‌های بیگانه و پیدایش رگه‌های نفاق، مهجور شدن وحی از صحنه‌های زندگی اجتماعی و حیات سیاسی، ترویج اسلام‌شناسی‌های مسموم و مغرضانه مانند تک بعدی دیدن دین.... همگی در تحدید خلوص اسلام نقش داشته‌اند.9
همچنان که امام خمینی (ره) فرمودند: اگر نبود مجاهدت‌های علمی استخوان سوز و طاقت فرسای علمای عظام ـ یعنی فقیهان و اسلام شناسان ژرف اندیش و جامع نگرـ معلوم نبود امروز چه چیزی را به جای اسلام به خورد توده‌های مسلمان می‌دادند. ولی با این وصف، رسوباتی از آن همه جریانات ناسالم و انحرافی، خواه ناخواه در ذهنیت جامعه اسلامی ته تشین خواهد شد .
ـ وظیفه فرد منتظر و جامعه‌ای منتظران در عصر غیبت، به ویژه در دوره‌ی حاضر که با تداوم و تورم نظریه پردازی و مطالعات نظری در حوزه دین‌پژوهی، عرصه‌ی وسیع علوم انسانی، روند برداشت‌های ناصواب از دین روبروست این است که اسلام ناب را از سرچشمه‌های اصیل آن دریافت دارد.
امام مهدی(عج) نه تنها یک انقلابی و رهبر سترگ سیاسی ـ اجتماعی است که عدالت اجتماعی را در گستره‌ی جامعه‌ی بشری محقق خواهد ساخت، بلکه یک مصلح بزرگ دین است.10 او بساط همه دین فروشان و بدعت گذاران و متحجّران را برخواهد چید و مردمان را به سوی ابعاد ناشناخته و متروک دین، هدایت خواهد کرد.11
قیام او نهضت عظیم احیای تفکر و حیات دینی است.12 و در زمینه‌ی معرفی و عملی کردن اسلام حقیقی و راستین از هیچ تلاشی فرو گذار نخواهد کرد و هر که را که در مقابل این حرکت اصلاحی بایستد، در هم خواهد کوبید.
ـ اهمیت این امر به گونه‌ای است که بر پایه‌ی روایات معتبر، هنگامی که اسلام، نخستین بار به دست رسول اکرم(ص) ظهور کرد مردم با بت‌های سنگی و چوبی در برابر حضرت ایستادگی و مقابله کردند، لیکن در آن زمان که اسلام برای دومین بار به دست مهدی موعود(عج) ظهور خواهد کرد گروهی با تمسک به آیات قرآن در برابر آن حضرت صف آرایی خواهند کرد13 حضرت ناگزیر با برخی از سپاهیان و یاران خود، برخوردی قاطع و سرکوب گرانه خواهد داشت14
ـ بدین ترتیب، امام(ع) در جبهه‌ی خارجی باید با نظام سلطه و استکبار جهانی وارد جنگ شود و در جبهه‌ی داخلی با منتظرانی که فکر می‌کنند مهدی موعود همان است که خدا وعده داده تا بیاید و آرزوها و خواسته‌های آنان را بر آورده سازد یا آنچه را تحت عنوان «دین» بازشناخته و پذیرفته بودند، مبارزه کند!
ـ بنابراین فرد منتظر، در دوران غیبت، باید با مواظبت بیشتر، به امر دین خود، و به دین داری و صحت اعمال خود بپردازد، و از هرگونه سستی، انحراف و تنبلی دوری گزیند و اگر ابتلایی یافت، به زودی باز گردد، و در خط صحیح قرار گیرد. در این‌خصوص امام صادق(ع) می‌فرماید:
« برای صاحب‌الأمر غیبت طولانی است، در این دوران هر کس باید تقوا پیشه کند، و چنگ در دین خود زند. »15

4ـ لزوم اصلاح طلبی و ظلم ستیزی بزرگی
ـ فرد منتظر باید به سهم خود، در راه اصلاح جامعه و استقرار عدالت و رفع ظلم و تعدی بکوشد، آنکه منتظر مصلح جهانی است، خود نیز باید صالح و مصلح باشد، لزوم صالح بودن فرد منتظر در محور شماره یک تبیین شد. اکنون توضیح کوتاهی در باب مصلح بودن منتظران ارائه می‌شود.

مصلح بودن منتظران:
ـ در شریعت مقدس اسلام، تأکیدهای فراوانی مبنی بر لزوم مبارزه با هر گونه فساد اخلاقی ـ سیاسی و اجتماعی وارد شده است. شارع مقدس این حساسیت حکیمانه را به صورت «امر به معروف و نهی از منکر» ابراز کرده است. امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه فقه اسلامی وظیفه‌ی شرعی و همگانی است.
نتیجه مستقیم انجام این فریضه، اصلاح، و مجری آن«مصلح» نامیده می‌شود.
برای درک اهمیت این اصل در اسلام، به ذکر یک آیه از قرآن کریم و دو حدیث از اهل بیت عصمت و طهارت بسنده می‌کنیم. خدای سبحان می‌فرماید:
« کُنتُم خَیرَ اُمَّهٍ اُخرِجَتِ لِلنّاسِ تَأمُرُونَ بِالمَعروفِ وَ تَنهُونَ عَنِ المُنکَرِ وَ تُؤمِنوُنَ بِاللهِ... »16؛
(شما بهترین امتی هستید که برای انسان پایدار شده است، امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید و به خدا ایمان دارید...)
همچنین رسول خدا(ص) فرمود:
«یا أیها النّاس! انَّ اللهَ یَقُولُ لَکُم: مُروُ بِالمَعروفِ وَ اَنهُوا عَنِ المُنکَر، قَبلَ اَن تَدعُوا فَلا اُجیبَ لَکُم وَ تَسالوُنی فَلا أعطیکُم وَ تَستَنسِروُنی فَلا أنصُرکُم.»17
( ای مردم خداوند می‌فرماید: امر به معروف و نهی از منکر کنید، پیش از آنکه مرا بخوانید و به شما پاسخ ندهم درخواست کنید، شما را محروم سازم و از من یاری طلبید، شما را یاری نکنم.)
امام باقر فرمود:
« اِنَّ الاَمرَ بِالمَعروفِ وَ النَهیَ عَنِ المُنکَرِ سبَیلُ الأنبیاء وَ مِنهاجِ الصُلَحاءِ فَریضَهُ عَظیمُهَ بِها تُقامُ الفَرائِضُ وَ تأمَنُ المَذاهِب وَ تحلّ المَکاسِب وَ تَرَدُّ المَظالِم وَ تُعَمِر الَارضَ وَ یُنتَصِفُ مِن الأعداءِ وَ یَستَقیم الأمُرُ.»18
(بی تردید امر به معروف و نهی از منکر راه انبیاء و طریقه‌ی صالحان است. امر به معروف و نهی از منکر، وظیفه سترگ و خطیری است که سایر واجبات دینی به واسطه‌ی آن انجام می‌پذیرد و راه‌ها به وسیله‌ی آن امنیت می‌یابد و درآمد‌ها بوسیله آن حلال و مشروع می‌گردند و مظالم، دفع می‌گردد و زمین آباد می‌شود و از دشمنان انتقام گرفته می‌شود و امور سامان می‌یابد.)19
همچنین روایات فراوانی بیانگر این نکته است که چنانچه این فریضه ترک شود، اشرار بر جامعه حکمفرما خواهند شد و عذاب الهی بر آن جامعه نازل خواهد گشت.
امر به معروف و نهی از منکر در عصر غیبت دو ویژگی دارد:
الف) سطح فردی: در هر انقلابی، پس از پیروزی و تثبیت، نیاز اساسی و نخستین، ضرورت وجود نیروی انسانی مجرب و قابل اعتماد است.
از این رو، تشکل‌های سیاسی، احزاب و.... به مسئله‌ی «کادر سازی» اهمیت جدی می‌دهند. انقلاب عظیم مصلح جهانی نیز برای تثبیت پایه‌های تمدن نوین خود، به حجم عظیمی از نیروی ورزیده‌ای قابل اعتماد انسانی نیاز دارد و جامعه‌ی منتظران در عصر غیبت و تا پیش از ظهور حضرت، باید در درون خود، عملیات بنیادین کادر سازی را آغاز کنند.
یکی از شاخصه‌های اصلی کادر انقلابی حکومت مهدی، پارسایی و تذهیب نفس و آراستگی به مکارم اخلاق و.... است. یقیناً در جامعه‌ای که داعیان به خیر و نیکی، و باز دارندگان از شر و زشتی وجود نداشته باشند، نفوس مهذب بستری برای رشد و تکثیر پیدا نمی‌کنند.
بنابراین، امر به معروف و نهی از منکر نسبت به تک تک افراد، پیش نیازی اساسی برای پرورش کادر فرماندهان و کارگزاران حکومت مصلح جهانی است. حکومتی که به فرماندهان ارشد لشکری و مدیران برجسته‌ی کشوری بسیاری در مرحله‌ی اول و فرماندهان و مدیران میانی انبوهی در درجه دوم نیازمند است.
ب) سطح حکومتی: منتظران مصلح جهانی موظف‌اند با منکرات کلان حکومتی برخوردی فعال و جدی داشته باشند. از آنجا که« الناس علی دین ملوکهم » ؛ (امروزه هر چند مدل حکومتهای پادشاهی آرام آرام به طور کلی از صحنه‌ی سیاسی دنیا خارج شده است، اما مفاد این کلام هنوز صادق است، زیرا دستگاههای تبلیغاتی حکومتی و رسانه‌های دولت به نحوی مؤثرتر از پیش، ارزش‌های مورد نظر حاکمیت‌ها را به توده‌ها تزریق می‌کنند.) منکراتی که از سوی دستگاههای رسمی اشاعه می‌گردد، تأثیری به مراتب مخرب تر را در بر دارد.
از سوی دیگر، یکی از اساسی‌ترین رسالت‌های منجی موعود(عج)، برچیدن بساط ظلم و حق‌کشی همین حاکمیت‌های غیر الهی و صاحبان زر و زور است. او می‌آید تا بازوان اختاپوس نظام سلطه‌ای جهان را با تبر ابراهیمی خود برای همیشه قطع کند.
به پاخواستن مستضعفان در رکاب منجی عالم و مواجهه‌ی آنان با صاحبان بمب‌های هسته‌ای، موشک‌های بالستیک و کلاهک‌های اتمی و سلاح‌های میکروبی و شیمیایی و... نیازمند پیش زمینه‌ای روانی مساعد است. اگر آنان عمری را در پذیرش سلطه‌ی جابران سپری کرده باشند و حتی یکبار هم به خود جرأت مواجهه با سرکردگان استکبار جهانی را نداده باشند، در مقابل حزب الشیطان مرعوب خواهند بود ، چون عادتی ثانوی در وجودشان رخنه خواهد کرد، این ضعف عمده‌ی روحی، قدم‌های آنان را در برابر خطرات سست خواهد کرد.
امر به معروف و نهی از منکر حاکمان و دولت‌ها، یکی از ارزشمندترین اقدامات فرد، فرد مسلمان شناخته شده است.
رسول اکرم(ص) فرمود:
« أفضَلَ الجَهادِ، کَلِمَهُ عَدلٍ عِندَ إمامِ جائرٍ»20؛ (برترین جهاد، سخن عادلانه‌ای است که در برابر حاکم ستمگری بر زبان جاری شود.)
امیرمؤمنان علی(ع) فرمود: « وَ اِنَّ الأمرَ بِالمَعروفّ وَ النَّهیَ عَنِ ألمُنکَرِ لا یُقَرَّبانِ مِن أجلٍ وَ لا یَنقُصان مِن رِزقٍ، وَ أفضَلُ مِن ذلِکَ کُلّهِ کَلِمَهُ عَدلٍ عِندَ اِمامِ جائرٍ»21؛ ( امر به معروف و نهی از منکر نه اجلی را نزدیک و نه رزقی را کم می‌کند، (اما) برتر از آن همه، سخن عادلانه‌ای است که پیش روی حاکم ستمگری بر زبان جاری شود.)
باری منتظران واقعی، این زمینه سازان ظهور با اقتدا به مولای خود قائم (عج)، مشی مبارزاتی و قیام علیه دستگاه جباران را پیشه‌ی خود می‌سازند. آنان به هنگام شنیدن لقب مولای خود«قائم» (قیام گر) به پا می‌ایستند و با این عمل آمادگی همیشگی خود را اعلام می‌دارند. آنان پیام رئیس مذهب، امام صادق(ع) را که فرمود:
« لِیُعِدَّ أحَدَکُم لِخُرُوجِ القائِمِ وَ لَو سَهمَاً »22؛ (حتماً هر یک از شما منتظران برای قیام حضرت قائم سلاح فراهم سازد، هر چند یک تیر.)
لبیک می‌گویند و خطاب به خداوند سبحان عرضه می‌دارند: «اللُّهمَ اِن حالَ بَینی وَ بَینَهُ المُوتَ الَذی جَعَلتَهُ عَلَی عِبادِکَ حَتماً مُقضّیاً، فَأخرِجنی مِن قَبری، مُوءتَزِراً کَفَنی شاهِراً سَیفی، مُجَرَداً قَناتی، مُلَبَیاً دَعوَهَ الدّاعِیَ فی الحِاضِر وَ البَادی»23؛ (بارالها! هرگاه میان من و مولایم مرگ حائل گردد که سرنوشت حتمی بندگانت قرار داده‌ای، از تو می‌خواهم که مرا از قبر بیرون آری، در حالی که کفن به تن کرده و شمشیر یر کشیده و نیزه برهنه، دعوت آن داعی الی الخیر را در شهر و بادیه اجابت کنم( و در رکابش حاضر گردم.)

فصل دوم: خودیاری‌های اجتماعی:
در فصل گذشته یکی از آثار تربیتی انتظار ظهور مصلح جهانی یعنی: تأثیر انتظار در خود سازی‌های فردی، مورد بررسی قرار گرفت. ولی اثر مهم دیگری نیز دارد که ذیلا از نظر می‌گذرانیم و آن تأثیر انتظار در خودیاری‌های اجتماعی می‌باشد.
منتظران راستین در عین حال وظیفه دارند تنها به خویش نپردازند بلکه مراقب حال یکدیگر باشند و علاوه بر اصلاح خویش در اصلاح دیگران نیز بکوشند.
زیرا برنامه عظیم و سنگین که انتظارش را می‌کشند یک برنامه فردی نیست بلکه برنامه‌ای است که تمام عناصر تحول باید در آن شرکت جویند باید کار به صورت دسته جمعی و همگانی باشد کوشش‌ها و تلاش‌ها باید هماهنگ گردد و عمق و وسعت این هماهنگی باید به عظمت همان برنامه انقلاب جهانی باشد که انتظار آن را دارند.
در یک میدان وسیع مبارزه دسته جمعی هیچ فردی نمی‌تواند از حال دیگران غافل بماند، بلکه موظف است هر نقطه ضعفی را در هر کجا ببیند اصلاح کند، و هر موضع آسیب پذیری را ترمیم نماید و هر قسمت ضعیف و ناتوانی را تقویت کند، زیرا بدون شرکت فعالانه و هماهنگ تمام مبارزین، پیاده کردن چنان برنامه‌ای امکان پذیر نیست. بنابراین منتظران واقعی علاوه بر اینکه در اصلاح خویش می‌کوشند وظیفه خود می‌دانند که دیگران را نیز اصلاح کنند.
در این فصل آثار تربیتی اعتقاد به این انتظار را از لحاظ خودسازی‌های اجتماعی در7 محور مورد بحث و بررسی قرار می‌دهیم.
1ـ وجود رهبر مایه بقاء حکومت است:
محاسبات عقلی و اجتماعی ثابت می‌کند که اعتقاد به وجود چنین امامی در طول مدت غیبتش اثر عقلی عمیقی در اجتماع شیعه داشته است که اکنون به آن اشاره می‌کنیم.
اصولاً هر جامعه‌ای که برای خود تشکیلات و سازمان دارد برای بقاء تشکیلات و ادامه کار سازمانها و افراد، در تعقیب هدف، به وجود رهبری نیاز دارد که مداخله او در ریاست است و گردش تشکیلات و سازمان‌ها لازم و ضروری است، به نحوی که در دل اجتماع باشد و هرگاه این رهبر به عللی زندانی، تبعید و یا بیمار باشد در آن صورت هم وجود او برای مدیریت و رهبری افراد کافی خواهد بود، زیرا باز مردم به پشتوانه آن رهبر دست به دست هم داده و با اتحاد و انسجام ناشی از احساس وجود رهبر و در نتیجه تبعیت از دستورات او به سمت اهداف مورد نظر، حرکتشان را ادامه می‌دهند. آن چنان که در نهضت پیروز امام خمینی(ره) که در دوران 15 ساله تبعیدشان و خفقان حاکم بر توده‌ها ایشان با شجاعت و مهارت و تدبیر بالایی نهضت را رهبری کردند و بالاخره به ثمر نشاندند.
در طول تاریخ در میان ملل زنده که قیام‌ها و نهضت‌هایی داشتند، برای این مطلب گواه‌های فراوانی وجود دارد که نشان می‌دهد تا آن رهبر از حیات و زندگی برخوردار است هر چند از نزدیک موفق به رهبری نمی‌شده است اما تشکیلات این گروه باقی و پایدار می‌مانده و اما لحظه‌ای که حیات و زندگی او به پایان رسید، تفرقه و دودستگی، تشتت قوا و نیرو، پراکندگی و نابسامانی در میان جمعیت حکم‌ فرما شده است.
بهترین گواه بر اینکه وجود رهبر، حافظ و نگهدارنده‌ مکتب و مایه تشکّل پیروان است، سرگذشت نبرد«احد» در صدر اسلام می‌باشد. در این جنگ به طور اشتباه یا از روی غرض ورزی ندائی در قلب لشکر اسلام بلند شد که«محمد کشته شد» این خبر دهان به دهان در میان آن تعداد از مسلمین که مشغول دفاع بودند پیچید تا آنجا که مرگ پیامبر اسلام(ص) برایشان قطعی شد در نتیجه دشمن قوی تر شده و به عکس روحیه مسلمانان به شدت تضعیف شده و نظام پیوستگی آنان چنان گسیخته گردید که هر کدام به گوشه‌ای فرار کرده و دست از نبرد کشیدند و حتی گروهی به فکر افتادند که به دشمنان بپیوندند. به محض اینکه خبر قتل پیامبر تکذیب شده و عده‌ای پیامبر را به چشم خود دیدند، لشکر از هم پاشیده، بار دیگر به دلگرمی وجود رهبر، از نقاط مختلف کوه احد، و از زیر صخره‌ها دور پیامبر گرد آمدند و نبرد و دفاع را از سر گرفتند.
در اینجا این سؤال پیرامون وجود حضرت مهدی(عج) پیش می‌آید که امام(ع) در هر حال رهبر و پیشوا است و وجود یک رهبر در صورتی می‌تواند مفید باشد که تماس مداوم با پیروان خود داشته باشد امام غائب از نظر، و ناپیدا، چگونه می‌تواند نقش رهبری خود را ایفا کند؟!
به تعبیر دیگر: زندگی امام(ع) در دوران غیبت یک زندگی خصوصی است نه یک زندگی اجتماعی در صورت یک پیشوا، با این حال حق داریم بپرسیم این ذخیره الهی چه اثر عمومی برای مردم می‌تواند داشته باشد؟ و چه نوع بهره‌ای مردم می‌توانند از وجود او ببرند؟
به علاوه اصولاً آیا مفهوم غائب شدن امام(ع) این است که وجودش به یک روح نامرئی یا امواج ناپیدا و امثال اینها تبدیل شده؟ آیا این با علم سازگار است؟
در پاسخ باید گفت: مفهوم غائب بودن امام(ع) چنانکه اشاره کردیم ـ هرگز اینگونه نیست که وجود امام(ع) در عصر غیبت یک وجود نامرئی و رؤیایی است که به یک وجود خیالی و پنداری شبیه‌تر از یک وجود عینی باشد. بلکه او یک زندگی طبیعی عینی خارجی دارد. منتها با عمری طولانی، در میان مردم و در دل جامعه‌ها رفت و آمد دارد، و در نقاط مختلف زندگی می‌کند. و اگر استثنایی در زندگی او هست همین است که او از یک عمر طولانی برخوردار است، همین و بس. او به طور ناشناس در جامعه انسانی زندگی می‌کند، و هیچکس درباره غیبت او جز این نگفته است و چقدر فرق است میان« ناشناس و نامرئی».
بنابراین جمعیت شیعه طبق عقیده‌ای که به وجود امام زنده دارد، هرچند او را در میان خود نمی‌بیند، خود را تنها نمی‌داند بلکه همواره انتظار بازگشت آن سفر کرده را که قافله‌های دل همراه اوست می‌کشد، این انتظار سازنده و اثربخش او هر روز احتمال ظهور او را بیشتر در دلها زنده می‌کند.
اثر روانی این فکر در زنده نگهداشتن امید در دلها و وادار ساختن افراد به خودسازی و آمادگی برای انقلاب بزرگ کاملاً قابل درک است. اما اگر این رهبر اصلاً وجود خارجی نداشته باشد و علاقه‌مندان مکتبش در انتظار تولد و پرورش او در آینده باشند وضع بسیار فرق می‌کند.
طبق اعتقاد عمومی شیعه که در روایات بسیار زیادی در منابع مذهبی آمده است امام به طور مداوم، در دوران غیبت، مراقب حال پیروان خویش است، و طبق یک الهام الهی از وضع اعمال آنها آگاه می‌گردد و به تعبیر روایات، همه هفته برنامه اعمال آنها به نظر او می‌رسد و از چگونگی رفتار و کردار و گفتار آنها آگاه می‌گردد.
این فکر سبب می‌شود که همه معتقدان در حال مراقبت دائمی فرو روند و به هنگام ورود در هرکار توجه به آن
«نظارت عالی» داشته باشند، اثر تربیتی این طرز فکر نیز قابل انکار نیست.
از طرفی وجود امام(ع) در پشت ابر‌های غیبت نیز این اثر را دارد که از طریق اشعه نیرومند و پر دامنه نفوذ شخصیت خود، دلهای آماده را در نزدیک و دور تحت تأثیر جذبه مخصوص قرار داده و به تربیت و تکامل آنها می‌پردازند و از آنها انسانهایی کامل‌تر می‌سازد.
از مجموع آنچه در این قسمت گفته شد نتیجه می‌گیریم؛ آنها که دور نشسته‌اند و وجود امام را در عصر غیبت یک وجود شخصی و بدون بازده اجتماعی دانسته‌اند و به عقیده شیعه در این زمینه تاخت و تاز کرده‌اند که وجود چنین امامی چه نفعی در مقام رهبری و امامت خلق می‌تواند داشته باشد، آنچنان که گفته‌اند نیست، و آثار وجودی او در این حال نیز فراوان است. میان اعتقاد شیعه به وجود حضرت قائم (عج) مبتنی بر زندگی پنهانی و دور از نظر ایشان با اعتقاد مخالفان مبنی بر عدو وجود ظاهری آن‌حضرت تفاوت است. شیعیان وجود حضرت را در جای جای زنگی‌شان حس کرده و او را حاضر و ناظر بر اعمال و زندگی خود می‌دانند.

2ـ توجه هر چه بیشتر به نحوه رفتار خود (تمرین و ریاضت)
ایمان به امام موجود هر چند موعود الظهور سبب احساس وجود حاکم فعلی است که اطاعت از او از طریق تطبیق احکام اسلامی لازم و ضروری است و وجود چنین ایمانی مسئولیت انسان را سنگین‌تر و وظیفه او را بیشتر می‌کند.
منتظران با اخلاص و تراز مکتب، در مرحله تربیت نفس و خودسازی، به امر دیگری نیز باید توجه کنند، و آن تمرین زندگی ساده و خشن، و دور از رفاه و تن‌آسایی است، تا بدین گونه با زندگی پیشوای قائم هماهنگ گردند، و تاب پیروی از فرزند علی (ع) را پیدا کنند.
درباره موضوعی که یاد شده، در احادیث ما، تعالیمی رسیده اهمیت بسیار دارد، که باید مورد نظر و عمل قرار گیرد. این تعالیم می‌گوید: باید در انسان منتظر، روح پارسائی، پایداری، زهد و بی‌نیازی، قدرت و مردانگی، شهامت و بی‌باکی، به وفور وجود داشته باشد، انسان منتظر باید این خصلتها را در خویشتن پدید آورده و پرورش دهد، و به اصطلاح روز، یک فرد ساخته انقلابی، و یک چریک آماده باشد. هیچگونه ضعفی، سستی، امیال و علایقی، نباید شخصیت انسان منتظر را دستخوش قرار دهد.
جامعه منتظر، باید جامعه‌ای اسلامی باشد و بزرگترین وجه تمایز جامعه اسلامی از دیگر جامعه‌ها، همان اخلاق نورانی اسلامی است. انسان منتظر باید دارای اخلاق اسلامی باشد، و جامعه منتظر باید مظهر اخلاق سلامی باشد.
و اینکه این همه تأکید شده است که شیعه باید«زَینّ» امامان خود باشد نه«شَینِ» آنان، رعایت آن در عصر انتظار، به صورتی مؤکدتر لازم است. شیعه باید با رفتار انسانی و اخلاق محمدی و صفات علوی، و فضائل جعفری، همواره مایه زینت و افتخار و آبروی ائمه طاهرین باشد، نه مایه ننگ آنان، باید طوری باشد که ائمه بتوانند به شیعیان خود افتخار کنند. و این رعایت، در دوران غیبت امام به احترام امام واجب تر است و باید شیعه بیش از همه در رفتار خود سعی و تلاش کند تا مبادا قدمی در راه ناخشنودی امام بردارد بلکه باید هر لحظه او را مراقب اعمال و رفتار خود ببیند.
آری! دولت جهانگیر عدل، به آسانی تشکیل نخواهد یافت. سهم انسان مسئول، در خدمت مهدی(عج) برای تأسیس دولت جهانی او بسیار خواهد بود پس اولاً باید خود را از هرگونه عیوب و زشتی پاک کرده و آماده باشد و سپس دیگران را نیز آماده نماید....
درد آشنایان، به همراهی آن پیشوای درد آشنا باید به پا خیزند، و جباران و ابر قدرتان و نیروهای آنان را، مبارزه و درگیری، و با مجاهده و جنگ، در پرتو و یاری نصر خدائی، از میان بردارند و خود مانند محرومترین محرومان زندگی کنند (خوراکی خشک و اندک، و جامه‌ای خشن و کم بها) تا بتوانند محرومیت را از جهان بردارند، و انسانیت را به جهان باز گردانند.

3ـ حفظ دین و نگهبانی ایمان:
یکی از ابعاد عظیم تکلیف حساس و بزرگ، در روزگار غیبت و انتظار، حفظ دین، و نگهبانی مرز‌های عقیدتی، و حراست باورهای مقدس است. جماعت منتظر نباید درباره این امر عظیم سستی روا بدارد. لازم است فروغ ایمان، و نور یقین و پرتو عقیده به حق، و تشعشع اعتقادات راستین، همواره در دل و جان مردم محفوظ باشد، و پیوسته ژرف‌تر و ژرف‌تر شود، و بارورتر و بارورتر گردد.
لازم است جان و دل نوباوگان و نوجوانان و جوانان، هر دم، در برابر تابش اعتقادات حق قرار گیرد، و از این تابش و تجلی آکنده گردد.
لازم است ایمان جزء وجود آنان، و مایه تقّوم هویت اصلی آنان باشد، تا کم کم، حق و فداکاری در راه اعتلای به حق، چون خون، همه وجود آنان را گرم کند، و چون روح، جوهر حیات آنان باشد.
لازم است سعی شود تا ایمان اعتقادی، با ایمان عملی، در آنان اتحاد یابد، و از نخستین سنین تکلیف و توجه به عمل و احکام (عمل درست) در زندگانی آنان حضور قاطع یابد.
در روزگار غیبت امام، و طولانی شدن عصر انتظار، ممکن است شبهه‌هایی در ذهن برخی بیابد، یا شیاطین پنهان یا شیاطین آشکار، به سست کردن پایه‌های اعتقادی کسی ـ بویژه جوانان ـ برخیزند، باید در برابر این شبه‌ها مقاومت کرد، و آنها را از دلها و ذهن‌ها زدود. همچنین مطالب و مسائلی، در روند زمانه، و تحولات زندگی بشر، و پیداشدن افکار و مسلکها بروز می‌کند، که ممکن است ظلمت‌های فکری بیافریند، و به ایمانها و روشنائی‌های قلوب، زیان برساند، باید در برابر این مطالب و مسائل نیز پایدار بود و پایداری کرد، و در رد و رفع درد آنها و روشن کردن پوچی آنها به کوشش برخاست. به طور کلی، حوزه‌های علمی و اعتقادی، و نگهبانان میراث قرآنی و فرهنگ تربیتی اسلام باید در برابر همة این تهاجم‌ها پایداری کنند و به تناسب هر مورد، به دفع این زیانها و خطرها بپردازند. این همه تأکید که در احادیث دربارة حفظ ایتام آل محمد(ص) شده است، و این حفظ، حفظ اعتقاد دینی و تربیت دینی در توده‌ها، بویژه در جوانان و نوجوانان است.
حفظ و گسترش اعتقاد دینی و شناخت درست اعتقادی و عملی ـ وسیله تشخیص حق از باطل است در روزگار متصل به ظهور مفیدتر، بلکه لازم‌تر است و این بدان علت است که تنها دارندگان عقیده و عملند که در مسائل و حوادث پیش از ظهور گم نمی‌شوند، و دچار تردید نمی‌گردند و حق را تشخیص می‌دهند آری، آنان که«اعتقاد صحیح» و «عمل صالح» داشته باشند به تصدیق و تأیید مهدی (عج) مبادرت می‌کنند و به سعادت بزرگ می‌رسند. این است که تا به هنگام ظهور مهدی ـ یعنی هنگامی که فریاد او به گوش همگان برسد باید اعتقاد صحیح و عمل صالح در مردم منتظر حفظ گردد. و این ایمان و باور، باید در جامعه باشد و باید همچنین تا ـ زمان ظهورـ بماند.

4 ـ همیاری و همکاری:
پیوند استواری که باید میان منتظران برقرار باشد، و مورد توجه و تذکر ائمه طاهرین(ع) بوده است همین بعد همکاری و همیاری میان منتظران است. منتظران در عصر غیبت، حاملان اصلی‌ترین اعتقاد و دارندگان راستین‌ترین موضع حقند. اعتقادات منتظران را مبانی زبده اسلام و حقایق زنده قرآن تشکیل می‌دهد. منتظران مدعی‌اند که ما چشم به راه حرکتی هستیم که آرمان مقدس پیامبران را، از آدم(ع) و ابراهیم(ع) تا محمد(ص) و آرمان مقدس امامان را، از علی بن ابیطالب(ع) تا امام حسن عسگری(ع) تحقق بخشند، و بشریت را یکسره به رهایی رسانند، روشن است که پیوند افراد این حوزه اعتقادی مهم و درخشان ـ یعنی تک تک منتظران ـ باید تا چه اندازه صمیمی، پاک، استوار، منسجم و عمیق باشد.
از جمله این سلوک‌ها و وظایف تعاون است، تعاون و یاری رسانی از همدیگر باخبر بودن، به هم سر زدن، یکدیگر را در امور خیر کمک کردن، پند دادن، خیر خواه بودن، و توانگران با تواضع و ادب نزد ناتوانان رفتن و به آنان رسیدند و مشکلات آنان را رفع کردند... این امور جزء وظایف اولیه شیعه منتظر است.
توانایان باید به ناتوانان برسند، توانگران باید مستمندان را در یابند، باید غم از دل غم داران بردارند، و نیازمندان را بی‌نیاز سازند. باید هر کس خیر دیگری را بخواهد، و را به خیر و نیکی و درستی و ثواب دعوت کند. باید عمل صالح شایع باشد و مردم یکدیگر را به شناختن و انجام اعمال صالح فرا خوانند، و در این راه کمک کنند. اینها سفارش امامان و پیشوایان ماست.
از جمله، این سفارش امام باقر(ع) به جابر و گروهی از دوستانش است که پس از انجام دادن فرائض حج، برای خداحافظی خدمت امام (ع) رسیده و خواستار سفارشاتی شده بودند می‌توانیم این حدیث را متذکر شویم:
فقال: «لِیُعن قَوُیّکُم ضَعیفَکُم، وَ لِیَعطِف غَنِیُّکُم علی فقیرِکُم، وَ لیَنصَحِ الرَّجُلُ أخاهُ کَنُصحِهِ لِنَفسه. وَ اکتمُوُا اَسرارِنا، وَ لاتُحمِلوُا الناسَ علی أعناقِنا. وَ اَنظِروا اَمرَنا وَ ما جاءَکُم عَنا...فَاِذا کُنتُم کَما اَوصَیناکُم ولَم تَعَدَّو الی غَیرِه، فَماتَ مِنکُم مَیَّتُ ـ قَبلَ اَن یَخرُجَ قائِمنا کانَ شَهیداً. وَ مَن اَدرَکَ قائِمنا فَقُتِلَ مَعَد، کانَ لَهُ اَجرُ شَهیدینِ وَ مَن قَتَلَ بَینَ یَدَیهِ عَدُوّاً لَنا، کانَ لَهُ اَجرُ عَشرَینَ شَهیداً.»
امام باقر(ع) فرمود: «باید نیرومندان شما به ناتوانان کمک کنند و توانگران به مستمندان برسند هر یک از شما باید چنانچه نیکخواه و نیکفرمای خود است ـ نیکخواه و نیکفرمای برادر دینی خود نیز باشد.
شما باید اسرار آل محمد(ص) را فاش نسازید ( و به نامحرمان و نامستعدان نگویید) و مردم را بر سر ما نشورانید. شما باید در امر ما (خط دینی و تربیتی) به ژرفی بنگرید، و آنچه از ما رسیده است به درستی بشناسید و از آن آگاه گردید. و اگر اینچنین بودید، و به آنچه سفارش می‌کنیم رفتار کردید و راه و روش و مسلک دیگری در پیش نگرفتید، هر یک از شما اگر از جهان در گذرد و قائم ما (حکومت حقه ما) را درک نکرده باشد شهید به شمار خواهد آمد و در صورتی که قائم ما را درک کند و در رکاب او شهید شود پاداش دو شهید را خواهد داشت. و هر کس در رکاب قائم یکی از دشمنان ما را (که دشمنان حق و عدل و فضیلت و انسانیتند) بکشد، پاداش بیست شهید را خواهد برد.»

5 ـ نقش نیروهای مردمی:
در انقلاب بزرگ مهدی(عج) نیروهای مردمی نقش عمده‌ای دارند درست است که پاره‌ای مسائل مربوط به«امام غایب» جزء مسائل ماورای طبیعی است غیبت، طول عمر، داشتن میراث پیامبران، و.... غلبه بر سراسر جهان اینها مسائل عادی نیست. بلکه امور الهی است، و مهدی خود« غیب‌الله» و « سرالله» است. ظهور و تسلط او بر جهان، و غلبه او بر شرق و غرب عالم نیز، تا حدودی در ارتباط با همین جنبه الهی و ماورای طبیعی است.
لیکن باید در نظر داشت که یک طرف قضیه این ظهور و انقلاب، انسان است. مهدی می‌آید تا به کمک انسان و انسانیت بر خیزد، و دست انسان را بگیرد، و «جهانی انسانی» را پدیدار سازد.
و انسان، موجودی است که یک طرف قضیه این ظهور و انقلاب، انسان است. مهدی می‌آید تا به کمک انسان و انسانیت برخیزد و دست انسان را بگیرد و«جهانی انسانی» پدیدار سازد.
و انسان موجودی است که در قلمرو «تکلیف» و «اختیار» عمل می‌کند بنابراین، در دوران ظهور نیز، همین تکلیف و اختیار هست. انسان در آن جریان بزرگ نیز حضور دارد، آن هم حضور اختیاری و تکلیفی. و به همین دلیل است که هنگام ظهور نیز برخی از مردم، حق را اختیار می‌کنند و در پی مهدی (عج) به راه می‌افتند، و برخی باطل را اختیار می‌کنند و رو در روی مهدی می‌ایستند. البته اینان نابود می‌شوند، چون در روزگار ظهور حق، به بدان و بدخواهان و باطل و باطل گرایان مهلت داده نمی‌شود، تا چونان خار در گلستان انسانیت بمانند و ببالند و جان انسان و انسانیت را بگزند و از بالیدن جوانه‌های حق و فضیلت در آفاق بشری، جلوگیری کنند، دیگر هرگز چنین نخواهد بود.
همان طور که در سطور بالا گفتیم عنصر تکلیف و اختیار، در آن روزگار نیز حضور کامل دارد و انسان در کنار مهدی(عج) وارد صحنه می‌شود و عدل جهانی به رهبری مهدی موعود و با کمک انسان‌های مقاوم و مبارز تحقق می‌پذیرد، بنابر این اصل یاد شده ، یعنی نقش نیروهای مردمی در تحقق یافتن حکومت مهدی(عج) باید همواره در یادها باشد تا آمادگیها را فراهم آورد. انسان ضایع شده در طول تاریخ و خرد شده در زیر پای مستکبران و جباران، در پرتو عنایات حق و رهبری‌ها و مددهای خلیفه حق، چنان به حرکت در می‌آید که خود، حکومت حق و عدل جهانی را می‌گستراند و خود در شمار یاوران مظهر عدل مطلق جای می‌گیرد و با کمک رهبری الهی، عدالت آفاقی را به همه سوی گسترش می‌دهد، و آنگاه رهبر، عدالت انفسی را پی‌ریزی می‌کند و بسط می‌دهد.
حضور نیروهای مردمی در تشکیل حکومت مهدی(عج) از احادیث و تعالیم دین گرفته شده است. در احادیث ائمه طاهرین(ع) به صراحت ذکر شده است که مهدی به هنگام ظهور، از مردم کمک و یاری می‌طلبد و این بدان سبب است که هم مردمان را به راه سعادت و حق ببرد و به فیض فداکاری در راه استوار ساختن حق و عدالت نائل سازد، و هم حرکت انسانی و قیام جهانی خویش را تا جایی که ممکن است با دست خود مردم به ثمر رساند. در احادیث می‌خوانیم:
« یا اَیُها الناسُ! اِنّا نَستَنصِرُا.... وَ مَن اِجابَنا مِن النّاس»25؛ ( ای مردمان! ما از خدا یاری می‌طلبیم و از هر کس از مردم که دعوت ما را بپذیرد و در صف یاران ما درآید....)
«اِنّا نَستَصیرا.... الیَومَ، و کُّلُ مُسلِم...»26 ؛ (ما امروز از خدا یاری می‌طلبیم و از هر مسلمانی که در جهان هست...)
در تعالیم رسیده است که بانوان نیز، در این قیام بزرگ مشارکت دارند. چنانکه از امام محمد باقر(ع) روایت شده است که فرمود: « چون مهدی فریاد برآورد که ما از خدا یاری می‌طلبیم و از هر مسلمانی، سیصد و سیزده تن از مردان نزد او آیند که با آنان پنجاه زن نیز هست.»27 این جماعت در مکه گرد آیند. و این شمار، شمار نخستین گروه از یاران مهدی(عج) است، سپس دسته دسته مردمانی که جزء یاران او خواهند بود از زن و مرد به آنان خواهند پیوست.

6 ـ دعوت به حماسه:
بر خلاف آنچه بعضی فکر می‌کنند که انتظار ظهور، و چشم به راه «مهدی موعود» بودن، به گونه‌ای، موجب از دست رفتن حرکت‌های اصلاحی و حماسه‌های دینی و اجتماعی است، هرگز چنین نیست. انتظار، در واقع دعوت به «پذیرفتن» است نپذیرفتن باطل، نپذیرفتن ستم، نپذیرفتن بردگی و ذلت. انتظار، درفش بنیادگر مقاومت در برابر هر ناحق و ستم و هر ستمگری است.
مجاهدات خستگی ناپذیر شیعه، در طول تاریخ همواره گواه این است که در این مکتب هیچ سازشی و هیچ سستی راه ندارد، شیعه با حضور در حوزه «انتظار» یعنی انتظار غلبه حق بر باطل و غلبه داد بر بیداد و غلبه علم بر جهل و غلبه تقوا بر گناه و غلبه آگاهی بر کوربینی، همواره آمادگی خود را برای مشارکت در نهضت‌های پاک و مقدس تجدید می‌نماید و با یاد تاریخ سراسر خون و حماسه سربازان فداکار تشیع، مشعل خونین مبارزات عظیم را بر سر دست حمل می‌کند.
در عصر غیبت، به شیعه به عنوان منتظر دستور داده‌اند که سلاح خود را همیشه آماده داشته باشند و چنین هم باید باشد. شیعه اگر منتظر است که کسی بیاید و عدالت و داد را بگستراند، معلوم می‌شود به عدالت و عدل و داد عقیده دارد و هر کس نسبت به هر چه عقیده دارد تعهد نیز دارد.
بنابراین، چگونه انسان مؤمن و معتقد به عدالت و داد و متعهد نسبت به اجرای عدالت و داد خود، در سال‌های دوران عمر خویش می‌تواند ساکت بنشیند و هر ظلم و ناحقی را تحمل کند و آرمان اعتقادی و تعهدی خویش رابه کناری نهد، تا پس از سالها و سده‌ها ظهور، تحقق یابد و مصلح موعود بیاید و عقاید و تعهدات او را تحقق بخشد. چگونه انسان معتقد و متعهد چنین خواهد کرد؟ و چگونه جامعه مؤمن و متعهد چنین خواهد زیست؟ آنچه مصلح موعود و یاران او انجام می‌دهند، تکلیف خود آنان است در روزگار ظهور. تکلیف امروز ما چه خواهد شد؟ و اگر انجام ندهیم چگونه خواهد بود؟ نه.... سستی و سکوت پذیرفته نیست؟ انتظار دعوت به حماسه است و هدایت به حرکت و قیام و چنانکه گفته‌اند:
« خودداری از جنگ، وسیله آمدن اَبَر مرد نیست، بلکه شخص باید با حماسه وارد پیکار شود، باید سپاه انسانیت مجهز شود، شمشیر و سپر بگیرد و بی اعتنا به فریاد بزدلان به سوی آینده با شکوه پیش رود و فضائل آن نیز فضائل جنگاور پهلوان باشد.»

7ـ دعوت مردم به تشکیل یک بسیج عمومی:
انتظار، یک بسیج عمومی است که مکتب تشیع علوی در عصر انتظار، پیروانی میخواهد که همیشه آماده باشند آماده از نظر قدرت‌های ایمانی و روحی، نیروهای بدنی و سلاحی، تمرین‌های عملی و نظامی، پرورشهای اخلاقی و اجتماعی....
و از طرف دیگر پیروانی می‌خواهد همواره در سنگر، سنگر مبارزه با تمایلات نفسانی، با سستیهای تکلیفی، سنگر مبارزه با ذلت پذیری و استعمار زدگی، مبارزه با ستم و تبعیض و استثمار و انحراف مبارزه با زیر بار کفر رفتن و برده دیگران شدن و مبارزه با قدرت‌های ناحق و سلطه یهود و نصاری.... این آمادگی عمومی و همیشگی، جوهر اصلی انتظار است. این است که باید ماهیت انتظار شناخته شود، تا انتظار، انتظاری باشد شیعی و سازنده، نه یک تنبلی و تکلیف از رهایی. انتظار پدیده‌ای عظیم و جریان مهم است همه میدانیم که ظهور مهدی موعود و رسیدن فرج اعظم و فتح اکبر امری بسیار بزرگ و بسیار مهم است، نشر عدالت در همه آفاق و نشر حق در همه نفوس.
شیعه، منتظر این امر بزرگ است و خود را برای چنین هدف عظیم آماده می‌دارد.
در این روزگار بیداری و حرکت و خون و شهادت باید همة مسلمانان به خود آیند و از این رؤسای خائن ممالک اسلامی دل بردارند و به حرکت انتظار و حرکت منتظران بپیوندند و با جباران و دست نشاندگان در افتند و وارد مبارزات بزرگ شوند و در ردة استقبال‌کنندگان دولت مهدی آل محمد (عج) در آیند تا به احادیث و دستورات پیامبر اکرم(ص) عمل کرده باشند. باید به مهدی موعود معتقد باشند و منتظر ظهور او باشند، زیرا که این اشارات قرآن است و بشارت پیامبر(ص).
مسلمانان (اعم ازشیعه و سنی) و پیروان قرآن باید در این بسیج عمومی و حماسه کلی و آمادگی اسلام و خروش‌ رهایی و طلب روشنایی با شیعة آل محمد(ص) همگام و هماهنگ و هم فریاد باشند تا به هنگام طلوع طلایع حق به صف پیکارگران رکاب مهدی(عج) بپیوندند و در آن نبرد بزرگ حق و باطل حماسه بیافرینند و کمک رسانند و حضور فعال داشته باشند.
امام صادق(ع) می‌فرمایند:
« لِیُعونَ اَحَدُکُم لِخُرُوج القائِم وَ لَوصَهما فَاِنَّ اللهَ اِذا عَلَمَ ذلِکَ مِن نیتِهِ، رَجوتَ لانِ یَنسی فی عُمرهِ حتی یُدرِکهُ، وَ یَکُونَ مِن اَعوانِهِ وَ اَنصارِهِ»28؛ ( باید هر یک از شما برای خروج قائم اسلحه تهیه کنید، اگر چه یک نیزه، چون وقتی خدا ببیند کسی به نیت یاری مهدی اسلحه تهیه کرده است، امید است عمر او را دراز کند تا ظهور را درک نماید و از یاوران مهدی باشد ( یا برای این آمادگی، به ثواب درک ظهور برسد.)
با توجه به مباحث و مطالبی که گذشت و با مرور در احادیث اهل بیت(ع) به خوبی معلوم می‌شود که مردان حق همیشه باید خویشتن را آماده یاری مهدی موعود بسازند، گوش به سخنان افراد تنبل و تن پرور، یا ضعیف النفسان و ناتوانان ندهند، و دل به« آماده طلبی » ـ که بر خلاف سنت الهی است ـ خوش نکنند بلکه خود باید مرد عمل و جهاد، مرد کار و قدرت، مرد شجاعت و توانایی، مرد اقدام و تکلیف باشند. باید به آماده سازی جوانان شیعه، و دیگر معتقدان به حق، برای یاری مهدی(عج) دل بست و به آن توجه عمیق کرد. جریان آمادگی، دیگر نباید در جامعة اسلامی فراموش شود، بلکه باید زنده و فعال بماند و به دیگر جوامع اسلامی و... سرایت داده شود.
باری مفاهیم «امامت» ، «وصایت» ، «ولایت»، «عترت» ، «غیبت» ، «ولی عصر» ، « امام زمان» ، افزون بر مفاهیم «توحید» ، «نبوت» و «معاد» با هویت فرهنگی و تاریخی تشیع در آمیخته‌اند و شیعه در چارچوب این مفاهیم جهان‌بینی توحیدی ژرف و استواری را بنیان تهاده است که طی آن روابط و سلسله مراتب تکوینی تمام عناصر هرم هستی ـ از عرش تا فرش ـ به صورت بسیار دقیق تبیین شده است.
در مکتب آسمانی« تقرب الی ا...» هدف نهائی آفرینش انسانی شمرده می‌شود و از طرفی طبق آموزه‌ی قرآنی، آدمی برای عروج به درجات قرب نیازمند به «وسیله» است بر این پایه« ابتغاء الوسیله» بر وی واجب می‌شود.
در تفکر شیعی، چنگ زدن به عروه الوثقای«ولایت» همان «توسل و ابتغاء» و « امام» همان «وسیله» به شمار می‌آید، انسان از طریق امام و حجت زمان به خداوند متعال نزدیک شده و اتصال روحانی می‌آید.
امام، انسان کامل است و انسان کامل مظهر اسماء الله الحسنی و تجلی اعظم الهی است. «امام» همین مخلوق است که کردگار حکیم با آفرینش وی، بر فرشتگان مباهات کرد «امام» یعنی «خلیفه ا...» و آخرین خلیفه ا... کسی نیست جزء حضرت بقیه الله(عج).
همو که آئینه‌دار طلعت رب‌العالمین و« وجه‌الله » است، از این رو در دعای شریف ندبه، امام زمان(عج) را با این عبارات می‌خوانیم: «أین وجه الله الذی یتوجه الیه الاولیاء.»
شیعه‌ی پاک‌باخته و راستین که با دیده‌ی سر (نه چشم سر) جمال بی مثال امام و ولی خود را به نظاره نشسته، در دوران هجرت و عصر غیبت، غم مهجوری و درد دوری جانش را آزار می‌دهد و او را بر آن می‌دارد که سر به آستان دوست نهد و رؤیت ارادت خویش با وی باز گوید:
خوش می‌روی به تنها، تنها فدای جانت مدهوش می‌گذاری یاران مهربانت
رخت سرای عقلم تاراج عشق کردی ای رند آشکارا می‌بینم از نهایت
من آب زندگانی بعد از تو می‌نخواهم بگذار تا بمیرم بر خاک آستانت
آنچه گذشت مروری بود بر تأثیر آثار تربیتی انتظار از لحاظ خودسازی‌های فرد و خودیاری‌های اجتماعی، سترگی وظیفه منتظران و تکلیف «انتظار» و طبعاً همه نمی‌توانند این راه صعب العبور را تا پایان بپیمایند. باری «عاشقی شیوه‌ی رندان بلاکش باشد» این دفتر را با نثار خالصانه‌ترین، گرم‌ترین و سبزترین سلام‌ها به ساحت مقدس مولا و مقتدایمان، حضرت اباصالح حجه بن الحسن المهدی(ارواحنا التراب مقدمه الفداء) و دعا برای سلامتی و تعجیل در فرج آن حضرت، به پایان می‌بریم.
سلام بر عصارة نبوت، خلاصه‌ی امامت، خاتم ولایت، مشعل هدایت و صاحب کرامت.
سلام بر نور دیده‌ی مصطفی(ص)؛
سلام بر پور علی مرتضی(ع)؛
سلام بر دلبند فاطمه زهرا(س)؛
سلام بر صاحب کتاب و حدید، و فرقان و ذوالفقار؛
سلام بر علی آل یاسین.


پی نوشت:
1-غیبت نعمانی، ص 185
2-سوره ابراهیم، آیه 20
3-اکمال الدین/ج2/ ص 357ـ 358، بحارالانوار/ ج 52/ ص 128.
4-اکمال الدین و اتمام النعمه، ج 1/ باب32.
5-سوره انبیاء(21)، آیه 105.
6-آل عمران/102.
7-بحارالانوار/ج 52/ ص124.
8-الغیبه شیخ طوسی، بحارالانوار/ج 52/ص 131.
9-الغیبه نعمانی، بحارالانوار/ج 52/ص 134ـ 131.
10-ر.ک: علل انحطاط مسلمین/ مرتضی مطهری، احیای فکر دین در اسلام/ اقبال لاهوری.
11-بنابیع الموده/ قندوزی حنفی/ چاپ استامبول/ ص445ـ اثبات الهداه/ ج3/ ص560.
12-الارشاد/ ج2/ ص383/ چاپ آل بیت، حدیثث از امام صادق(ع)/ بحارالانوار/ ج 52/ ص 337.
13-بحارالانوار/ ج 52/ص 338، حدیث از امام صادق(ع)الارشاد/ ج2/ ص 384.
14-الغیبه/ نعمانی/ احادیث باب سیزده به ویژه ج 19و22، بحارالانوار/ ج52/ ص312و381. نوادر الاخبار/ فیض کاشانی.
15-الغیبه/ نعمانی/ احادیث باب سیزدهم به ویژه ج19و22، بحارالانوار/ ج52/ ص312و318. نوادر الاخبار/ فیض کاشانی.
16-الغیبه/ نعمانی. بحارالانوار/ ج52/ ص 135.
17-آل عمران /110.
18-الترعیب و الترهیب/ متری شامی/ ج3/ ص 233.
19-الکافی/ ج5/ ص56، التذهیب طوسی/ ج6/ ص180.
20-الکافی/ ج5/ ص 56.
21-کنزالاعمال/ متقی هندی/ ج3/ ص66.
22-نهج البلاغه/ حکمت 374.
23-بحارالانوار/ ج52/ ص366.
24-قسمتی از دعای شریف «عهد» که از امام صادق(ع) صادر شده است.
25-الغیبه نعمانی/ بحارالانوار/ ج52/ ص 223.
26-تفسیر العیاشس/ ج1/ ص65، بحارالانوار/ ج52/ ص223.
27-تفسیر العیاشی/ ج1/ ص65.
28-الغیبه نعمانی و بحار الانوار/ ج 52/ ص 366.

مقاله هاي مرتبط:


      
 
 كليه حقوق اين مجموعه طبق قوانين نرم افزاري متعلق به دبيرخانه‌دائمي‌اجلاس‌دوسالانه‌بررسي‌وجودي‌ابعادحضرت‌مهدي(عج)مي‌باشد