1397/11/04 پنج شنبه

نیمه شعبان سالروزولادت حضرت ولي عصرمهدي موعود (عج) بر عموم مسلمين جهان مبارك باد......قال الكاظم عليه السلام: يُغيبُ عن أبصار الناس شَخصُهُ و لايُعيبُ عن قُلوب‌المؤمنين ذِكره؛ او (حضرت مهدي عجل‌الله‌تعالي‌فرجه الشريف) از ديده مردم پنهان مي‌شود، ولي يادش در دلهاي مؤمنين هيچگاه فراموش نمي‌شود

  
 

تاريخ نشر: 19/8/1387

مبحث: مقالات تخصصي

نويسنده: administrator

منبع: pajohe.ir

مطالعات: 1181

بازگشت >>
نظرسنجي: ( 2 راي) 
  موعود در مسيح
خلاصه:

داودقاسم پور
كارشناس ارشد معاونت پژوهشي وآموزشي

مقدمه :
اين باور كه روزي منجي خواهد آمد و جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد فصل مشترك تمام اديان مي باشد . در همه اديان مسئله ظهور موعود غايب پيش بيني شده است و همه انبياء و اولياء وعده داده اند كه در آخر الزمان يعني پايان خط انبياء، شخصيتي الهي كه داراي مقام ولايت و رسالت الهيه باشد ظهور خواهد كرد و جهان را از دوئيت و نفاق به سوي صلح و وحدت رهنمون خواهد شد. موعود در لغت به معني وعده داده شده و منجي نيز به معني نجات دهنده است و اگر نگاهي از دريچه زبانشناختي به اين دو واژه انداخته شود به وضوح نشان خواهد داد كه معني و مفهوم اين دو واژه علي رغم صورت متفاوتشان و گاهي لغات متفاوت ، يكي است و آن باور عميق به ظهور موعود در آخرالزمان است.
هر يك از اديان و مكاتب ديني داراي موعود يا منجي آخرالزمان مي باشد كه از جايگاه ويژه در آن دين يا آيين برخوردار است. در تمام اين اديان ، موعود معنايي واحد دارد و آن اينكه در روزگاري كه جهان پر از ظلم و جور است ناگهان لطف خداوندي بر اساس قاعده لطف شامل حال بشر مي شود و منجي و موعود ظهور مي كند و ضمن اينكه ظلم و جور را از بين مي برد ، جهان را پر از عدل وداد خواهد كرد.
موعود يا منجي آخرالزمان در دين مسيحيت از جايگاهي ويژه برخوردار است و در كتاب مقدس جايگاه خاصي به آن اختصاص يافته است. در اين مجال سعي مي شود نگاهي اجمالي به جايگاه موعود در اين دين انداخته شود هر چند اين بحث مجالي بيشتر مي طلبد ولي حدالامكان سعي مي گردد به اجمال ابعاد قضيه بررسي گردد.
- بشارت ظهور موعود در انجيل
انديشه موعود در مسيحيت به سه گونه است: 1_ همان انديشه موعود يهودي است. 2_ رجعت عيسي.3_ موعود شخص ديگري است كه خود عيسي مسيح(عليه السلام) وعده آمدنش را مي دهد.

1- انديشه يهود ( مسيح)
بر اساس اعتقادات آنان ، مسيح (ماشيح) است که جهان درخشان و با شکوه آينده را مي سازد و ظلم و تباهي را پايان مي دهد. مسيحا در لغت به معناى «شخص روغن زده شده» ناميده شده است. در كتاب مقدس عبرى هم، اصطلاح ماشيح به معناى شخصى كه براى تصدى منصبى عالى با روغن مقدس در واقع تدهين شده است. اعتقاد بر آن است كه ماشيح شخصيتى فرستاده از جانب خداست كه دوره اى جديد را آغاز مى كند كه در آن همه بشر خداى حقيقى را عبادت خواهند كرد، ريشه جنگ از زمين بركنده خواهد شد، و صلح به تمام معنا حاكم خواهد گشت. در کتب عهدين اميد بستن به جهاني روشن و نوراني که در ان آدمي همه خواست هاي خود کامياب شود و از گناهان پاک و از همه دلبستگي ها ي مادي و جلوه هاي نازيباي آن رهايي يابد و ايمان به نجات دهنده، آشکارا ديده مي شود. هرچند نجات دهنده واقعي خداست و بس، اما آنان که او برکشد وبه درجه اي از نيرو و قدرت برساند که کاميابي قوم شان را سبب شوند، نيز نجات دهنده اند. در عهد جديد، نجات دهندگي به عيسي (ع) نسبت داده شده است ، زيرا او مامور شده که امت خويش را از گناه نجات بخشد. به عبارت ديگر « به اعتقاد همه يهوديان ، نجات دهنده ، انساني است همانند ديگران اما برخوردار از جلوه وجبروت خدايي و جهان را با نور خويش که جلوه اي از نورخداست روشن خواهد کرد.» و به نوشته كتاب اشعياي نبي :
و بار ديگر آفتاب در روز نور تو نخواهد بود و ماه با درخشندگي براي تو نخواهد تابيد زيرا كه يهوه نور جاوداني تو و خدايت زيبايي تو خواهد بود.
البته برخي اين ماشيح يعني نجات دهنده‌ي آخرين را همان داود مي شمارند وباز برخي ديگر مي گويند که خداوند در پايان جهان داود ديگري را براي نجات مردم مي فرستد. گرچه در اين زمينه آراء متفاوتي اظهار شده است که گاه يکديگر را نقص مي کند اما آن چه روشن است اين که مسيح از خاندان داود است که در پايان جهان براي نو ساختن جهان و نجات آن ظهور خواهد کرد.
اعتقاد بيشتر دانشمندان يهود اين است که ظهور ميسح و فعاليت او براي بهبود وضع جهان و تامين خواسته ها و نيازهاي مردمان بخشي از نقشه هاي خداوند در آغاز آفرينش بوده است ولزوم نجات بخشي پيش از آفرينش کائنات به ذهن خداوند خطور كرده است.

2- انديشه رجعت عيسي مسيح (ع)
در جاي جاي كتب مقدس ، آياتي درباره حضرت عيسي و رجعت ان حضرت در آخرالزمان آمده است هر چند انحرافاتي در آن صورت گرفته است ولي مي توان با استناد به آياتي اين موضوع را اثبات كرد.
در انجيل متّى آمده است: پس عيسى از هيكل بيرون شده برفت و شاگردانش پيش آمدند تا عمارت‏هاى هيكل را بدو نشان دهند. عيسى ايشان را گفت: آيا همه اين چيزها را نمى‏بينيد؟ هر آينه به شما مى‏گويم در اينجا سنگى بر سنگى گذارده نخواهد شد كه به زير فكنده نشود. و چون به كوه زيتون نشسته بود شاگردانش در خلوت نزد وى آمده و گفتند: به ما بگو كه اين امور كى واقع مى‏شود؟ و نشان آمدن تو و انقضاى عالم چيست؟ عيسى‏عليه السلام در جواب ايشان گفت: زنهار كسى شما را گمراه نكند. زآن رو كه بسا به نام من آمده خواهند گفت كه من مسيح هستم و بسيارى را گمراه خواهند نمود و جنگ‏ها و اخبار جنگ‏ها را خواهيد شنيد. زنهار مضطرب مشويد، زيرا كه وقوع اين همه لازم است. ليكن انتها هنوز نيست، زيرا قومى با قومى و مملكتى با مملكتى مقاومت خواهند نمود و قحطى‏ها و وباها و زلزله‏ها در جاى‏ها پديد آيد.
در انجيل مَرْقُس در اين باره آمده است: ...آنگاه عيسى در جواب ايشان سخن آغاز كرد كه: زنهار كسى شما را گمراه نكند، زيرا كه بسيارى به نام من آمده خواهند گفت كه من ]مسيح[ هستم، و بسيارى را گمراه خواهند نمود... ولى از آن روز و ساعت - غير از پدر - هيچ كس اطلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم. پس بر حذر و بيدار شده دعا كنيد، زيرا نمى‏دانيد كه آن وقت كى مى‏شود. پس بيدار باشيد، زيرا نمى‏دانيد كه در چه وقت صاحب خانه مى‏آيد، در شام يا نصف شب يا بانگ خروس يا صبح. مبادا ناگهان آمده شما را خفته يابد. اما آنچه به شما مى‏گويم به همه مى‏گويم بيدار باشيد.
انجيل لوقا در اين باره مي گويد: كمرهاى خود را بسته، چراغ‏هاى خود را افروخته بداريد و مانند كسانى باشيد كه انتظار آقاى خود را مى‏كشند كه چه وقت از عروسى مراجعه كند، تا هر وقت آيد و در را بكوبد بى‏درنگ براى او باز كنند. خوشا به حال آن غلامانى كه آقايشان چون آيد، ايشان را بيدار يابد. پس شما نيز مستعد باشيد زيرا در ساعتى كه گمان نمى‏بريد پسر انسان مى‏آيد.
در انجيل يُوحَنّا در اين باره چنين آمده است : و بدو قدرت بخشيده است كه داورى هم بكند، زيرا كه پسر انسان است و از اين تعجب مكنيد، زيرا ساعتى مى‏آيد كه در آن جميع كسانى كه در قبور مى‏باشند آواز او را خواهند شنيد و بيرون خواهند آمد و هر كه اعمال نيكو كرد براى قيامت پاداش و هر كه اعمال بد كرد به جهت قيامت داورى.

3- مسيح هاي دروغين:
اعتقاد به ظهور يك «منجى بزرگ جهانى» و اشتياق، به ظهور يك رهبر آسمانى در ميان يهود و نصارى، آن چنان اصيل و ريشه دار است كه در طول تاريخ اين دو ملّت، مدّعيان شگفتى را پديد آورده، و افراد زيادى پيدا شده اند كه خود را به دروغ «مسيح موعود» معرّفى كرده اند. به طورى كه صاحب كتاب «قاموس كتاب مقدّس» در باره شماره مدّعيان دروغين «مسيح موعود» مى نويسد:
«24 نفر مسيحيان (مسيح هاى) دروغگو در ميان بنى اسرائيل ظاهر گشتند كه مشهورترين و معروفترين آنها «بركوكبه» است كه در اوايل قرن ثانى مى زيست. و آن دجّال معروف ادّعا مى نمود كه رأس و رئيس و پادشاه قوم يهود است.
و در مائه دوازدهم تخميناً ده نفر از مسيحيان، ـ يعنى: مسيح هاى دروغگو ـ ظاهر گرديده، جمعى را به خود گروانيده، و اين مطلب اسباب فتنه و جنگ شده، و جمعى كثير نيز در آن معركه، طعمه شمشير گرديدند. و آخرين مسيحيان ـ مسيح هاى دروغگو ـ «مردخاى» است. او شخصى بود آلمانى كه در سال 1682 ميلادى ظهور كرده، اسباب اشتداد فتنه، و اشتعال نائره فساد گشت، و چون آتش فتنه بالا گرفت، فرارى گرديده معدوم الاثر شد.
نويسنده كتاب «ديباچه اى بر رهبرى» بعد از نقل اين جريان از كتاب «قاموس كتاب مقدس» مى نويسد:
«متأسّفانه اطّلاع مؤلّف آمريكايى ـ كتاب «قاموس كتاب مقدّس» به زبان فارسى، كه سالها نيز ساكن «همدان» بوده است ـ درباره شماره مدّعيان «مسيحائى» و همچنين درباره آخرين كسى كه به عنوان «مسيح موعود» قيام كرده است، نارساست. شماره اين مدّعيان، به مراتب بيشتر از آن است كه وى يادآور شده است، همچنين قيام «مردخاى» آلمانى در قرن هفدهم، واپسين قيامى نيست كه تاريخ مسيحيّت آن را به ياد مى آورد. تنها طى دو قرن هيجده و نوزده در انگلستان، بالغ بر شش تن، به نام «مسيح موعود» ظهور كرده اند، و اغتشاشهايى را هم دامن زده اند، و پاره اى از آنان نيز به كيفر رسيده اند».
- رابطه نزول عيسى با ظهور مهدى از ديدگاه قرآن
قرآن كريم بازگشت موعود را از علائم نزديك شدن قيامت دانسته است: »وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ فَلاَ تَمْتَرُنَّ...«؛ همانا آن – موعود- نشانه‏اى بر ]نزديك شدن[ رستاخيز است، پس در آن ترديد نكنيد.
اكثر مفسران گفته‏اند: يعنى به درستى كه فرود آمدن عيسى‏عليه السلام از آسمان، از علامات قيامت است. پس در قيامت شك نكنيد. »وَإِن مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً«؛ و هيچ يك از اهل كتاب نيست، جز اينكه پيش از مرگ به او (حضرت عيسى‏عليه السلام) ايمان مى‏آورد . در مورد ضمير موته دو احتمال است: يكى اينكه به اهل كتاب بر مى‏گردد، و ديگر آنكه به حضرت عيسى‏عليه السلام. بنابر احتمال اول، معناى آيه شريفه اين است: احدى از اهل كتاب نيست جز آنكه پيش از مرگ، به حضرت عيسى‏عليه السلام ايمان آورد. و بنابر احتمال دوم معناى آيه چنين خواهد بود: احدى از اهل كتاب نيست جز آنكه پيش از مرگ عيسى‏عليه السلام، به او ايمان خواهد آورد. طبق عقيده مسلمانان، حضرت عيسى‏عليه السلام هنوز زنده است و بعد از ظهور حضرت بقية اللَّه الاعظم، او نيز از آسمان نازل شده و از ياران و اصحاب آن حضرت خواهد بود. علامه قندوزى حنفى در تفسير آيه مزبور از محمد بن مسلم از حضرت امام محمد باقرعليه السلام روايت كرده كه حضرت فرمود: حضرت عيسى‏عليه السلام پيش از روز رستاخيز به دنيا فرود مى‏آيد. پس پيروان هيچ ملتى - نه يهودى و نه غير يهودى - باقى نمى‏مانند؛ مگر اينكه پيش از مرگشان به او ايمان مى‏آورند. و حضرت عيسى‏عليه السلام پشت سر حضرت مهدى‏عليه السلام نماز مى‏خواند. مانند اين روايت را، علامه ابن صباغ مالكى، و نيز ديگران در كتابهاى خود نقل كرده‏اند. بسيارى از دانشمندان بزرگ شيعه در ذيل آيه مزبور، در كتب تفسير و حديث از شهربن حوشب روايت كرده‏اند كه گفت: روزى حجّاج به من گفت: آيه‏اى در كتاب خداست كه مرا ناتوان ساخته است. گفتم: اى امير! كدام آيه است؟ گفت: »وَإِن مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ«. اين آيه به صراحت مى‏گويد: احدى از اهل كتاب نيست جز اينكه پيش از مرگش به حضرت عيسى‏عليه السلام ايمان مى‏آورد. در صورتى كه من يهودى و نصرانى را مى‏آورم و گردن مى‏زنم و چشم به دهان او مى‏دوزم و مى‏بينم كه ديده از جهان فرو مى‏بندد و لبهايش را حركت نمى‏دهد و اعتراضى نمى‏كند.
گفتم: اى امير! معناى آيه آن نيست كه شما تصور كرده‏ايد. گفت: پس چگونه است؟ گفتم: پيش از آن كه قيامت بر پا شود؛ حضرت عيسى به زمين باز مى‏گردد و در روى زمين هيچ يهودى و مسيحى باقى نمى‏ماند مگر اينكه به او ايمان مى‏آورد... او پشت سر حضرت مهدى نماز مى‏خواند. حجاج گفت: واى بر تو، اين معنا را از كجا به دست آوردى؟ گفتم: آن را محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب به من فرموده است. اين حديث در كتب اهل سنت نيز نقل شده است، ليكن در بسيارى از كتب آنها تصريح نشده كه ضمير موته به حضرت عيسى‏عليه السلام بر مى‏گردد.
مى‏توان گفت همه ملل مسيحى و يهودى به او ايمان مى‏آورند، و فلسفه عروج به آسمان، و طولانى شدن عمر آن حضرت؛ اين است كه خداوند متعال او را براى ايفاى نقش بزرگ وى در مرحله حساس تاريخى كه امام مهدى(عج) ظهور مى‏كند و مسيحيان بزرگترين قدرت جهانى را تشكيل مى‏دهند - و اين خود بزرگترين مانع رسيدن پرتو اسلام به ملت‏هاى جهان و برپايى حكومت و تمدن الهى مى‏باشد - ذخيره نموده است. .
پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم فرمودند:
مژده باد شما را، و به ديگران نيز مژده دهيد كه مثل امت من چون باران است كه معلوم نيست آخر آن بهتر است يا اول آن، و مانند بوستانى است كه گروهى در مدت يك سال از آن استفاده مى‏كنند و سپس گروهى ديگر از آن بهره بردارى مى‏نمايند. كسى چه مى‏داند! شايد آخرين گروه مردم داناتر، كنجكاوتر و نيكوتر باشند.
چگونه هلاك مى‏شود امتى كه من در اول آن، و مهدى در وسط آن، و مسيح در آخر آن باشد. لكن در اين ميان مردمانى كج و گمراه خواهند بود كه نه آنها از منند و نه من از آنها هستم.
اين روايت را بخارى در صحيح در باب فرود آمدن حضرت عيسى‏عليه السلام آورده است. از آن جمله روايتى كه در صحاح و بحار الانوار از پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم نقل شده است كه فرمودند: سوگند به آنكه جانم در دست اوست، به طور يقين عيسى بن مريم به عنوان داورى عادل و پيشوايى دادگر درميان شما فرود خواهد آمد... .
در حديثي ديگر از پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم نقل شده است كه: پيامبران با يكديگر برادرند، آئينشان يكى و مادرانشان مختلف است. سزاوارترين ايشان نسبت به من عيسى بن مريم است، چرا كه بين من و او پيامبرى نيست. او در ميان شما فرود خواهد آمد، پس او را بشناسيد. مردى چهار شانه و درشت اندام و سرخ و سفيد گونه است خوك را مى‏كشد، صليب را مى‏شكند و ماليات وضع مى‏كند و به جز اسلام آئينى را نمى‏پذيرد. دعوت او يك جهت دارد كه منحصر به پروردگار جهانيان است.
در رواياتى از اهل بيت‏عليهم السلام آمده است كه:
حضرت مهدى(عج) مراسم دفن حضرت عيسى‏عليه السلام را به طور آشكار و در برابر ديدگان مردم برگزار مى‏كند تا ديگر مسيحيان حرفهاى گذشته را به زبان نياورند، و پيكر او را با پارچه‏اى كه دستباف مادرش حضرت مريم‏عليها السلام است؛ كفن نموده و در كنار قبر مادر در قدس به خاك مى‏سپارد.
ظهور عزيرعليه السلام و بازگشت عيسى‏عليه السلام و رجعت بهرام در اديان يهودى و مسيحى و زرتشتى با ظهور خاتم اوصياء حضرت حجت تحقق خواهد پذيرفت.
تفسير 50 آيه قرآن و دهها حديث از پيامبر اكرم، و صدها روايت نقل شده از اهل بيت؛ همه با ظهور آن حضرت صورت تمام به خود مى‏گيرد. بيش از 657 حديث درباره مهدى موعود به تواتر نقل شده است.
- اقتداى عيسى‏عليه السلام به حضرت مهدى(عج) در نماز
در مورد اينكه حضرت عيسى‏عليه السلام در نماز به حضرت مهدى(عج) اقتدا مى‏كند؛ 29 حديث وجود دارد كه ذيلا به برخى از آنها اشاره مى‏شود.
در بيان اينكه عيسى بن مريم با آن حضرت نماز مى‏گذارد؛ ابو هريره روايت كرده كه رسول خدا فرمود: چه حال مى‏شويد شما وقتى كه عيسى بن مريم در ميان شما فرود آيد؛ در حاليكه امام و پيشوا از شماست.
جابر بن عبداللَّه روايت كرده كه رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم فرمود: هميشه طايفه‏اى از امت من بر سر حقّ قتال مى‏كنند و غالب مى‏آيند. آن وقت مى‏آيد عيسى بن مريم. پس بزرگ مردم به وى مى‏گويد: بيا با تو نماز بگذاريم. او مى‏گويد: آگاه باشيد كه بعضى از شما بر برخى ديگر امير است.
ابو هريره گفته است كه اين حديث حسن و صحيح است و آن را مسلم در صحيح خود ايراد نموده. هر چند تأويل حديث اول ممكن است؛ لكن تأويل اين حديث ممكن نيست. زيرا صريح است در اينكه عيسى‏عليه السلام نزد اميرالمؤمنين مى‏آيد و آن امير - در اين روز - مهدى است.
محدثان بزرگ اسلام، طبق روايات متعددى كه از پيامبر خداصلى الله عليه وآله وسلم نقل شده؛ اتفاق نظر دارند كه به هنگام قيام امام عصر حضرت عيسى از آسمان فرود مى‏آيد و در نماز به او اقتدا مى‏كند. تعداد اين روايات به اندازه‏اى زياد است كه گروهى آنها را متواتر دانسته‏اند. مقصود از روايات متواتر؛ رواياتى است كه به اندازه‏اى نقل كنندگان آن زياد باشد كه هيچ ترديدى در صحت و درستى آن باقى نماند.
در بعضى از روايات آمده است كه او (عيسى بن مريم) پشت سر امام زمان نماز مى‏گذارد و هر سال به حج خانه خدا مشرف مى‏شود و مسلمانان به همراهى وى به نبرد با يهود، روم و دجّال مى‏پردازند.
به هر حال حضرت عيسى‏عليه السلام پس از ظهور حضرت مهدى(عج) و پيش از قيامت، از آسمان فرود مى‏آيد و پشت سر حضرت مهدى نماز مى‏گذارد و به حضرتش اقتدا مى‏نمايد. نصارا به جهت اقتداى حضرت عيسى‏عليه السلام به حضرت صاحب الامر؛ به آن حضرت ايمان مى‏آورند و يهود نيز به آن حضرت مى‏گروند. زيرا حضرت مهدى، الواح تورات را كه در آنها علامات و نشانه‏هاى امامت و رهبرى موجود است؛ از فلسطين يا غارى در انطاكيه بيرون مى‏آورد، و پيروان ساير اديان نيز به سبب معجزاتى كه از آن حضرت مى‏بينند به حضرتش ايمان مى‏آورند.
آن بزرگوار مدت چهل سال زندگى مى‏كند و آنگاه جان مى‏سپارد و مسلمانان وجود مقدس او را به خاك مى‏سپارند.

نتيجه:
موعود در دين مسيحيت از جايگاه ويژه اي برخوردار است و مسيح اين آيين ،‌بر اساس استنادات قرآن و احاديث منقول از ائمه ،‌با امام زمان همراه خواهد شد و در گستراندن عدل و داد در جهان هستي ياور ان امام همام خواهد شد و همراه با آن امام ، نيكي ها را در جهان گسترش خواهد داد و بدي و ناراستي را از پهنه گيتي خواهد زدود و اين آموزه در هر دو دين مسيح و اسلام – به خصوص تشيع- به عيان ، بيان شده است.

پي نوشت:
1- Messiah
2- قاموس كتاب مقدس ، ترجه جيمز هاكس، ج2،( ذيل عنوان نجات دهنده) ، تهران، كتابخانه طهورى، چاپ دوم، .1349 875-876
3- نگ ك به كهن،ا، گنجينه اي از تلمود، پيشين، 352
4- راشد محصل ، پيشين، 115
5- كتاب اشعياي 60، 19
6-كهن.ا، گنجينه اي از تلمود، ترجمه مير فريدون گركاني ،‌تهران ، بي نا، 1350، 352
7- قاموس كتاب مقدس ،‌پيشين، 808
8- نك گ به : ناصرالدين صاحب الزماني، ديباچه اي بر رهبري، تهران، مؤسسه مطبوعاتي عطايي، 1345
9- مسيحيت شناسى مقايسه‏اى، محمد رضا زيبايى نژاد، ص 75
10- نگ ك به: فاطمه جاويدپور - الهه آزادباش ، رابطه نزول حضرت عيسي با ظهور حضرت مهدي، تهران، ناشر:دبيرخانه دائمي ‌اجلاس حضرت مهدي چاپ: اول، تابستان 1385 - استاد علي دواني ، موعودي كه جهان در انتظار اوست، تهران ، اشر:دبيرخانه دائمي ‌اجلاس حضرت مهدي ،1385
11-نگ ك به موعود در قرآن ، پيشين
12- نگ ك به فاطمه جاويد پور - الهه آزاد باش، پيشين

مقاله هاي مرتبط:


      
 
 كليه حقوق اين مجموعه طبق قوانين نرم افزاري متعلق به دبيرخانه‌دائمي‌اجلاس‌دوسالانه‌بررسي‌وجودي‌ابعادحضرت‌مهدي(عج)مي‌باشد