1397/11/04 پنج شنبه

نیمه شعبان سالروزولادت حضرت ولي عصرمهدي موعود (عج) بر عموم مسلمين جهان مبارك باد......قال الكاظم عليه السلام: يُغيبُ عن أبصار الناس شَخصُهُ و لايُعيبُ عن قُلوب‌المؤمنين ذِكره؛ او (حضرت مهدي عجل‌الله‌تعالي‌فرجه الشريف) از ديده مردم پنهان مي‌شود، ولي يادش در دلهاي مؤمنين هيچگاه فراموش نمي‌شود

  
 

تاريخ نشر: 5/10/1390

مبحث: مقالات تخصصي

نويسنده: administrator

منبع:

مطالعات: 1219

بازگشت >>
نظرسنجي: ( 1 راي) 
  نگرشي تازه به جامعه مطلوب از ديدگاه اسلام
خلاصه:

 
رضا رستمي‌زاده
دكتراي علوم قرآن و حديث از دانشگاه تهران

خلاصه مقاله:
رهنمودهاي نوراني اسلام در عرصه‌هاي گوناگون زندگي فردي و اجتماعي به عنوان ارمغان وحي و لطف الهي است كه در اختيار بشريت قرار گرفته است و تلاش‌هاي انديشمندان اسلامي در هر زمان در شرح و توضيح اين رهنمودها قابل تقدير بوده و هست، اما حقيقتاً كسي مي‌تواند در باب جامعه‌شناسي آرماني دين سخن بگويد كه خود در متن دين و زندگي دين‌داران واقع شده باشد و از نزديك دين و ايمان ديني را لمس كرده و پاكي و اصلاح را خالصانه خط‌مشي خود قرار داده باشد، در اين صورت مي‌تواند در حوزه عالي‌ترين نماد از دين قدم گذارد.
محور اصلي اين مقاله جامعه مطلوب و حكومت اصلح با وجود صالح‌ترين بندگان خداست. در اين پژوهش با نگرشي اصولي بر اساس پويايي احكام و شريعت اسلام و با بياني ساده، شكل بيروني و دروني و محتوايي جامعه مطلوب آن طور كه منظور صاحب وحي است ترسيم گشته است. و در اين راستا سخن خدا و كلام پاك معصومين(ع) كه به سرچشمه زلال وحي پيوند دارد اصل قرار گرفته است و با ارائه اصول و راهكارهاي عملي براي رسيدن به جامعه مطلوب، ضرورت وجود و ظهور آن امام و زمامدار شايسته را براي آن جامعه آرماني ثابت مي‌كند.
باشد كه در پرتو نور ولايت امام زمان(ع)، آن عزيز بي‌همتا، عزت واقعي را بدست آوريم و سيره آن حضرت را كه سيره همه چهارده معصوم(ع) است از نزديك لمس كنيم.
واژه‌هاي كليدي: جامعه، دين، احكام، قرآن، امام، مطلوب، مصلح

مقدمه:
اسلام ديني اجتماعي با سمت و احكام فردي آن نيز روح اجتماعي دارد و از آن در جهت اصلاح و تقويت روابط اجتماعي و اجراي اهداف مقدس بهره گرفته است. تا آن حدّ كه ميان عبادات فردي و اجتماعي پيوند برقرار كرده است. مثلاً نماز، كه تبلور عيني ايمان و اعلام نياز و وابستگي به پروردگار يگانه است، هر چند در آغاز به صورت فردي تشريع گرديد ولي در مراحل بعدي، بُعد اجتماعي آن به صورت اكيد از مسلمانان خواسته شد، يا روزه ـ كه عبادتي به غايت فردي و خالي از نمود خارجي است، با عيدي عمومي (فطر) و نماز عيد، بُعدي اجتماعي يافته است. پس هدف اسلام تنها ساختن «انسان ديندار» نيست، بلكه ساختن جامعه دين داراست، جامعه‌اي كه روابط اجتماعي آن بر اساس اهداف و احكام دين سامان گيرد. جامعه‌اي ارزشمند كه در آن سعادت فرد با سعادت جامعه پيوند خورده و ميان مسئوليت‌هاي اجتماعي و ايمان اسلامي ارتباطي قوي و غيرقابل انفكاك بوجود آمده باشد.
در اين پژوهش، جامعه مطلوب اسلامي را به صورتي ساده و منسجم مورد بررسي قرار داده تا از اين طريق، راه‌حل‌هايي شايسته براي معضلات اجتماعي خويش بيابيم و فاصله خود را تا رسيدن به آن جامعه مطلوب هر چه كمتر نماييم.
1ـ جامعه مطلوب و ايده‌آل
جامعه مطلوب و ايده‌آل، از آرزوهاي ديرين بشر است؛ جامعه‌اي سرشار از عدالت، آرامش، صفا و صميميت كه كرامت انسان در آن تأمين شود و همه اعضايش در مسير رشد مادي و معنوي بدور از خطا و لغزش گام بردارند.
انديشه و جامعه آرماني همواره ذهن متفكران و مصلحان را به خود مشغول داشته، هر يك به فراخور آگاهي و سليقه خويش، ويژگي‌هايي براي آن برشمرده‌اند.(1)
ما در اينجا برخي از شاخص‌هاي جامعه مطلوب را در پرتو قرآن و سنت به صورت فشرده مورد بررسي قرار مي‌دهيم.
1ـ1ـ اهداف و ويژگي‌هاي جامعه مطلوب در اسلام
رهنمودهاي قرآن كريم در بيان ويژگي‌هاي جامعه آرماني اسلام، اهدافي همچون عدالت، مودت و همدلي، آرامش و امنيت، احسان و نيكي به هم نوع و خدامحوري را نمايان مي‌سازد.

1ـ1ـ1ـ عدالت
عدالت از شاخصه‌هايي است كه از ابعاد گوناگون اهميت دارد و در مباحث مختلف سياست، اقتصاد، اجتماع و حقوق مطرح مي‌شود. عدالت از يك‌سو از زاويه رابطه ميان مردم و به عنوان فلسفه تشكيل حكومت ديني مورد توجه قرار مي‌گيرد و از طرفي شاخصه توزيع بهره‌برداري مردم از نعمت‌ها و امكانات، و مبناي قانون‌گذاري و شاخص ارتباط و تعامل مردم با يكديگر مي‌باشد. از ديدگاه اسلام، نظام تكوين بر پايه قسط و عدل استوار بوده و نظام تشريع نيز عادلانه است.
يكي از اهداف بعثت پيامبران و فرو فرستادن كتاب‌هاي آسماني، برقراري روابط اجتماعي عادلانه است:
«همانا ما پيامبران خود را با معجزات روشنگر فرستاديم و با آنان كتاب (شريعت) و ميزان (ترازوي عدل) نازل كرديم تا مردم به راستي و عدالت گرايند»(2) «حديد (57) ـ آيه 25».
سفارش و رهنمود قرآن كريم به مردم نيز رعايت عدالت در روابط اجتماعي است:
«اي اهل ايمان بر پاي دارنده و استواركننده عدالت باشيد»(3) «نساء (4) ـ آيه 135»
در جامعه ايده‌آل محورهاي روابط اجتماعي بر پايه عدل مي‌چرخد از جمله مواردي كه عدل در آن مورد تأكيد قرار گرفته عبارتست از:
الف‌ـ ثبت قراردادها: «و بايد ميان شما نويسنده به دادگري معامله را بنويسد»(4) بقره (2) ـ 282
ب‌ـ داد و ستدها: «وكيل و وزن كردن را از روي عدل و قسط به طور كامل بدهيد و ادا كنيد»(5) انعام (6) ـ 135
«اي قوم در سنجش وكيل عدالت كنيد.»(6) هود (11) ـ 85
ج‌ـ اصلاح ميان دو گروه: «پس ميان آن گروه را با عدالت صلح دهيد»(7) حجرات (49) ـ آيه 9
د‌ـ داوري ميان مردم: «و چون ميان مردم حاكم و داور شديد به عدالت داوري كنيد.»(8) نساء ـ 58
هـ ـ رفتار با غير مؤمنان: «... بلكه با آنها «غير مؤمناني كه با شما دشمني نكرده‌اند» به عدالت رفتار كنيد»(9) ممتحنه (60) ـ 8
وـ رفتار با دشمنان: «و عداوت گروهي نبايد شما را بر آن دارد كه از راه عدل بيرون رويد، عدالت كنيد كه به تقوي نزديكتر است.»(10) مائده (5) ـ 8

2ـ1ـ1ـ مودّت و همدلي
از ديگر ويژگي‌هاي جامعه شايسته ايماني، مودّت، برادري و رحمت است و بر همين اساس قرآن فقط مؤمنان را با هم برادر مي‌داند و بس.(11)
پيامبر گرامي اسلام(ص) مي‌فرمايد: «مؤمنان در آفرينش و رحمت و عطوفتشان به مانند يك پيكرند كه چون يكي زجر و ناراحتي پيدا كند ديگران نيز همچون او در زجر و ناراحتي باشند»(12)
كنزالعمال ـ ج 1 ـ ص 143
خداوند، دشمني ميان مردم را از برجسته‌ترين ويژگي‌هاي جامعه جاهليت پيش از اسلام خوانده و الفت و برادري را ارمغان پيامبر(ص) و دين اسلام مي‌داند:
«و همگي به ريسمان خدا چنگ زنيد و متفرق نشويد و نعمت خدا را بر خود يادآور شويد، آنگاه كه با هم دشمت بوديد پس خدا در دل‌هاي شما الفت و مهرباني انداخت و به لطف نعمت الهي برادر يكديگر شديد».(13) آل‌عمران(3) ـ 103
محبت و الفت زمينه اتحاد و همدلي را فراهم مي‌كند. نعمت همدلي و الفت ميان قلبها، برترين نعمت و بهترين پشتيبان جوامع است. نعمتي كه با نعمات ديگر قابل مقايسه و معاوضه نيست و با هيچ سرمايه مادي نمي‌توان آن را بدست آورد:
«و (خداوند) ميان دل‌هاي مؤمنان را الفت داد كه اگر همه آنچه را كه در زمين است در اين راه خرج مي‌‌كردي نمي‌توانستي ميان دل‌هاي آنان را الفت دهي، ليكن خدا ميان آنها را الفت داد براستي او عزيز و شكست‌ناپذير و فرزانه است.»(14) انفال(6) ـ 63
در آداب اجتماعي اسلام الفت، همدلي و دوستي با يكديگر مورد تشويق بسيار قرار گرفته است به طوري كه رسول خدا(ص) مي‌فرمايد: «بهترين مؤمنان كسي است كه با مؤمنان الفت گيرد و در آنكس كه الفت نگيرد و يا زمينه الفت ديگران را فراهم نكند خير و بركتي نيست».(15) بحارالانوار ـ ج 75 ص 265
آن حضرت ويژگي همنشين خود را در رستاخيز چنين معرفي مي‌كند:
«آنكس كه از ميان شما اخلاق نيكوتر داشته و به مردم نزديكتر باشد در جايگاه رستاخيز از همه شما به من نزديكتر است»(16) بحار ـ 77 ص 150
و امام صادق(ع) در اين باره مي‌فرمايد: «آنگاه دو مؤمن با هم ملاقات كردند، از ميان اين دو آنكس كه برادر ايمانيش را شديدتر دوست مي‌دارد، ارزشمند‌ترست»(17) بحار ـ 77 ـ ص 398

3ـ1ـ1ـ آرامش و امنيت
يكي از نيازهاي فطري انسان برخورداري از امنيت و آرامش است پس برخورداري از آرامش و امنيت الفباي جامعه آرماني اسلام است كه خداوند به آن وعده داده است:
«خداوند به آنانكه از ميان شما ايمان آورده و عمل صالح انجام دهند وعده داده است كه آنان را در زمين خلافت (و جانشيني خود) دهد همان‌گونه كه كساني را كه پيش از آنان بودند به خلافت زمين رسانيد و دين آنان را كه بر ايشان پسنديده است بر همه اديان چيره گرداند و حتماً بدنبال خوف و هراسشان، ايمني كامل آورد.»(18) نور ـ 55
اسلام امنيت را در گستره‌اي فراتر از آسودگي خاطر از هجوم دشمنان خارجي و داخلي مورد توجه قرار مي‌دهد و بر لزوم تحقق آن در حريم خصوصي زندگي مردم نيز تأكيد مي‌كند به همين خاطر مواردي را همچون سوءظن، تجسس، غيبت، تهمت، قذف و ... كه حريم زندگي خصوصي مردم را با خطر رو به رو مي‌سازد حرام كرده است تا آن حدّ كه جهت رعايت حريم آرام و خصوصي مردم چنين آموزش مي‌دهد:
«اي اهل ايمان به خانه‌هايي به غير از خانه‌هاي خودتان وارد نشويد تا آنگاه راه انسي پيدا كنيد و (به هنگام ورود) به آن خانه‌ها بر اهلش سلام كنيد (چون اجازه يافتيد وارد شويد) كه اين براي شما بهتر است شايد يادآور شويد. پس اگر در خانه كسي را نيافتيد پس وارد آن خانه نشويد مگر آنگاه به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد كه برگرديد، پس باز گرديد كه اين براي شما پاك‌تر و بهتر است و خداوند به هر آنچه انجام مي‌دهيد بسيار داناست»(19) نور ـ 27 و 28

4ـ1ـ1ـ احسان و نيكي به هم نوع
در تفكر اسلامي، همه مردم بندگان خدايند و برترين آنها كسي است كه بيش از همه به ديگران احسان كند. پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايد: «مردم، نان خورِ خدايند، پس محبوبترين مردم نزد خداي عزيز و بلند مرتبه كسي است كه به نان‌خورانِ خدا سود رساند.»(20) اصول كافي ـ ج 2ـ ص 164
براي رسيدن به جامعه مطلوب، افزون بر عدالت، احساس نيز لازم است. عدالت حقوق مردم را تأمين مي‌كند و ريشه‌هاي تعدّي و خصومت را از بين مي‌برد و احسان دل‌هاي آنان را به هم نزديك مي‌سازد. قرآن كريم در كنار سفارش به عدالت، به احسان و نيكي به هم نوع نيز توصيه نموده است: «در راه خدا انفاق كنيد و خود را با دستان خود به هلاكت نيفكنيد و نيكي كنيد كه خدا نيكوكاران را دوست مي‌دارد.»(21) بقره ـ 195
و در جايي ديگر با صيغه مضارع از فعل «اُمر» مي‌فرمايد: «بي‌ترديد خداوند به دادگري و احسان فرمان مي‌دهد...»(22) نحل ـ 90
دايره احسان و نيكي مسلمانان شامل همه حتي غير مسلمان هم مي‌شود: «خداوند شما را از دوستي و احسان آنانكه با شما در دين به جنگ و دشمني نپرداخته و شما را از ديارتان بيرون نكرده‌اند نهي نمي‌كند ...» ممتحنه ـ 8
احسان، نوعي احساس مسئوليت در برابر هم نوع مي‌باشد و پيامبر(ص) آن را شرط مسلماني مي‌داند:
«هر كس صداي مردي بشنود كه از مسلمانان درخواست كمك كرده و پاسخش ندهد مسلمان نيست.»(23) اصول كافي ـ شيخ كليني ـ ص 164 ـ ج 2
با آنكه دامنه احسان و نيكي گسترده است و همه گروه‌هاي مردم را در برمي‌گيرد ولي درباره كساني كه با نيكي به ديگران، آنها را رهين منت خود ساخته‌اند بيش‌تر مورد تأكيد قرار گرفته است از جمله احسان به نيكوكاران، پدر و مادر، خويشاوندان، معلم و مربي دلسوز.
و نكته جالب توجه اينكه: در قرآن كرين احسان به پدر و مادر در مرتبه‌اي نزديك به عبادت خالصانه خدا قرار داده شده است. «و خداوند حتمي و واجب كرده است كه جز او را نپرستيده و به پدر و مادر خود احسان كند ...»(24) (سوره اسراء ـ 23 و 24، لقمان ـ 14 و 15) و از اين جالب‌تر اينكه نيكي به پدر و مادر به زمان حيات آنها اختصاص ندارد و بر اساس سفارشات اهل‌بيت بايد به پدر و مادر خود كه آنها را از دست داده احسان كند.(25)
حق پدري منحصر به پدر و مادر ظاهري و نسبي نيست و افرادي هم پيدا مي‌شوند كه حق پدري حتي بالاتر از پدر ظاهري پيدا مي‌كنند كه احسان به آنها مهمتر خواهد بود. حضرت علي(ع) سه تن را داراي حق پدري مي‌شمارد: «پدران سه نفر هستند: پدري كه تو فرزند او هستي و آنكس كه اسباب ازدواج تو را فراهم كند پدر توست، و آنكس كه به تو علمي مي‌آموزد پدر توست»(26) مجلسي ـ بحارالانوار ـ ج 77 ص 165
اين سخن نشان‌دهنده حق بزرگ معلم است. و پيامبر اسلام و اهل‌بيت(ع) بزرگترين معلمان و دلسوزترين آموزگاران واقعي مسلمانان و شيعيان به حساب مي‌آيند كه دريچه‌هاي علم را به روي همه گشودند، همه سخن مشهور رسول خدا(ص) را بسيار شنيده‌ايم كه «من شهر علم هستم و علي(ع) درِ آن است» و در جايي ديگر مي‌فرمايد: «من و علي دو پدر اين امت هستيم»، پس شايسته است كه آنها را به درستي بشناسيم و بزرگشان شماريم و سخنانشان را خوب بشنويم و به آنان روي آوريم و از هر خويشاوندي نزديك‌تر به خود بدانيم.
چنين بينشي، كه خويشاوندان حقيقي را ارج نهيم و به آنان احسان كنيم، باعث فراواني روزي، طولاني شدن عمر، دفع بلا، جلوگيري از مرگ ناگهاني، تصفيه و رشد اعمال انسان، جلوگيري از گناه و آسان شدن حساب در قيامت مي‌شود كه در سخنان پيشوايان معصوم(ع) به آنها اشاره شده است.(27)
به طور كلي قرآن كريم احسان و نيكي به نيكوكاران را در قالب چنين قانوني قرار مي‌دهد:
«آيا جزاي نيكي جز نيكي (چيز ديگري) است؟»(28) الرحمن ـ 60

5ـ1ـ1ـ حق محوري ـ (خدا محوري)
آنچه گذشت، اهداف متوسط جامعه مطلوب اسلامي است كه مي‌توان آن را مقدمه اهداف والاتر به شمار آورد، هدف نهايي، عبارت پيراسته از شركت است كه خداوند در عبارتي به صورت انحصار چنين بيان داشته است. «جن و انس را جز براي عبادت كردن خودم، نيافريدم»(29) ذاريات ـ 56 ـ به عبارت ديگر اهداف مذكوري همچون مودّت، عدالت، احسان و امنيت مقدمه خدامحوري و عبادت خالصانه خداست وگرنه جامعه برخوردار از نعمت‌هاي مادي و تهي از شكر و ذكر خدا نامطلوب و سزاوار عذاب الهي است:
«و خداوند مثل شهري را نمونه آورد كه در آن امنيت اطمينان بخش حكم‌فرما بود و از هر جانب روزي فراوان به آنها مي‌رسيد تا آنكه اهل آن شهر نعمت خدا را كفر ورزيدند و خدا هم به خاطر كاري كه انجام مي‌دادند لباس گرسنگي و بيمناكي را به آنها پوشانيد.»(30) نحل ـ 112
قرآن كريم دور نماي جامعه مطلوب اسلامي را بر اساس حق محوري چنين ترسيم مي‌كند:
«خداوند آنان را كه از ميان شما ايمان آورده و كارهاي شايسته انجام دادند وعده داده است كه: در زمين پيشوا و خليفه خود قرارشان دهد همان‌گونه كه صالحان پيشين را وعده خلافت داده و پيشوا قرار داد، و علاوه بر اين، دين پسنديده آنان را كه خدا راضي و خشنود است بر همه اديان تسلط و تمكين عطا كند و پس از گذراندن دوره خوف و ترسشان، ايمني كامل عطل كند، (تمامي اين‌ها براي آن است كه در چنين فضايي) مرا به يگانگي و بدون هيچ‌گونه شركي بپرستند.»(31) نور ـ 55

2ـ1ـ اصول و راهكارهاي اساسي براي رسيدن به جامعه مطلوب
پس از آشنايي اجمالي با اهداف و ويژگي‌هاي جامعه مطلوب اسلام، اكنون اين پرسش مطرح مي‌شود كه اسلام چه اصول و روش‌هايي را براي رسيدن به جامعه مطلوب ارائه مي‌دهد؟ در اينجا به اندازه وسع و توان به اصول و راهكاري كه در قرآن و سنت آمده اشاره مي‌شود:

1ـ2ـ1ـ آموزش و پرورش
اسلام، تعليم و تزكيه را در صدد برنامه‌هاي خود قرار داده است و از همان آغاز نزول وحي، خواندن، تعليم با قلم نيز با بيان اعجاز قرآن چنان آميخته بود كه از شئون اصلي و وظايف حتمي پيامبر(ص) به حساب آمد:
«او خدايي است كه در ميان مردم امي و بي‌سواد پيامبري بزرگوار از همان مردم برانگيخت تا بر آنان آيات خدا را تلاوت كند، او مردم را پاك و تزكيه مي‌كند و كتاب (شريعت) و حكمت الهي را به آنان ياد مي‌دهد هر چند پيش از اين در جهالت و گمراهي آشكار بودند.»(33) جمعه ـ 2
از نظر قرآن جايگاه دانش و دانشمندان بسيار والا و ارزشمند است:
«خداوند آنان را كه از ميان شما ايمان آورده و كساني كه دانش را دريافت كردند درجاتي بالا مي‌برد.»(34) مجادله ـ11
مولا علي(ع) يكي از حقوق مردم بر زمام‌دار را آموزش و پرورش آنان مي‌شمارد: «و امّا حقي كه شما بر من داريد آنست كه شما را آموزش دهم تا نادان نمانيد و در اصلاح رفتارتان بكوشم تا دانشتان رها نشود.»(35) نهج‌البلاغه ـ خ 34
اسلام آموزش و پرورش را تنها يك حق ندانسته بلكه وظيفه هر مسلمان مي‌داند. پيامبر گرامي(ص) مي‌فرمايد:
«به دنبال دانش‌ و آموزش در سرنوشت جامعه نقش اساسي دارد، زيرا بدون افراد صالح و سالم، جامعه صالح و شايسته پديد نمي‌آيد و مردم در صورتي راه صلاح را مي‌پيمايند كه علاوه بر داشتن زمينه فردي درست در درون خود، زمينه‌هاي خوشايند و جذاب را در جامعه ببينند. پس افزون بر طرح و برنامه، ساختن افراد شايسته از راهكارهاي ضروري رسيدن به جامعه مطلوب است. بر اين اساس است كه آموزش و دانش‌اندوزي مقدمه پرورش و خودسازي است و رستگاري در گرو خودسازي بدست مي‌آيد «بي‌ترديد آنكس كه به تزكيه و پاكي نفس خود بپرداخت، رستگار گشت.»(37) شمس ـ 9، اعلي: 14

2ـ2ـ1ـ تقويت بنيان خانواده
از آنجا كه خانواده مي‌تواند نقطه آغازين هر صلاح يا فساد باشد و اجتماع از تركيب خانواده پديد مي‌آيد اسلام نيز بيشترين توجه خود را به خانواده معطوف داشته است. پيامبر اكرم(ص) در اين باره مي‌فرمايد:
«در اسلام هيچ بنايي نزد خدا محبوب‌تر از تشكيل خانواده نيست.»(38) بحارالانوار ـ ج 103 ـ ص 222
مسلم است كه بقاي خانواده نيز همچون شكل‌گيري آن مهم و ضروري است. امام صادق(ع) مردم را به تلاش براي حفظ خانواده فرا خوانده، مي‌فرمايد: «هيچ چيز نزد خداي عزيز و بلندمرتبه مبغوض‌تر از خانه‌اي نيست كه به خاطر تفرقه خراب شود.»(39) وسائل‌الشيعه ج 15 ـ ص 266
طبيعي است هنگامي كه خانواده بر اساس مودت و تفاهم‌ متقابل شكل‌ گيرد و پدر و مادر با تفاهم و تعاون و آگاهي، فضايي آرام و مطلوب براي رشد فرزندان پديد آورند، حركت عمومي جامعه به سوي صلاح و سعادت خواهد بود. بدين سبب، اسلام براي پدر و مادر به عنوان دو ركن سرنوشت‌ساز خانواده، مقامي والا و ارزشمند در نظر گرفته، آنان را داراي مسئوليتي حساس و ويژه مي‌داند.

3ـ2ـ1ـ تعاون و همكاري گروهي
براي تحقق جامعه مطلوب اسلام، تعاون و همكاري گروهي به عنوان يكي از اصول و راهكارها مطرح مي‌شود: خداوند متعال در قرآن كريم مي‌فرمايد: «بر نيكي و پرهيزكاري يكديگر را ياري كنيد و به همديگر همكاري كنيد.»(40) مائده ـ 2
در جايي ديگر مي‌فرمايد: «اي اهل ايمان، شكيبا باشيد، و يكديگر را به صبر و بردباري دعوت كنيد و با هم رابطه و همكاري داشته و پرهيزكار باشيد، باشد كه رستگار گرديد.»(41) آل‌عمران ـ 200
و در جايي ديگر مشاركت در كارهاي اجتماعي را از نشانه‌هاي مؤمن مي‌داند.
«منحصراً مؤمنان كساني هستند كه به خدا و رسولش ايمان (قلبي) داشته و آنگاه كه با آن حضرت بر امر جامعي همراه شدند بدون اجازه نروند او شانه خالي نكنند.»(42) نور ـ 62
پيامبر گرامي اسلام(ص) با بيان‌هاي گوناگون، مسلمانان را به تعاون و ياري رسانيدن به يكديگر تشويق و ترغيب كرده است: «خداوند، تا زماني كه بنده در كمك و ياري هم نوعش كوشاست، بنده‌اش را ياري مي‌كند.»(43) غزالي‌اللئالي‌ـ ج 1ـ ص 375
اميرمؤمنان علي(ع)، تعاون و همكاري را يكي از حقوق واجب الهي بر مي‌شمارد: «... ليكن هر كس بايد به مقدار توان، حقوق الهي را رعايت كند كه يكي از واجبات الهي يكديگر را به اندازه توان نصيحت كردن، و برپا داشتن حق و ياري دادن به يكديگر است.»(44) نهج‌البلاغه ـ خ 216

4ـ2ـ1ـ تحريم عوامل فساد جامعه
ديگر از راهكارهاي اسلام براي حفظ سلامت جامعه و اعتماد متقابل مردم به يكديگر، تحريم اعمالي است كه سلامت جامعه را به خطر مي‌افكند. اسلام از يك سو با تحريم اعمالي چون دروغ، غيبت، تهمت، سرقت و مقرر كردن كيفر براي برخي از آنها حدّ و مرزي براي رفتارهاي اجتماعي قرار داده و از سوي ديگر افشاي گناهاني را كه سبب دريده شدن پرده عفت عمومي مي‌شود جرم دانسته است. «براستي كساني كه دوست دارند كه فاحشه و بدكاري در كساني كه ايمان آورده‌اند بر ملا و شايع شود، براي چنين كساني عذابي دردناك مهيّاست.»(45) نور ـ 19
همه اين اعمال و گناهان ريشه در ستمكاري دارد و در بسياري از آيات قرآن مي‌يابيم كه رفتار ستمگرانه مردم با يكديگر از عوامل هلاكت و تباهي جوامع بشمار آمده و به طور كلي نابودي اجتماع آلوده به ستم، يك سنت الهي است: «چه بسيار گروه‌ها و قريه‌هايي را به خاطر ستمكاري نابود ساختيم»(46) حج ـ 45
از ديدگاه اسلام توبه كردن گناهاني كه با حقوق مردم مرتبط نيست ـ بلكه از حقوق الهي است ـ بر اعتراف نزد قاضي و حاكم شرع ترجيح دارد. و در سخنان معصومين، حيا همزاد و همراه دين قرار گرفته است.(47) پيامبر اسلام(ص) درباره شخصي كه نزد وي به گناه اعتراف و تقاضاي پاك شدن كرد، فرمود: «اگر پوشانده بود و توبه مي‌كرد برايش بهتر بود.»(48) وسايل الشيعه ـ ج 18 ـ ص 328 اين بدان معنا نيست كه فرد گوشه‌گيري را اختيار كند و از جامعه دور شود. حضرت محمد(ص) در سخنان خود گوشه‌گيري را فاقد ارزش دانسته و جدا شدگان از جماعت مسلمانان را از دايره اسلام خارج شمرده است: «هيچ رهبانيت و گوشه‌گيري در اسلام نيست، براستي خداوند بلندمرتبه بر ما رهبانيت قرار نداده است، رهبانيت امت من همان جهاد در راه خداست.»(49) بحارالانوار ـ ج 70 ـ ص 115
و در جايي ديگر مي‌فرمايد: «هر كس از جماعت مسلمانان جدا شود، قيد اسلام ار از گردن خود برداشته است.»(50) الحياه ـ ج 1ـ ص 226

5ـ2ـ1ـ تحكيم روابط اجتماعي
خداوند براي تحقق اين اصل مهن، آداب اجتماعي ويژه‌اي وضع كرده است كه عبارتند از (به عنوان نمونه):
الف‌ـ سلام كردن و دست دادن در آغاز ملاقات: «آنگاه همديگر را ملاقات مي‌كنيد، پيش از هرگونه كلامي اول به همديگر سلام كنيد و مصافحه كنيد.»(51) بحارالانوار ـ ج 76 ـ ص 12
ب‌ـ رفق و مدارا؛ رسول اكرم(ص): «مدارا كردن با مردم نيمي از ايمان است و ملايم و نرم بودن با آنان نيمي از خوشي در زندگي است»(52) اصول كافي ـ ج 2ـ ص 117
ج‌ـ گشاده‌رويي؛ پيامبر گرامي(ص): «با گشاده‌رويي با برادرت روبرو شو»(53) ـ همان ـ ص 103
د‌ـ فروتني؛ پيامبر اسلام(ص): خداوند به داود وحي كرد: «براستي نزديكترين مردم به خدا متواضعان هستند همان‌طور كه دورترين مردم از خدا متكبرانند.»(54) ـ همان ص 123
هـ ـ احترام به ديگران به ويژه سالخوردگان؛ رسول خدا(ص): «گرامي داشتن مسلمان پير و سالخورده، بزرگ‌ شمردن خداست»(55) همان ص 165
و‌ـ زيارت و ديد و بازديد برادر مؤمن فقط به خاطر خدا؛ رسول خداوند(ص): «هر كس برادرش را به خاطر خدا و در راه خدا زيارت كند، خداوند عزيز و بلندمرتبه گويد: مرا زيارت كردي و ثواب و پاداشت به عهده من است»(56) همان‌ـ ص 176
ز‌ـ عيادت بيمارا؛ امام صادق(ع): «هر كس به خاطر خدا به عيادت برادر ايمانيش رود، گرفتار مكر و نيرنگ نمي‌شود و مشمول عذاب نمي‌گردد و خداوند هفتاد هزار فرشته را در معيّت او قرار مي‌دهد كه بدنبال او مي‌گويند: «پاك گشتي و بهشت برايت گوارا باد، شما زائران خداييد، شما نماينده خداييد، تا زمانيكه به منزلش برسد.»(57) همان‌ـ ج 2 ـ ص 256
ح‌ـ برآوردن نيازهاي مادي و معنوي ديگران؛ امام رضا(ع): «هر كس از مؤمني مشكلي را بر طرف كند خداوند در روز رستاخيز براي قلبش گشايش ايجاد مي‌كند»(58) همان ـ ج 2 ـ ص 200

6ـ2ـ1ـ نظارت و مسئوليت همگاني
امر به معروف و نهي از منكر اصل مهمي است كه اجراي قوانين فردي و اجتماعي و سلامتي جامعه را ضمانت مي‌كند. در ديدگاه اسلام، هر فرد، همان‌گونه كه مسئول خويش است، در برابر سلامت جامعه نيز مسئول شناخته مي‌شود قرآن در توصيف جامعه ايماني مي‌فرمايد: «زنان و مردان مؤمن، برخي از آنان ولي و سرپرست برخي هستند به معروف و نيكي و اميدارند و از زشتي باز مي‌دارند.»(59) توبه ـ 71
پيامبر گرامي(ص) مي‌فرمايد: «همه شما (در برابر يكديگر) همچون چوپاني هستيد كه نسبت به رعيت خود مسئول است» صحيح بخاري ـ ج 1 ـ ص 160
پيامد طبيعي نظارت و مسئوليت همگاني آن است كه چنين جامعه‌اي بهترين جامعه‌ها باشد. قرآن كريم جامعه برخوردار از اصل مقدس امر به معروف و نهي از منكر را چنين وصف مي‌كند: «شما بهترين امتي هستيد كه براي مردم نمايان شديد چرا كه به نيكي و اميداريد و از زشتي باز مي‌داريد ...»(61) آل عمران ـ 110
در پرتو امر به معروف و نهي از منكر، قوانين الهي اجرا مي‌شود و اهداف شريعت تحقق مي‌يابد. حضرت علي(ع) مي‌فرمايد: «قوام و استواري شريعت خدا، امر به معروف و نهي از منكر است.»(62) غررالحكم ـ ج 2ـ ص 80
مناسب است كه ديدگاه فقهي و اصولي امام خميني(ره) در بيان مراتب، شرايط، آداب امر به معروف ذكر شود:
1ـ مراتب امر به معروف: امر به معروف و نهي از منكر داراي مراتبي است كه اگر مقصود، با مرتبه پايين‌تر تأمين گردد نمي‌توان به مرتبه بالاتر گام نهاد. امر به معروف در مرتبه اول كاري انجام دهد كه ناراحتي قلبي‌اش از منكر آشكار گردد. اين مرتبه خود مراحلي دارد نظير: 1ـ برهم نهادن چشم، درهم كشيدن صورت 2ـ برگردانيدن صورت يا پشت كردن به انجام دهنده كار زشت 3ـ ترك معاشرت با وي. مرتبه دوم، امر و نهي با زبان است. اين مرتبه نيز خود داراي مراحلي است: 1ـ مرحله اول زبان نرم و بيان جذاب 2ـ مرحله دوم با زبان غيظ و شديد. مرتبه سوم انكار با دست و اعمال قدرت است. در اين مرتبه ابتدا بايد شيوه‌هاي آسا‌ن‌تر را برگزيد مثلاً در مرحله اول ابزار را از دست وي گرفت، اگر نمي‌شود وي را در جايي حبس كرد يا دست و پايش را بست و اگر دفع وي جز با ضرر مالي يا جسمي ممكن نيست با اين شيوه اقدام كرد. در مواردي كه امر به معروف و نهي از منكر به جراحت يا كشتن مي‌انجامد جز با اجازه حكومت اسلامي جايز نيست.
2ـ شرايط وجوب امر به معروف: 1ـ امركننده و نهي‌كننده بداند آنچه شخص مكلّف ترك كرده يا انجام داده معروف يا منكر است. 2ـ احتمال تأثير امر يا نهي را بدهد. 3ـ شخص گناهكار اصرار بر استمرار گناه داشته باشد. 4ـ در امر يا نهي مفسده‌اي نباشد.
3ـ آداب امر به معروف: مناسب است امركننده به معروف و نهي‌كننده از منكر از روي لطف و دلسوزي به شخص و جامعه اسلامي به اين كار اقدام كند و هدفش رضايت خداوند بوده و از هوس و اظهار برتري پيراسته باشد.(63)
آيات و روايات فراوان درباره جايگاه و اهميت امر به معروف و نهي از منكر نشان مي‌دهد كه تحقق جامعه مطلوب رابطه تنگاتنگ و مستقيم با اين اصل دارد: «و از ميان شما امتي بايد باشند كه به نيكي فرا مي‌خوانند و به معروف امر مي‌كنند و از منكر باز مي‌دارند، اينان همان رستگارانند.»(64) آل عمران ـ 104
امام باقر(ع) مي‌فرمايد: «براستي امر به معروف و نهي از منكر سيره انبياء و راه صالحان و ضامن اجراي همه قوانين واجبات است.»(65) وسايل الشيعه ـ ج 11 ـ ص 395

7ـ2ـ1ـ خودكفايي و عدالت اقتصادي
جامعه مطلوب اسلام، جامعه‌اي است كه در آن هر فرد يا خانواده خودكفا بوده، از توان تأمين كريمانه نيازهاي ضروري خويش برخوردار باشد. بدين سبب قرآن كريم تأمين نياز تهي‌دستان و ناتوانان را يكي از مصارف زكات و خمس مي‌داند: «منحصراً صدقه‌ها (خمس، زكات و ...) براي نيازمندان، مسكينان و ... است كه از جانب خدا (بر شما) واجب گشته است.»(66) توبه ـ 60
«برپايي قسط و عدل» در عرصه اقتصاد از بيش‌ترين و مؤكدترين سفارش‌هاي خدا و پيشوايان معصوم است. در قرآن كريم چنين آمده است كه: «و وزن (پيمانه و سنجش) را از روي قسط و عدل بر پا داريد و در ترازوي سنجش كاستي قرار ندهيد.»(68) الرحمن ـ 9
و امام صادق(ع) اجراي عدالت را براي فقرزدايي و خودكفايي، كافي دانسته است: «براستي مردم آنگاه عدالت ميانشان برقرار باشد بي‌نياز مي‌شوند.»(69) كافي ـ ج 3ـ ص 568
8ـ2ـ1ـ عبادت فردي و جمعي = شعائر الهي
پرستش چشمه جوشاني است كه از جان انسان سرچشمه مي‌گيرد و بر همه شعبه‌ها و شاخه‌هاي وجود آدمي، آب زندگاني نثار مي‌كند، آبي كه دل را به عشق و محبت و زبان را به ذكر و ستايش و بدن را به تعظيم و كرنش و عقل را به خاكساري و سجده در پيشگاه معبود مي‌كشاند.
انسان با عبادت و نيايش خويشتن را در بستر عنايت الهي قرار مي‌دهد و از هدايت و رحمت و لطف او بهره مي‌گيرد و قرب حق را با تمام وجود احساس مي‌كند.
جامعه بريده از نيايش و پرستش همچون ذره‌اي پرتاب شده در جهان بي‌انتهاست كه در محاصره موج‌هاي بنيان كن پوچي و آشفتگي قرار مي‌گيرد و افرادش با خواري، سرانجامي جز دوزخ ندارند:
«براستي كساني كه از عبادت و پرستش من متكبرانه استنكاف مي‌ورزند با خواري و پستي به جهنم وارد خواهند شد.»(70) غافر ـ 60
اسلام به منظور نظم‌دهي به زندگي و عبادت انسان مسلمان، نظم در عبادات واجب‌ را الزامي كرده است. نظمي هماهنگ با جهان طبيعت، جهان شمول و جاودان كه نه گذر زمان بر او گرد كهنگي و تغيير مي‌پاشد و نه نشاني از اختصاص و منطقه‌اي بودن در آن ديده مي‌شود مانند اوقاف نمازهاي واجب و وقت روزه واجب نماز جمعه و ...

3ـ1ـ زمامداري جامعه مطلوب
دين اسلام تنها به بيان پيام‌ها، هدف‌ها، و قانون‌هاي خويش اكتفا نكرده، بلكه براي اجراي قوانين و تحقق اهدافش «نظام امامت و ولايت» را بنيان نهاده است. پيشوايان معصوم(ع) امامت و ولايت را پايه اسلام بالنده معرفي كرده‌اند، امام رضا(ع) در اين‌باره مي‌فرمايد: «زمامت پايه اسلام نامي و بالنده است كافي ج 3، ص 29
گستردگي احكام اسلام و اهتمام به اجراي احكام الهي و تحقق اهداف خويش نظام رهبري شايسته را ضروري مي‌نمايد. نظام حكومتي اسلام با دو موضوع مهم همراه است:
1ـ شرايط و صفات زمامدار
2ـ حد و مرزهاي دين براي عملكرد حكومت جامعه مطلوب

1ـ3ـ1ـ شرايط و صفات زمامدار
يكي از پيام‌هاي عمومي قرآن كريم اين است كه امانت‌ها را به كساني كه اهلش هستند بسپارند.(71) حكومت نيز امانتي است كه بايد به شايستگانش سپرده شود. رسالت اصلي حكومت در اسلام، اداره جامعه طبق اهداف، آموزه‌ها و قواين دين است.
1ـ1ـ3ـ1ـ اجتهاد و توانايي لازم
زمامدار جامعه اسلامي بايد اجتهاد يا توانايي لازم را براي شناخت اهداف و آموزه‌ها و قوانين دين متناسب با شرايط و مقتضيات زمان داشته باشد.
اين شرط به بيان‌هاي مختلف در قرآن و سنت مشاهده مي‌شود. به عنوان نمونه در وصف طالوت و در پاسخ خرده‌گيران نسبت به انتصاب وي مي‌فرمايد: «براستي خداوند او را بر شما برگزيد و او را در دانش و توانايي جسماني افزود و گسترش داد.»(22) بقره 247
اميرمؤمنان حضرت علي(ع) با اشاره به مضمون آيه 832 سوره نساء، برخورداري از توان استنباط را از ويژگي‌هاي زمامدار مي‌داند: «و بي‌ترديد خداوند به شما فرمان داده است كه امر (حكومت و فرمانروايي) را به خدا و رسولش و اولوالامر از خودتان برگردانيد كه توان استنباط علمي دارند.»(73) بحارالانوار ـ ج 22ـ ص 96
امام حسين(ع) در اين‌باره مي‌فرمايد «راه‌هاي درست اجراي فرمان‌ها و احكام خدا بدست دانشمندان خداشناس هست كه پاك و مخلص بوده و امين در حلال و حرام الهي هستند»(74) همان ـ ص 80
2ـ1ـ3ـ1ـ دادگري و استقامت
عدالت يا استقامت و قدرت عملي براي اجراي درست اهداف و آموزه‌ها و قوانين دين، شرط ديگر زمامدار جامعه اسلامي است.
در تعريف عدالت، حق نهفته است؛ در جامعه هر يك از افراد به نوبه خود داراي حقي هستند كه ر مقام اعطا بايد حق هر يك رعايت شود، نه كمتر و نه بيشتر. و منشأ حق افراد، استعداد و تلاش و فعاليت‌هاي آنهاست و زمامدار عادل، يعني عطاكننده حق هر كس برترين و محبوب‌ترين فرد نزد خداوند مي‌شود. رسول خدا(ص) مي‌فرمايد: «براستي محبوب‌ترين مردم در روز رستاخيز نزد خداوند كه از همه به خدا نزديكتر است، پيشواي عادل است ...»(75) الجامع الصحيح ج 3 ـ ص 617
پس رهبر جامعه اسلامي عهده‌دار تأمين حقوق همه افراد جامعه است و نظام قضايي و اجرايي بايد فضايي را فراهم آورد كه ستمديدگان و افراد ناتوان در كمال امنيت و آرامش حق خويش را مطالبه كنند و اختلاف در ثروت، قدرت، مقام، نژادف مذهب و ... نبايد بهانه‌اي براي اجرا نكردن قانون درباره صاحبان قدرت، ثروت، و موقعيت اجتماعي باشد.(76)
3ـ1ـ3ـ1ـ مديريت و كفايت:
مديريت يا كفايت و توانايي براي اداره امور مردم در پرتو اهداف، آموزه‌ها و قوانين دين سومين و آخرين شرط اصلي زمامدار است. پيامبر گرامي(ص) درباره شرايط زمامداري سخن بسيار گره‌گشا و اصولي دارند كه در آن اشاره به قدرت اجرايي نيكو و مديريت شايسته زمامدار دارد:
«امامت و رهبري تنها شايسته كسي است كه سه خصلت در وي باشد: ـ پارسايي كه وي را از سركشي و نافرماني باز دار؛ ـ حلم و بردباري كه بدان وسيله غضبش را منكوب كند، نيكويي در ولايت و سرپرستي نسبت به كسي كه رهبريش را به عهده دارد.»(77) وسايل الشيعه ـ ج 11 ـ ص 395
برنامه‌ و ميزان و كارگزاران نظام اسلامي مطلوب پيوسته اين سه ويژگي را شاخص محوري برنامه‌هاي خويش قرار مي‌دهند و زمامدار اين جامعه با اين ويژگي‌هاي شايسته سير كمال، رستگاري و بهروزي را براي آحاد جامعه فراهم مي‌كند.
2ـ3ـ1ـ حد و مرزهاي دين براي عملكرد حكومت
اگر كسي كه از نظر شريعت شايستگي فرمانروايي دارد به حاكميت برسد رضايت الهي با اوست و عمران و آباداني، تأسيس منافع مردم و برقراري نظم و امنيت را در جهت تبلور ربوبيّت خداوند در عرصه‌هاي گوناگون اجتماعي، سياسي، اقتصادي، فرهنگي، حقوقي و ... به ارمغان مي‌آورد. حداقل مرز قبول چنين حكومتي دو چيز است:
عدالت؛ استقلال و عزت اسلامي.
1ـ2ـ3ـ1ـ عدالت و دادگستري:
منظور از عدالت در اينجا دادگري به تمام معناي آن است. همان دادگري كه فرمان خداوند و هدف بعثت انبياء است(78) و پيامبر اسلام(ص) نيز مأموريت خويش را اجراي عدالت اعلام مي‌دارد:
«بگو پروردگار من، مرا به دادگري فرمان داده است ... يا ... من مأمورم تا ميان شما عدل برقرار كنم ...»(79) اعراف ـ 29، شوري ـ 15
عدالت در مقايسه با ارزش‌هاي ديگر بسيار برتر شمرده شده است. رسول اكرم(ص) در مقايسه عدالت و عبادت مي‌فرمايد: «يك ساعت دادگري بهتر از عبادت هفتاد سالي است كه در آن شب‌ها به نماز سپري كند و روزهايش را روزه بدارد.»(80) بحارالانوار ـ ج 75 ـ ص 352
و يا در جايي ديگر مي‌فرمايد:
«بي‌ترديد عمل يك زمامدار دادگر درباره امتش در يك روز بسي برتر و شايسته‌تر از عبادت 50 يا 100 ساله يك پرهيزكار است.»(81) الاموال ـ ص 39
عدالت روح كلي حاكم بر همه قوانين اسلام است. گزينش بر اساس معيارها و ضوابط و مقدم داشتن اصل بر صالح در تمامي سطوح سياسي و اداري جامعه و مبتني بر حق از اصول اساسي نظام اسلامي است. در فرهنگ اسلامي مراعات نكردن اين اصل و تقديم روابط بر ضوابط هم خيانت به خداست و هم به رسول‌خدا(ص) و هم به تمامي مسلمانان پيامبر اسلام(ص) مي‌فرمايد:
«هر كس فرماندهي مسلمانان را بدست گيرد در حالي كه مي‌داند در ميان مردم شايسته‌تر از او وجود دارد، و داناتر او نسبت به كتاب خدا و سنت پيامبر خدا هست، پس بي‌ترديد به خدا و رسول خدا و همه مسلمانان خيانت كرده است.»(82) الغدير ـ ج 8 ـ ص 291
اين نكته بايد در آغاز انتصاب و نيز در ادامه كار رعايت شود و اگر در عمل روشن شد كه فرد حاكم از شايستگي لازم برخوردار نيست بايد بركنار شود و اگر براي دريافت منصبي شايستگي ندارد بايد از آغاز نپذيرد و اگر در مقابل عمل انجام شده قرار گرفت استعفا دهد.
بنابراين مردم و مسئولان بايد در انتصاب‌ها و انتخاب‌هاي خويش اين مهم را مورد توجه قرار دهند تا دامن آنها از خيانت پيراسته ماند و جامعه در گرداب نابساماني‌ها فرو نغلتد. پيامد طبيعي تسلط ناشايستگان بر امور اجرايي و مديريتي مردم (موجبات) عقب‌ماندگي جامعه خواهد بود. پيامبر اسلام(ص) مي‌فرمايد:
«بي‌ترديد اگر مردم امور خويش را بدست كسي سپارند كه داناتر از او در ميانشان وجود دارد، كارهايشان به سستي منجر مي‌شود و ذلّت و عقب‌ماندگي خود را رقم زده و به عصر جاهليت برمي‌گردند.»(83) غايه‌الحرام ـ ص 299
2ـ2ـ3ـ1ـ استقلال و عزت اسلامي
ارمغان نظام حكومتي مطلوب در اسلام، استقلال، سربلندي و عزت اسلامي است. همان عزت و سربلندي كه بتمامه از آن خداست «براستي عزت، به تمامي معناي آن، از آن خداست»(84) يونس ـ 65
اين بزرگواري و عزت در واقعيت ملموس ميان انسان‌ها مخصوص رسول خدا و مؤمنان مي‌شود.
«عزت مخصوص خدا و رسولش و مؤمنان است.»(85) منافقون ـ 80
جامعه مسلمانان و نظام اسلامي در صورت ايمان و پاي‌بندي كامل به اصول و ارزش‌هاي ديني راه عزت و سربلندي پيموده، لباس سروري مي‌پوشد: «و سستي نكنيد و اندوهناك مباشيد زيرا شما بلندمرتبه‌ترين مردم هستيد به شرط آنكه در ايمان ثابت و استوار باشيد.»(86) آل‌عمران ـ 139
آيه‌ 29 سوره فتح استقلال و خوداتكايي جامعه ايماني و مطلوب اسلام را چنين ترسيم مي‌نمايد:
«محمد(ص) فرستاده خداست و ياران و همراهانش بر كافران بسيار سخت و با يكديگر بسيار مشفق و مهربانند آنان را در حال ركوع و سجود فراوان و بسيار بنگري كه فضل و رحمت خدا و خشنودي او را مي‌جويند (بر) رخسارشان از اثر سجده نشانه‌هاي نورانيت پديدار است اين وصف حال آنها در كتاب تورات و انجيل است كه مثل حالشان مانند دانه‌اي است كه چون در آغاز سر از خاك برآرد شاخه‌اي نازك و ضعيف باشد پس از آن قوت يابد تا آنكه قوي گردد و بر ساق خود محكم بايستد كه دهقانان در آن حيران مي‌مانند تا كافران را به خشم آورند. خداوند كساني را كه ايمان آورده و كردار شايسته انجام دهند وعده مغفرت و پاداش عظيم فرموده است.»(87)
پيامبر گرامي اسلام(ص) نيز اين معيار را چنين بيان مي‌دارد: «اسلام بالا مي‌برد و بلندمرتبه مي‌شود و هيچ چيز بر او بلندمرتبه نمي‌شود.»(88) من لا يحضره الفقيه ـ ج 4 ـ ص 334
بنابراين استقلال و عزت اسلامي در انواع روابط اجتماعي حفظ گردد و هر ارتباطي كه به اين اصل مهم خدشه‌ وارد سازد ناپسند و فاقد اعتبار است: «و هرگز خداوند بر مؤمنان براي كافران هيچ راهي قرار نداده است.»(89) نساء ـ 141

سخن پاياني
ظهور جامعه مطلوب اسلامي با اهداف و اصول مذكور از ديدگاه قرآن و حديث سعادت‌ عمومي و صلح جهاني و خير و بركت را براي همگان به ارمغان خواهد آورد. در بينش اسلامي نيز چنين نويدي داده شده است. قرآن كريم بشارت داده است كه دين حقي كه خاتم پيامبران(ص) واسطه ابلاغ آن است روزي فراگير خواهد شد(90) و سرانجام نور خدا در منتهاي ظهور و حدّ اعلاي خود خواهد درخشيد: «و خداوند ابا دارد مگر اينكه حتماً نورش را كامل كند»(91) و باطل محو و نابود شدني است «براستي باطل از بين رفتني شد.»(92) اين وعده الهي پيش از اين نيز در زبور داود داده شده است كه بندگان صالح خدا، وارث زمين خواهند شد و سلطه خود را بر آن مي‌گسترانند.(93) اين پادشاهي و حاكميت كه همان خلافت خدا و اجراي حاكميت خداوند بر زمين است، سرانجام از آن مؤمنان صالح خواهد بود و بدين ترتيب تلاش پيامبران و جنود الهي و همه محبت‌هاي خداوند در نهايت ثمر خواهد داد و منجي موعود اسلام، آن عزيز شكست‌ناپذير ظهور خواهد كرد.

مقاله هاي مرتبط:


      
 
 كليه حقوق اين مجموعه طبق قوانين نرم افزاري متعلق به دبيرخانه‌دائمي‌اجلاس‌دوسالانه‌بررسي‌وجودي‌ابعادحضرت‌مهدي(عج)مي‌باشد