1397/11/04 پنج شنبه

نیمه شعبان سالروزولادت حضرت ولي عصرمهدي موعود (عج) بر عموم مسلمين جهان مبارك باد......قال الكاظم عليه السلام: يُغيبُ عن أبصار الناس شَخصُهُ و لايُعيبُ عن قُلوب‌المؤمنين ذِكره؛ او (حضرت مهدي عجل‌الله‌تعالي‌فرجه الشريف) از ديده مردم پنهان مي‌شود، ولي يادش در دلهاي مؤمنين هيچگاه فراموش نمي‌شود

  
 

تاريخ نشر: 19/9/1390

مبحث: مقالات تخصصي

نويسنده: administrator

منبع:

مطالعات: 1833

بازگشت >>
نظرسنجي: ( 2 راي) 
  بررسی ابعاد و چگونگی ارتباط شیعیان با حضرت مهدی (عج) در عصر غیبت
خلاصه:

تدوین: عليرضا نعمتي
ویرایش: دکتر داود میرزائی مقدم

الحمدالله و صلی الله علی سیدنا محمد و اله الطاهرین لا سیما بقیة الله روحی له الفداء
خداوند بزرگ را بی‌نهایت سپاس می‌گوییم که توفیقمان داد نام مقدس «امام زمان» عجل‌الله تعالی‌فرجه‌شریف را بر زبان جاری کنیم و با یاد آن حضرت یادآور خوبی‌ها باشیم. او را سپاس می‌گوییم که ما را در زمانی به دنیا آورد که همچون وقت اذان صبح، سپیده نورانی اهل بیت عصمت علیهم‌السلام را دیدیم که نوید بخش پایان شب تاریک جهل و ظلم به اهل بیت است و نام این سپیده انقلاب اسلامی ایران است که با ارادت به حضرت بقیه‌الله ارواحنا فداء هر روز نورش بیشتر می‌شود تا منجر به طلوع خورشید جهانتاب اهل‌بیت حضرت صاحب‌الزمان ارواحنا فداه گردد.
و خدا را شکر ما در کشوری قرار داد که به تعبیر مولایمان حضرت بقیه‌الله ارواحنا فداه «شیعه خانه اهل بیت علیه‌السلام است1» و به وسیله آن حضرت حفظ و نگهداری می‌شود و از پرارزش‌ترین نعمت پروردگار یعنی ولایت فقیه برخوردار است و انشاالله این حکومت و شیعیان عزیزش مفتخر خواهند بود نام مقدس امام زمان ارواحنا فداه را انتشار داده و جهان را با آن حضرت به وسیله همین نشست‌ها و فعالیت‌های دیگر آشنا نموده و تسریع‌کننده ظهور مقدسش باشند.
در این مقاله پنج مطلب بررسی می‌شود:
1ـ معنی ارتباط و لزوم آن 2ـ حقیقت ارتباط با امام زمان علیه‌السلام 3ـ چگونگی ارتباط شیعیان با آن حضرت
4ـ آثار ارتباط با امام عصر ارواحنا فداه 5ـ راه‌های ارتباط با آن حضرت

بحث اول: معنی ارتباط و لزوم آن
ارتباط یعنی متصل نمودن یا پیوند برقرار کردن و بستن دو یا چند چیز به یکدیگر و معنی ارتباط با امام زمان علیه‌السلام یعنی گره خوردن با آن حضرت و هرگز از او جدا نشدن.
خداوند متعال در قرآن کریم در آیه آخر سورۀ آل عمران به مؤمنین دستور می‌دهد که حتماً باید با امام زمان خود رابطه دو جانبه داشته باشند و هرگز از او جدا نشوند که انشاء‌الله این آیه را در بحث آخر توضیح خواهیم داد.
و نیز می‌فرماید: «و ربطنا علی قلوبهم»2یعنی ما دل اصحاب کهف را محکم کردیم تا به پیمودن راهشان دلگرم باشند. زیرا آنان برای ما حرکتی کردند و گفتند ما تنها یک تربیت‌کننده داریم که فقط تحت فرمان او خواهیم بود و آن پروردگار آسمان‌ها است.
از این آیه خوب استفاده می‌شود اگر انسان به خاطر خدا از فرمان نفس و شیطان دست بکشد و تنها فرمانده و مربی خود را خدا قرار دهد، خداوند متعال نیز قلب او را با امام زمان علیه‌الصلاه والسلام گره خواهد زد و چنانکه اصحاب کهف را از یاران امام زمان ارواحنا فداه قرار داده و آنها زنده خواهند شد و از یاران آن حضرت خواهد بود (چنان که در روایات آمده است) او را نیز خدای تعالی از یاران امام عصر عجل‌الله تعالی فرجه الشریف قرار خواهد داد.
لزوم ارتباط مخلوقات با ذات مقدس پروردگار نیز امری بدیهی و روشن است و نیاز به توضیح ندارد چرا که تمامی مخلوقات از رسول خدا و ائمه هدی علیهم الصلاه والسلام گرفته تا آخرین آنها محتاج به عنایت الهی هستند و باید با او رابطه داشته باشند که البته این رابطه قوانینی دارد خاص خود و از آن به حدود الهی تعبیر می‌شود و در قرآن کریم می‌فرماید «تلک حدودالله و من یتعد حدودالله فاولئک هم الظالمون؛ این قوانین مرزهای پروردگار است و کسی که از مرز بگذرد از ظالمین خواهد بود.»
یکی از قوانین آن است که خداوند متعال به وسیله رسول اکرم (ص) و ائمه هدی (ع) خصوصاً امام زمان ارواحنا فداه هر چه بخواهد به ما می‌دهد و به خاطر آنان کسی را دوست و به خاطر آنان بر کسی غضب می‌فرماید که رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم در حدیث مورد اتفاق بین عامه و خاصه فرمود خداوند به غضب فاطمه غضبناک و به رضایتش راضی می‌شود. همین یک قانون برای ما بس است. و رعایت آن رمز سعادت و ورود به بهشت خواهد بود زیرا، با محبت و اطاعت از اهلیت عصمت علیه‌السلام انسان به خداوند متعال متصل و با عدم معرفت و اطاعت از آنان رابطه‌اش از خدای تعالی بریده می‌شود.
و لذا رسول خدا صلی‌الله و آله طبق نقل عامه و خاصه فرموده: علی کسی است که هرکس از او جدا شود از من جدا شده و هر کس از من جدا شود از خدا جدا شده است.

بحث دوم: حقیقت ارتباط با امام زمان علیه‌السلام
برای بیان این مطلب از مثال مثال قلب و میلیاردها سلول در بدن استفاده می‌کنیم. خداوند در بدن انسان قلب و یا مرکزی را برای کنترل و تغذیه میلیاردها سلول قرار داده است که آنها را هدایت نماید آیا در این عالم با این همه عظمت و میلیاردها منظومه شمسی و میلیاردها کهکشان، قلب مهربانی که آنها را هدایت نماید قرار نداده است؟
مثل ما مثل سلول‌های بدن و مثل امام زمان ارواحنا فداه که همان رهبر معصوم و نماینده پروردگار است مثل قلب مهربان است. نتایج زیر را می‌توان از این مثال گرفت.
یک: سلول بدون ارتباط با قلب می‌میرد و از بدن خارج می‌گردد، انسان نیز بدون ارتباط با امام زمان علیه‌السلام حیات روحی و معنوی خود را از دست داده و از دایره انسان‌ها خارج خواهد شد. و این معنی حدیث متواتر و مورد اتفاق بین عامه و خاصه است كه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مردن جاهلیت مرده است.3
دو: سلول به وسیله رگ‌ها با قلب مرتبط است انسان نیز به وسیله علماء تزکیه شده که تربیت شده امام زمان ارواحنا فداه بوده و جزآنچه آن حضرت می‌خواهد چیزی نمی‌خواهد و جز آنچه آن حضرت به آنها تعلیم داده چیزی به ما تعلیم نمی‌دهد با امام زمانش مرتبط می‌شود زیرا علما به مانند رگ‌ها هستند که وظیفه رگ‌ها آن است که مجری ارتباط و عبور مواد ارسالی از قلب به سلول باشند و از خارج چیزی وارد این مجرا نشود و گرهی در کارشان نباشد و خون حیات را به راحتی از خود عبور دهند.
سه: سلول به وسیله خون که مواد ضروری و حیاتی را به همراه دارد تغذیه می‌شود انسان نیز به وسیله علوم اهل بیت عصمت علیه‌الصلاه و السلام که از معدن علم قرآن و رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم است تغذیه می‌شود و همان طورکه خون آب و غذا و هوا برای سلول می‌آورد علوم ارسال شده از طرف امام زمان و ائمه هدی علیهم‌الصلاه والسلام آب و غذا و هوای معنوی را به همراه دارد و همان‌طورکه سلول نباید از غیر این مواد تغذیه کند انسان نیز نباید آنچه از علوم فرامی‌گیرد و می‌خواهد آن را با قلبش گره بزند و به آن معتقد باشد را از غیر طریق اهلبیت عصمت علیه‌السلام قرار بگیرد زیرا تغذیه سلول از غیر مجری قلب با مسمومیت و مرگ او همراه خواهد بود.
چهار: سلول باید ساختمان وجودش سالم باشد تا بتواند خون را کاملاً در خود تجزیه و به مصرف برساند انسان نیز باید روحش از امراض روحی و صفات رذیله در اعمال ناپسند خالی و سالم باشد تا پذیرای علوم آل محمد صلی‌الله علیه وآله وسلم باشد.
و لذا امام صادق علیه‌السلام در روایت عنوان بصری به او می‌فرمایند اگر علم می‌خواهی اول باید در خودت حقیقت بندگی را به وجود آوری.4
و خدای تعالی می‌فرماید: واتقوالله و یعلمکم الله5شما را مراعات کنید تا خداوند به شما علم بیاموزد. و می‌فرماید: قد افلح من زکیها6کسی که نفس خود را از آلودگی‌های روحی تزکیه کند به فلاح و رستگاری خواهد رسید. همان‌طور که به مریض گفته می‌شود وقتی سالم شدی می‌توانی غذا بخوری و زندگی مطلوب داشته باشی.
پنج: سلول باید مواد مسموم‌کننده‌ای که دشمن فرستاده نپذیرفته و دست رد به سینه آن بزند انسان نیز باید عقاید و اعمال و افکار شیطانی و هواهای نفسانی را از خود دفع کرده هیچ راه نفوذی برای آن به درون خود باز ننماید.

یک سئوال و جواب
اگر کسی بگوید اینها که شما گفتید بسیار کار مشکلی است و ما نمی‌توانیم حتی یکی از این‌ها را به خوبی در خود تحقق بخشیم جواب می‌دهیم اتفاقاً مسأله بالعکس است زیرا کاری که از طریق طبیعی خود صورت گیرد آسان خواهد بود نه کاری که بر خلاف مسیر است.
تزکیه نفس و پذیرش راه راست مسیر طبیعی حرکت انسان است و خلاف آن حرکت کردن مانند شنا کردن در خلاف جریان آب است گرچه شیطان و هوای نفس به قدری افکار ما را تسخیر نموده‌اند که معلوم نیست این حرف را بپذیریم فقط این اندازه بگویم همانطور که خدای تعالی قانون سلول‌ها و بدن را در مسیر طبیعی خود چنانچه بیان کردیم قرار داده همان خدای مهربان مسیر طبیعی و آسان حرکت ما را سالم بودن و به خوبی از امام زمان علیه‌الصلاه و السلام بهره بردن قرار داده است و اگر چنین نباشد پس حادثه‌ای اتفاق افتاده که مانع از این جریان طبیعی شده و آن مانع یکی در اجتماع و یکی در فرد است.
مانع اجتماعی آن است که لااقل شیعیان ارتباط لازم با امام عصر ارواحنا فداه را برقرار نکردند و مانند سلول‌هایی شدند مریض و بیهوش که ارتباطشان با قلب مختل و کم شده است و لذا حضرت بقیه‌الله ارواحنا فداه در نامه خود به شیخ مفید (ره) می‌فرمایند: اگر شیعیان ما که خداوند آنان را به اطاعت خود موفق بدارد همه با هم یکپارچه به عهدی که با ما دارند وفا می‌کردند میمنت دیدار ما از آنان به تأخیر نمی‌افتاد و زود می‌شد که به سعادت ملاقات و مشاهده ما نائل شوند و تنها چیزی که باعث شده از ما محروم باشند اعمال ناپسندی است که از آنان به ما گزارش می‌شود و ما چنین انتظاری از ایشان نداریم.7
بحث سوم: چگونگی ارتباط شیعیان با امام زمان ارواحنا فداه در عصر غیبت
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه واله وسلم درباره زمان غیبت امام زمان اروحنا فداه و چگونگی ارتباط مردم با آن حضرت در روایت جابربن عبدالله انصاری (ره) فرمود: در آن زمان مردم از امام زمان صلوات‌الله و سلامه‌علیه استفاده می‌کنند همانگونه که وقتی ابرها خورشید را پوشانده‌ا‌ند مردم از نور خورشید بهره می‌برند.
در طول زمان غیبت کبری صدها و بلکه هزاران نفر به محضر مقدس امام عصر ارواحنا فداه مشرف شده و می‌شوند. بعضی از آنان اصلاً آن حضرت را نشناخته‌اند که تعداد این افراد قابل توجه است و بعضی هم بعداً متوجه شده‌اند که با امام عصر ارواحنا فداه دیدار نموده‌اند ولی در همان موقع نشناخته‌اند و بعضی هم سعادت داشته‌اند همان موقع امام خود را بشناسد و از آن حضرت بهره بگیرند. در این خصوص نگاهی به کتاب «کیمیای سعادت (داستان زندگی مرحوم رجبعلی خیاط) به قلم حضرت آیت‌الله محمدی ری‌شهری» خالی از لطف نیست. برخی از موارد نیز در ذیل به نظرتان می رسد.
تشرف مرحوم سید بحرالعلوم:
مرحوم حاجی نوری در نجم الثاقب نقل می‌کند: علامة با تقوی و مرحوم آخوند «ملا زین‌العابدین سلماسی» که یکی از شاگردان مرحوم «سید بحرالعلوم» است فرمود:
من در محضر درس بحرالعلوم بودم شخصی سئوال کرد: آیا امکان دارد کسی در زمان غیبت کبری حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) را ببیند؟ سید بحرالعلوم به او جواب نداد ولی من نزدیک او نشسته بودم، دیدم سرش را پائین انداخته و آهسته می‌گوید: چه بگویم در جواب او و حال آنکه آن حضرت مرا در بغل گرفته و به سینه خود چسبانده است.8
آری چگونه خداوند مهربان انسان را بحال خود رها کرد و امام زمانش را از او جدا خواهد نمود آیا می‌شود آن حضرت در بین ما زندگی کنند و دیده نشوند. مطلبی که صحیح نیست گفته شود آن است که بگوییم هر وقت ما بخواهیم می‌توانیم آن حضرت را ملاقات کنیم زیرا اختیار دیدار و ملاقات به دست ما نیست «تا یار که را خواهد و میلش به که باشد». آنان که می‌گویند ممکن نیست در زمان غیبت به محضر مقدس آن حضرت شرفیاب شد و یا حتی مثل این سئوال‌کننده که از آیه‌الله العظمی سیدمهدی بحرالعلوم می‌پرسد آیا می‌شود آن حضرت را دید در این که می‌شود حضرت را ملاقات کرد شک داشته باشند اهل معرفت نیستند و لذا جناب سید که حضرت ولی عصر ارواحنا فداه او را در بغل گرفته و به سینه خود چسبانده و علوم اهل بیت را به سینه او منتقل نموده می‌فرماید چه بگویم در جواب او در حالی که آن حضرت مرا به سینه خود چسبانده است. اگر شرفیابی به محضر مقدس آن حضرت مخصوص علمای بزرگ بود باید در روایت و مدرک معتبری گفته می‌شد و جناب سید نیز چنین جوابی نمی‌داد و امکان رؤیت آن حضرت را برای همه نفی می‌فرمود.
علاوه بر همه این‌ها بهترین دلیل بر اثبات این مطلب آن است که از علما بزرگ گرفته تا شیعیان معمولی و حتی عده‌ای از اهل سنت به محضر مقدس آن حضرت رسیده‌اند ولی این‌ ملاقات‌ها اتفاقی بوده و اختیارش به دست کسی جز خدا و امام عصر ارواحنا فداه نبوده و نخواهد بود.
تشرف مرحوم آیه‌الله العظمی مرعشی نجفی:
و نیز استاد بزرگوارم از مرحوم آیه‌الله العظمی آقای نجفی‌مرعشی نقل فرمودند: برای زیارت حضرت سید محمد پسر امام هادی علیه‌السلام که در هشت فرسخی (یعنی در حدود پنجاه کیلومتری) سامراء قبّه و بارگاهی دارد پیاده می‌رفتم، کم‌کم راه را گم کردم، گرما و تشنگی به من فشار آورد، تا آنکه روی زمین بیهوش افتادم و چیزی نفهمیدم، ناگاه چشمم را باز کردم، سر خود را روی زانوی شخصی دیدم که به حلقم آب می‌ریزد، من از آن آب خوردم ولی تا آن روز آبی به شیرینی و خوشگواری آن نخورده بودم. سپس سفره نانش را باز کرد و چند قرص نان به من داد و بعد گفت: ای سید در این نهر آب بدن خود را شستشو بده تا خنک شوی. گفتم : در اینجا چون آبی نبود من از تشنگی بیهوش شده و روی زمین افتاده بودم، اینجا آبی نیست. فرمود: فعلاٌ ملاحظه کن این نهر آب خوشگواری است که در کنار تو جاری است. من به آن طرف که او اشاره می‌کرد نگاه کردم، دیدم همان نزدیک من به فاصله چند متری نهر با صفائی جاری است ... آن آقا به من فرمود: ای سید قصد کجا را داری؟
گفتم: می خواهم به زیارت حضرت سید محمد (علیه السلام) بروم.
فرمود: این حرم حضرت سید محمد است. من به طرفی که آن آقا اشاره می‌کرد نگاه کردم، دیدم گنبد حضرت سید محمد معلوم می‌شود و حال آنکه می‌بایست من چندین فرسخ از حرم مطهر دور باشم.
به هر حال با هم قدم زنان به طرف حرم حضرت سید محمد علیه‌السلام براه افتادیم، در بین راه من متوجه شدم که آن آقا حضرت بقیه‌الله روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء است و لذا مطالبی را آن حضرت به من تعلیم دادند که من به خاطر سپردم و آن مطالب اینهاست:
اول: تأکید زیادی به من می‌فرمودند که: ای سید تا می‌توانی قرآن بخوان و خدا لعنت کند کسانی را که قائل به تحریف قرآن هستند و احادیث را جعل کرده‌اند.
دوم: زیر زبان میت عقیقی که نام‌های مقدسه ائمه اطهار (علیهم السلام) نوشته شده باشد بگذارید.
سوم: به پدر و مادر نیکی کن و اگر از دنیا رفته باشند با خیرات و مبرات به آنها محبت نما.
چهارم: تا می‌توانی به زیارت قبور مقدسه ائمه اطهار(علیه السلام ) برو و هم چنین قبور امام‌زاده‌ها و صلحاء را زیارت کن.
پنجم: تا می‌توانی به سادات و ذریه علویه احترام کن و تو خودت هم قدر سیادت و انتسابت را به خاندان رسالت بدان و برای این نعمتی که خدا به تو داده است بسیار سپاسگذار باش زیرا این انتساب موجب سعادت و سربلندی تو در دنیا و آخرت خواهد بود.
ششم: نماز شب را ترک نکن و به آن بسیار اهمیت بده و اظهار فرمودند حیف است که اهل علم، آنهایی که خود را وابسته به ما می‌دانند مداومت به نماز شب نداشته باشند.
هفتم: تسبیح حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) و زیارت سیدالشهداء (علیه السلام) را از دور و نزدیک ترک نکن.
هشتم: خطبه حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهراء سلام‌الله‌علیها در مسجد پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله و خطبه شقشقیه حضرت امیرالمومنین علی علیه‌السلام و خطبه حضرت زینب علیها السلام در مجلس یزید را ترک نکن. در این موقع ما به نزدیک در حرم رسیدیم که ناگهان آن حضرت از نظرم غائب شدند و خود را تنها مشاهده کردم.

تشرف مرحوم حجه‌الاسلام زرگری
استاد بزرگوارم از همسر آن مرحوم که یکی از اولیاء خدا بود چنین نقل می‌فرمایند: در نیمه شب شانزدهم ماه مبارک رمضان 1398 با صدای گریه و مناجات مرحوم حاج میرزا تقی زرگری از خواب بیدار شدم، عطر عجیبی فضای اطاق را پر کرده بود، پرسیدم چه شده؟
گفت: نمی‌دانی چه خبر بود، حضرت بقیه‌الله روحی له الفداء تشریف داشتند، مدتی خدمتشان نشسته بودم و الان که رفتند فراق ایشان مرا ناراحت کرده است.
گفتم: پس چرا مرا بیدار نکردی؟
گفت: آقا فرمودند بگذار بخوابد.
گفتم: مذاکراتی هم داشتند؟
گفت: سؤالاتی از آقا کردم و ایشان جواب عنایت فرمودند ولی نمی‌توانم همه سؤالاتم را به تو بگویم.
گفتم: آنچه را می‌توانید بگویید.
گفت: از اوضاع مملکت از آقا سئوال کردم.
فرمودند: شاه می‌رود و رژیم سرنگون می‌شود و فرج نزدیک است (با آن که در آن روز مردم فکر نمی‌کردند قدرتمندی مثل محمدرضا پهلوی شاه ایران سرنگون گردد).
پرسیدم: شفای کسالتت را از آقا نخواستی؟
گفت: من باید از دنیا بروم و چند ماه هم دیر شده است.
سپس خود او ادامه و گفت: «از حضرت بقیه‌الله علیه السلام سئوال کردم چگونه می‌شود خدمتتان رسید؟ فرمودند: من همیشه با شما هستم هر وقت بخواهید مرا می‌بینید.10
تشرف یکی از عاشقان حضرت
استاد عزیزم نقل فرمودند: در سال 1361 (هجری شمسی) قضیه‌ای بین دوستان معروف شد که هیچ کس نمی‌دانست صاحب آن قضیه کیست زیرا خود آن شخص بنای اختفای آن حکایت را داشت ولی تنها به یک نفر گفته بود که این قضیه مال من است و از او تعهد گرفته بود که به کسی نگوید، من نمی‌دانم چگونه مطلع شدم که آن قضیه مربوط به فلان ولی خدا است و لذا تصادفاً از همان شخصی که تنها به او حقیقت مطلب گفته شده بود پرسیدم این حکایت مربوط به فلانی نیست؟ او با کمال تعجب گفت: چرا ولی مگر برای شما نقل کرده است؟
گفتم: فکر می‌کنم یا در خواب دیده‌ام و یا به من الهام شده است که این قضیه مال فلانی است (تا این که استاد فرمودند:) صاحب این قضیه از اولیاء خدا است و آنچه در این حکایت گفته می‌شود مطمئنا از حضرت بقیه‌الله روحی فداه رسیده است.خلاصه و فشرده قضیه این است. او می‌گفت: یک شب در ماه رمضان 1401 موقع افطار در خانه را زدند و حضرت بقیه‌الله روحی فداه افطاری به منزل ما آمدند (توضیحاً باید عرض کنیم بسیاری از مردم فکر می‌کنند حال که امام زمان علیه‌السلام غائب است پس نمی‌شود آن حضرت را دید و یا ایشان به طور معمول نمی‌شود در بین ما باشند در صورتی که این تصور غلط است. غائب بودن آن حضرت به معنی نامرئی بودن نیست بلکه به معنی ناشناس بودن ایشان است. یعنی به طور معمول در بین ما زندگی می‌کنند و در بازارها و در مجالسمان رفت و آمد دارند ولی کوشش بر اینست که ناشناس باقی بمانند تا خداوند اذن ظهور مقدسشان را صادر فرماید بنابراین منافات ندارد همانطورکه امام صادق صلوات الله علیه در روایت می‌فرمایند آن حضرت در زمان غیبت در بازارهایتان راه بروند و بر فرش‌هایتان قدم بگذارند)11 به هر حال استاد بزرگوارمان از آن ولی خدا بقیه قضیه را چنین نقل می‌فرمایند: قبل از افطار نماز مغرب و عشاء را خواندند و من هم به ایشان اقتدا کردم.
سپس آن حضرت مطالبی سر سفره افطار به من فرمودند. آنچه لازم است نقل شود این است که فرمودند: این دعا را زیاد بخوانید: اللهم اَدخِل عَلی اَهلِ القُبَور السرور اللهم اَغنِ کُلَّ فقیر اللهم اشبع کل جائع... ( تا آخر دعا که در ادعیه ماه رمضان بعد از هر نماز دستور داده شده خواند شود). آن حضرت علت دستور خواندن این دعا را تقریباً به این مضمون بیان فرمودند:
جدم رسول اکرم (صلی‌ الله ‌علیه ‌و آله) که فرموده است این دعا را در ماه رمضان بخوانند برای این بوده که استجابت این دعاء صد در صد در زمان ظهور خواهد بود و در حقیقت این دعائی است که برای ظهور و فرج ما خوانده می‌شود. زیرا در زمان قبل از ظهور غیر ممکن است به کلی فقر و گرسنگی و کرب و ناراحتی از میان قاطبه مردم برداشته شود. هیچ اسیری در عالم نباشد و تمام امور مسلمانان اصلاح شود و بالاخره غیر ممکن است که قبل از ظهور حال و روحیات مردم به خوبی و صفات الهی تبدیل شود و همه متخلق به اخلاق پروردگار گردند و دیون همه ادا شود و فقر و فاقه در عالم، جای خود را به ثروت و مکنت بدهد. بنابراین اگر این دعا بخواهد مستجاب شود باید قبل از آن ظهور باهر النّور حضرت بقیه‌الله ارواحنا فداه واقع گردد، اینجاست که آن حضرت فرموده‌اند به شیعیان ما بگویید این دعا را که در حقیقت دعا برای ظهور و فرج ما است زیاد بخوانند.12

ارتباط تشنه و آب
ارتباط شیعیان در عصر غیبت با امام زمان ارواحنا فداه باید مثل ارتباط تشنه با آب باشد، آن هم تشنه‌ای که مدت زیادی از آب محروم بوده، زیرا سال‌های غیبت کبرای امام عصر ارواحنا فداه سال‌های تشنگی شیعیان و همه مردم کره خاکی است. حال چه شده که این تشنگی را حس نمی‌کنند بماند زیرا خود بحث مفصلی دارد.
ائمه هدی علیهم الصلاه و السلام در روایاتی که در تفسیر آیه آخر سوره ملک آمده می‌فرمایند اینکه خدای تعالی در آیه شریفه می‌فرماید: به مردم بگو اگر روزی دیدید آب شما فروکش کرد چه کسی است آب گوارائی برایتان بیاورد به این معنی است که ای پیامبر به مردم بگو اگر روزی دیدید امام زمانتان غائب شد چه کسی امام زمان برایتان خواهد آورد؟
جناب حاج محمدعلی فشندی که از اخبار تهران هستند قضیه‌ای دارند جالب توجه که آن را از کتاب شیفتگان حضرت مهدی علیه الصلاه و السلام نقل می‌کنیم، ایشان فرموده‌اند:
در مسجد جمکران قم اعمال را بجا آوردم و با همسرم می‌آمدم، دیدم آقائی نورانی داخل صحن شده و قصد دارند طرف مسجد بروند، گفتم: این سید در این هوای گرم تابستان از راه رسیده تشنه است ظرف آبی به دست او دادم تا بنوشد پس از آنکه ظرف آب را پس داد گفتم: آقا شما دعا کنید و فرج امام زمان علیه السلام را از خدا بخواهید تا امر فرجش نزدیکتر گردد. فرمود: شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ما را نمی‌خواهند، اگر بخواهند دعا می‌کنند و فرج ما می‌رسد. امید است با این کلام مانند فرزندی باشیم که به هنگام صبح با کلام پدر مهربان از خواب بیدار می‌شود و برای اقامه نماز صبح ظهور، امام عصر ارواحنا فداه آماده باشیم.

گسترش ارتباط
خداوند متعال می‌خواست و می‌خواهد به وسیله خورشیدهایش یعنی رسول خدا صلی‌الله علیه وآله و ائمه اطهار علیه‌السلام همانطور که کره خاکی را حیات بخشیده، روح انسان‌ها را حیات و زندگی طیبه عنایت فرماید و برنامه را به شکلی ترتیب داده تا خورشیدی غروب می‌کند خورشید دیگری طلوع کرده نگذارد تاریکی شب جهل و غفلت و فساد همه جا را فرا گیرد تا 14 خورشید عالمتاب آن قدر بتابند و جان انسان‌ها را از یخ‌زدگی و سرمای شیطان خارج نمایند. به این ترتیب روح انسان‌ها زنده گشته و خداوند پس از زنده شدن به آنان زندگی واقعی بهشتی با همه امتیازات را عنایت فرماید. ولی به مجرد آنکه خورشید رسول خدا صلی‌الله علیه وآله غروب کرد جهل بشریت نپسندید خورشید علی‌بن‌ابیطالب روشنائی روز را با طلوع و درخشش خود استمرار بخشد و ترسید که با تابیدن نور علی علیه‌الصلاه‌والسلام یخ زدگی وجود انسان‌ها آب شود و زنده گردند و دیگر فریب شیطنت شیاطین جنی و انسی را نخورند.
شیاطین دیدند تا دیر نشده و مردم طبعشان به جاهلیت کفر مایل است نگذاشتند خورشید دوم طلوع نماید و لذا برنامه را بهم زده و جهان را با تیرگی و سرمای خود به حالت یخ‌زدگی نگه داشتند وچون مردم همچنان یخ زده و مرده و بیهوش بودند تا شهادت یازده امام معصوم این برنامه را شیطان با کمک دوستانش اجرا کرد و نگذاشتند 13 خورشید عالمتاب بعد از رسول خدا صلی الله علیه وآله درخشش نموده و با گرما و نور خود این مردگی و تاریکی جاهلیت و کفر و نفاق را پایان دهند.
تا آن که نوبت به دوازدهمین امام یا چهاردمین معصوم حضرت بقيه‌الله ارواحنا فداه رسید. خداوند متعال در اینجا اراده نمود و خورشید جمالش را در پشت ابری که خود مردم بالای سر خود فرستاده بودند قرار داد تا جان شریفش محفوظ بماند. شاید بشریت تکانی خورده و بفهمد بدون امام معصوم نمی‌توان زندگی کرد.
شب و تیرگی آن جهان را فرا گرفت، غیبت کبری آغاز شد. برای آنانکه نمی‌خواستند از نور جمال امام عصر ارواحنا فداه محروم شوند و در اثر تاریکی نمیرند خداوند متعال، چراغ‌هایی مانند علماء اهل‌البیت - علمائی که روحشان متصل به امام عصر ارواحنا فداه شده- را برای ارتعاش وجود نورانی حضرت مهدی (عج) قرار داد تا شیفتگان ایشان را هم‌چون پروانه به گرد خود جمع نمایند.
آری شیعیان چون پروانه به دور شمع وجود علماء تزکیه شده و تربیت شده امام عصر ارواحنا فداه جمع شدند و زنده ماندند تا آنکه شیعیان فهمیدند باید برای زنده ماندن اسلام جان خود را فدا کنند. و براستی چنین کردند و نگذاشتند در جهان امروز دین بمیرد.
شیعیان ایران با فداکاری خود انقلابی را شکل دادند تا زمینه ظهور و طلوع خورشید و طلوع خورشید را فراهم نمایند، سپس این انقلاب همانند سپیده در وقت اذان صبح بود که سپیدی‌اش بیانگر نور خورشید حضرت بقیه‌الله ارواحنا فداه است و تاريکی‌های مخلوط با آن مربوط به جهالت بشریت و ظلم و گناه و اسراف و غفلت خود ما است.
ایران مشرقی است که خورشید از آن جا نور خود را گسترش داده و شیعیانش با دست مبارک حضرت بقیه‌الله ارواحنا فداه از همه خطرات مهم و کمرشکن حفظ شده‌اند. حوادثی مرگبار چون برنامه‌های رضاخان ملعون و پسرش و تجاوز رژیم بعثی و منافقین و هزاران بلای دیگر که کافی بود هر یک ایران را در میان دندان‌های اژدهاگونة شیاطین مختلف خرد کرده و ببلعد.
جهان فکر می‌کند شیعیان ایران چرا چنین‌اند؟ آیا تا به حال جهان اندیشیده است چه قدرتی ایران را در برابر این همه تجاوز و قدرت‌های تا دندان مسلح حفظ نموده است؟ کمی نزدیک‌تر؛ ما شیعیان چه فکر می‌کنیم؟
به نظر می‌رسد عده‌ای از شیعیان که تعدادشان هم کم نیست چون کودکی که متوجه نیست مادر چقدر برایش زحمت می‌کشد و او را از بلاها حفظ می‌نماید هستند و همه این حوادث را طبیعی میدانند. بقیه مردم عالم هم اصلاً چشم دلشان باز نیست که چیزی ببینند و قضاوت کنند که ایران را چه قدرتی حفظ کرده است. این در حالی‌است که کشور و نظام جمهوری اسلامی ایران همیشه در ظل عنایات حضرت ولی عصر (عج) است. به عنوان نمونه به ماجرای زیر بنگرید:
یکی از علما بزرگ شیعه نقل می‌فرمود در زمانی که متفقین با هجوم به ایران در جنگ جهانی اول ایران را صحنه قشون‌ها و لشكرهایشان قرار دارند اوضاع شیعیان این سرزمین بسیار آشفته بود به حدی که مرحوم میرزای نائینی در عراق، توسلاتی به محضر مقدس امام عصر ارواحنا فداه داشته و نجات ایران را از آن وضع خواستارمی‌شود.
در جواب این توسلات شبی در خواب جواب خود را می‌گیرد او می‌بیند دیواری به شکل نقشه ایران است که شکست برداشته و هر چه به طرف بالا می‌رود کج و کج‌تر شده و نزدیک است فرو ریزد. در این حال وجود مقدس حضرت بقیه‌الله ارواحنا فداه را می‌بیند که کنار آن ایستاده و با انگشت مبارکشان به دیوار اشاره کرده و می‌فرمایند این ایران است اینجا شیعه خانه ما است کج می‌شود ولی ما با انگشت خود آن را نگه می‌داریم.13
آری چگونگی ارتباط شیعیان با امام عصر ارواحنا فداه با انقلاب شکوهمند اسلامی در ایران تجلی یافت، و این ارتباط بود که توانست تاکنون ایران اسلامی را در برابر همه ضعف‌های داخلی و هجوم قدرت‌های خارجی حفظ نماید.
به عقیده ما هرکسی که بخواهد یاور امام زمان ارواحنا فداه باشد باید در نگهداری این نظام آن حضرت را یاری کند و ضعف‌های داخلی را که ناشی از تاریکی جهل و عدم تهذیب نفس است را به رخ دیگران نکشد بلکه در اصلاح آن بکوشد. جمهوری اسلامی تا هدفش خدمت به امام عصر ارواحنا فداه و زمینه‌سازی ظهور آن حضرت باشد که تاکنون چنین بوده هرگز شکست نخواهد خورد و مانند درخت پاکیزه‌ای خواهد بود که به دست مبارک امام زمان ارواحنا فداه آبیاری می‌شود و اگر ببینیم چند نفری که صفات پست شیطانی و حیوانی دارند چون حیوانات و حشرات از آبی که به این درخت داده می‌شود برای هوای نفسانی خود سوءاستفاده می‌کنند و می‌خواهند به خیال خام خود نظام مقدس جمهوری اسلامی را زشت جلوه دهند و اموری که هیچ مرجعی اجازه انجامش را نمی‌دهد انجام دهند تا باعث ایجاد مشکل در این نظام شوند هیچکدام سبب نمی‌شود بتوانیم آبیاری این درخت را به دست مبارک امام عصر ارواحنا فداه نادیده بگیریم.
پس خورشید چه خواهد کرد؟
آری شیعیان حقیقی و یاران مخلص حضرت امام عصر ارواحنا فداه با برقراری ارتباط با وجود مقدسش چنین قدرتی عظیم که ابهت ابرقدرت‌ها را در هم شکسته و آنان را در برابر قدرت نظام جمهوری اسلامی خاضع نموده به دست آوردند. روشن است که این ارتباط هر قدر بیشتر شود عظمت اسلام بیشتر خواهد شد. شاید بتوان در قالب مثال گفت تاکنون انقلاب اسلامی ایران، با همه عظمتش مانند شمعی بوده که به وسیله جانفشانی شیعیان و رزمندگان دلاور اسلام نورافشانی نموده است ولی انقلاب حضرت بقیه‌الله خورشید خواهد بود و تمام اعماق وجود انسان‌های کره زمین را روشن خواهد نمود.

بحث چهارم : آثار ارتباط با امام زمان علیه‌السلام
1ـ میل به خوبی پیدا کردن: کسی که بکوشد خود را با امام عصر ارواحنا فدا پیوند دهد اثرش این است که در خود میل به انجام کارهای خوب را هر روز بیشتر از گذشته حس می‌کند.
2ـ بیداری از خواب غفلت: کسی که بکوشد با آن حضرت خود را پیوند امام عصر ارواحنا فداه به مانند پدری مهربان با او رفتار نموده و برای نماز حقیقی که معرفت حقیقت و معرفت امام علیه‌السلام است بیدارش می‌نمایند.
3ـ خوش اخلاقي: از آثار ارتباط با امام عصر ارواحنا فداه آن است كه اخلاق انسان عوض مي‌شود، با دوستان و اقوام و مردم مهربان و خوش اخلاق شده و رفتاري مناسب خواهد داشت.
4ـ پرهیز از گناه: و نیز چنین شخصی هر چه پیوندش با آن حضرت بیشتر شود از گناه بیشتر فاصله می‌گیرد زیرا محبت امام زمان علیه السلام به مانند مشرق و گناه به مانند مغربند که هر چه انسان به طرف مشرق برود از مغرب دورتر خواهد شد.
5ـ ازدیاد محبت: هر چه انسان به آقا امام عصر ارواحنا فداه بیشتر نزدیک شود قلبش بیشتر از محبت آن حضرت بهره‌مند خواهد شد به طوری که چون پروانه‌ای خود را به دور شمع قرار داده و در آتش محبت او خود را فنا خواهد نمود و این نهایت محبت و قرب به آن حضرت است.
6ـ تحت تربیت قرار گرفتن: پنج اثر قبلی مقدمه این اثر است. وقتی تا حد مطلوبی آثار قبلی در اثر ارتباط معنوی با حضرت بقیه‌الله ارواحنا فداه در انسان پدید آمد مانند طفلی خواهد شد که از عالم قبل از تولد به عالم بعد راه یافته و متولد شود آن گاه ارتباط عمیق و اصلی او با امام عصر ارواحنا فداه آغاز می‌شود یعنی همان ارتباطی که طفل شیرخوار با مادر دارد او با امام زمانش خواهد داشت و آن قدر این ارتباط ادامه خواهد یافت تا روحش چون فرزندی به حد کمال روحی و معنوی برسد. نام این کمال، رسیدن به مقام بندگی و یا مقام خلیفه‌ اللهی و مقام یاران امام زمان ارواحنا فداه است. چنانچه مایل باشید آثار بیشتری را در این زمینه مطالعه کنید می‌توانید به کتاب مکیال المکارم مراجعه فرمایید.

بحث پنجم: راه‌های ارتباط با حضرت ولی عصر ارواحنا فداه
از 133 آیه‌ای که در شأن حضرت بقیه‌الله ارواحنا فداه و یارانش نازل شده آیه آخر سورۀ آل عمران است که می‌فرماید «یا ایها الذین آمنو اصبروا و صابرو و را بطو و اتقواالله لعلکم تفلحون؛ یعنی ای مومنین مقاوم و با استقامت باشید و یکدیگر را به استقامت وادار نمائید و رابطه داشته باشید و حدود الهی را مراعات کنید تا رستگار و بهشتی شوید.»
از ائمه هدی علیهم الصلاه‌والسلام در تفسیر این آیه به نقل از رسول خدا صلی‌الله علیه وآله و سلم چنین آمده است: در انجام واجبات با استقامت باشید و با دشمنان مقاوم و صبور و با امامی که انتظار ظهور او را می‌کشید رابطه داشته باشید.
در روایت دیگری می‌فرمایند: و اتقوا الله یعنی امر به معروف و نهی از منکر کنید و سپس آن حضرت فرمود: چه منکری بدتر از ظلم امت به ما اهل بیت و کشتن ما، و رابطوا یعنی در راه خدا با یکدیگر ارتباط برقرار کنید که راه خدا ما اهل بیت هستیم، ما راه کشیده شده بین خدا و خلقیم و ما هستیم راه نزدیک به سوی خدا، پس اگر کسی در راه ما جهاد نماید از رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم و از آنچه آن حضرت از جانب خدا آورده دفاع نموده است «لعلکم تفلحون» یعنی اگر چنین کردید امید است بهشتی شوید.14
و نیز از امام عصر ارواحنا فداه به عنوان مرابط یاد شده و خود آن حضرت نیز در اول نامه به شیخ مفید (ره) می‌فرمایند: من عبدالله المرابط فی سبیله یعنی این نامه از بنده خدا است که در راه او مرابط است.15
معنی مرابط آن است که بین دو چیز یا چند چیز رابطه برقرار می‌نماید و امام عصر ارواحنا فداه چون بین خدا و خلق رابطه برقرار می‌نمایند مرابط هستند البته همه ائمه هدی علیهم‌السلام چنین‌اند ولی ظالمین نگذاشته‌اند این کار انجام شود انشاءالله هر چه زودتر شاهد خواهیم بود که امام عصر عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف با حکومت جهانی خود بین مردم کره زمین و خدای تعالی رابطه حقیقی را برقرار ‌نمایند.
نکات مهم آیه شریفة واتقوالله و رابطو و صابروا لعلکم تفلحون
یک: آیه شریفه بر امامت ائمه هدی علیهم‌السلام و عصمت آنان دلالت دارد زیرا کلمه رابطوا صیغه امر بوده و بر وجوب ایجاد رابطه دلالت می‌کند می‌ماند این مطلب که با چه کسی واجب است رابطه برقرار شود، این را از آیات دیگر قرآن و فرمایشات رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم و عقل می‌فهمیم که همه این‌ها می‌فرمایند واجب است انسان با امامی معصوم رابطه داشته باشد تا به رأی خود و یا به حرف هر کسی که معصوم نیست دین و قوانین آن را تفسیر و عمل نکند، باید یک امام معصوم در هر زمانی باشد تا همه مردم تحت فرمان و ارتباط با او یکپارچه حرکت کنند و چنانکه تاریخ اسلام تا به حال نشان می‌دهد نشوند که هر کسی حرفی و عقیده‌ای برای خود اختراع نموده و مسلمانان به فرقه‌های مختلف تقسیم شدند.
دو: در آیه شریفه دستور داده شده به وسیله ارتباط با امام زمان ارواحنا فداه همه آلودگی‌های روحی را از خود پاک نمایند و به مقام مفلحین یعنی رستگاران برسند.
مانند آنکه به انسان گفته می‌شود برای باسواد شدن و اخذ مدرک و استخدام دولتی و داشتن زندگی راحت صبور بود (اصبروا) و به توصیة اشخاص جاهل و نادان مبنی بر یاد نگرفتن سواد گوش نداد (و صابروا) پس با ثبت نام در مدرسه (رابطو) و درس خواندن و رعایت قوانین تحصیلی (وا تقواالله) انشاءالله به هدف خواهد رسید.
آری همچنین ما باید به ندای قرآن اهل بیت گوش دهیم که می‌فرمایند: ای مؤمنین اگر می‌خواهید علوم معنوی را یاد بگیرید (لااقل در حد دیپلم معنوی که رسیدن به مقام بندگی و عبودیت است) و در استخدام رسمی دولت الهی یعنی خاندان عصمت و طهارت در آمده و برای همیشه از زندگی بهشتی از همین دنیا تا آخر بهره‌مند شوید باید اولاً صبر را همیشه مد نظر داشته و عجله نکنید که به یکباره هوی نفس را از خود دور کرده و به یکباره جز بندگان صالح خدا شوید نه باید صبور باشید و بحرف شیاطین توجه ننمایید که شما را از تحصیل در مدرسه اهل بیت منصرف کرده و می‌خواهند بی‌سواد بمانید تا از جهالت شما سوءاستفاده کرده همیشه شما را تحت فرمان خود قرار دهند.
و برای موفقیت و رسیدن به این هدف باید با رئیس مدرسه اهل‌بیت علیهم‌السلام یعنی امام زمان (عج) تماس گرفت (رابطوا) و با توجهات ایشان از همه امتیازات ارتباط با اما عصر (عج) بهره‌مند شد.
در زمان غیبت کبری چون بواسطه بی‌همتی و سستی مردم کره زمین و ظلم ظالمین درب مدرسه اهل بیت علیهم‌السلام به طور عمومی و آشکار باز نیست اکثر مردم فکر می‌کنند به حال خود رها شده و مربی و معلم ندارند و هر کار بخواهند می‌توانند انجام دهند و لذا این همه فساد و غفلت و گناه در بین آنان رواج یافته است. ولی اگر کمی چشم‌ها را باز کنیم خواهیم دید مدرسه اهل بیت عصمت بسته نیست این مردم هستند که به آن مراجعه نمی‌کنند و مدرسه خلوت و بی‌ دانش‌آموز مشاهده می‌شود.
این مدرسه که در زمان ظهور امام زمان ارواحنا فداه به بعد پر از دانش‌آموز شده آنان را از اول ابتدائی تا حقیقت مقام بندگی بالا می‌برد هم اکنون و در هر زمان دیگری نیز پذیرای دانش‌آموزان واقعی است و مثل زمان ظهور پذیرفته‌شدگان را تربیت می‌نماید مگر آن که خود انسان سستی نماید.
میزان ارتباط با امام زمان علیه‌السلام نیز بستگی به میزان تحصیلات معنوی انسان در این مدرسه دارد آنان که دانش‌آموز مدرسه نشده‌اند ارتباطی با رئیس مدرسه ندارند فقط گاهی ممکن است رئیس مدرسه در خیابان برخوردی با ایشان داشته و کمکی به آنها بکند که ارتباطی با درس‌های مدرسه ندارد مثلاً گاهی در تشرفات به محضر مقدس امام عصر ارواحنا فداه آن حضرت، مریضی را شفا داده یا گمشده‌ای را به مقصد می‌رسانند و امثال این‌ها که در حقیقت کار اصل آن حضرت تدریس در مدرسه است و این‌ها کمک‌هایی است که برای جذب افراد و یا صرفاً به عنوان محبت به مخلوقات خدا انجام می‌دهند البته دانش‌آموزان مدرسه نیز از این کمک‌ها کاملاً بهره‌مند هستند، پس ممکن است فرد گمشده یا مریض، یکی از دانش‌آموزان مدرسه باشد.

رابطه روحی
آنچه در ارتباط انسان با امام زمان علیه‌السلام مطرح است رابطه روحی است. مرحوم سیدبن طاووس16 در کشف المحجه از مرحوم کلینی (ره) نقل می‌فرمایند که راوی گفت به امام هادی علیه‌السلام نوشتم: وقتی انسان بخواهد آنچه را به خدای خود می‌گوید با امام زمانش در میان بگذارد چه کند؟
آن حضرت در جواب نوشتند: کافی است وقتی حاجتی داشتی لبهایت را حرکت دهی (یعنی همینکه آهسته و زیر لب مطلب را خطاب به آن حضرت بگوئی امام علیه السلام می‌شنود) و سپس فرمودند: وقتی چنین کنی بلافاصله جواب به سوی تو می‌آید یعنی امام علیه السلام سخنت را می‌شنود و جواب را می‌دهد که گاهی صلاح نیست و جوابش سکوت است و گاهی در قلب احساس می‌کنی گفته می‌شود حاجتت را خواهیم داد و یا با گوش می‌شنوی که فلان جا کارت گیرد دارد آن گیر را بر طرف کن تا حاجتت را بدهیم. به هر حال به ارادة خداوند بزرگ یکی از فوائد غیبت امام عصر ارواحنا فداه رابطه روحی بین انسان‌ها و آن حضرت است. گرچه جسم آن حضرت را نمی‌بینیم (و گاهی هم اتفاق می‌افتد که ببینیم و باصطلاح به محضرآن حضرت مشرف شویم) ولی خداوند متعال آنقدر عقل و فهم به ما عنایت فرموده که ندیده ایمان بیاوریم زیرا در روایات اهل بیت عصمت علیهم‌السلام از کسانی که رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم را ندیده ولی به او در آخرالزمان ایمان آوردند مدح شده است آنان به امامی که او را ندیده‌اند ایمان دارند و می‌گویند ما یقین داریم خدایی ما را خلق فرموده و آن خدا نامحدود و مهربان و حکیم و بی‌نیاز است او ما را مهمل و رها شده خلق نفرموده و حتماً راهنمائی برایمان قرارداده است و آن راهنما باید زنده باشد تا بتوان او را امام جامعه دانست زیرا اگر از دنیا رفته باشد مردم نمی‌توانند از رهبری او استفاده نمایند. قرآن کریم هم که معجزه و اثبات‌کننده رسالت پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله وسلم است همه آیاتش محکم نیست و مسلمانان سال‌ها است که در بسیاری از مطالب هر یک نظری برای خود دارند و به یک حکم جمع نمی‌شوند در صورتی که باید جامعه با یک رهبر و یک نظر که معصوم هم باشد اداره گردد بنابراین ما امامی داریم معصوم و زنده و عالم به همه علوم قرآن و عالم به هر چه انسان به آن محتاج است.
روز به روز بر درخشش این کتاب از هر جهت به تصدیق دوست و دشمن افزوده می‌شود و معجزات آن بر مردم آشکارتر می‌گردد و بیش از 1400 سال است که دشمنان این کتاب همه زانوی عجز به زمین زده‌اند، پس می‌گوئیم: حال که ثابت شد قرآن و آورنده آن یعنی حضرت رسول اکرم صلی‌الله وآله وسلم حق است با این مطلب تمامی حقیقت ثابت و ایمان و آرامش به جان انسان را می‌یابد زیرا خود قرآن با اعجاز خود حقانیتش را که ثابت کرد تمامی مطالبش را ثابت کرده است و همه آیاتش حق است، پس تمامی حقایق را از خود قرآن و آورنده آن می‌پرسیم زیرا اگر در قرآن آیه‌ای باشد و معنی آن را نفهمیم آورنده قرآن آن را می‌فهمد و برایمان بیان خواهد فرمود.
و می‌گوئیم: اولاً عقل می‌گوید حال که قرآن حق است و آورنده آن حقانیتش را تفسیر و روشن می‌نماید، پس اگر چنین است که قرآن آخرین کتاب و برای همه مردم تا روز قیامت است (چنانچه خود قرآن این را فرموده ) باید یک نفر که از نظر علم و عصمت مساوی با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم همیشه در کنار قرآن وجود داشته باشد تا حقایق آن را برای مردم روشن و تفسیر نماید و چون معصوم است اشتباه نمی‌کند و همه باید حرف او را میزان قرار داده، و هرکس به نظر خود درباره آیات قرآن چیزی نگوید بنابراین به حکم عقل همیشه باید یک نفر عالم و معصوم در کنار قرآن در همه زمان‌ها وجود داشته باشد.
و ثانیاً خود قرآن آورنده آن نیز این مطلب روشن را تصدیق نموده و علاوه بر این همان یک نفر عالم به همه حقایق قرآن که معصوم باشد را برای همیشه با اسم و نام پدر و صفات اخلاقی و غیره به شکلی معرفی نموده‌اند که در هر زمانی هیچ کس (چنانچه منصف باشد) در آن فرد معصوم شک نداشته باشد.
رسول خدا صلی‌الله علیه وآله در طول رسالت خود خصوصاً در چند روز قبل از وفات یعنی در غدیر خم به تصدیق تمامی مسلمین، علی‌بن‌ابیطالب و دو فرزند عزیزش امام حسن و امام حسین و 9 فرزند از امام حسین علیهم‌السلام را به عنوان همان فرد معصوم و عالم به حقایق قرآن که در هر زمانی کنار آن باشند را به جهان معرفی نمود.
قرآن کریم نیز مطلب را برای مرتبه سوم محکم‌تر نمود یعنی مرتبه اول عقل چنین حکمی کرد برای مرتبه دوم رسول خدا صلی‌الله ‌علیه وآله وسلم حکم عقل را تصدیق و علاوه بر آن نام و خصوصیات جانشینان خود را به همه اعلام فرمود و ثانیاً قرآن نیز چنان خصوصیات آن فرد عالم و معصوم را بیان فرموده است که در هیچ زمانی انسان عاقل برای یافتن آن امام معصوم که قرآن معرفی فرموده انگشت برفرد دیگر نمی‌گذارد.
تنها به عنوان نمونه از میان ده‌ها و صدها آیه قرآن یکی را ذکر می‌کنیم که برای صاحبان خرد و کسانی که گوش دل را بر روی حقیقت گشوده‌اند کافی است: «فاسالو اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون17 ؛ یعنی ای مردم اگر حقیقتی را نمی‌دانید آن را از اهل ذکر بپرسید.»
عقل سالم در اینجا می‌گوید وقتی خداوند عالم مردم را به اهل ذکر ارجاع داده طبعاً اهل ذکر باید دارای سه خصوصیت باشند اول آنکه عالم به همه حقایق باشند تا بتوانند هر چه مردم به آن محتاجند را به علم الهی بدانند دوم آنکه معصوم باشند تا کاری اشتباه از آنان سر نزند و مطلب را اشتباهی به مردم نگویند و سوم آنکه زنده باشند تا مردم بتوانند به آن آیه عمل کرده و از آنان سئوال نمایند و نیز هرگز صحیح و کار حکیمانه‌ای نیست و از خداوند عالمیان پذیرفته نیست که مردم را به اهل ذکر ارجاع دهد در حالی که آنان جاهل و یا خطا کار باشند و یا اصلاً اهل ذکری زنده نباشد تا سئوالات را از او بپرسند.
پس ثابت شد که هم اکنون فردی در کره زمین در میان مردم ساکن آن زندگی می‌کند و باید زندگی کند که آگاه به همه حقایق عالم از هسته اتم و ریزتر از آن گرفته تا تمامی کهکشان‌ها و علم ملک و ملکوت باشد و هم معصوم و به دور از هرگونه خطا و اشتباه تا حقانیت قرآن خدشه‌دار نشود زیرا وقتی چنین فردی نباشد قرآن بدون مفسّر حقیقی خواهد بود و مردم جهان نمی‌توانند از آن استفاده نمایند و طبعاً بودن چنین قرآنی در بین مردم بیهوده است پس ثابت شد که امامی معصوم و زنده هم اکنون برمردم کره زمین امامت دارد گر چه او را مردم نشناسند.
از همه این‌ها گذشته چون رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم آن امام عزیز و مهربان را برایمان با اسم و اسم پدر معرفی فرموده مشکلی نداریم، نام مقدس او حضرت صاحب‌الزمان حجه‌بن الحسن عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف است که بر اساس این مطالب باید هم اکنون از اخبار و اوضاع ریز و درشت مردم کره زمین با خبر بوده و در بین ما نیز وجود داشته باشد.
مطالب فوق را به این جهت در بحث رابطه روحی ذکر کردیم که اساس و ریشه توجه به امام عصر ارواحنا فداه را تشکیل داده و ما را وادار می‌کند با اعتقادی صحیح به آنکه امام زمان ارواحنا فداه در بین ما هستند با آن حضرت ولو در خلوت یا در صحرا یا در اعماق اقیانوس‌ها حرف بزنیم چون می‌دانیم تا چنین امامی در بین ما نباشد زندگی و خلقت بیهوده و رها شده خواهد بود و خداوند متعال چنین نمی‌کند همان طور که میلیاردها سلول در بدن را بدون فرمانده یعنی مغز و قلب قرار نداده است.
لذا همه مردم مسلمان و غیر مسلمان می‌توانند با آن حضرت آهسته و زیر لب سخن بگویند و از او بخواهند آنان را به راه راست هدایت نماید چه رسد به دوستان آن حضرت که بسیار شده حتی آن حضرت را با جسم شریفش دیدار نموده‌اند. بنابراین انسان به راحتی می‌تواند در هر شرایطی با امام زمان خود حرف بزند و با او انس داشته باشد.

شرط این ارتباط
ولی این ارتباط یک شرط اساسی دارد و آن شرط این است که هرکس بخواهد با آن حضرت رابطه روحی داشته باشد و بخواهد آن امام مهربان به او توجه نمایند باید کدورت‌هائی که می‌داند بین او و آن حضرت است و می‌داند می‌تواند آن کدورت‌ها را برطرف نماید را از سر راه بردارد زیرا هیچگاه نمی‌شود دو نفر با هم دوست شوند و رابطه با هم داشته باشند و یک نفر از آنان کاری انجام دهد و خلاف توقع دوستش باشد در نتیجه رابطه آن دو به سردی خواهد گرائید همان‌طور که درروابط بین دو کشور نیز چنین است.
امامی را که عقل و قرآن و رسول خدا صلی الله علیه وآله طبق مطالب بالا به ما معرفی نمودند به همه مردم کره زمین عنایت دارد و می‌تواند همه را با قدرتی که خداوند عالم به او داده هدایت نماید همانطور که آن حضرت طبق روایات منقول از رسول خدا صلی‌الله وآله وسلم و جانشینان معصومش یعنی ائمه هدی علیهم‌السلام به خورشید تشبیه شده است و مانند خورشید در یک لحظه می‌تواند نوردهنده به همه مردم کره زمین باشد و هر کس آن حضرت را با خود ببیند همان طور که هر کسی در زیر آفتاب راه برود خورشید را همراه خود می‌بیند و از نور و حرارتش استفاده می‌نماید و لذا در روایات آمده است امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف وقتی در هنگام ظهور سخن می‌گویند همه مردم جهان، صدا و تصویر آن حضرت را با زبانی که می‌فهمند (بدن وسائل پیشرفته‌ای که بشر اختراع کرده) دریافت می‌نمایند.
و اینکه هم اکنون آن حضرت زنده ولی ناشناس بین ما هستند به خاطر آن است که یازده امام مثل او را مردم جاهل کشتند و اگر او هم می‌خواست همانند آنان آشکار زندگی کند او را هم می‌کشتند و لذا خدای تعالی برای آنکه بشریت به رشد برسد و دست از خود خواهی‌اش برداشته حاضر شود به فرمان او که نماینده خدا است تن دهد به طور ناشناس در بین ما و مثل یکی از ما و بدور از چشم ظالمین نگهداری نموده و اگر جامعه بشریت از خدا او را بخواهند آن حضرت ظهور خواهد نمود.
به هر حال شرط ارتباط روحی با امام عصر ارواحنا فداه و بلکه گاهی مشرف شدن خدمت آن حضرت به اراده مبارک او بستگی به برطرف نمودن کدورت‌هائی است که بین انسان و آن حضرت ممکن است وجود داشته باشد. آن کدورت‌ها یا در عقائد است یا در اخلاق یا در اعمال.
اگر عقائد انسان خلاف حقیقت و آن چنان كه آن حضرت عقیده دارند نباشد و اگر اخلاق خانوادگی و اجتماعی انسان همانند اخلاق آن حضرت نباشد و یا اعمال خلاف آنچه او می‌پسندد باشد آن هم نه در حد بالا بلکه هرکسی در ظرفیت خودش اعمال و رفتار و افکارش به خلاف رفتار آن حضرت باشد اینها کدورت‌هایی است که بین ما و امام زمان ارواحنا فداه ممکن است وجود داشته باشد.
مثلاً کسی که می‌گوید من شیعه آن حضرت هستم معنی شیعه آن است که من در همه برنامه‌هایم پیرو آن حضرتم مانند مأمومی که به امام جماعت اقتداء کرده است و هر وقت او رکوع می‌کند او هم به رکوع برود و هر وقت او سجده یا تشهد می‌خواند او هم چنین کند یا مانند ماشینی که دقیقاً مطابق با جاده حرکت می‌کند و هیچگاه حرکتش به خلاف مسیر جاده نیست. اینجاست که قرآن کریم به همه انسان‌ها اعلام می‌فرماید که بدانید (با یازده قسم پی در پی که نشان‌دهنده عظمت مطلب است زیرا خداوند عالم تا چیزی از همه مسائل زندگی مهمتر نباشد یازده قسم یاد نمی‌کند) تنها کسی که رستگار می شود کسی است که نفس خود را از آلودگی‌ها پاک نماید18یعنی از همان کدورت‌ها که گفته شد خود را بزداید.
با پاک نمودن آن صفات ناپسند و صالح شدن است که انسان رابطه‌ای عمیق با امام زمانش پیدا می‌کند و با خود می‌گوید الان اگر آقا امام زمان بخواهند به عنوان یک رهبر معصوم و قلب مهربان از من دیدن بفرمایند (گرچه می‌دانم مرا می‌بینند) باید از هر جهت خود را طوری اصلاح کرده باشم که از من اشکالی نگیرد زیرا یک اشکال کوچک مانع بین من و او خواهد بود چنانکه به عنوان نمونه در بعضی از تشرفات نقل شده که آن حضرت به خاطر کشیدن سیگار اظهار ناراحتی فرموده و از نزد آن شخص سیگار می‌کشیده رفته‌اند. امامی که حاضر نیست آن هم در زمان غیبت و ناشناس زندگی کردنش شیعیان و دوستانش حتی سیگار بکشد چقدر فعال و زنده بین ماست و ما از او بی خبر و غافلیم. ما می‌گوئیم (ولی عملاً چنین نیستیم) منتظر آن حضرتیم ولی چنان غافلیم که گویا هزار سال دیگر (خدای نکرده) آن حضرت ممکن است تشریف بیاورند. ولی کلام ائمه هدی علیهم‌السلام را فراموش کرده‌ایم که در روایات فرموده‌اند وقتی غیبت امام زمان شروع شد صبح و عصر منتظر ظهورش باشید که اکنون بیش از هزارو دویست سال از این فرمایشات می‌گذرد و باید ثانیه به ثانیه آماده باشیم.
و چه زیبا سخنی است آنگاه که با عمل توأم باشد «منتظران مصلح، خود باید صالح باشند» زیرا اگر صالح نباشند دیگر منتظر نیستند، آیا نمی‌بینیم کسی که می‌داند امروز ظهر میهمانی با شخصیت و بزرگ دارد ولی چند دقیقه به ظهر مانده و میزبان در اتاق خوابیده و هم تمامی منزل به هم ریخته است و هم غذایی برای میهمانش آماده نکرده، اگر میهمان با وسیله‌ای از این اوضاع با خبر باشد آیا به منزل او می‌رود؟
منزلی که امام زمان عجل الله‌تعالی فرجه‌الشریف می خواهند تشریف ببرند اجتماع شیعیان است که از آن حضرت دعوت کرده‌اند ولی شاید و بلکه یقیناً آن حضرت به وسیله علم الهی خود وضع منزل و جامعه آنان را می‌بینند که چقدر نامنظم و بهم ریخته است و دعوت‌کنندگان هنوز از خواب غفلت برنخواسته‌اند.
آری آنان که هنگام اذان صبح برخاسته و افق نورانی را نظاره کرده و خدا را شکر نمودند که روزنه‌ای به نور باز شد و آن سپیده تابیده بر افق تاریک جهالت انسان‌ها انقلاب اسلامی ایران بود و چنانچه با اعمال صالح در همه جای این کشور باید شکرگذار این نور باشیم و با انتظار فرج و تقدیم اعمال مورد پسند آن حضرت، نور آن را بیشتر کنیم چراکه هر قدر بهتر شویم به طلوع خورشید نزدیکتر خواهیم شد.
امروز یاری نکردن این نظام مقدس و انجام کوچکترین کارهای خلاف که باعث ترویج گناه ولو برای یک نفر باشد ظلم به قرآن و اهل بیت عصمت و امام زمان ارواحنا فداه و ظلم به همه مردم عالم است که با طلوع خورشید عالمتاب امام عصر ارواحنا فداه از خواب غفلت بیدار و به طرف سعادت حرکت خواهند کرد تا چه رسد به کسانی که جلوی چشم میلیون‌ها بیننده و بلکه میلیاردها نظاره‌گر جهانی چهره انقلاب و نظام مقدس اسلامی را آلوده به گناهی چون بدحجابی و غیره نشان دهند.
و اکنون این صحنه پیکار ما با شیاطین است آنان که می‌دانند تا لحظه ظهور بیشتر مهلت ندارد و می‌بینیم چنان برای هدف باطل خود بیدارند که اکنون جهان را با تمام وسائل تحت نفوذخود قرار داده‌اند و این ما هستیم که با شناساندن امام عصر ارواحنا فداه به مردم جهان نور امام زمان ارواحنا فداه را گسترش دهیم زیرا خدا با ما است و یاریمان می‌کند و دل‌های مردم جهان نیز آب زلال کلام اهل بیت عصمت و طهارت علیه السلام را می‌پذیرد.

راه‌های ارتباط با حضرت چیست؟
شاهراه اصلی ارتباط با آن حضرت ایجاد عشق و محبت آن بزرگوار در قلب است زیرا هیچ عاشقی نیست که خواه ناخواه به طرف محبوب خود کشیده نشود و در فکر او نباشد. عشاق ولو عشاق مجازی خوب می‌فهمند وقتی عاشق طرف مقابل خود می‌شوند همان اول کار تمام فکرشان متوجه معشوق و محبوبشان می‌گردد و بدون اختیار در فکر اویند و به هرچه می‌نگرند مخصوصاً چیزی که آنان را بیاد محبوبشان بیندازند در فکر و توجه به او هستند. و هر چه این محبت بیشتر می‌شود توجه آنان به محبوبشان بیشتر و اعمالشان با او بیشتر مطابقت می‌کند. و به راحتی می‌توان به وسیله عشق و محبت به امام عصر ارواحنا فداه فکر و قلب و اعمال و اخلاق را به طرف آن حضرت سوق داد.
اگر عشاق مجازی یک خوبی در محبوب خود سراغ دارند که بخاطر آن عاشق شده‌اند چون قلبشان پر از محبت است به طرف خوبی‌ها می‌رود باید بدانند خوبی محبوب آنان در برابر حقیقت خوبی از سر سوزنی که به آب اقیانوس بزنند کمتر است و چون تا به حال زیبائی حقیقی را ندیده‌اند فکر می‌کنند آن سر سوزن همه عالم را فرا گرفته است.
اگر خوبی‌های پخش شده در عالم خلقت و زیبائی‌های نهفته در جای جای طبیعت، معدن و مرکزی داشته باشد که از آنجا این همه زیبائی در عالم پخش شده آن مرکز و معدن که اقیانوس زیبائی‌هاست امام عصر ارواحنا فداه و پدران گرامی‌اش تا رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم هستند.

خلاصه آنکه دو عمل مهم برای ارتباط با آن حضرت وجود دارد:
1. زیاد به یاد آن حضرت بودن.
2. زیاد برای فرج آن حضرت دعا کردن.
3. توسل به حضرت نرجس سلام الله‌علیها.
4. توسل به آن حضرت به وسیله یکی از زیارت‌های آن حضرت چون زیارت آل یاسین و استغاثه سلام‌الله الکامل التام نمودن.
امید است خداوند متعال به مردم جهان لطف نموده آنان را متوجه نجات‌دهنده خود نماید و ما را نیز به وظايف خطیر خود در راستای خدمت به آن حضرت و آماده نمودن جهان برای ظهور شریفش آشنا و بیدار فرماید.

پي نوشت:
-1در اين مقاله خواهد آمد.
-2 سوره كهف، آيه 14.
-3 اسناد اين حديث خواهد آمد.
-4 اذا اردت العلم فاطلب اولاً في نفسك حقيقه العبوديه. بحارالانوار جلد
-5 سوره بقره
-6 سوره الشمس
-7 نامه به شيخ مفيد ره كلمه الامام المهدي صفحه 149 به نقل از احتجاج جلد 2 صفحه 324.
8-كتاب ملاقات با امام زمان عليه السلام جلد 1 صفحه 8.
9-كتاب ملاقات با امام زمان عليه‌السلام جلد 2 صفحه 238.
-10 كتاب ملاقات با امام زمان عليه‌السلام جلد 1 صفحه 87.
-11 كمال‌الدين مرحوم صدوق ره جلد 2 صفحه 341 باب ما اخبر به الصادق عليه‌السلام حديث 21.
-12 كتاب ملاقات با امام زمان عليه‌السلام جلد 2 صفحه 286.
-13 اين قضيه در جلد 3 ملاقات با امام زمان عليه‌السلام نيز نقل شده است.
-14 تفسير البرهان جلد 1 صفحه 334 و 335.
-15 كلمه الامام المهدي صفحه 149 و بحارالانوار جلد 53 صفحه 176.
-16 مكيال المكارم جلد 2 صفحه 273 به نقل از كشف‌المحجه صفحه 153.
-16 سوره انبياء، آيه 7.
-17 قد افلح من زكيها سوره الشمس.
-18 اذا غال صاحبكم عن دار الظالمين فتوقعوا الفرج جلد 2 كمال‌الدين صفحه 380 و فليتوقعوا الفرج صباحاً و مساداً جلد 2 كمال‌الدين صفحه 339 ضمن حديث 17.

مقاله هاي مرتبط:


      
 
 كليه حقوق اين مجموعه طبق قوانين نرم افزاري متعلق به دبيرخانه‌دائمي‌اجلاس‌دوسالانه‌بررسي‌وجودي‌ابعادحضرت‌مهدي(عج)مي‌باشد