1397/11/04 پنج شنبه

نیمه شعبان سالروزولادت حضرت ولي عصرمهدي موعود (عج) بر عموم مسلمين جهان مبارك باد......قال الكاظم عليه السلام: يُغيبُ عن أبصار الناس شَخصُهُ و لايُعيبُ عن قُلوب‌المؤمنين ذِكره؛ او (حضرت مهدي عجل‌الله‌تعالي‌فرجه الشريف) از ديده مردم پنهان مي‌شود، ولي يادش در دلهاي مؤمنين هيچگاه فراموش نمي‌شود

  
 

تاريخ نشر: 19/9/1390

مبحث: مقالات تخصصي

نويسنده: administrator

منبع:

مطالعات: 1351

بازگشت >>
نظرسنجي: ( 1 راي) 
  بررسي ولادت حضرت صاحب‌الامر(عج)
خلاصه:

تدوین: احمد مسعودي
ویرایش: دکتر داود میرزائی مقدم

الحمدلله و صلي الله علي رسول الله و علي آله آل الله لا سيما مولا بقيه الله روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء و اللعنه الدائمه علي اعدائهم اجمعين.
مقدمه:
با عنايات حضرت بقيه‌الله ارواحنا فداه مطالبي حول محور ارتباط شيعيان با حضرت مهدي ارواحنا فداه با توجه به تفسير آيه شريفه آخر سوره آل عمران تقدیم می‌شود:
«يا ايها الذين آمنوا اصبروا و صابروا و رابطو و اتقو الله لعلكم تفلحون»
عن ابي جعفر محمدبن علي الباقر عليه‌السلام في قوله (عزوجل): (يا ايها الذين آمنوا اصبروا و صابروا و رابطو) فقال:
اصبروا علي اداء الفرائض و صابروا عدوكم و رابطوا امامكم المنتظر!
طبق اين تفسير خداي تعالي يا امام عليه‌السلام امر مي‌فرمايد «رابطوا» يعني مرتبط باشيد با چه كسي؟ با امامي كه منتظر او هستيد یعنی حضرت بقيه‌الله ارواحنا فداه.
مطالبي را كه خداي تعالي امر فرموده است خيلي امور بزرگ و با اهميتي هستند. در اينجا هم به ارتباط با حضرت بقيه‌الله ارواحنا فداه امر شده كه سؤالاتي را بوجود مي‌آورد.
اولاً اينكه چرا از بين چهارده معصوم فقط حضرت ولي‌عصر ارواحنا فداه را انتخاب فرموده كه ظاهراً از ديده‌ها غايب است و كسي دسترسي به وجود مقدسش ندارد مگر به اذن خداي تعالي!
ثانياً مگر اهميت و لزوم اين رابطه چيست و چه فوايدي در آن نهفته است؟
ثالثاً اين ارتباط چگونه است و چه معنايي دارد؟
در شروع مقاله انشاءالله گوشه‌هايي از اين حقايق باز می‌شود اگر چه هر كدام از اين ابعاد خود جاي بحث‌هاي وسيعي دارد كه از نظر علمي مي‌توان به آن‌ها پرداخت.
در لغت رَبَطَ به معناي أَوْثقه و شدَّه يعني محكم كرد و قوي كرد مي‌باشد، «رابطه» را «الوصله و العلامه» معنا نموده‌اند يعني وصل بودن، متصل بودن، بستگي داشتن، ارتباط مصدر باب افتعال از رَبَطَ مي‌باشد.
اگر همين آيه را با تفسيرش كه بسيار موثق از امام عليه‌السلام رسيده است را در بين عوام مردم قرائت نماييم و بگوييم با امام زمانتان حتماً بايد ارتباط برقرار نماييد و اين امر خداي تعالي است آنچه كه در اذهان عوام نقش مي‌بندد اين است كه بايد يك ملاقاتي با جسم مقدس آن حضرت در بيابان‌ها يا مسجدالحرام يا مدينه در قبرستان بقيع يا در مسجد كوفه يا حرم حضرت اباعبدالله الحسين عليه‌السلام يا حرم شريف حضرت علي‌بن موسي‌الرضا عليهما‌السلام و يا آنكه در سرداب مقدس و غيره هم پيدا كنيم، و عده‌اي هم مي‌گويند كه اين امكان ندارد مخصوصاً اگر توقيع شريف حضرت را به نايب خاص چهارم خود علي بن محمد سمري (عليه‌الرحمه) را مطالعه كرده باشند اين حرف‌ها را تكذيب مي‌كنند و عده‌اي هم از عجيب و غريب بودن بالاتر بلکه به صورت يك افسانه جلوه مي‌دهند. اذهان عوام افراد فقط در همين حد از رشد مانده است كه حضرت ولي‌عصر ارواحنا فداه نامش چيست؟ نام پدرش چيست؟ در چه سال متولد شده است؟ چقدر در غيبت صغري و چقدر در غيبت كبري بوده است؟ مادرش كيست؟ و اگر فراتر رفته باشد مي‌داند كه ايشان صورتي زيبا و به اصطلاح منور و نوراني دارند. خالي بر گونه مبارك چپشان ديده مي‌شود، سن آن حضرت حدود 40 مي‌نماياند، و الي آخر اين همه جسم است، و ملاقات و تشرف جسمي فضيلت خاصي ندارد. چرا؟
سؤال مي‌كنيم آيا پيغمبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله بالاتر است يا فرزندش حضرت بقيه‌الله ارواحناه فداه؟ مشخص است كه اصل شريعت جديد يعني اسلام را پيغمبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله آورده‌اند اصل بناي اسلام به دست مبارك آن حضرت بوده است و اصلاً از فضايل تمام ائمه حتي حضرت زهرا عليهم‌السلام آن است كه فرزند و ذريه، آن وجود مقدس مي‌باشند. اگر اين مطالب را بپذیریم ادامه مي‌دهيم چطور بود كه به محضر حضرت رسول اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله هر فردي هر طور می‌خواست از منافق و كافر تا مسلمان و حتي خواصي چون جناب سلمان (رحمه‌الله‌عليه) می‌رسید، اگر فضيلت در تشرف جسمي باشد پس اين اشكال پيش مي‌آيد كه در اينجا كافر و مشركي كه نجس‌العين هستند با خواص با هم برابر و يكسان شده‌اند و اين را هيچ عاقلي نمي‌پذيرد، بلكه بر اساس آيات قرآن، علم و تقوي است كه به افراد فضيلت و برتري مي‌بخشد و آنها را نزد خداي تعالي عزيز مي‌كند:
إِنَّ اكرمكم عنداللهِ أتقيكم (حجرات ـ 13)
يرفع الله الذين آمنوا منكم و الذين اوتوا العلم درجات(3)
حال نبايد از انصاف گذشت. مي‌گوييم اگر يك تشرف جسمي باعث تقويت ايمان و معرفت انسان شود فضيلت دارد، به طور مثال در بیانات هشام‌بن الحكم آمده است هرگاه امام صادق عليهم‌السلام را مي‌ديدم بر ايمانم افزوده مي‌شد.(4)
با كمال تأسف بايد گفت اين‌ها تفكرات اشتباهي است كه رايج شده و اصل دين و صراط مستقيم اينطور نيست و بايد مبلغان و مروجان مذهب تشيع مخصوصاً سربازان امام زمان ارواحنا فداه كه در لباس مقدس روحانيت هستند اين معضلات را با صبر همراه با علم و حلم بر طرف نمايند.
خداي تعالي براي امت پيغمبر آخرالزمان اينطور اراده نفرموده است كه ايماني از جنس ايمان امت حضرت موسي(علي‌نبينا و آله و عليه‌السلام) داشته باشند، اقوام و امت‌هاي قبلي ايمانشان از روي شهود بود بدين معنا كه بايد معجزه‌اي از يك پيغمبر مي‌ديدند تا عده‌اي از آنها با دل لرزان ايمان بياورند. مثلاً در قوم بني‌اسرائيل حضرت موسي(ع) طبق بعضي آيات قرآن 9 معجزه بزرگ براي آنها آورد، عصا تبديل به اژدهاي وحشتناكي شود و بعد به حال اول خود برگردد، يد و بيضا، و الي آخر. چه الطاف و محبت‌هايي كه به اين قوم نشد، حضرت موسي(ع) با زحمات فراوان آنها را از چنگال فرعون نجات داد، در وسط بيابان مائده آسماني بر آنها نازل شد، از سنگ دوازده چشمه بر ايشان جاري شد ولي ايمان آنها روي شهود بود اگر مدتي از اين چيزها نمی‌دیدند خانه ايمان آنها خراب مي‌شد. وقتي حضرت موسي(ع) به كوه طور رفت با اینکه حضرت هارون در میان آن‌ها بود به پرستش گوساله طلايي سامری روی آورده و گوساله پرست شدند، اگر ايمان بدون تعقل و تفكر و بدون علم و معرفت باشد دوام چنداني نخواهد داشت.
خداي تعالي در مورد امت حضرت رسول اكرم صلي‌الله‌عليه و آله چنين اراده فرموده است كه اين امت اهل علم و معرفت تربيت شوند، ايمانشان بر اساس عقل و علم باشد، ايمان به غيب داشته باشند لذا از بين معجزات، برای آن حضرت آنچه كه از همه بزرگتر و جاويدتر است یعنی قرآن انتخاب شد كه يك كتاب صد در صد علمي است و تمام مطالب آن علم و حكمت است و در همين قرآن خداي تعالي متقين را چنين توصيف فرموده است:
ذلك الكتاب لا ريب فيه هديً للمتقين الذين يؤمنون بالغيب؛ اين كتابي است كه در آن شک و تردیدی نيست و هدايت براي متقين است كساني كه به غيبت ايمان مي‌آورند. (5)
در قرآن خداي تعالي مكرراً مؤمنين و مسلمين را به تفكر و تدبر و تعقل امر فرموده است، تا ساختمان ايمان آنها بر اساس ايمان به غيب و علم و معرفت بنا شود تا بتواند فشارها و امتحانات بالاتري را تحمل نمايد و ثبات بيشتري داشته باشند، خلاصه باید گفت:
اولاً ارتباط جسمي با حضرت ولي عصر ارواحنا فداه تنها فضيلت ممکن نيست.
ثانياً در زمان غيبت كبري راهي براي تشرف ظاهري و جسمي به محضر آن وجود مقدس وجود ندارد كه بتوانيم، اراده كنيم، بخواهيم و بشود، چه 40 شب جمعه و چه هزار شب چهارشنبه به هر كجا پياده برويم اين راه و باب نيست كه هر كس خواست برسد. در عين حال باید گفت حقانيت تمام تشرفاتي كه در كتب معتبري چون نجم‌الثاقب حاجي نوري يا منتهي‌الامال و بحارالانوار و كمال‌الدين شيخ صدوق و مفاتيح الجنان و غير آمده احتمال تشرف جسمي به محضر آن‌حضرت را تصدیق می‌کند اما این دیدار با ارادة خداوند متعال و ذات مقدس حضرت ولی‌عصر (عج) ممکن می‌شود: «تا يار كه را خواهد و ميلش به كه باشد.»
مطلقاً اراده‌اش با اذن خداي تعالي است. در اين مسأله خدشه و ضعفي نيست و هيچ اشكالي هم ندارد و به قول يكي از علماء اهل معنا كه فرموده بودند: اگر به لياقت باشد سلمان هم لياقت ندارد ولي اگر به لطف و رحمت آن حضرت باشد به تكه سنگي هم نظر لطفشان مي‌افتد. پس بر اساس اصل «خير الامور اوسطها» می‌توان گفت تشرف و ارتباط جسمي و ظاهري را هم به خاطر محبتي كه داريم بايد از خدا طلب نماييم با توجه به اينكه بايد تسليم باشيم هر چه خدا بخواهد و صلاح ما باشد و مثل ادعيه وارده بگوييم: «اللهمّ ارني الطلعه الرشيده و الغره الحميده (6) و اكحل ناظري بنظره مني اليه» و يا در دعاي ندبه مي‌خوانيم: «متي ترانا و نريك» و تا آنجا كه: «فاغث يا غياث المستغيثين عبيدك المبتلي و اَره سيّد يا شديد القوي».
ولي غافل نشويم كه اين اصل ايمان و اصل راه خدا نيست بلكه شاخه‌اي و گلي است از اصل درخت ايمان، اصل اينجاست كه هر شيعه و هر انسان اگر بخواهد زندگي واقعی داشته باشد بايد يك ارتباط روحي با مولايش و آقاي عالم حضرت ولي‌عصر ارواحنا فداه برقرار نمايد، به اين ترتيب با آن روح مقدس طبق صريح زيارت جامعه كبيره كه «معدن الرحمه» و معدن الله و خزينه العلم(7) است بايد ارتباط برقرار كنيم. برقرار كردن ارتباط همان پرداخت اجر رسالت است خداي تعالي به حضرت رسول اكرم صلي‌الله‌عليه وآله وسلم خداي تعالي خطاب مي‌كند كه بگو:
قل ما سئلتكم من اجر فهو لكم.(8)؛ من از شما اجري در برابر رسالتم نمي‌خواهم بلكه چيزي هم اگر بخواهم براي خودتان مفید است كه سعادتمند شويد قل لا اسئلكم عليه اجزأ الا الموده في القربي(9)
در دعالي ندبه هم مي‌خوانيم: ثم جعلت اجر محمدٍ صلواتك عليه و آله مودتهم في كتابك؛ يعني آن اجري هم كه براي رشد خودتان مي‌خواهم مودت و اظهار محبت به اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام است. حال اين محبت و مودت به چه كار مي‌آيد و چطور به ما رشد مي‌دهد. به اين طريق كه مي‌فرمايد: ما اسئلكم علهي من اجرٍ الّا من شاءَ اَن يتَّخِذَ الي ربه سبيلاً.(10)
اگر بخواهيم اظهار محبت به اهل بيت پيغمبر (صلوات‌الله عليهم اجمعين) كنيم يكي از بهترين راه‌ها اظهار محبت به حضرت ولي عصر ارواحنا فداه كه عصاره عترت است مي‌باشد و اين اظهار محبت به اين شكل است كه راهي به سوي خداي تعالي پيش بگيريم و در مسير او حركت نماييم كه از طريق صراط مستقيم و حضرات معصومین توصیه شده باشد و از آن طریق به خدا رسيد.
ايجاد ارتباط معنوي و روحي با حضرت بقيه‌الله ارواحنا فداه اجر رسالت است كه هر شيعه و مسلماني بايد آن را به حضرت رسول اكرم بپردازد وگرنه طبق بعضي روايات كسي كه اجر رسالت را نپردازد از رحمت خدا دور خواهد شد و لعنت خدا شامل حالش مي‌شود.
بايد براي اين ارتباط، ظرف روحي خودمان را با كانال ارتباطي محبت و اطاعت به معدن علم و حكمت الهي و معدن رحمت پروردگار متصل نماييم تا از جهل رهايي يابيم و يك زندگي سراسر پاكي و خوبي چه فردي و چه اجتماعي داشته باشيم. اينجاست كه حقيقت امر پروردگار «رابطوا» اطاعت شده است و «لعلكم تفلحون» برايمان انشاءالله تعالي محقق خواهد شد.
در آيات قرآن و روايات و زيارات از امام عليه السلام با تعابير مختلفي ياد شده است. اینک مطالبي در مورد لزوم ارتباط با حضرت بقيه‌الله ارواحنا فداه تقدیم می‌شود:
1ـ امام عليه السلام «قرآن ناطق» است.
در حديث ثقلين كه نيازي به سند ندارد حضرت رسول اكرم صلي‌الله عليه و آله فرمودند:
«إِنّي تاركٌ فيكم الثقلين ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا كتاب الله و عترتي انهِّما لن يفترقا حتي يردا علي الحوض؛ من در بين شما امت دو ثقل را بعد از رحلتم به جاي مي‌گذارم «كتاب خدا و عترتم» اگر به اين دو تمسك جوييد هرگز گمراه نخواهيد شد و آن دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا بر حوض كوثر وارد شوند».
بزرگترين ميراث و امانتي كه از پيغمبر اكرم صلي‌الله‌عليه و آله به جاي مانده قرآن است. ارزش اصلي معصومين عليهم السلام حتي پيغمبر اكرم صلي‌الله‌عليه و آله به همين است كه علم قرآن و حكمت قرآن در قلبشان جاي گرفته است و قلبشان محل حكمت‌ها و تفسير و تأويل قرآن مجيد است.
قرآن از بين اين دو ثقل اكبر است و امام عليه‌السلام ثقل اصغر، امام عليه‌السلام ظرفي است كه محتواي اين ثقل اكبر يعني علوم قرآن است، در اثبات حقانيت و عظمت اين كتاب شريف كافي است به يك آيه از آن استدلال كنيم كه تحدي فرموده است اگر جن و انس مي‌توانند با كمك هم يك سوره مثل قرآن بياورند، كوچكترين سوره قرآن سوره كوثر است كه فقط سه آيه دارد. اين چه كتابي است كه احدي از مخلوقات خداي تعالي حتي پيغمبر اكرم بدون ارتباط با وحي الهي عاجزند از اينكه سه آيه مثل آن بياورند. همين تحدي در اثبات حقانيت قرآن كافي است حال كه كلام خداي تعالي در دسترس ما و پاسخگوی سئوالات ماست:
و لا رطبٍ و لا يابسٍ الا في كتابٍ مبينٍ(11)
و كل شيء احصيناهُ كتاباً(12)
تبياناً لكل شيء(13)
ولي متأسفانه اين قرآن را آن طور كه بايد مورد استفاده قرار نداده‌ايم و مهجور مانده است و حتي روز قيامت اين قرآن از امت پيغمبر به خدا شكايت مي‌كند كه اين امت مرا مهجور قرار داده‌اند (سوره فرقان)، پس اگر ما اهل علم و معرفت باشيم زندگيمان را جداي از قرآن قرار نخواهيم داد، بدون ارتباط با اين كتاب عظيم شب و روزمان را سپري نخواهيم كرد، بلكه در مسائل معنوي و مادي‌مان از آن كمك مي‌گيريم و به كمال رشد و ترقي در معنويات و ماديات مي‌رسيم. ولي شايد در اذهان سؤال پيش آيد كه چگونه ممكن مي‌شود در حدود 6622 آيه تمام حقايق عالم گنجانده شده باشد؟ يا حتي بالاتر آنكه كسي بگويد اين چگونه استدلال مي‌شود در حاليكه همه مسلمين مي‌دانند حتي تعداد ركعات نماز صبح هم نيامده است؟ جمع اين مطالب چگونه خواهد بود؟ چگونه قرآن كه در آن ظاهراً شكيات نماز يا دو ركعتي بودن نماز صبح را صريح نياورده است همه اشياء را در آينده و حال و گذشته بيان خواهد نمود.
اين مطالب مقدمه‌اي بود تا بحث اصلي را در اينجا مطرح نمايیم. قرآن در مثال مانند كامپيوتري است كه در حافظه آن برنامه‌ها و مطالب بسيار ارزشمندي نهفته است و اين برنامه‌ها دارای رمز هستند. خداوند می‌فرماید: لايَمّسه الّا المطهَّرون(14) كسي به قرآن دست نخواهد يافت مگر پاکیزگان، و باز فرموده است هديً و رحمهً للمؤمنين(15) هدايت و رحمت براي مؤمنين است ولي اگر روزي به دست دشمن بيفتد كه فرموده است: و لا يزيد الظّالمين الاخساراً (16) براي ظالمين چيزي نمي‌افزايد مگر آنكه آنها را در خسران بيشتري فرو خواهد برد.
مثال كامپيوتر را دنبال مي‌كنيم. آيا اگر بخواهيم صادقانه از تمام برنامه‌هاي اين كامپيوتر استفاده كنيم به تنهايي قادر خواهيم بود؟ مسلماً جواب منفي است، مي‌گوييد كامپيوتري با اين دقت و ظرافت را بايد به وسيله يك فرد آگاه و متخصص به راه انداخت.
يك كامپيوتر وقتي نياز به متخصص آگاه داشته باشد، طبيعتاً قرآن جاي خود را دارد و قابل مقايسه نيست ولي این مثال از اين جهت آورده شد كه مطلب به ذهن نزديك شود، تنها كسي كه آگاه به حقايق قرآن است حضرت رسول اكرم صلي‌الله‌عليه و آله و بعد از آن حضرت، اهل‌بيت عصمت عليهم السلام هستند كه به تمام حقايق قرآن آگاهند و قرآن هم در سه جا ما را ارجاع به اين افراد آگاه و معصوم داده است. آنجا كه مي‌فرمايد: «فاسألوا اهلَ الذكر ان كنتم لاتعلمون»(17) كه طبق صريح زيارت جامعه و رواياتي كه در اصول كافي باب الحجه جلد اول صفحه 305 و 306 آمده است و روايات ديگري كه در اين مورد رسيده است اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام «اهل الذكر» هستند، ولي آيه شريفه مي‌فرمايد سؤال كنيد، خوب اگر در اين زمان ما بخواهيم از اهل الذكر سؤال كنيم بايد در كجا پاسخ سؤالاتمان را بگيريم؟ طبيعي‌ترين و بهترين راه آن است آن امامي كه در زمان ما حي و حاضر است را مخاطب قرار دهيم و سؤالاتمان را از آن وجود مقدس بپرسيم، همان‌طور كه جد بزرگوارشان حضرت علي عليه‌السلام در خطبه 157 در نهج‌البلاغه چنين در مورد قرآن مي‌فرمايند كه: «... و النور المقتدي به ذلك القرآن فاستنطقوه، و لن ينطق و لكن أخبركم عنه الا انّ فيه علم ما يأتي، والحديثَ من الماضي، و دواءَ دائكم و تطم ما بينكم؛ آن نور و هدايتي كه به آن اقتدا مي‌شود اين قرآن است پس از آن بخواهيد صحبت و نطق نمايد و هرگز نطقي نخواهد كرد ولكن من از آن به شما خبر مي‌دهم و آگاه باشيد كه محققاً در قرآن علم آنچه كه در آينده پيش مي‌آيد و حديث گذشته و داروي دردتان و راه نظم نبيتان وجود دارد». اين جملات شيوا و زيباي مولا مطالبي را كه مطرح شد تأييد و تصديق مي‌نمايند.
قلب‌هايي كه عاشق و تشنه علم و حكمت قرآن است شايد تأسف بخورند كه اي كاش ما در زمان آن مولاي متقيان مي‌بوديم و از علوم اولين و آخرينش همچون سلمان بهره‌مند مي‌گشتيم. اما راه براي درك آن علوم بسته نيست چرا كه مثل همان امام را خداي تعالي در زمان ما هم قرار داده است. در زيارت آن عزيز مي‌خوانيم: «السلام عليك يا تالي كتاب الله و ترجمانه» و يا مي‌گوييم «و العلمُ المصبوب» حضرت ولي عصر ارواحنا فداه «ترجمان» يعني مفسر يعني كسي كه پرده از حقايق قرآن برمي‌دارد. هر قدر از قرآن مجيد جدا باشیم از امام عصر ارواحنا فداه هم جداییم. قرآن ظاهري صامت است و مركب از كاغذ و جوهري بيش نيست ولي حضرت بقيه‌الله ارواحنا فداه قرآن ناطق است حقيقت قرآن در قلب اوست، و حرمت قرآن حرمت امام عليه‌السلام است، بايد حريم امام را حفظ كرد بايد قدر اين روح عظيم سليماني را كه در جسم مورچه‌اي در بين ما مورچه‌هاي كره زمين ظاهر شده است را دانست بايد با او انس گرفت، بايد با او در ارتباط بود، بايد حقايق قرآن را فقط از او پرسيد خلاصه آنكه اگر بخواهيم شيعه واقعي يعني پيرو آن حضرت باشيم بايد مسير ارتباطي با امام عصر ارواحنا فداه را پيدا نمود و آن مسير را پيش گرفت.
حديث ثقلين را دنبال مي‌كنيم بعد از «كتاب الله» فرمود: «عترتي» و در دنباله آن آمده است كه «لن يفترقا حتي يردا علي الحوض» يعني به هيچ وجه قرآن و عترت از هم جدا نمي‌شود تا آنكه بر حوض كوثر در بهشت وارد شوند و طبيعتاً تا آنجا كه جدا نشوند از آن به بعد هم جدا نخواهند شد.
در مورد كلمه «عترتي» حقايقي وجود دارد که تأكيد بيشتري بر ارتباط با وجود مقدس حضرت بقيه‌الله ارواحنا فداه دارد. در زيارت آن حضرت در نماز استغاثه مي‌خوانيم: «سلام الله الكامل التام ... و بقيه العتره و الصفوه ...(18)». يعني سلام خدا كه با آن خصوصيات مذكوره باشد بر آقايي كه باقي مانده از عترت پيامبر صلي‌الله‌عليه و آله و برگزيده‌اي از آن خاندان مي‌باشد، باز هم لازم است مثالي آورده شود تا اصل مقصود واضح شود اگر شخصي خيلي براي شما عزيز باشد مثل حضرت امام خميني رضوان‌الله تعالي عليه قبل از رحلت شما را توصيه كند كه قدر يادگار من مثلاً حاج سيداحمد آقا را بدانيد و از او استفاده نماييد و به او اظهار محبت كنيد چه خواهيد كرد، كمال سعي‌تان را در اين جهت خواهيد كرد، كه اين تنها وصيت حضرت امام رحمه‌الله عليه را عملي كنيد. با توجه به اين كه فقط يك وصيت و سفارش كرده‌اند آن هم اظهار محبت به فرزندشان است.
در زمان ما تنها يادگار پيغمبر اكرم حضرت خاتم الانبياء المرسلين صلي‌الله عليه و آله و سلم جز حضرت حجه‌بن الحسن العسكري كس ديگري هست؟ عترت اگر شامل هيچ كس نشود واضح است كه شامل آن امام عزيز و رئوف خواهد شد، پس چرا ما بي‌محبت و بي‌همت يا كم محبت و كم همت باشيم و در مسير قدرداني از آن حضرت قدمي برنداريم؟ چرا به دنبال اين نباشيم كه چگونه يك مسير ارتباطي با آن وجود مقدس برقرار نماييم و از علوم او بهره‌مند شويم؟
اوقات خوش آن بود كه با دوست بسر شد باقي همه بي‌حاصلي و بي‌خبري بود
2ـ در روايتي مفصل از حضرت علي‌بن‌موسي الرضا عليه‌السلام، امام عليه‌السلام را به «الشمس المضئيه»(19) تعبير فرموده‌اند.
در اين روايت مضامين بسيار بلندي در معرفت خاندان عصمت و طهارت آمده است و چون صراحتاً حضرت رضا عليه‌السلام مي‌فرمايند: «الامام ... و الشمسُ المضيئه» مشخص مي‌شود بايد حكمت‌هاي بلندي در اين تمثيل و تعبير باشد، چرا كه مثل را براي مخاطب به چيزي مي‌زنند كه مي‌بيند و بيشتر برايش قابل درك است مثلاً براي فردي كه هميشه در يك اتاق با لامپي كوچك زندگي مي‌كرده است اگر بخواهند خورشيد را مثال بزنند مي‌گويند مثل اين لامپ است، لذا از باب اينكه «و لا ابلغ من المدح كنهكم و من الوصف قدركم»(20) بايد بالاخره گوشه‌اي قطره‌اي، ذره‌اي از آن جمال دل آراي حضرت ولي عصر ارواحنا فداه را ديد، لذا براي آنكه محروم از معرفت برنگرديم اين تشبيه عظيم را مي‌فرمايند خود صاحب مطالب فوق‌العاده‌اي است كه از آن ميان به ذكر نكاتي كه در حول محور بحث اين مقاله است مي‌پردازيم.

نكته اول: محوريت و مركزيت
در منظومه شمسي خورشيد حكم مركز و محور را براي سيارات و ستاره‌هاي ديگر دارد و با جاذبه‌اي كه خورشيد دارد طبق علوم تجربي امروزي بقيه كرات را در منظومه حفظ مي‌نمايد. هر يك از كرات مدار مشخصي دارند كه از آن به قدر سر سوزني تجاوز نمي‌كنند، امام عليه‌السلام همچنين حالتي براي عالم خلقت دارند و عالم با جاذبه‌اي كه امام عليه‌السلام دارد يعني قدرت عظيمي كه خداي تعالي به او عنايت فرموده است مخلوقات را حفظ مي‌نمايد. هر كدام از مخلوقات هم روي مداري مخصوص خود به دور امام عليه‌السلام در چرخش هستند و اگر اين محور را فرضاً خداي تعالي از عالم بردارد همان اتفاقي خواهد افتاد که خورشيد را بردارند. مثال واضح‌تر چرخ و فلك است. همه زنجيرها به محور مركزي متصل شده‌اند و اگر اتصال و ارتباط هر كدام از زنجيرها با محور قطع شود تمام چرخ و فلك به هم خواهد پاشيد لذا فرموده‌اند:
«لولا الارض من الحجه لساخت الارض باهلها»(21)؛ اگر زمين از حجت خدا خالي شود زمين و اهلش از بين خواهند رفت.
اگر در بين مخلوقات فقط به انسان‌ها بپردازيم طبق چكيده بعضي روايات و آيات قرآن هر كس ايمان بيشتري و معرفت بيشتري داشته باشد در مداري نزديك‌تر به امام عليه‌السلام است مثل سلمان كه در درجه دهم ايمان است او را از خودشان محسوب فرموده‌اند. «السلمان منّا اهل البيت» و هر چه ايمان ضعيف‌تر شود به همان نسبت در مدارهاي دورتري از اين خورشيد عالمتاب قرار خواهد گرفت، و خوشا به حال آن عده كه در مقام قرب با آن وجود مقدس بسر مي‌برند و از نور و گرماي وجودي آن خورشيد استفاده مي‌كنند به حدي كه خود نور مي‌دهند و ديگران را هم از معرفت امام عليه‌السلام بهره‌مند مي‌نمايند.
آن زنجيره يا جاذبه‌اي كه مي‌تواند ما را متصل و مرتبط به امام عليه‌السلام نگه دارد در حقيقت ريسماني است كه از دو رشته محكم كه به هم تابيده شده‌اند تشكيل شده است:
«اطاعت از روي محبت» كه همان «ولايت» است و خداي تعالي هم در قرآن كريم فرموده است: «واعتصموا بحبل الله جميعاً و لا تفرقوا».(22)
خود را به وسيله حبل‌الله معصوم كنيد و طلب عصمت كنيد جميعاً و متفرق و گروه گروه هم نشويد. در دعاي ندبه مي‌خوانيم در مورد حضرت علي عليه‌السلام:
و حبل الله المتين و ...؛ در روايات يا زيارات ديگري هم به اين مطلب اشاره يا تصريح شده است. نتيجه‌اي كه مي‌خواهیم بگيريم خيلي واضح است. چطور مي‌توانيم ارتباط خود را با محور عالم قطع كنيم؟ اگر قطع كنيم به خارج از محيط ولايت پرتاب شده جزو اهل آتش خواهيم شد، پس بايد بر اين مقيد و مراقب باشيم كه مبادا رشته‌هاي اين ريسمان كه از امتزاج اطاعت و محبت به خاندان عصمت و طهارت عليهم السلام تشكيل شده است توسط وسوسه‌هاي شيطان و يا خواسته‌هاي نفسمان سائيده نشود و ما را به جهنم مخصوصاً جهنم فراق از امام زمانمان ارواحنا فداه نيندازد.
بر دوخته‌ام ديده چو باز از همه عالم تا ديده من بر رخ زيباي تو باز است

نكته دوم: نور خورشيد
طبق نظر دانشمندان علوم تجربي مثل فيزيكدانان نور خورشيد، منشأ تمام انرژي‌ها در كره زمين است. نور خورشيد است به صورت‌هاي ديگري از انرژي تبديل مي‌شود. حتي لامپي كه شب‌ها در منازل معمولاً روشن مي‌شود را غير مستقيم وابسته به نور خورشيد مي‌دانند. اگر خورشيد آب‌هاي درياها و اقيانوس‌ها را تبخير نكند و آن بخارها بر كوه‌ها به صورت برف و باران ريزش نكنند و باز آفتاب آنها را ذوب نكند رودي جاري نخواهد شد تا سدي بنا شود و با استفاده از توربين‌هاي مولد برق روشنايي و گرما به مناطق مسكوني برسد يا آنكه كارخانه‌ها و شركت‌هاي توليدي گوناگون توليدات ديگر را به بازار عرضه نمايند، گويي زندگي مردم از خورشيد جدا نيست حتي در شب‌ها هم غذايي كه مصرف مي‌شود اگر مواد گياهي باشد كه مستقيماً از خورشيد استفاده شده است و اگر غير آن باشد غير مستقيم خورشيد در آن نقش اصلي را داشته است. حتي ماه هم اگر در شب‌هاي مهتابي خودنمايي مي‌كند از خود نوري ندارد بلكه نور خود را از خورشيد مي‌گيرد و آن را منعكس مي‌نمايد و يا ستاره‌ها هم كه در شب‌ها در آسمان مي‌درخشند اگر جاذبه خورشيد نبود آنها هم نبودند، اين جاست كه حكمت عجيبي ظاهر می‌شود. شايد براي بعضي سنگين باشد ولي مي‌گوييم آنجا كه دانشمندان علوم تجربي استدلال كردند كه خورشيد منشأ انرژي‌هاي ديگر در كره زمين است حال چطور مي‌شود كه اگر فضايلي در همين حد از حضرت ولي‌عصر ارواحنا فداه با استفاده از آيات و روايات بگوييم قلب‌ها تنگ مي‌شوند و پذيرش‌ها كاسته مي‌شوند.
مطلب مهم اينجاست كه حضرت رضا عليه‌السلام با اين تشبيه و بلكه با عنوان اين حقيقت مي‌خواهند ما را متوجه اين حقيقت كه صراحتاً در زيارت جامعه كبيره آمده است بفرمايند: «إِنّ ذكر الخير كنتم اوَّله واصله و فرعه و معدنه و مأواه و منتهاه؛ اگر از خير يادي شود شما اهل بيت اول آن واصل آن وقوع آن و معدنش و مأوت و جايگاهش و انتهاي آن خير هستيد».
با مقدمه‌اي كه ذكر شد حتي به ستاره كه نگاه مي‌كنيد اگر چه زيباست ولي توجه داريد زيباييش وابسته به خورشيد است، ماه از خود نوري ندارد بلكه همه نورش از خورشيد است در عالم معنا هم اگر علمي را مي‌بينيم اين از طرف خاندان عصمت عليهم السلام است و هر كمالي را در كسي و عالمي ببينيم همه و همه وابسته به وجود مقدس حضرت ولي‌عصر ارواحنا فداه است، با اين مطالب و حقايق جای تعجب است كه چشمان خود را به هر جايي كه ذره‌اي خوبي دارد مي‌دوزيم ولي متأسفانه نگاهي به قامت رعنا و زيباي حضرت ولي‌عصر ارواحنا فداه كه خورشيد عالم است نمي‌كنيم.
اگر كسي مقداري علم و كمال داشته باشد به دنبالش راه مي‌افتيم و شيفته او مي‌شويم ولي از كسي كه اصل و ريشه همه كمالات پيش اوست غافليم، به ماديات ديگران توجه مي‌كنيم ولي به كسي كه كليد همه گنج‌هاي عالم به دست اوست توجهي نداريم، آقايي كه دائماً الطاف خود را به سوی ما سرازير مي‌فرمايند مخصوصاً به سوي اين كشور شيعه‌نشين كه به اعتقاد تمامي بزرگان و علما و سروران، دست آن عزيز بر سرما این کشور است و ما را از همه خطرات حفظ مي‌كند و ايران را در میان دنياپرستان، محافظت مي‌فرمايد و بركات خود را به آنان عنايت مي‌نمايد، حال سؤال مي‌كنیم جداي از شعار و حرف بدون علم چقدر خودمان را در ارتباط با آن وجود مقدس قرار داده‌ايم؟ چقدر به ياد آن حضرت هستيم؟ چقدر از كارهايمان را براي ياري آن حضرت انجام مي‌دهيم؟
پس نتيجه اين قسمت را خودتان بگيريد، اينكه به چه نسبت مي‌توان از اثرات خورشيد در شبانه‌روز جدا بود؟ به همان نسبت هم از امام زمانمان جدا هستیم.
اگر گرماي وجود «الشمس المضيئه» حضرت بقيه‌الله الاعظم ارواحنا فداه در هيچ كجاي عالم احساس نشود ايرانيان آن را احساس كرده‌اند و مي‌كنند، از پيروزي انقلاب اسلامي، كوتاه شدن دست منافقين و ستون پنجم ابرقدرت‌ها، تشريف فرمايي حضرت امام رضوان‌الله تعالي عليه، بيش از هشت سال دفاع مقدس مخالفين تشيع و رفع توطئه‌هاي بي‌شماري كه شياطين براي ريشه‌كني اسلام و شيعه تدارك ديده بودند، و باز مهمتر از همه انتخاب معجزه‌آساي رهبر عزيز انقلاب حضرت آيه‌الله خامنه‌اي دام‌ظلّه العالي كه بلافاصله ظرف چند ساعت بعد از رحلت حضرت امام(ره) انجام گرديد و ... كه اگر بخواهيم به شمارش آوريم مشکل است چه رسد به تذكر و شكرش و فرموده است: «و إِنْ تعدوا نعمه الله لا تحصوها».(23)
حال كه او با ما چنين مي‌كند و دائم ما را تحت الطاف خود قرار مي‌دهد از انصاف به دور است كه ما از او حتي لحظه‌اي غفلت كنيم تا چه رسد به اينكه خلاف خواست آن حضرت قديم برداريم.
در مورد كره زمين گفته‌اند اگر حتي يك متر هم از خورشيد دورتر شود منجمد خواهد شد و مرگ، تمام اهل آن را خواهد گرفت ما هم اگر از امام زمانمان ارواحنا فداه كه خورشيد عالم است يك قدم دور شويم و به آن ادامه دهيم چه بسا كه مرگ معنوي و مادي بر زندگي‌هايمان حاكم شود و بلاها و نكبت به زندگي‌مان وارد شود.
نكته سوم: شب و تاريكي در كره زمين مربوط به زمين است نه خورشيد، خورشيد هميشه نورش را بي‌دريغ به اطراف خود بذل مي‌نمايد.
در زيارت ندبه آمده است: «غيبه منّا؛ غيبت امام عصر ارواحنا فداه از ماست».
براي كره زمين وقتي شب پيش مي‌آيد نه آنكه خورشيد موضعش را تغيير داده است يا منع بذل كرده باشد بلكه اين زمين است كه چرخش نموده و قسمتي كه پشت به خورشيد كرده است تا زمانيكه به وضعیت خود ادامه دهد بي‌بهره از خورشيد خواهد بود و شب آنجا را فرا مي‌گيرد.
در روايات از غيبت كبري تعبير به الليل كرده‌اند در آيه شريفه والليل اذا يغشي يعني وقتي غيبت كبري همه جا را بپوشاند، نه اينكه چون جسم شريفش در بين مردم بصورت شناخته شده نيست اين وجه ضعيف مسأله است، اگرچه اگر خدا بخواهد ملاقات جسمي‌اش ممكن است ولي در عين حال علت اصلي وجه تسميه غيبت كبري به الليل آن است كه معرفت آن امام عزيز در بين مردم غايب است و اين نور معرفت اوست كه كسي آن را ندارد، چون مردم ارتباط با آن وجود مقدس را نپذيرفته‌اند و اين حق عظيم حضرت ولي‌عصر ارواحنا فداه را زير پا گذاشته‌اند و با معصيت و غفلت به اين خورشيد عظيم پشت كرده‌اند و نتيجه‌اش هم اين تاريكي است كه در عالم مي‌بينيم.
و در توقيع شريفي آن حضرت مي‌فرمايند:
«ولو اَنَّ اشياعنا و فّقهم الله لطاعته علي اجتماع من القلوب في الوفاء بالعهد عليهم، لما تأخَّر عنهم اليمن بلقائنا و لتعجَّلَتْ لهم السعاده بمشاهدتنا علي حق المعرفه و صدقها منهم بنا(21)؛ اگر شيعيان ما كه خدا آنان را به اطاعت خود موفق كند با دل‌هايي يكپارچه بر عهد خويش وفادار بودند به يمن لقاي ما نائل مي‌شدند و سعادت ديدار ما بر آنها، با حق معرفت ما و صدقش از آنها به ما تعجيل مي‌شد».
3ـ الامام الامين الرفيق و الوالد الشفيق (في العيون: و الوالد الرقيق)، و الاخ الشقيق، و مفزع العباد في الدّاهيه (22)
در دنباله روايت حضرت رضا عليه‌السلام مطالب فوق به چشم مي‌خورد كه هر كلمه‌اش مطالبي بسيار ارزشمند و گران‌بها دارد و پرده‌هاي زيادي از روي حقايق بر طرف مي‌نمايد. اگر از تمام استدلال‌ها براي لزوم ارتباط با حضرت ولي‌عصر ارواحنا فداه چشم‌پوشي نماييم و فقط به مطالب فوق اكتفا كنيم مسأله واضح مي‌شود.
در قرآن مجيد آخرين كتاب آسماني و بزرگترين معجزه پيغمبر خاتم صلي‌الله عليه و آله و سلم در 4 مورد اين عبارت آمده است «و بالوالدين احسانا» و اين احسان به والدين آنجا اهميت پيدا مي‌كند كه بعد از توصيه و امر به توحيد و دوری از شرك در اطاعت و بندگي خداي تعالي سفارش شده‌ايم به اينكه به پدر و مادرمان احسان كنيم و در چند مورد ديگر حدود 6 مورد ديگر هم با الفاظ مختلف خداي تعالي اين توصيه را به انسان و مؤمنين فرموده است مثل موارد زير:
«لا تعبدون الا الله و بالوالدين احسانا»(23)، و اعبدوالله و لا تشركوا به شيئاً و بالوالدين احساسناً(24) و آيات 151 سوره انعما، 23 سوره اسراء، 14 سوره لقمان، 14 سوره مريم، 8 سوره عنكبوت، 15 سوره احقاف و ...
اين مسأله چرا اين‌قدر اهميت پيدا كرده است كه خداي تعالي به اين صورت مطرح فرموده است؟
اگر هم در آيات و روايات تا اين حد سفارش به احسان پدر و مادر شده است مي‌تواند به اين دليل باشد كه از احسان به والد اصلي غافل نشوند، در دعاي ندبه مي‌خوانيم قال صلي الله عليه و آله و سلم: انا و عليِّ ابوا هذه الامه.
پدر اصلي اين است حضرت رسول اكرم صلي‌الله عليه و آله و حضرت اميرالمؤمنين عليه‌السلام و ائمه بعد از آن وجود مقدس هستند چرا كه آنها دست بشريت را گرفته و از آتش نجات دادند و درهاي كمال و علم را به روي مردم باز نمودند و شفيع مردم شدند و شفقت اصلي هم همين شفاعت اهل‌بيت عليهم السلام است، و اگر كسي در عمل به احسان به ائمه اطهار عليهم السلام موفق باشد در احسان به والدين ظاهري‌اش هم موفق خواهد بود.
اگر يك فرزند پدري عالم، با شخصيت مهربان و كامل و دلسوز داشته باشد و به آن پدر بي‌اعتنايي كند، گاه و بيگاه هم به ياد او نيفتد و ارتباط خود را با او قطع نمايد براي آن فرزند چه خواهيد گفت؟ قضاوت شما در این مورد چيست؟ آينده‌اش چه خواهد شد؟ طبيعي است كه همه عقلا آينده زشتي را برای او خواهند ديد. اگر نزد شما بيايد و شما با او برخورد نماييد او را موعظه خواهيد كرد که اين خلاف شأن توست از پدرت دور باشي و با او ارتباطي نداشته باشي، تو اگر قدردان پدرت باشي او تو را با قدرت و علمي كه دارد به بهترين درجات و كمالات خواهد رساند، تو را به بهترين وجه سرپرستي خواهد نمود و تمام مشكلات تو را رفع خواهد كرد. حال كه اين‌طور است باید به تمام شيعيان خطاب نمود اي شيعيان چطور شده به پدر مهرباني كه خلقش خلق عظيم پيغمبر اكرم است و پيغمبر اكرم در مورد او فرموده است «اشبه الناس بي خلقا و خلقاً»(25) و خداي تعالي هم در مورد پيغمبر اكرم صفاتي را مطرح فرموده است: انّك لعلي خلق عظيم (26)؛ چرا اي شيعيان چنين پدر مهرباني كه جميع كمالات در او جمع شده‌اند، رها كرده‌ايد چرا به آن عزيز بي‌توجه شده‌ايد چرا آرزوي همه چيزها را داريد مگر رسيدن به آن حضرت و ارتباط با آن وجود مقدس، او پدر شفيق شماست.
براي آنكه معناي شفيق را بهتر بفهميم آيه زير را مي‌آوريم كه خداي تعالي در وصف حضرت رسول اكرم فرموده است: عزيزٌ عليه ما عنتُّم (27)؛ يعني بر پيغمبر سخت است كه به شما ناراحتي يا كدورتي وارد شود.
مسلماً همين صفت در حضرت بقيه الله ارواحنا فداه هم هست، بر او كه پدر شفيق امت است سخت است كه مشكلي وارد شود و حتي براي تأكيد بر اين حقايق در نامه آن حضرت به شيخ مفيد(ره) چنين مي‌فرمايند: انا كنّا غير مهملين لمراعاتكم و لا ناسين لذكركم و لو ذلك لنزل بكم اللأواء و اصطلمكم الاعداء(28)؛ يعني آنكه اي شيخ مفيد برو به فرزندانم، به عزيزانم، به شيعيانم حتي همانها كه غافل از من هستند بگو: ما در رعايت و سرپرستي امور شما اهمال و سستي و كوتاهي نكرده‌ايم و نمي‌كنيم و هرگز ياد شما را فراموش نمي‌كنيم و اگر اين رعايت ما و به ياد شما بودن ما نبود بر شما سختي و زندگي با مشقتي فرود مي‌آمد و دشمنان هم شما را مستأصل مي‌كردند.
حال كه چنين پدر مهرباني داريم الحمدلله رب العالمين، به سوي او بشتابيم و گرماي آغوش باز و پر از محبت او را احساس مي‌كنيم و دست از دامنش برنداريم تا جداي از او زندگي نكنيم، جداي از او كار نكنيم، جداي از او كسب علم نكنيم، هميشه با او و به ياد او باشيم و با او زندگي كنيم تا نعمات الهي بر ما ريزش كند، و در دنيا و آخرت آن شفيع دستمان را بگيرد و از حوض كوثر سيراب نمايد، و اگر كسي خود را از اين پدر شفيق جدا نمايد و توبه نكند عاق آن حضرت خواهد شد و لعنت خدا شامل حالش خواهد شد.
4ـ الامام كالارض البسيطه
امام عليه‌السلام مثل زمين گسترده‌اي است، حكمت‌هاي عظيمي در اين عبارت كوتاه از روايت حضرت رضا عليه‌السلام نهفته است. يك نكته را اگر بررسي كنيم براي ما كافي خواهد بود.
زمين با جاذبه‌اي كه دارد آنچه كه متعلق به زمين باشد را روي خود نگه مي‌دارد. اين جاذبه زمين يكي از نعمات بزرگ خداي تعالي است و اگر خلاف آن را تصور كنيم حتي وحشت خواهيم كرد مثلاً به گونه‌ای شود كه همه اشياء معلّق در فضا باشند و اين نظام را در كره زمين به هم خواهد ريخت و از همه سلب آرامش كرد. و همين نعمت است كه سبب مي‌شود انسان بتواند از وسايل اطرافش استفاده كند. مثلاً اگر غير اين بود، آب در ليوان باقي نمي‌ماند، و ظرف غذا در فضا معلق مي‌شد و ... كه تصورش مضحك است، در عالم خلقت خداي تعالي خواسته و اراده كرده است نظامي حاكم باشد و هر چيز در سر جاي خود باشد. این همان عدل است و اين نظام را به دست امام عليه‌السلام پياده مي‌كند و جاذبه امام عليه‌السلام است كه نظام آفرينش را حفظ مي‌كند. در كتاب «دو هزار دانشمند در جستجوي خداي بزرگ» آمده است: طبق نظر منجمين تعداد كهكشان‌ها در عالم به تعداد ماسه‌هاي كنار ساحل درياهاست. حال يكي از آن كهكشان‌ها كهكشان راه شيري است و يكي از منظومه‌هاي آن منظومه شمسي است اين چه دستي است كه همه را حفظ كرده است اينجاست كه عظمت خداي تعالي واضح مي‌شود و پرده‌اي از آن كنار مي‌رود.
در يك مسير هوایي هر از گاهی خبر برخورد هوايي مي‌رسد ولي اين چه نظمي است كه خداي تعالي بر اين كهكشان‌ها حاكم فرموده است كه كوچكترين خللی ديده نمي‌شود.
اين تمثيل بزرگترين درسي كه در مورد ارتباط با امام عليه‌السلام به ما مي‌دهد اين است كه چقدر قابل تصور است كسي اهل زمين باشد و مرتبط با زمين نباشد؟ محال است مگر آنكه با زحمات و مشقات زيادي اين ارتباط را قطع نمايد مثلاً با سفينه‌اي از زمين جدا شود و از دايره جاذبه‌اش فراتر رود تا ديگر جاذبه زمين بر آن اثر نكند مثال چنين كاري همان افرادي هستند كه با دوري معنوي از ائمه اطهار عليهم السلام خود را به حدي رسانده‌اند كه خداي تعالي به حضرت رسول اكرم مي‌فرمايد:
اَنّكَ لا تسمع الموتي(29) يعني آنقدر از جاذبه تو دور شده‌اند كه ديگر از تو تأثير نمي‌پذيرند.
خوب اين انتهاي عدم ارتباط با امام زمان ارواحنا فداه است كه چرا شروع كنيم تا به چنين انتهاي وحشتناكي برسيم. حال خداي تعالي ما را مورد رحمت خاص خود قرار داده است و اهل ولايت ائمه اثني عشر عليهم السلام شده‌ايم چرا قدرداني نكنيم و چرا ارتباطي با آنها نداشته باشيم يا ارتباطمان ضعيف باشد؟ قدر اين زمینی كه در آن احساس آرامش مي‌كنيم و اين‌قدر براي ما بركت دارد بدانيم.
5ـ شجره طيبه
در سوره ابراهيم آيات 25 و 24 چنين آمده است:
الم تر كيف ضرب الله مثلاً كلمه طيبه كشجرهٍ طيبهٍ اصلها ثابت و فرعها في السماء(24) تُوتي أُكَلها كل حينٍ باذن ربّها و يضرب الله الامثال للناس لعلَّهم يتذكَّرون(25).
در تفسير اين آيه شريفه حضرت صادق عليه‌السلام مي‌فرمايند: قال فقال رسول الله صلي الله عليه و آله: انا اصلها و اميرالمؤمنين فرعها و الائمه من ذريتها اغصانها و علم الائمه ثمرتها و شيعتهم المؤمنين ورقها هل في هذا فضل؟ قال قلت لاو الله قال و الله انَّ المؤمنً ليولد فتورق ورقهً فيها و ان المؤمن ليموت فتسقط ورقهً منها(30)؛ حضرت رسول اكرم صلي‌الله عليه و آله فرمودند: من اصل شجره طيبه هستم و اميرالمؤمنين عليه‌السلام فرع آن و ائمه‌اي كه از ذريه من و او هستند شاخه‌هاي درخت و علم ائمه ميوه درخت است و شيعيانشان كه ايمان دارند برگ اين درخت هستند.»
حضرت مي‌فرمايند: وقتي مؤمني متولد مي‌شود برگي در درخت ظاهر مي‌شود و مؤمني كه مي‌ميرد برگي از درخت مي‌افتد.
برگي كه مرتبط با درخت است از طريق اين ارتباط مواد غذايي خود را مي‌گيرد و شرايط براي رشدش فراهم شده است. اين ارتباط برگ خيلي حياتي است و حيات برگ به همين ارتباط بستگي دارد اگر چه اين مثال خيلي ساده است ولي درس‌هاي عميقي را براي ما شيعيان مي‌تواند داشته باشد، درخت توسط ريشه‌اش كه در اعماق زمين جاي گرفته است مواد غذايي را از زمين گرفته و توسط اوندهاي رگ مانندش مواد غذايي لازم براي هر عضو را مي‌فرستند. اگر علم و قدرت را براي زمين به طور مثالی فرض نماييم و حضرت رسول اكرم صلي‌الله عليه و آله و فرزندانشان اصل و شاخه‌هاي اصلي اين درخت باشند واسطه‌اي هستند كه علم و قدرت را به موجودات و مخلوقات ديگر می‌رسانند. علم و قدرت را از خداي تعالي با وحي مي‌گيرند و آن را به مخلوقات مخصوصاً انسان مي‌رسانند و شيعيان برگ‌هايي هستند كه بر روي شاخه‌هاي اين درخت ديده مي‌شود، اين مطالب لزوم وابستگي به اهل بيت عليهم السلام و لزوم ارتباط با امام عصر ارواحنا فداه را بیان می نماید. بايد اين حقيقت را باور نماييم كه امام عصر ارواحنا فداه و تمام معصومين عليهم‌السلام واسطه بين خداي تعالي با ما هستند. در دعای ندبه مي‌خوانيم:
اين السبب المتصل بين الارض و السماء يعني كجاست آن آقايي كه واسطه بين خالق و مخلوق است، خلاصه آنكه برگ اگر از درخت جدا شود مرگ و زير پا افتادن و هلاك شدن در انتظارش خواهد بود.
مناسب است مطالب را مختصر و خلاصه نمايیم. برای اثبات لزوم و وجوب ارتباط با امام زمان ارواحنا فداه آن هم براي تمام شيعيان و بلكه كل عالم مي‌توان به تمام رواياتي كه فضايل اهل‌بيت عليهم السلام را بيان مي‌كنند مخصوصاً زيارت جامعه و زيارت آل ياسين و نيز آيات زيادي از قرآن مجيد استدلال نمود مخصوصاً در رواياتي كه حضرت ولي‌عصر ارواحنا فداه و كلاً امام عليه‌السلام را به قلب يا به آب حيات تشبيه مي‌كنند:
تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل.

نتيجه:
مخاطب ما ابتدا شيعيان ايران و بلكه عموم ايرانيان هستند. اي عزيزان بياييم قدر اين امام رئوفي كه منشأ همه خيرات و بركات است را بدانيم، بياييد همه با هم بدور از تعصبات و بدون اغراض شخصي زير اين «العلم المنصوب» جمع شويم و خواسته‌هاي خود را كنار بگذاريم چرا كه هر چه ما بخواهيم در مقابل خواسته‌هاي خداي تعالي كه در قلوب اهل‌بيت عليه‌السلام است هيچ خواهد بود و گاهي هم جاهلانه و برخلاف عقل و علم است، لذا چرا همه با هم قلبهايمان را با محبت و اطاعت آن عزيز نكنيم و در اثر آن تمام خوبي‌ها و خوشبختي‌ها را به ارمغان نياوريم؟
و چرا همه مشكلاتمان را با توسل به آن وجود مقدس و استفاده از راهنما‌يي‌هاي آن حضرت كه در روايات و آيات قرآن آمده است حل نمي‌كنيم؟ چرا با اين شاخه عظيم شجره طيبه كه پر از ميوه‌هاي بهشتي است ارتباط نداشته باشيم؟ بياييد همه با هم با پاك كردن ارواح و دل‌هايمان به استقبال آن حضرت برويم، آغوش تسليم را براي او باز نماييم تا ظهورش را خدا برساند و 25 حرف علمي كه پوشيده مانده است را برايمان بيان نمايد، اموات را زنده نمايد و امراض را شفا دهد، گمراهي‌ها را از بين ببرد، تاريكي‌ها را تبديل به روشنايي نمايد، بي‌محبتي‌ها و سردي‌ها و كينه‌توزي‌ها را با گرماي محبتش گرم نمايد، و همه عالم را تحت يك حكومت واحد جهاني قرار دهد و همه با امنيت زندگي كنند و خلاصه آنكه اين شب هجران به روز وصل تبديل شود.
 
بي‌جمال عالم آراي تو روزم چون شب است با كمال عشق تو در عين نقصانم چو شمع





اي عالميان همه و همه در هر فرقه و دين و شريعتي كه هستيد اگر اميني بخواهيد كه به او اعتماد نماييد، اگر ملجأ و پناهي بخواهيد كه در گرفتاري‌ها به شما پناه دهد، اگر كسي مي‌خواهید كه همه دردهايتان را علاج كند و اگر مي‌خواهيد اوضاع اقتصادي و سياسي و اجتماعي و فرهنگي شما اصلاح شود كسي جز حضرت ولي‌عصر نخواهد بود و به هر كس رجوع كنيد در انتها متوجه مي‌شويد سرابي بيش نبوده است و نه تنها تشنگي علم را از شما بر طرف نخواهد كرد. لذا براي كسب علوم اولين و آخرين، در ماديات و معنويات كسي جز نماينده خدا، فرزند و خليفه پيغمبر خاتم حضرت رسول اكرم صلي‌الله عليه و آله پيدا نخواهد شد.
در زمان غيبت كبري طبق آيات و روايات زيادي لازم است همه شيعيان ارتباطي معنوي و روحي با امام زمانشان داشته باشند تا سعادتشان تضمين شود:

در شب هجران مرا پروانه وصل فرست ور نه از دردت جهان را بسوزانم چو شمع
كوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت تا در آب و و آتش عشقت گدازانم چو شمع
 
  




خلاصه مقاله:

«يا ايها الذين آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا لعلكم تفلحون»:
چرا بايد با حضرت بقيه‌الله ارواحنا فداه ارتباط برقرار نمود؟ ارتباط معنوي و روحاني با حضرت ولي‌عصر ارواحنا فداه يكي از وظايف شيعيان است زيرا:
1. در آيه شريفه «نا سئلتكم عليه من اجر الا من شاء ان يتخذ الي ربه سبيلاً» و اگر كسي اجر رسالت را بخواهد بپردازد كه بايد بپردازد بايد با خداي تعالي ارتباطي برقرار نمايد و در دعاي ندبه بعد از اين مطلب مي‌فرمايد: «و كانوا هم السبيل» و در زيارت جامعه مي‌خوانيم: «و انتم السبيل الاعظم» يعني راه خدا از طريق امام عليه‌السلام است و غير آن راهي نيست.
2. حضرت ولي عصر ارواحنا فداه قرآن ناطق و بقيه عترت حضرت رسول اكرم صلي‌الله‌عليه و آله مي‌باشند و هر كس بخواهد به حضرت رسول اكرم صلي‌الله عليه و آله اظهار محبت نمايد بايد به حضرت ولي‌عصر ارواحنا فداه اظهار محبت نمايد.
3. براي استفاده از قرآن صامت بايد به مفسر حقيقي آن يعني امام عصر ارواحنا فداه رجوع نمود.
4. امام عصر ارواحنا فداه «الشمس المضيئه» هستند كه نور و هدايت آن حضرت است كه عالم را حفظ مي‌كند و نيز مثل خورشيد كه محور منظومه شمسي است حضرت هم مركز و قطب عالم هستند لذا اگر از اين قطب و مركز جدا شويم هلاك خواهيم شد «من اتاكم تجلي و من لم يأتكم هلك»
5. همان‌طور كه همه انرژي‌ها از خورشيد در كره زمين نشأت مي‌گيرد آن حضرت هم معدن و منشأ همه خيرات هستند و اگر از او جدا شويم از خوبي‌ها جدا شده‌ايم.
6. آن حضرت شفيق امت هستند و با چنين پدر عالم و مهرباني خلاف عقل است كه مرتبط نباشيم و كمك‌هاي او را نپذيريم و بايد طبق دستور قرآن به پدر و مادر انسان احسان كند و اوست كه پدر حقيقي امت است.
7. امام عليه‌السلام مثل «راض بسيطه» است كه بر روي زمين چقدر عادي راه مي‌رويم و زندگي مي‌كنيم و جاذبه آن است كه همه چيزها را در سر جاي خود نگه داشته است و ارتباط با امام عصر ارواحنا فداه هم بايد همين‌طور باشد و ما را حفظ كند و اگر ارتباط يك شيعه با امامش قطع شود از ولايت خارج خواهد شد چه امروز و چه در آينده.
8. شاخه‌اي عظيم از شجره طيبه حضرت ولي عصر ارواحنا فداه مي‌باشند و شيعيان برگ‌هايي بر روي آن هستند. برگ اگر ارتباطش با درخت قطع شود سقوط خواهد كرد و شيعه هم اگر ارتباطش با امام زمان ارواحنا فداه قطع شود پژمرده شده و مي‌افتد و ذلت در انتظار اوست. بايد بدانيم غيبت آن حضرت در اثر تقصيرات ماست و حال كه اين‌طور است ما بايد رو به كعبه كنيم و كعبه هميشه در جاي خود هست مردم بايد به آن رو كنند و دور آن طواف نمايند و از بركاتش بهره‌مند شوند چون در روايت است از حضرت زهرا سلام‌الله عليها كه: «الامام بمنزله الكعبه اذيوتي و لا تؤتي» لذا ما بايد به طرف آن وجود شریف حركت نماييم و به فكر ارتباط با آن حضرت باشيم تا انشاءالله هر چه سريع‌تر زمينه براي اصلاح جامعه و پس از آن فرج آن حضرت آماده شود.»

منابع:
1ـ المحجه فيما نزل في القائم الحجه ـ صفحه 52 ـ تأليف السيدهاشم البحراني (ره).
2ـ المنجد ـ في اللغه.
3ـ سوره مجادله ـ آيه 11.
4ـ منتهي الامال ـ جلد دوم.
5ـ بقره ـ 2.
6ـ مفاتيح الجنان ـ دعاي عهد اللهم رب النور العظيم.
7ـ زيارت جامعه كبيره.
8ـ نباء ـ 47.
9ـ شوري ـ 23.
10ـ فرقان ت 57.
11ـ الانعام ـ 59.
12ـ سوره النباء ـ 29.
13ـ النحل ـ 89.
14ـ واقعه ـ 79.
15ـ يونس ـ 57.
16ـ اسراء ـ 82.
17ـ انبياء ـ 7.
18ـ مفاتيح الجنان ـ باب استغاثه، امام زمان ارواحنا فداه.
19ـ آل عمران ـ 103.
20ـ ابراهيم ـ 34.
21ـ احتجاج 2ـ صفحه 602.
22ـ كمال‌الدين ج 2 ـ صفحه 678.
23ـ بقره ـ آيه 83.
24ـ نساء ـ 36.
25ـ كمال‌الدين ج 1ـ صفحه 286.
26ـ قلم ـ 4.
27ـ توبه ـ 128.
28ـ كلمه الامام المهدي ـ صفحه 143.
29ـ النمل ـ 80.
30ـ تفسير البرهان ـ المجلد الثاني ـ صفحه 310.

مقاله هاي مرتبط:


      
 
 كليه حقوق اين مجموعه طبق قوانين نرم افزاري متعلق به دبيرخانه‌دائمي‌اجلاس‌دوسالانه‌بررسي‌وجودي‌ابعادحضرت‌مهدي(عج)مي‌باشد