1397/11/04 پنج شنبه

نیمه شعبان سالروزولادت حضرت ولي عصرمهدي موعود (عج) بر عموم مسلمين جهان مبارك باد......قال الكاظم عليه السلام: يُغيبُ عن أبصار الناس شَخصُهُ و لايُعيبُ عن قُلوب‌المؤمنين ذِكره؛ او (حضرت مهدي عجل‌الله‌تعالي‌فرجه الشريف) از ديده مردم پنهان مي‌شود، ولي يادش در دلهاي مؤمنين هيچگاه فراموش نمي‌شود

  
 

تاريخ نشر: 19/9/1390

مبحث: مقالات تخصصي

نويسنده: administrator

منبع:

مطالعات: 1264

بازگشت >>
نظرسنجي: ( 1 راي) 
  نقش سازنده انتظار منجي در جوامع بشري
خلاصه:

تدوین: سيدفرج‌الله محمدي
ویرایش:دكتر داود میرزائی مقدم

الحمدلله رب العالمين، والصلوه و السلام علي رسول الله و علي آله آل الله لاسيما مولانا و سيدنا بقيه الله في العالمين، حجت بن‌الحسن العسكري(عج) و لعنه الدائمه علي اعدائه من الان الي قيام يوم الدين
مقدمه:
انتظار در لغت به معناي چشم براه بودن است، و هنگامي تحقق مي‌يابد كه آن امر و مسئله‌اي كه بايد انجام مي‌شده است، انجام نشده است. اگر ما دنيا را دانشگاهي جهت كسب معارف الهي فرض كنيم بايد مؤسس اين دانشگاه را خداوند عظيم‌الشأن [دانسته] و اساتيد آن را انبياء و پيامبران و ائمه اطهار عليهم الصلوه و السلام و دانشجويان اين مؤسسه علمي را مردم هر عصر و زماني بدانيم. از آنجا كه مؤسس و اساتيد اين دانشگاه با تنبلي و سستي اكثر دانشجويان و نقشه‌ها و ترفندهاي خرابكارانة دشمنان خود روبرو شدند از افتتاح اين مركز علمي به صورت رسمي خودداري كردند و خواستار، تقاضاي دانشجويان اين دانشگاه سراسري شدند تا آن را افتتاح نمايند. دانشجويان درس‌خوان و همچنين دشمنانشان، چشم به راه گشايش اين مركز پژوهشي به دست استاد آخر و مصلح كل شدند.
در فصل اول اين مقاله به امداد حضرت باري‌تعالي با اثرات سازنده انتظار در بُعد فردي آشنا مي‌شويم و متوجه مي‌شويم كه انتظار باعث:
1ـ رهايي از مرگ زمان جاهليت: (به استناد حديث شريف مَن مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته الجاهليه)
2ـ برائت از گناه: (در قالب مثالي شرح داده شده است)
3ـ ايجاد روحيه صبر و مقاومت: (به استناد آيه شريفه آخر سوره آل عمران و حديث حضرت باقرالعلوم(ع) ذيل آن)
4ـ شباهت با منتظر: [(به استناد حديث شريفي از امام باقر(ع) به نقل از نبي اكرم(ص) ]
5ـ تولي و تبري: (به استناد احاديث شريفي از معصومين عليهم الصلوه و السلام)
6ـ مبارزه با نفس يا راهيابي به دانشگاه الهي مي‌شود: (اين اثر هم با توجه به احاديث شريفي از خاندان نبوت(ص) تبیین شده)
در فصل دوم: اشاره‌اي به مرقومه‌ي مبارك حضرت بقيه‌الله روحي له الفداء به يكي از علماء شده است و بعد به بررسي آثار جمعي انتظار از قبيل:
1ـ ايجاد روحيه امر به معروف و نهي از منكر
2ـ استقلال در همه زمينه‌ها
3ـ آرامش
4ـ احياء امر خاندان عصمت و طهارت (صلوات الله عليهم اجمعين)
5ـ رفاه اجتماعي
پرداخته‌ شده كه همه اين آثار به استناد احاديث و روايات شريف است.
لازم به ذكر است در پايان فصل دوم متوجه خواهيم شد كه مهمترين اثر انتظار فردي و جمعي بر سه ركن وجودي انسان يعني: اعتقادات، اخلاق، اعمال فائده مي‌بخشد و آن ميزان نمودن آنها با قسطاس مستقيم يعني امام زمان(عج) است و در نهايت در فصل سوم به طور خلاصه و پنهان به مهمترين نقش سازنده انتظار در جوامع بشري:
يعني پذيرفتن ولايت و سرپرستي امام عصر ارواح العالمين تراب مقدسه الفداء اشاره مي‌كنيم.
امروزه در دنياي ما جهان به انتظار مصلحی است كه با ظهور خود جهان را از گرفتاري و دردسر نجات بخشد و زندگي راحتی را برايش به ارمغان آورد، هنگامي هم كه تاريخ را ورق مي‌زنيم به اين مسئله برخورد مي‌كنيم كه آباء و اجداد قبلي ما هم منتظر چنين شخصيتي بوده‌اند از آن مهمتر به قرآن كريم و روايات اهل‌بيت عصمت و طهارت (عليهم الصلوه و السلام) هم كه رجوع مي‌كنيم اين انتظار را بهتر لمس مي‌نماييم چرا كه قرآن سخن خالق ما است و اوست كه به خير و شرِّ ما واقف است و روايات1خاندان گرامي نبوت(صلي‌الله عليه و آله و سلم) هم سخن محبوب و خالق ماست.
با دقت و بررسی آیات قرآن و روايات مي‌بينيم هدف پروردگار ما از خلقت افراد بشر اين بوده است كه انسان را جانشين و مظهر صفات خود بر زمين قرار دهد و به همين منظور او را وارد مدرسه نمود تا دروس و قوانين اين مقام عالي را تعليم بگيرد و با ارسال پيامبران و رسولانش آنها را آموزش داد و زمينه را براي ورود به دانشگاه سراسري توحيد به استادي 14 نور پاك يعني حضرات معصومين(عليهم الصلوه و السلام) فراهم نمود تا آنكه دكتراي بندگي و رسيدن به قلّه شامخ خليفه الهي را از مصلح و معلّم آخر يعني حضرت مهدي(عج) دريافت نمايند. اما از همان ابتدا به جز افراد اندكي به اين مدارس رجوع نكردند و همانند كودكان خردسال كه از علم و دانش اطلاعي ندارند، و محيط كوچه و بازي با خاك و ... را بر مدرسه ترجيح مي‌دهند، مشغول بازي با دنيا شدند، و از صحبت‌هاي اساتيد و مؤسس اين مدارس سرپيچي كردند تا هنگامي كه وارد مرحله جديدي از زندگي شدند و ان مرحله بعثت حضرت محمدبن عبداله(صلي‌الله عليه و آله و سلم) به نبوت بود، در اين زمان پيامبر گرامي اسلام(ص) دبيرستان توحيد را پايه‌ريزي و تأسيس نمودند و به طور فشرده كلاس‌هاي قبلي (درس‌هاي انبياء گذشته) را تدريس نمودند و افراد را براي امتحان نهايي سال آخر دبيرستان و از آن مهمتر كنكور دانشگاه سراسري توحيد آماده نمودند، اما در اين زمان هم به جز همان افراد قليل بقيه مردم از خود ذوق و استعدادي نشان ندادند و به جاي پرداختن به مسائل بلوغ فكري و معنوي، به مسائل مادي و ... مشغول شدند، اما اين‌بار چون تعداد افرادي كه تحت ولايت حضرت رسول اكرم(صلي‌الله عليه و آله و سلم) درس خواندند نسبت به مدرسين قبلي زيادتر بود و هدف رسيدن افراد نخبه و درس خوانده به سطوح عالي بود كنكور مهمي را از همان درس‌هاي پيامبر اكرم(ص) برگزار نمودند، اما متأسفانه در اين آزمون هم هيچ كس قبول نشد مگر تعدادي كه مجموع آنها به حد نصاب نرسيد و در نتيجه درب اين دانشگاه بسته شد، و دشمنان اين مركز مهم شروع به جنگ و قتل و غارت اين دانشگاه نمودند تا آنجا كه 11 استاد گرانقدر اين دانشگاه را به شهادت رساندند، و از آنجا كه هدف حضرت حق افتتاح و بهره‌برداري از اين دانشگاه عظيم بود استاد آخر را از چنگال اين قاتلان و غاصبان محفوظ نمود و وعده داد: كه به وسيله ايشان اين مؤسسه عظيم را به مرحله بهره‌برداري خواهم رساند. اما از طرفي هم خواست كه اين دفعه خود مردم دست به كار شوند، و با رشد علم و دانش خود تشخيص دهند كه به اين فرد محتاج هستند و خواستار ظهور ايشان و افتتاح اين دانشگاه مهم شوند.
مشاهده مي‌شود از ابتدای تأسيس اين مدارس تا هم اكنون، افرادي منتظر گشايش و افتتاح اين مراكز مهم بوده‌اند و عده‌اي هم منتظر بسته شدن اين مركز مهم بطور كامل هستند. افراد دسته اول شامل: 1ـ مؤسس اين مجموعه (حضرت حق جلا و علا) 2ـ اساتيد و راهنمايان اين مجموعه (پيامبران و ائمه اطهار(عليهم الصلوه و السلام)) 3ـ افراد نخبه و درس‌خوان (شاگردان اين مجموعه) مي‌باشند و دسته دوم شامل: 1ـ دشمن مؤسس اين مجموعه (شيطان) 2ـ نيروهاي دشمن (افراد شرور و دشمنان اهل‌بيت عصمت و طهارت عليهم الصلوه و السلام) مي‌باشند.
اما از آنجا كه حق هميشه پيروز است اميد دشمنان اين دانشگاه به يأس مبدل مي‌شود و اين خبر را بارها مؤسس2و اساتيد3 اين دانشگاه به سمع و نظر دانشجويان خود رسانده‌اند و به آنها اشتياق و نيروي كار را مرحمت فرموده‌اند، مشخص است يك پروژه و مؤسسه مهم هيچ‌گاه از هدف خود دست برنمي‌دارد و در اين مركز هم آنهايي كه خواهان فراگيري علم و دانش الهي بودند به صورت‌هاي مختلف و مخفي از وجود اساتيد خويش كسب فيض مي‌نمودند و به درجه دكتراي بندگي نائل مي‌شدند هر چند كه اين مهم متأسفانه تاكنون به صورت دسته جمعي و آشكارا مشاهده نشده است.
حال كه تا حدي با مفهوم انتظار و منتظرين و منتظَر آشنا شديم به ياري حضرت حق (جل و علا) وارد بحث اصلي خود يعني اثرات و نقش سازنده انتظار منجي در جوامع بشري مي‌شويم:
اين نقش سازنده از چند بُعد قابل بررسي و تحقيق است: اول بُعد فردي جامعه، دوم بُعد جمعي و اجتماعي. از آنجا كه هر جامعه از مجموع افراد مختلف (اعم از جنس، علم، تقوي و ...) تشكيل شده است و هر فردي در صلاح و شرّ جامعه خويش مخیر است ابتدا به اثر انتظار منجي بر روي افراد هر جامعه مي‌پردازيم، با اين توضيح كه اين اثرات شامل حال جامعه و جوامع مختلف بشري هم مي‌شود و اينكه اين مقام‌ها فقط با تلاش و جديت تحت نظر دست پرورده‌هاي4 امام عصر روحي له الفداء بدست مي‌آيد.

فصل اول:
1ـ رهايي از مرگ زمان جاهليت
از مهمترين آثار انتظار به صورت فردي است، چرا كه در حديث شريف داريم: «هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است.»2 و رهايي از چنين مرگ و فنايي هنگامي محقق مي‌شود كه شخص علم و دانشي به مقام امام و سرپرست خويش پيدا كند و در راه او گام نهد و نتيجه اين امر، انتظار ظهور خورشيد عالم‌تاب جهان حضرت بقيه‌الله روحي و ارواحنا بتراب مقدمه الفداء مي‌شود.
مسلم است ما تا زماني كه شخصی را نشناسيم و از روحياتش خبر نداشته باشيم چشم به راه آمدنش هم نيستيم. كودك خردسال به مجردي كه مادر از او پنهان مي‌شود و خود را تنها و بي‌پناه مي‌بيند بهانه مادرش را مي‌گيرد و به ديگران توجهي نمي‌كند، اما كودك نوزاد را هر شخصي شير دهد برايش فرقي نمي‌كند. با اين مثال روشن مي‌شود كه هر چه علم و شناخت كودك به مادرش بيشتر باشد چشم براهيش بيشتر مي‌شود تا جايي كه كودك بزرگتر به جستجوي مادر برمي‌خيزد و همين امر باعث رهايي او از غربت و تنهايي مي‌شود واضح است كودكي كه فقط گريه مي‌كند اما در جهت آمدن مادر فعاليتي انجام نمي‌دهد حقيقتاً منتظر نيست ما هم در عالم معنا حقيقتاً اين‌گونه‌ایم، يعني اگر فقط جلسات دعا، خطابه، جشن، توسل و ... تشكيل دهيم و به همين بسنده كنيم اسم منتظر را بر خود گذاشته‌ايم و حقيقتاً منتظر نيستيم، چرا كه انتظار لفظ نيست، گفتن هم نيست، حركت است، انتظار عمل است، انتظار چيزي نیست مرگ نيت ظهور. مي‌دانيم كه روح هر كار و عملي نيت اوست، و نيّت ظهور يعني آنچه در زمان ظهور شكل مي‌گيرد عاشق و دلباخته آن وجود نازنين، هم اكنون در وجود خویش پياده كند و اين روح با عظمت را در كالبد اعتقادات و اخلاقيات و اعمال خويش بِدَمد و در مسير ايشان قدم‌ بگذارئ و به همراهي و ياري ايشان سير الي الله كند و به كعبه مقصود و هدف خلقت برسد!

2ـ برائت از گناه
از فوائد ديگر انتظار، توفيق يافتن بر توبه نصوح مي‌باشد و حتي از آن بالاتر، و آن بيزاري از گناه و معصيت الهي است. نمايان است هنگامي كه انسان معرفتي هر چند اندك از امام زمانش (او كه آسمان‌ها و زمين‌ها و تمام ماسوي الله به واسطه وجودش به وجود آمد و به يُمنِ وجود مباركش نوری دريافت مي‌كنند) درك كرد محبت و عشق به او در وجودش شعله‌ور مي‌شود و هر لحظه اميد ديدار و وصل يار را مي‌طلبد، اما از آداب مهماني، استعمال عطر و لباس نيكو و شايسته است و انسان خود از حضور در مهماني به صورت برهنه يا با لباس كثيف و آغشته به روغن و ... شرم دارد، و چون تقوي همچون لباس فاخر و ارزشمندي براي اهلش است لذا شخص منتظر مزين به آن لباس‌هاي فاخر و زيبا مي‌شود و از برهنگي و كهنه‌پوشي كه همان ترك واجبات الهي و انجام معاصي است متنفر و منزجر مي‌شود و هيچ‌گاه به وضعيت سابق خود برنمي‌گردد و هميشه سعي در آن دارد كه بر ميزان زيبايي و تمييزي خود بيفزايد و اثرات كثيفي‌ها و بوهاي آلوده قبلي را، با عطر معنوي ارتباط روحي با حضرت صاحب‌الامر امام عصر (روحي و ارواح العالمين تراب مقدمه الفداء) از بين ببرد و ديگران را هم از بوي خوش خويش بهره‌مند سازد.

3ـ ايجاد روحيه صبر و مقاومت
از جمله آيات قرآن كريم در زمينه وجود مقدس و نازنين مولاي غريب و مظلوممان حضرت مهدي(عج‌الله تعالي فرجه الشريف) آيه آخر سوره شريفه آل‌عمران مي‌باشد خداوند سبحان در اين فرمايش خود خطاب به اهل ايمان مي‌فرمايند:
«در كار دين صبور باشيد و يكديگر را به صبر و مقاومت سفارش كنيد و مُهيا و مراقب كار دشمن باشيد و از خدا بترسيد باشد كه پيروز و رستگار شويد.»6
حضرت امام محمدباقر(عليه السلام) در ذيل آيه شريفه مي‌فرمايد: «بر انجام واجبات و در رويارويي دشمنان استقامت پيشه سازيد و ارتباط خود را با امام منتظر خويش محكم كنيد.»7
از آنجا كه اين آيه مهم خطاب به تشنگان آب حيات الهي است شخص منتظر با قاطعيت و ايستادگي كامل در برابر جنود لشكر جهل [صفات‌هاي شيطاني و حيواني] و همچنين با صبر در مقابل سختي‌ها و مصائب روزگار و بردباري در مقابل دشمنان الهي خود را مهياي ظهور مي‌نمايد و بوسيله اطاعت از فرامين آن وجود مقدس و نازنين كه عالم همچو نگين انگشتري در دست مباركش مي‌باشد و ترك نواهي الهي هميشه به ياد آن حضرت است و براي تعجيل امر فرجش دعا مي‌كند و اين‌گونه با حجت غايب الهي ارتباط برقرار مي‌كند و خود را از سقوط در دره سافلين به قله اعلي‌ اعليين صعود مي‌دهد، و چون در طي اين مسير دشمنان و راهزنان، كمين كرده‌اند با اراده‌اي فولادين و بنياني مرصوص به حركت خود ادامه مي‌دهد و خود را هم مقام هزار شهيد از شهداي جنگ بدر و احد مي‌كند8 و از تواني برابر چهل مرد نيرومند برخوردار مي‌شود.9

4ـ شباهت با منتظر
مي‌دانيم انتظار حضرت بقيه الله روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء انتظار ظهور حكومت عدل جهاني است و از حضرت باقر(ع) در روايتي كه از پدر و جد بزرگوارشان از حضرت اميرالمؤمنين علي‌بن ابي‌طالب(عليه الصلوه و السلام) نقل شده است فرمودند: رسول خدا(صلي‌الله عليه وآله وسلم) فرمود: «مهدي(عج) از فرزندان من است او از نظر ما پنهان خواهد شد و هر گاه آشكار شود زمين را از قسط و عدالت پر مي‌كند به همان نحوي كه از جور و ستم پر شده است.»10
از ديگر فوائد نقش مثبت انتظار فردي و جمعي ايجاد روحيه عدل و عدالت و ... در شخص و جامعه منتظر است زيرا چشم به راه كسي هستند كه زمين را از آلودگي‌هاي ظلم و ستم و هر چه آلودگي است پاكسازي مي‌كند، بنابراين از همين لحظه كه منتظرند شروع به كار مي‌كنند و امامشان را در اين امر خطير ياري مي‌كنند و آن نقطه شروع فعاليت روح خودشان است ملكه‌ي عدالت را شخص مبتلا به فراق در نفس خويش حكم‌فرما مي‌سازد و همه چيز را در جاي خود انجام مي‌دهد، و طبق ميزان الهي عمل مي‌كند و به آن ترازوي عدل الهي تمسك مي‌جويد و همان‌طور كه حضرت حجت بن‌الحسن العسكري ارواحنا تراب مقدمه الفداء تجسم اعلاي حق و تحقق والاي عدالت است و مظهر اسماء الهي من جمله اسم مبارك «يا عدل يا حكيم» مي‌باشد، او هم به اندازه ظرف وجودي خويش اينگونه و با اعمال و رفتار خود زمينه آن يادگار خاندان عصمت و طهارت (عليهم الصلوه و السلام) مي‌شود11 و ديگران را هم به راه سيرت خويش فرامي‌خواند و در ماه مهماني حضرت پروردگار عظيم‌الشأن با آه و سوز فراوان با تمامي خوبان عالم از حضرت آدم ابوالبشر (علي نبينا و آله و عليه السلام) تا حضرت ختمي مرتبت محمدبن عبدالله(صلي‌الله عليه وآله وسلم) و از ايشان و وجود مباركشان حضرت زهراي مرضيه(سلام‌الله عليها) تا فرزند برومندش قائم آل محمد(صلي‌الله عليه وآله وسلم) و تمامي عاشقان آن عزيزان هم ناله مي‌شود و ندا مي‌دهد:
«اللهم اِنّا نرغب اليك في دوله الكريمه تُعِزُّ بها الاسلام وَ اهله و تُذِّلُ بها النفاق و اهله ...»12

5ـ تولي و تبري
پيامبر اكرم(صلي‌الله عليه وآله وسلم) مي‌فرمايند: «خوشا به حال منتظراني كه به حضور قائم مي‌رسند، آنان كه پيش از قيام او نيز پيروز اويند، با دوست او عاشقانه دوستند و موافق و با دشمن او خصمانه دشمنند و مخالف»13يكي ديگر از آثار انتظار فردي و جمعي تحقق فرعي از فروع دين به نام «تولي و تبري» است، «تولي به معناي دوست داشتن دوستان اهل‌بيت (عليهم الصلوه و السلام) و تبري به معناي بيزاري جستن از دشمنان 14 نور پاك ولايت(ص) است.»
از مجموع صحبت‌هاي قبلي فهميده مي‌شود: فرد بعد از آنكه با معرفت و محبت حضرت صاحب‌الامر عج‌الله تعالي فرجه‌الشريف از مرگ زمان جاهليت رهايي يافت، بايد قدم در راه آن حضرت يعني راه شناخت و معرفت ايشان و كسب فضائل اخلاقي او نهد و خود را از بيراهه‌هاي ظلمت و غفلت و اخلاق منكر و ناپسند نجات دهد و به صراط مستقيم برساند و به دليل اينكه انسان فطرتاً خواهان خوبي مي‌باشد و نتيجه خوبي، احسان و محبت است، اين محبت و دوستي خود را در چهارچوبه ميزان الهي (قرآن و امام عليه‌السلام) قرار مي‌دهد و متوجه نقطه اصلي آن يعني حضرت حق جل و علا مي‌نمايد و خواهان محبت و رضايت او مي‌شود، و چون حضرت اميرالمؤمنين علي‌بن ابي‌طالب عليه‌الصلوه و السلام در روايتي مي‌فرمايند: «محبوب‌ترين چيزها نزد خداوند انتظار فرج است»14 چشم به راه ظهور مظهر اعلاي صفات الهي مي‌شود و با تضرع و ناله خواستار گشايش امر ظهور مولايش مي‌شود.
و از بُعد ديگر چون خداوند حكيم به پيامبر بزرگوار اسلام (صلي‌الله عليه وآله وسلم) فرموده‌اند:
«اي محمد او را (حضرت بقيه الله (عج)) دوست بدار كه من او و دوست دارنده او را دوست دارم ...»15
دوستدار ايشان مي‌شود و بر شعله حرارت عشق و محبت خود نسبت به ايشان مي‌افزايد در نتيجه به فلاح دنيا و آخرت مي‌رسد و اثر اين حرارت و گرمي محبت را در دوستي خود به دوستان خداوند رحمان و نفاق و دشمني خود نسبت به دشمنان اهل‌بيت عصمت و طهارت(عليهم الصلوه و السلام) نمايان مي‌سازد.

6ـ مبارزه با نفس يا راهيابي به دانشگاه الهي
شخص منتظر بعد از كسب فضائل و درجاتي كه ذكر شده و در موقعيتي كه هر روز بر شدت و ميزان مهر و علاقه خود نسبت به وجود والامقام و نازنين حضرت مهدي عليه‌الصلوه‌والسلام و عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف افزود به يك واقعيت مهم و سرنوشت‌ساز پي مي‌برد و متوجه مي‌شود هنوز هم براي رسيدن به امام و آب حيات خويش موانع محكمي بر سر راه خويش دارد و تا آنها را منهدم و نابود نسازد به مقصد اصلي خود نمي‌رسد و به دليل جديت و عشق وافري كه به اين هدف مقدس دارد به چاره‌جويي مي‌پردازد و با استمرار از آيات قرآن و روايات معصومين عليهم‌الصلوه والسلام توسط حجت‌هاي امام عصر(ع) متوجه آن موانع سهمگين مي‌شود و مي‌فهمد كه بزرگ‌ترين و خطرناك‌ترين دشمنانش كه نزديك‌ترين آنها به خودش نفسش است16و براي اينكه به پيروزي كامل و فتح دانشگاه خاندان نبوت عليهم‌الصلوه و السلام برسد با نفس خويش مبارزه مي‌كند17و خواسته‌هاي فرمانده و صاحبش را برخواسته‌هاي خود ترجيح مي‌دهد و از شجاع‌ترين مردم روزگار مي‌شود،18 نتيجه آن اين است كه بر خصم قسم خورده خود يعني شيطان رجيم غلبه مي‌يابد19 و آماده ورود به دانشگاه سراسري علم نور حضرات معصومين صلوات‌الله عليهم اجمعين مي‌شود و فائده اين امتياز بهره‌وري از علوم و معارف حقّه آن عزيزان است و اينكه به كمال واقعي مي‌رسد و موفق به طي مدارج عالي انسانيت مي‌شود و اين همان امتيازات زمان ظهور است كه اين شيعه منتظر با انتظار و جديت خود در زمان غيبت و عصر خفقان معنوي به آن دست يافت، و به يقين خود را از منجلاب فقر فرهنگي و معنوي به اقيانوس بي‌كران و غنيّ درّ الهي صعود داد و به فرمايش حضرت امام جعفر صادق عليه‌السلام گوارا باشد بر چنين شخص و اشخاصي كه مورد رحمت خدا هستند.20

فصل دوم: بُعد جمعي و اجتماعي هر جامعه
همان‌طور كه در انتهاي بحث مقدمه ذكر شد هر جامعه به دليل آنكه در زير مجموعه افراد مشخص و معيني تشكيل شده است روحيات و اعمال آنها در پيشرفت و ركود جامعه ميسر و نقش‌آفرين است و هر تعداد از ايشان روحيه و اخلاق منتظَر را در خود ايجاد كرده باشند به همان اندازه، جامعه موفق‌تر و سلامت‌تر خواهد بود.
واضح است هنگامي كه تمام جامعه اعم از افراد حكومتي و كشوري و لشكري و روحانيون و افراد عادي و .. به صورت همگاني بسيج شوند و روحيه منتظر را در خود بوجود آورند و از اثرات آن بهره‌مند گردند خيلي زودتر به امام و محبوب خويش حضرت صاحب‌الزمان عج‌الله تعالي فرجه الشريف مي‌رسند و ظهور ايشان رخ مي‌دهد چرا كه خودشان در ده قرن قبل در آن نامه فرمودند: «اگر شيعيان ما كه خداوند آنان را به اطاعت خود موفق بدارد در وفاء نمودن به عهدي كه با ما داشتند همه با هم يك دل مي‌شدند ميمنت ملاقات ما از آنها به تأخير نمي‌افتاد و همانا سعادت مشاهده ما براي آنان با سرعت و عجله انجام مي‌شد، بنابراين تنها چيزي كه باعث محروميت آنان از ما شده، آن است كه گزارش اعمال بد آنان به ما مي‌رسد و ما از ايشان چنين توقعي را نداريم.»21
و نمونه اين مسأله را ما در پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي ايران به عينه مشاهده نموديم، آنجا كه تمام حق‌ها باطل و تمام باطل‌ها حق جلوه مي‌داد، اين مردم هشيار و هميشه در صحنه با توكل و اتكاء به خداوند جليل‌القدر به عشق يوسف حضرت زهراي مرضيه(س) از كودك و پير و جوان و زن و مرد، در خيابان‌ها ريختند و همه با هم يك‌دل و يك‌صدا جانفشاني كردند و از جان و حيثيت و آبروي ظاهري خويش گذشت كردند و با پيروي صد در صد و تسليم محض در برابر رهبر و مرجعشان، حضرت امام خميني(رحمه‌اله‌عليه)، او را به آغوش خويش آوردند و به سان ياقوتي در حلقه انگشتري خويش قرار دادند و از آثار و نتايج انقلاب خود، هر چند كه دشمنان نگذاشته اما به طور نسبي استفاده نمودند و مي‌نمايند.
آري! به روح پاك همان مرجع عظيم‌الشأن و مجاهده نستوهي كه دو قطب شرق و غرب از او واهمه و بيم و هراس داشتند اگر مردم هم اكنون هم همان راهي كه آغاز كردند با جديت و تلاش و پيكار بيشتري ادامه دهند و در برابر سختي‌ها و فشارها و مصائب مادي و ... تحمل و مقاومت نمايند پرچم اين كشور بدست صاحب اصليش مي‌رسد، هر چند كه از اول هم اين رخدادها و ... بدست با كفايت ايشان اداره مي‌شده و مي‌شود.
بطور كلي اگر بخواهيم نقش سازنده انتظار را در هر جامعه‌اي مشاهده كنيم نخست بايد تمام ضد ارزش‌هايي كه در يك جامعه وجود دارد بررسي كرد و بعد گفت كه نقش سازنده انتظار درست نقطه مقابل آن ضد ارزش‌هاست يعني تمام مشكلات ما اعم از تهاجم‌هاي جنگي، فرهنگي، تهاجم‌هاي اقتصادي و معنوي و ... مشكلات زيستي و مكاني و ... كمبودها، عيب و ايرادها و ... با روحيه واقعي انتظار رفع مي‌شود روحيه‌اي تشنه كام همانند تشرف آن عزيز در مسجد مقدس جمكران خدمت امام عصر ارواح العالمين فداه، ايشان مي‌گويد: «در هواي گرم به مسجد مقدس جمكران رفته بودم و شديداً تشنه‌ام بود و به دنبال آب مي‌گشتم ناگهان آقاي بزرگواري را در لباس اهل علم ديدم گفتگويي با او داشتم كه بعداً متوجه شدم ايشان حضرت بقيه‌الله ارواحنا فداه بودند كه در ضمن به ايشان عرض كردم آقا دعا بفرماييد خداوند فرج امام زمان (عليه‌الصلوه و السلام) را تعجيل بفرمايد ايشان فرمودند: شيعيان ما به اندازه ليوان آبي تشنه ما نيستند اگر بودند از خدا فرج ما را مي‌خواستند و خدا فرج را مي‌رساند.»22

نقش انتظار منجي از بُعد اجتماعي
1ـ ايجاد روحيه امر به معروف و نهي از منكر
حضرت علي(عليه‌الصلوه و السلام) در وصيت خود به امام حسن و امام حسين(عليها السلام) فرمودند:
خدا را، خدا را در نظر داشته باشيد در جهاد با مال و جان و زبان خود در راه خدا. امر به معروف و نهي از منكر را ترك مَكنيد كه بدكاران شما بر شما مسلط مي‌شوند، آنگاه دعا مي‌كنيد و دعايتان مستجاب نمي‌شود.23
به طور كلي يك فرد يا جامعه منتظر ظهور حكومت الهي و فرمانروايي باقيمانده خدا بر زمين هستند و هميشه خواستار همين امر مي‌باشند لذا براي استجابت دعايشان و هر چه سريع‌تر به مقصود و هدف خويش رسيدن به فرمايش مولاي خود عمل مي‌نمايند و عوامل شكست و سرافكندگي خود را از ميان برمي‌دارند. و از يكديگر در اين عمل مهم سبقت مي‌گيرند.

2ـ استقلال در همة زمينه‌ها
از جمله آرزوها و اهداف هر جامعه‌اي استقلال و رسيدن به نقطه شكوفايي استعدادها و انرژي‌هاي دروني خويش مي‌باشد و ديگر اينكه بر روي پاي خود بايستند و محتاج جوامع و ممالك ديگر نباشند، در بخش اول دانستیم از جمله آثار انتظار فردي، ايجاد روحيه صبر و مقاومت است. واضح است يك جمع هم با چنين روحيه‌اي و توكل بر خداوند عظيم‌الشأن و امدادهاي غيبي حضرت مهدي عج‌الله تعالي فرجه‌الشريف، و استمداد طلب و ياري از ايشان، خود را به استقلال كامل در زمينه‌هاي مختلف مي‌رسانند.

3ـ آرامش
يكي از نقاط مباحات انسان بر ديگر موجودات عالم خلقت قدرت اختيار و آزادي اوست كه گاهي به خاطر انديشه‌ها و سليقه‌هاي شخصي و گاهي جمعي از انسان سلب مي‌شود و جاي خود را به بردگي و ذلت مي‌دهد.
لذا جمعي كه منتظر يك هدف هستند و آرزوي تحقق آن را دارند در جهت آن كار و فعاليت مي‌نمايند و به آزادي و آرامش واقعي مي‌رسند و خود را از چنگال مستكبرين و معاندين و ... مي‌رهانند.

4ـ احياء امر خاندان عصمت(ع)
امام صادق(ع) در حديثي خطاب به فضيل مي‌فرمايند: مي‌نشينيد و حديث مي‌گوييد؟
فضيل عرضه داشت: آري فدايت شوم! امام صادق عليه‌الصلوه و السلام فرمود: «همانا من آن مجالس را دوست مي‌دارم، پس امر ما را احيا كنيد، اي فضيل خداوند رحمت كند كسي را كه امر ما را احيا نمايد.»
مرجع و قومي براي رسيدن به كمال هدف خود محتاج ارشاد و راهنمايي‌اند و از بهترين روش‌های ارشاد تشكيل جلسات وعظ و خطابه است، بنابراين جمعيت منتظر براي رسيدن به ظهور، جلسات فضائل و كرامات خاندان گرامي وحي (عليهم الصلوه و السلام) را تشكيل مي‌دهند و در آن مجالس از معارف و حكمت‌هاي الهي بهره مي‌جويند و بر علم و دانش و معرفت و محبت خود به حضرت حق و معصومين(عليهم الصلوه و السلام) مي‌افزايند و براي ظهور مولايشان دست به دعا برمي‌دارند كه اين امر هم موجب گشايش امر خودشان است و بر عظمت و اتحاد خود هم مي‌افزايد كه موجب دلسردي و يأس آنها هم مي‌شود.

5ـ رفاه اجتماعي
زماني كه گروهي در يك هدف و كار مشخصي وجه اشتراك يافتند، اگر امر خير و مقدسي باشد همديگر را در رسيدن به آن ياري مي‌نمايند و هر كس ديگري را بر خود ترجيح مي‌دهد و روحيه گذشت و ايثار و فداكاري در آنها تشديد مي‌شود و از عيوب و كَم و كاستي‌هاي يكديگر چشم مي‌پوشند و آن ديگري هم در عوض در رفع آن مي‌كوشد و در جاي ديگر جبران می‌نمايد، لهذا جامعه داراي جوي خاص مي‌شود كه از آن بوي مهر و محبت استشمام مي‌شود و رفاه و آسايش همگاني ايجاد مي‌شود، همانند صدر اسلام كه انصار در مدينه الرسول (صلي الله عليه و آله وسلم) مهاجرين را جاي دادند و به شكل خانواده‌اي واحد با يكديگر رفتار مي‌نمودند.
در اواخر بحث پيرامون نقش سازنده انتظار در فرد و جامعه بايد گفت اين اثرات بيش از آن است كه بتوان آنها را ذكر كرد اما مهمترين آنها در سه بعد اعتقادات و اخلاق و اعمال شخص و جامعه به كمال مي‌رسد كه اصل و پايه هر شخصيتي را تشكيل مي‌دهد و يا به تعبير ديگري در دو بُعد اصول و فروع دين مقدس اسلام نقش اساسي ايفا مي‌نمايد.

فصل سوم: نقش سازنده انتظار در جوامع بشري
هر گاه جامعه‌اي (خواه اين جامعه متشكل از خانواده، فاميل، روستايي كوچك، اداره، مدرسه، كارخانه يا كشوري بزرگ و مستقل باشد) با درك و انديشه و اختيار خود آرماني را انتخاب نمود و در جهت نيل به آن تلاش مستمر نمود و خود را به آن رساند، چون ديگر افراد و جوامع متوجه رشد و نمو ايشان شدند و اثرات آن را مشاهده و لمس نمودند (اگر نخواهند حق را انكار كنند و عنادي داشته باشند) خود با اختيار و ميل و رغبت به سوي اين هدف مقدس گام برمي‌دارند و با محبت و صفا و يك‌دلي در كنار يكديگر زندگي مي‌كنند.
اكنون ما در جهان شاهد انواع ظلم و ستم و حق‌كشي‌ها و اعمال ظلم و ستم‌ها، استثمارها، قتل و غارت‌ها و تهاجم‌هاي فرهنگي و ... هستیم كه بر اثر هواي نفس و كارهاي شياطين انسي كه خود را حاميان بشر معرفي كرده‌اند بر رأس اغلب جمعيت جهان سايه گسترانيده است، و به بهانه رفع اين مشكلات و موانع كنفرانس‌ها و مجامع بين‌المللي تشكيل مي‌شود كه به سبب حفظ منافع و درآمدهاي شخصي و مملكتي عملاً كاري از پيش نمي‌برند و ما دليل اين را پوچي و بي‌هويتي آنها مي‌دانيم چون آنها به اين واقعيت پي نبرده‌اند كه نمي‌توانند از پرتوافشاني نور خدا جلوگيري كنند، لذا به جان و مال يكديگر مي‌افتند و فجايع وحشتناكي را به ثبت مي‌رسانند.
اما نجات تمامي مسلمين و آحاد ملت جهان در يك كلام حضرت حق نهفته است كه با تفسير روايي آن از معصومين عليهم الصلوه و السلام بدين مفهوم مي‌باشد: كه ايشان بايد خود را تحت ولايت و سرپرستي امام عصرشان (عليه الصلوه و السلام) قرار دهند،24 و اگر خواهان كاميابي و سعادت هستند از اين عزيز مهربانان عالم، پدر رئوف و دلسوز خود حضرت بقيه‌الله روحي و ارواحنا لتراب مقدمه الفداء، بخواهند مقام تربيت و عهده‌داري ايشان را بپذيرند و آنها را هم تربيت نمايند، همان‌طور كه در زيارت شريف آل يس خطاب به آن امام همام (عليه الصلوه و السلام) عرض مي‌كنيم كه اي امام مولا و سرور من سعيد و خوشبخت آن كسي است كه شما را اطاعت كند [و در پناه شما آيد] و بدبخت و شقي آن شخصي است كه با شما مخالفت كند.25
اميد است در ظل توجهات و عنايات خاص امام عصر عج‌الله‌ تعالي فرجه‌الشریف همه ما خواستار سعادت واقعي شويم و با تلاش و جديت مستمر، اثرات فردي و جمعي انتظار را در خود و جامعه‌مان ايجاد كنيم و تشنه معرفت و ديدار حضرت بقيه‌الله (روحي و ارواح‌العالمين تراب مقدمه الفداء) شويم و يكديگر را از شقاوت و سيه‌بختي نجات دهيم و مهياي طلوع فجر صادق الهي شويم.

پي نوشت:
-1 قرآن كريم، سوره نجم، و ما ينطق عن الهدي الا ... .
-2 منظور: آيات قرآن مي‌باشد.
-3 منظور روايات شواتره خاندان نبوت(ص) مي‌باشد.
-4 اشاره به روايت: «من كان مِن الفقها صائنا لنفسه ...» سفينه البحار، ج 2، ص 381 مي‌باشد.
-5 مَن مات و لم يعرف إمامه زمانه مات قيد جاهليه، بحار، 23 / 94.
-6 يا ايها الذين آمنوا اصبروا و صابروا.
-7 المهجه ص 52، خورشيدي كه از مكه طلوع مي‌كند، ص 43.
-8 كمال الدين ب 31 ح 7.
-9 بحارالانوار ج 52/ 377.
-10 منتخب الاثر ص 249.
-11 مشكوه الانوار، 173.
-12 مفاتيح الجنان دعاي افتتاح.
-13 مهدي موعود، ص 901.
-14 ج 17، بحارالانوار، (ب) مواعظ حضرت امير(ع).
-15 غايه المرام، ص 298، عن النعماني، ص 93.
-16 حضرت امير(ع) غررالحكم، ص 774.
17-غررالحكم، ص 641.
-18 مستدرك الوسائل 2، 345.
-19 غررالحكم، ص 683.
-20 مكيال المكارم 2، ص 305.
-21 احتجاج، ج 2، ص 324.
-22 كرامات رضويه، ج 1، ص 17.
-23 بحار 100/90.
-24 سوره سبأ، آيه 46: قل انما اعظكم بواحده ... تفسير برهان ج 3 ص 353.
-25 مفاتيح الجنان: زيارت شريفه (آل يس) ... يا مولاي شقي من خالفكم و سعد من اطاعكم ...

مقاله هاي مرتبط:


      
 
 كليه حقوق اين مجموعه طبق قوانين نرم افزاري متعلق به دبيرخانه‌دائمي‌اجلاس‌دوسالانه‌بررسي‌وجودي‌ابعادحضرت‌مهدي(عج)مي‌باشد