1397/11/04 پنج شنبه

نیمه شعبان سالروزولادت حضرت ولي عصرمهدي موعود (عج) بر عموم مسلمين جهان مبارك باد......قال الكاظم عليه السلام: يُغيبُ عن أبصار الناس شَخصُهُ و لايُعيبُ عن قُلوب‌المؤمنين ذِكره؛ او (حضرت مهدي عجل‌الله‌تعالي‌فرجه الشريف) از ديده مردم پنهان مي‌شود، ولي يادش در دلهاي مؤمنين هيچگاه فراموش نمي‌شود

  
 

تاريخ نشر: 23/8/1390

مبحث: مقالات تخصصي

نويسنده: administrator

منبع:

مطالعات: 1109

بازگشت >>
نظرسنجي: ( 1 راي) 
  فلسفه سياسي حكومت مصلح
خلاصه:

تدوین: سميرا سعيدي‌خواه
ویرایش: دکتر داود میرزائی مقدم

نجوايي با امام
اماما، عاشق توييم و دوستدار دوست‌داران تو و خاك پاي منتظران تو، اما افسوس كه خود، خانه دل را براي انتظار تو مهيا نساخته‌ايم.
اماما، با مژگان، نروبيده‌ايم گرد راه را، با اشك، نشسته‌ايم غبار دل را.
اماما، از كاروان عشق تو، عقب مانده‌ايم، مركب راهوار نداريم كه به اين كاروان شورانگيز، دست يابيم.
اماما، نسيم عشق وزيد و ما در غفلت بوديم، اينك بي‌نصيب از نسيم عشق(!)، چگونه از اين بيابان آتشناك رهايي يابيم و جان‌هاي پژمرده خود را با نسيم دل‌انگيز صبح، شاداب كنيم.
اماما، مي‌دانيم كه خود، خویشتن را به وادي هول‌انگيز بلا افكنده‌ايم، اما هنوز، كور سويي از چراغ عشق، در جانمان سوسو مي‌زند.
اماما، شرمنده‌ايم كه خانه دل را براي حكمراني تو، پاك نساخته‌ايم.
اماما! راه پيچاپيچ است و پر از گردنه‌هاي هراس‌انگيز و ما، بي‌ پا افزار و توشه، سرگردان.
اماما، با اين همه، عشق به تو، چنان سوزان است و حركت‌آفرين كه در جلو راه مردان و زناني كه به عشق تو مي‌زيستند، هيچ مانعي و هيچ بازدارنده‌اي، تاب مقاومت ندارد.
اماما، ...
ايمان آورديم كه فرياد تو، نداي حيات‌بخش تو، مهرورزي‌هاي تو، كران تا به كران را در خواهد نورديد و فوج فوج، به سوي تو خواهند آمد و تو را چون نگيني در آغوش خواهند گرفت.
اماما، به عشق تو، صفحه صفحه اين تحقيق را نگاشتم و با اشك فراق تو آن را آراستم. اميد آن دارم كه به ما، از سر مهر نظر افكني و در هنگامه‌ها، راهمان بنمايي.

چكيده:
انسان و اجتماعات انساني، داراي مسائل بي‌شماري است، كه تنوع و چندگانگي آن مسائل به تنوع ابعاد وجود انسان و حيات او بستگي دارد. اين مسائل از موضوعات بلند ماوراي طبيعت آغاز مي‌شود و تا مسائل ملموس اقتصاد، سياست، ... مسائلي كه علوم و فلسفه‌ها و مكتب‌هاي گوناگون بشري، پس از قرن‌ها و قرن‌ها تفكر و تلاش، هنوز نتوانسته است براي بيشتر آنها پاسخ‌هايي درست و اصولي بيابد، و در زمينه‌هاي گوناگون آنها، راه‌حل‌هايي درست و منطقي عرضه كند.
امام مهدي(عج) براي انجام دادن چنين رسالت بزرگ و عالم‌گير و پر ژرفايي ذخيره گشته است و حقيقت و عظمت برنامه‌هاي او جز پس از ظهور آشكار نخواهد شد.
در فصل اول اين نوشته سعي شده دين و سياست و يك حكومت اسلامي مورد بررسي قرار گيرد و نياز انسان‌ها مخصوصاً مسلمان‌ها به يك حكومت واحد و جهاني تشريح گردد.
در فصل دوم از عدالت و حكومت عادلانه حضرت مهدي(عج) بحث شده است و اينكه با آمدن مهدي(عج) چگونه عدالتش سراسر جامعه انساني را دربرمي‌گيرد.
در فصل سوم بحث در مورد برنامه‌هايي از ظهور و قيام مهدي(ع) شده است كه سعادت جاودانه و هميشگي انسان‌ها را به ارمغان مي‌آورد.

فصل اول: رابطه دين و سياست
سياست چيست؟
اين مسأله براي همه روشن است كه هيچ كلمه‌اي در قاموس بشري مانند كلمه سياست از جهت تعريف و عمل عيني گرفتار تناقض شگفت‌انگيز نيست.
اگر بخواهيم سياست را از ديدگاه انسان‌هاي آگاه و خردمندي كه موجوديت انسان را به رسميت مي‌شناسند تعريف كنيم، تعريف سياست چنين است: «مديريت زندگي انسان‌ها در راه وصول به بهترين هدف‌هاي مادي و معنوي» و اگر عمل عيني سياستمداران معمولي را كه متأسفانه اكثريت چشم‌گير متصديان امور سياسي را تشكيل مي‌دهند، در نظر بگيريم، با شرم‌آورترين و اسف‌انگيزترين جريان رو به رو خواهيم شد.
اين جريان عبارت از تنزل دادن زندگي «افراد» به حركت «چيزها»ست كه قابل هرگونه بازيست!!1
سياست، حساس‌ترين حوزه فعاليت انسان در جامعه است و سخت تحت تأثير فرهنگ، انديشه مردم، منافع و نظريات گروهي و شخصي، و عوامل اقتصادي هر جامعه قرار داد و خود نيز بر آن تأثير مي‌گذارد.2
همچنين گفته شده است: «سياست [مقوله‌اي] درباره قدرت است، يعني مربوط به توانايي كارگزاران، كارگزاري‌ها و نهادهاي اجتماعي براي حفظ يا تغيير محيط اجتماعي يا مادي خودشان. مقوله‌اي‌ست درباره منابعي كه شالوده اين توانايي را تشكيل مي‌دهند و نيروهايي كه آنها را اعمال مي‌كنند و بر آن تأثير مي‌گذارند.»

اصل حاكميت و ضرورت حكومت
موضوع اصلي عموم حاكميت‌ها را بايستي از نحوه تلقي آنان به حقوق اساسي حاكم بر انسان‌ها جستجو نمود. در واقع، نحوه نگرش به حقوق اساسي تا حدود زيادي تلازم با نوع حاكميت‌ها و رژيم‌هاي سياسي دارد.
موريس دوورژه اصطلاح حقوق اساسي را در واقع همان حقوق سياسي ناميده است كه به بررسي سازمان‌هاي عمومي دولت، ساخت حكومت، نقش مردم و حقوق آنان در حاكميت و رئيس حكومت مي‌پردازد.
حاكميت با نظرگاه‌هاي مختلف به حقوق اساسي مورد بحث قرار مي‌گيرد. حقوق اساسي از آن جهت به بحث حكومت و دولت مي‌پردازد كه در مباحث عمده آن، بر نوع اقتدار حكومت و مشروعيت آن، حقوق و آزادي‌هاي مردم و نحوه ارتباط اين دو مقوله تأكيد مي‌شود.
در پاسخ به اين پرسش كه حكومت به عنوان يك پديده خارجي چطور و چگونه ظاهر مي‌شود، مي‌توان گفت به طور طبيعي حكومت زماني بروز خواهد نمود كه مي‌خواهد خود و اعمال و امرش را نافذ گرداند؛ بر اين اساس سؤال جديد اين خواهد بود كه اين اعمال قدرت با چه مجوزي صورت گرفته است؟
در واقع اين پرسش باز مي‌گردد به منبع مشروعيت سياسي؛ به عبارت ديگر حقيقت حكومت در اعمال قدرت يا عمل حكمراني ظاهر مي‌شود و در همين نقطه، موضوع مشروعيت حكومت يعني توجيه عقلي اعمال حاكميت حاكم و توجيه عقلي قبول سلطه حاكم مطرح مي‌شود، اينجاست كه قدرت حكومت را ناشي از خداوند يا حقوق فطري و يا اراده ملت توصيف كردن بر ميزان قدرت دولت و حدود آزادي انسان تأثير مي‌گذارد.3
از ديدگاه الهي منبع ذاتي مشروعيت، حقانيت و اعتبار خداوند متعال است كه حاكميت مطلق جهان و انسان از آن اوست و حكم و دستور هيچ فردی بر ديگري جاري و ساري نيست و حكم تنها از آن خداوند است و بر حق فرمان مي‌راند و او بهترين حكم‌فرمايان است. بر اين اساس پذيرش هر حاكميتي جز خداوند در حقيقت شرك ورزيدن به اوست. در اين ارتباط، زمام‌داري و حكومت كردن براي كسي جايز نيست جز براي خداوند، خلافت و حكومت خداوند به انسان به صورت تبعي واگذار مي‌گردد و انسان وكيل و خليفه خداوند بر روي زمين است تا ميان مردم به حق و عدالت حكومت كند.
حكومت انسان بر روي زمين با «ما انزل الله» و قوانين الهي تحديد مي‌شود و پيامبر مي‌بايست از ميان مردم «آنچه خداوند ارائه كرده است، حكومت كند و هر قانون و اقتدار و سيادتي كه بدون رعايت واجبات و محرمات الهي وضع يا حاصل شده باشد بي‌اعتبار است؛ بنابراين تنها منبع ذاتي مشروعيت، خداوند است و هر مشروعيت بالعرض مي‌بايد از منبع مشروعيت بالذات كسب مشروعيت كند. خداوند پيامبران را امام و هادي انسان‌ها مي‌داند و امامت و رهبري را به دو گروه مشخص صالحان و مستضعفان با ايمان و بدكاران كفر پيشه تقسيم مي‌كند و تصريح مي‌سازد كه انسان‌ها در روز قيامت با امامشان وا خوانده مي‌شوند و هم‌چنين تأكيد دارد كه انسان‌هاي صالح بايد با انسان‌های ناصالح به مبارزه و جنگ برخيزند.4
حكومت در اسلام يك ضرورت است و اكثريت قريب به اتفاق مسلمانان بر وجوب آن تأكيد داشته و دارند. وجود قانون‌ها و احكام و دستورهاي صريح سياسي در موضوعات اداره جامعه، قدرت سياسي و حاكميت، روابط خارجي حكام و واليان، ضرورت مراجعه به شورا در تصميمات عمومي و مبارزه با ظلم و توصيه‌هاي بسيار در باب جهاد، شرايط قتال با دشمن، مصالحه با معاندان، كيفيت رفتار با اسيران، چگونگي دريافت جزيه و فديه و ... ضرورت رجوع به داوران شايسته و عادل و نهي از ارجاع داوري و حاكميت به طاغوت و مباحث بسيار در امور اقتصادي و ايجاد مناسبات آن در جامعه اسلامي و همكاري و مشاركت اجتماعي بر اساس مصالح جامعه انساني (برد تقوي) كه شامل قلمروهاي فرهنگي اجتماعي، اقتصادي و سياسي مي‌‌شود بيانگر آن است كه انديشه ديني، نه با داعيه بلكه جز با حاكميت تحقق نمي‌يابد.
اقدام عملي پيامبر براي تأسيس دولت و استقرار حكومت در مدينه، تأكيد بر چنين ضرورتي است.5

وابستگي جهان به حكومت مصلح
بايد توجه داشت كه اصل وابستگي ساير ممكنات به وجود امام زمان(عج) و چگونگي آن و مسائل متشابه آن را دانشمندان و علما، حكمت و عرفان با دلائل عقلي، فلسفي و عرفاني اثبات كرده‌اند.
همچنين بر حسب رواياتي كه در تفسير بعضی آيات قرآن مجيد وارد شده و هم‌چنين رواياتي كه مستقلاً روايت شده وابستگي جهان به وجود امام(ع) ثابت است.6
چنانكه شكي نيست كه يگانه راه نجات و امان از گمراهي، شناختن امام و قبول امامت او و پيروي از اوست. عالم انسان كه آن را عالم صغير مي‌گويند نمونه كل جهان و مجموع عالم است. همه عالم‌ها و عالم اتم‌ها تا عالم منظومه‌ها و كهكشان‌ها، همه و همه نمونه مجموع عالم هستند و همه داراي يك نقطه مركزي هستند كه وجودشان با آن مرتبط است.
و حال اين پرسش‌ها به ذهن مي‌رسد كه چگونه اين نظام‌ها بر آنها حاكم شده و اين عناصر مختلف به وجود آمده؟
چه كسي اين همه صورت‌هاي گوناگون را به وجود آورده و به چه جهت جامعه‌اي اين چنین را با هم مرتبط و متناسب ساخته است؟7
پس همه ما مي‌خواهيم بدانيم هدف خداوند از خلقت انسان چه بوده تا خود را با آن هماهنگ كرده، در مسيري كه خالق ما خواسته قرار بگيريم.8
اين مطلب در كلام خداوند تصريح شده است كه: «ما خَلَقتُ الجِنَّ و الإنسَ اِلا لِيَعبُدونِ»9 ؛ من نيافريده‌ام جن و انسان را مگر براي اينكه مرا عبادت و بندگي كنند.
از این آيه استنباط مي‌شود كه دين‌داري و بندگي خداوند فقط و فقط با شناخت دقيق از امامان محقق مي‌شود به طوري كه اگر كسي امام‌شناس باشد در واقع خداشناس و پيغمبرشناس هم هست.
كسي كه امامان منصوب از جانب خدا را قبول دارد، لازمه‌اش اين است كه به آخرين آنها كه پيشواي زنده موجود در اين زمان است، معتقد باشد و قبول داشتن پيشوايان قبلي بدون اعتقاد به امام زمان(ع) بي‌فايده است. لذا فرموده‌اند:
«لا يَكونُ العَبدُ مؤمِناً حَتّي يَعرفَ اللهَ و رَسولَهُ و الأئمَّهَ كَلُّهُم و امامَ زَمانه وَ يَرُدّ اليهِ و يُسَلّمَ لَهُ.»
بنده ايمان نخواهد آورد مگر آنكه معرفت خدا و رسول او و همه امامان و (معرفت) امام زمان خود را داشته باشد و به آن حضرت رجوع كند و تسليم ايشان باشد.10
بنابراين عدم شناخت نسبت به امام زمان(ع) نتيجه‌اش كفر و نفاق و گمراهي است. عدم شناخت كه يك فعل اختياري انسان است، ممكن است در اثر عدم شناخت خداوند باشد. اين حالت ضلال ناميده مي‌شود. در اين حالت، شخص مقصر هم نيست ولي به هر حال از هدايت الهي و دين‌داري محروم گشته است.
پس در حقيقت، با نشناختن و تسليم امام زمان نشدن، انسان همه چيز را از دست مي‌دهد. همه كارهاي خوب و اعمال نيك، در صورت شناخت امام زمان(عج) براي انسان سعادت‌آور است و در غير اين صورت هيچ‌گونه دستگيري از شخص نمي‌كند.11
در زمان ما هر چند حكمت غيبت امام عصر(عج) براي ما به طور كامل روشن نشده و طبق احاديثي كه در اين خصوص وارد شده، علت آن پس از ظهور خود حضرت مشخص مي‌گردد، اما يكي از حكمت‌ها و علت‌هايي كه براي آن ذكر شده - و اين تكليف مردم را روشن مي‌سازد- مسأله غضب خداوند بر مردم و امت قدر ناشناس پيامبر(ص) مي‌باشد. نعمت حضور ائمه(ع) فضل بزرگي از طرف خدا بر امت اسلام بوده است كه متأسفانه به خاطر معاصي خود، مبتلا به سلب آن گشته‌اند و در اثر غضب خدا بر خلق، امام زمان از ديدگان مخفي گشته‌اند. امام باقر(ع) مي‌فرمايند:
«اِذا غَضِبَ الله تبارَكَ و تعالي عَلي خُلقِهِ، نَعّانا عَن جِوارهم»؛ «وقتي خداي متعال بر آفريده‌هاي خود (مردم) غضب نمايد، ما (اهل‌بيت) را از مجاورت با آنها دور مي‌كند».
بنابراين اعتقاد به وجود امام زمان و حجت حق(ع) از ضروريات مذهب شيعه است. برابر روايات و ادّله، وجود امام در هر زماني لازم است.12
و خلاصه آنكه به عقيده شيعيان، غيبت امام، مانع از آن نيست كه وي قائد حقيقي جهان باشد چون او در غيبت نيز، مددكار مؤمنان است و با حضور خود در جامعه، سبب قوت دل ارباب معرفت مي‌شود و آنان براي اين كه گامي به سوي ظهور برداشته باشند، خود را به انجام كارهاي نيك موظف مي‌دانند و همين پروسه عمل است كه شيعيان مؤمن را براي درك حقيقت عمل صالح و دسترسي به جامعه آرماني آماده مي‌كند و به آنان اميد ماندن و حركت مي‌بخشد. در واقع، فلسفه سياسي شيعه را در فلسفه غيبت حضرت مهدي(عج) مي‌توان جست.
متفكران شيعه، در ردّ اين ادعا كه وجود امام غايب نمي‌تواند براي جامعه بشري سودي داشته باشد، از ديرباز، پاسخ‌هايي داده‌اند كه در يك دسته‌بندي كلي مي‌توان آنها را در اين چند سطر خلاصه كرد:
1ـ اين امر مسلم نيست كه امام از ديد همه غايب باشد، چه بسا اوليايي كه به دليل عمل به وظايف خود توانايي درك محضر او را دارند و از اين نعمت بزرگ الهي، برخوردار مي‌شوند.
2ـ اعتقاد به ظهور امام، نوع بشر، به خصوص مؤمنان را از انجام گناهان باز مي‌دارد.
3ـ وجود امام، لطف است و اگر چهره پنهان داشته، به اين جهت است كه در ميان مردم دشمناني دارد و شرايط براي ظهور او، كه چون پيشوايان ديگر تقيه نخواهد كرد، فراهم نشده است.

فصل دوم: عدالت و قسط
طرح اصل عدل
ريشه طرح مسأله عدل را در جهان اسلام، تنها در علم كلام و در ميان متكلمان نبايد جستجو كرد. ريشه‌اي هم در جاي ديگر دارد و آن فقه اسلامي است.
جامعه اسلامي از بدو تشكيل، بر محور كتاب و سنت تأسيس شد. اين جامعه مقررات و قوانين خود را اعم از عبادي يا تجاري يا مدني يا جزايي يا سياسي از منبع وحي الهي مي‌خواست.13
جدا از توضيحات انواع عدل و معاني مختلف آن، اين سؤال براي ما پيش مي‌آيد چرا در جهان، سياست اسلامي بيش از هر كلمه‌اي، كلمه عدل به گوش مي‌خورد؟
قرآن تصريح مي‌كند كه نظام هستي و آفرينش، بر عدل و توازن و بر اساس استحقاق‌ها و قابليت‌ها است. گذشته از آيات زيادي كه صريحاً ظلم را از ساحت كبريايي به شدت نفي مي‌كند و گذشته از آياتي كه ابلاغ و بيان و اتمام حجت را از آن جهت از شئون پروردگار مي‌شمارد كه بود اينها نوعي عدل، هلاك بشر يا نبود آنها نوعي ظلم و ستم است، و گذشته از آياتي كه اساس خلقت را بر حق ـ كه ملازم با عدل است ـ معرفي مي‌نمايد؛ گذشته از همه، اينها در برخي از آيات، از مقام فاعليت و تدبير الهي به عنوان مقام قيام به عدل ياد مي‌كند:14
بِالعدلِ قامَت السُّمواتُ وَ الارضُ
آسمان‌ها و زمين به عدل برپاست.15
بديهي است كه برقراري اصل عدل در نظامات اجتماعي، موقوف به اين است كه اولاً نظام شرعي و قانوني، نظامي عادلانه باشد و ثانياً عملاً به مرحله اجرا درآيد.
علاوه بر اين اصل كلي كه قرآن در مورد همه پيامبران بيان كرده است، در مورد نظام تشريعي اسلامي مي‌گويد: قلْ اَمَرَ رَبّي بِالقسطِ.
قرآن كريم، امامت و رهبري را «پيمان الهي» و مقامي «ضدّ ظلم» و «توأم با عدل» مي‌داند.16

حكومت مهدي و عدالت
رسيدن به يك جامعه‌اي انساني مملو از عدل و داد، پيشرفته، مترقي، آزاد و آباد، خودكفا و مستقل از هر نظر، خالي از هرگونه تجاوز و تبعيض آن هم در سطح تمام جهان، نيازمند به يك انقلاب وسيع در زمينه فرهنگ و هدايت و كنترل و دادرسي است.
ممكن است اين تصور براي بسياري پيدا شود كه حكومت حضرت مهدي(ع) بر اساس يك سلسله معجزات و خرق عادات ایجاد مي‌گردد؛ در حاليكه اين تصور كاملاً اشتباه است و زندگي تمام پيامبران و امامان نشان مي‌دهد پيشرفت‌ها و پيروزي‌هاي آنها معمولاً با استفاده از وسايل و طرق عادی و ظاهري بوده است.
بنابراين بايد به اين حقيقت كاملاً توجه داشته باشيم، اگر حضرت مهدي(عج) دست به تأسيس يك حكومت جهاني مي‌زند كه امنيت و عدل و داد و مساوات آن همه روي زمين را زير پوشش خود قرار دهد، مستضعفين جهان را از چنگال مستكبران رهايي مي‌بخشد، و گردنكشان را بر سر جاي خود مي‌نشاند، و منابع زمين را در مسير رفاه و سعادت همه انسان‌ها بسيج مي‌كند، همه اينها از طريق استفاده از جهان اسباب و وسايل مختلف خداداد خواهد بود.
جهاني مي‌سازد خالي از تبعيض‌ها و طبقه‌بندي‌هاي مفسده آفرين، خالي از جدايي‌ها و پراكندگي‌ها، خالي از جنگ و خون‌ريزي، و بالاخره خالي از خنده‌هاي مستانه استعمارگران و ناله‌هاي محرومان.17
عدالت، واژه‌اي غريب نيست، اما حقيقتي قريب هم نيست. ديده‌ايم و مكرراً هم شنيده‌ايم كه در طول تاريخ، انسان‌هاي بسياري با انديشه عدالت و فرياد دادخواهي انسان‌ها، اين حقيقت را زنده و جاودان ساخته‌اند. اما تلاش‌ عملي آن خيرانديشان و نيك‌خواهان در راه برقراري عدالت، در بيشتر موارد كم ثمر و يا بي‌ثمر و عدالت در معناي حقيقي آن، هم‌چنان رؤیاست. چقدر سخت و دشوار است تعبير نشدن اين روياي شيرين.18
اما مي‌دانيم، هر چه بر شماره اوراق تاريخ افزون گردد، از شماره انتظارمان خواهد كاست و اين همان چراغ اميد است كه قرن‌ها و قرن‌هاست در دل انسان‌ها به عشق آمدن آن منجي، روشن و فروزان است. به عشق او، كه نامش «عدل» است (السلام علي العدل المشتهر) كلامش و راهش عدل است. او كه حكومتش عدل است و اين گمشده بشريت را در فرجام تاريخ، بدو باز خواهد گرداند.
در خصوصيات قيام و حكومت امام زمان(عج)، هيچ ويژگي به اندازه «عدالت و قسط» روشني و نما ندارد. آن قدر كه در روايات بر ويژگي عدالت گستري آن مولي تأكيد شده، بر ساير مسائل، چنين تأکیدی نرفته است.19
بحث از اين است كه در حكومت حضرت مهدي(عج)، آنچنان عدالت اجرا مي‌شود كه هيچ مظلومي، بي‌پناه باقي نمي‌ماند. براي مبارزه با فساد و تجاوز و ستم از يك سو تقويت پايه‌هاي ايمان و اخلاق لازم است و از سوي ديگر به وجود آمدن يك سيستم صحيح نيرومند قضايي با هوشياري كامل و احاطه وسيع.
مسلماً پيشرفت كامل صنايع، وسايلي را در اختيار بشر مي‌گذارد كه با آن به خوبي مي‌توان در مورد لوازم حركت همه مردم را تحت كنترل قرار گيرد.
شك نيست كه در عصر آن مصلح بزرگ جهان، آموزش‌هاي اخلاقي با وسايل ارتباط جمعي فوق‌العاده پيشرفته، آنچنان وسعت مي‌گيرد كه اكثريت قاطع مردم جهان را براي يك زندگي صحيح انساني و آميخته با پاكي و عدالت اجتماعي آماده می‌سازد. ولي از آنجا كه بالاخره انسان آزاد آفريده شده و در اعمال خويش از اصل جبر پيروي نمي‌كند، خواه ناخواه افرادي ـ هر چند در اقليت باشند ـ در هر اجتماع ممكن است باشند كه از آزادي خود سوءاستفاده کرده و از آن براي وصول به مقاصد شوم بهره گيرند.
لذا بايد يك دستگاه قضايي سالم و كاملاً آگاه و مسلط باشد كه حقوق مردم را به آنها برساند و ستمگر را بر جاي خود بنشاند. با مطالعه و دقت روي جرايم و جنايات و مفاسد اجتماعي و طرق پيشگيري از آنها روشن مي‌شود كه اولاً با اجراي عدالت اجتماعي و تقسيم عادلانه ثروت ريشه بسياري از مفاسد اجتماعي كه از تنازع و كشمكش بر سر اندوختن ثروت‌ها و استثمار طبقات ضعيف و حيله تزوير و انواع تقلب‌ها و ... به خاطر درآمد بيشتر از هر راه با هر وسيله سرچشمه مي‌گيرد بر چيده مي‌شود و شايد رقم بزرگ فساد و ظلم در هر جامعه‌اي از همين رهگذر است.
اين از يك سو ... از سوي ديگر:
آموزش و تربيت صحيح، اثری عميق در مبارزه با فساد و تجاوز و انحرافات اجتماعي و اخلاقي دارد و يكي از علل مهم توسعه فساد در جوامع امروز اين است كه نه تنها از وسايل ارتباط جمعي براي آموزش صحيح نمي‌شود بلكه همه آنها غالباً در خدمت زشت‌ترين برنامه‌هاي استعماري فساد است و شب و روز به طور مداوم از طريق ارائه فيلم‌هاي بدآموز و داستان‌ها و برنامه‌هاي گمراه‌كننده و حتي اخبار دروغ و نادرستي كه در خدمت مصالح استعمار جهاني است به ظلم و تبعيض و فساد، خدمت مي‌كند.
هرگاه اين وضع دگرگون گردد در مدت كوتاهي به طور قطع قسمت مهمي از مفاسد اجتماعي فرو خواهد نشست.20
ايجاد عدالت، اقدام اصلي و سرلوحه همه برنامه‌هاي امام منجي حضرت مهدي(عج) است.
آن امام بزرگ در لحظات نخستين پس از تولد، دهان به سخن گشود و ـ بسان پيامبران كه در آغاز كودكي توان سخن گفتن دارند ـ به يكتايي خداوند و رسالت حضرت محمد(ص) و امامت امام علي(ع) و همه امامان گواهي داد، سپس چنين فرمود:
... اللهم اَنجزلي ما وَعَدتَني و أَتمم لي أمري، و ثَبّت، طاتي، و أمْلإ الأرضَ لي عدلاً و قسطاً؛ ... خداوندا! به آنچه به من وعده دادي وفا كن، و امر (حكومت عدالت گستر جهاني) مرا به كمال برسان، و گام‌هاي مرا استوار بدار، و زمين را به دست من آكنده از عدل و داد ساز.
امام مهدي(عج)، در جريان موفقيت كلي كه نصيبش مي‌گردد؛ سراسر دل‌ها و آبادي‌ها را جذب خويش مي‌كند و با نيروي بالنده مردمي و توده‌هاي مظلوم انساني، بر همه طاغوتيان و مستكبران و سلطه‌طلبان ـ اعم از سياسي، نظامي و اقتصادي ـ پيروز مي‌گردد.21
امام مهدي(عج) كارگزاران حكومت‌هاي پيشين را كنار گذاشته و دست آنان را از جامعه كوتاه مي‌كند و در برابر انحراف‌ها و كج‌روي‌ها طبقه حاكم، خشن و قاطع مي‌ايستد و كژي و خلافي از آنان را نمي‌بخشد، و پهنه زمين را از زمامداران ستمگر پاك مي‌سازد.
المهديُّ سَمِعٌ بالمال، شديدٌ علي العُمّال، رحيمٌ بالمساكين؛ مهدي، بخشنده است؛ او درباره عمال و كارگزاران و مأموران دولت خويش بسيار سختگير است، و با ناتوانان و مستمندان، بسيار دل رحم و مهربان.
با سختگيري و اعمال روش دور از نرمش و چشم‌پوشي، درباره كارگزاران حكومت و مجريان امور، امام موفق مي‌شود روش‌هاي عادلانه خويش را در جامعه، جامة عمل بپوشاند و نمونه كامل و آرماني حكومت و نظام دادگستر را به همگان بنماياند و اصلي‌ترين مشكلي را كه همه حكومت‌هاي بشري در طول تاريخ گرفتار آن بودند از ميان بردارد.
در دوران آن امام منجي، نخست از كارگزاران و دست‌اندركاران و همه مجريان امر خواسته مي‌شود كه به موازين عدالت پايبند و بدان عمل كنند. و بدين‌سان اين اقدام عملي مهم، از متصديان امور به ديگران سرايت مي‌كند. و اين خود بهترين شيوه و روش است كه توده‌هاي مردم بنگرند و ببينند كه سر رشته‌داران كارها نخست خود به حق و عدل تن داده‌اند، و همه تبعيض‌ها و اعمال نفوذها و برتري طلبي‌ها و امتيازخواهي را زير پا گذاشته‌اند و از اين طبقه حاكم ديگر سازشكاري، رشوه‌گيري، حق‌كشي، امتيازدهي بيجا انتظار نمي‌رود.22

مهدي اهل‌بيت
در مسير تكاملي انبياء براي تشكيل حكومت عدل جهاني توان مي‌بخشد.
جهان پديده‌ايست كه با دست نيرومند الهي از هزاران هزار موجود ريز و درشت شناخته شده و شناخته نشده هستي يافته و به تكاملي مقرر ادامه مي‌دهد و از مبدأ تا منتهي با يك نظم غيرقابل تزلزل حركت مي‌نمايد و اين مجموعه هستي كه از آن به عالم آفرينش تعبير شده موجودي زنده و با انرژي است كه از موجودات گوناگوني كه همه با هم رابطه داشته و عضو فعال زندگي مي‌باشند تشكيل يافته است به طوري كه اگر يك موجود از مدار خارج شود و يا يك پديده به موقع خود وجود پيدا نمي‌كرد نقص و كمبودي در عالم وجود داشت و ديگر جهان كمالي نداشت تا بر تماميت و كمال خالق آن دلالت كند.
انسان در چنين محيط مجهول و پراضطرابي خود را مي‌بيند كه بر طبق غريزه ذاتي، میل به پيشروي داشته و خود و همه موجودات بسته به خويش را به پيش می‌برد و زندگي بهتري را براي خود مهيا می‌سازد تا به كمال انساني برسد. از طرفي هم آنقدر مجهولات او را احاطه نموده كه نمي‌تواند با اطمينان كامل گامي بردارد و در آن موقع است كه دل فرياد سر مي‌دهد آفريدگارا! اگر انسان را خلقت نمي‌نمودي جهان آفرينش دچار كمبود بود كه هيچ موجودي نمي‌توانست آن را جبران كند.
نكته قابل توجه اينجاست كه بشر در همان لحظه‌اي كه در درون خود اين گفت و شنودها را دارد با هزاران افكار مختلف در جنگ و گريز است و براي خود راه قرار و نجاتي را نمي‌بيند و نمي‌تواند پيش‌بيني كند؛ ناگهان در خود احساس مي‌كند جهان كامل با داشتن مخلوقاتي به نام انسان و نيازمند حكومت عدل الهي، بايد مكتبي داشته باشد كه مستقيماً با خداي جهان در ارتباط باشد و از هرگونه انحرافي كه ناشي از جهل و ناداني و عدم تعادل قوای بشري است به دور بوده و تنها به بي‌نيازي مطلق گراييده و او فرمانده اين مركز تربيتي باشد.
دين اسلام كه آخرين مكتب تكامل يافته الهي است براي تشكيل حكومت عدل و داد خداي جهان مقرر داشته و به وسيله رسول بزرگوار به جامعه انسانيت ابلاغ نموده، قرآن كريم را برنامه اين حكومت قرار داده و به مردم اعلام داشته است كه جهان آفرينش در آن مسير حركت مي‌نمايد، بنابراين تنها راه رسيدن به هدف پيروي و اجراء بدون كم و زياد اين دستورات آفرينش است كه بر طبق خلقت انسان و آفرينش، تعيين گرديده است و از طرفي آنچنان محكم و پابرجاست كه هيچ نيرويي نمي‌تواند درباره آن كمبودي احساس كند و آن را تغيير و تبديل دهد.
قرآن كريم با كمال صراحت اعلام مي‌دارد هدف نبوت انبياء عظام عدل و برپا داشتن حكومت عدل در جامعه انساني است: لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط.23 ؛ ما پيامبران خود را دلائل روشني به سوي مردم فرستاديم و با آنها دستورالعمل و ميزان سنجش حق و باطل را گذارديم تا آنها حكومت عدل الهي را بر پا كنند.
چنين مكتب پر ارزشي را پيامبر اسلام (ص) بنيان گذاشت و در طول دو قرن، ائمه طاهرين در صحنه‌هاي مبارزه به صورت‌هاي مختلف جلوه نمودند و از حق دفاع كرده و آنچنان حكومت الهي را پاسداري نموده و مكتب را توسعه دادند و راه و روش اسلام را پياده نموده و احكام اسلام را به پيروان خود آموختند و ... كه نقطه مجهولي براي شيعه باقي نماند و راه رهايي از چنگال دژخيمان هر عصري را متناسب با آن عصر فرا گرفتند.
سپس نوبت پاسداري به امام دوازدهم رسيد او به گفته پيامبر اسلام بايستي حكومت عدل جهاني تشكيل دهد و به كشور و جمعيت خاصي اكتفا ننمايد، او اراده الهي كه حكومت مستضعفين است را در عالم اجرا می‌كند و همه جهان از نعمت امنيت و آزادي در پرتو حكومت عدل الهي تحت رهبري معصومي كه از طرف پروردگار منصوب است برخوردار می‌نماید؛ او ضامن است و به فرمایش نبي اكرم(ص) كه علت غائي و هدف عالي از بعثت انبياء را حكومت عدل می‌داند عدل و داد را در سراسر جهان گسترش می‌دهد. ستمگران و دژخيمان را سركوب و ملت مسلمان را بر سرنوشت خود مسلط می‌نماید. همه باید در اجراء قانون اسلام و تبعيت از رهبر عالي‌قدر اسلام كوشا باشند؛ با رسيدن به اين هدف كه همه انبياء، براي آن مبعوث شده‌اند، جهان خلقت به كمال مطلوب مي‌رسد. بنابراين حضرت مهدی (عج) وظيفه بسيار سنگيني را بر عهده دارد. همان‌طور كه رسول اسلام در موارد عديده خبر داده، «مهدي اهل‌بيت نجات‌دهنده بشريت و جبران‌كننده آرام انسانيت است.»
و همه تلاش رهبران الهي براي پيروزي امام دوازدهم است تا جاييكه پيامبر مژده‌ مي‌دهد:
أبشركُم بالمهدي.
پيامبر اسلام(ص) می‌فرماید: مهدي از ماست: براي اهميت و موقعيت ممتازي است كه او در جهان طبيعت و عالم هستي دارد و همه خلقت و تمام بعثت انبياء همه و همه براي اين است كه دستگاه آفرينش براي آنچه خلق شده بكار بيافتد و از تمام ابزارهاي هستي به نفع انسان‌هاي خداپرست آزادمنش استفاده گردد و اين مقصد اساسي خلقت روزي تحقق مي‌پذيرد كه انسان‌ها در جهان حكومت كنند و پيشوايي معصوم در رأس حكومت قرار گيرد.24
ناگفته نماند، امام زمان در مسير تكاملي انبياء براي تشكيل حكومت جهاني اجتماع را ‌توانی مي‌بخشد تا بتوانند قدرت بدست گيرند و بر هر چه غير از خدا خط بطلان بكشند و براي رسيدن به اين هدف فرصتي مناسب لازم است كه اجتماع از اسلام بهره كافي داشته باشند و از آنچه غير از اسلام است به طور كامل رنجيده شده و به تنگ آمده باشند.
خداوندا؛ ما را از گروهي قرار ده كه در تشكيل حكومت عدل از توان امام زمان(عج) نيرو گرفته و سهم به سزايي داشته باشيم.

فصل سوم: غايت دولت (سعادت)
آيا همه جامعه‌ها و تمدن‌ها، و فرهنگ‌هاي مختلف در يك جامعه واحد و در فرهنگ واحد ادغام مي‌شوند، و صلح و صفا جاي ستيزه‌جويي و خون‌ريزي را مي‌گيرد؟
احاديث اسلامي از افزايش رشد‌ و خرد، از تكامل صنايع، از تسلط بشر بر گنجينه‌هاي زمين، از گسترش عدل و داد و برقراري حكومت واحد جهاني در دوران ظهور حضرت مهدي(عج) خبر مي‌دهد.
به راستي به هنگام حكومت مهدي(عج) حكومت جباران و مستكبران، نفوذ سياسي منافقان و خائنان، نابود می‌گردد. شهر مكه، قبلة مسلمين، مركز حركت انقلابي مهدي (عج) می‌شود. نخستين افراد قيام او، در آن شهر، گرد می‌آيند و در آنجا به او می‌پيوندند.
حضرت مهدي(عج) به نفوذ يهود و مسيحيت در جهان خاتمه می‌دهد. از غار انطاكيه، تابوت سكينه را که نسخه اصلي تورات و انجيل در آن است بيرون می‌آورد. و بدين‌گونه در ميان اهل تورات با تورات و در ميان اهل انجيل با انجيل حكم می‌كند، و آنان را به متابعت‌ِ خويش فرا می‌خواند. برخي به او می‌گروند. هيچ صاحب قدرتي و صاحب مرامي باقي نمی‌ماند، و ديگر هيچ سياستي و حكومتي جز حكومت حقّه و سياست عادله قرآن، در جهان جريان نيابد!25
و با آمدن حضرت مهدي(عج) است كه سعادت انسان‌ها و حكومت‌ها برقرار مي‌شود.

1ـ مهدي و رفاه اقتصادي
همه نهضت‌ها و انقلاب‌ها و اصلاح‌ها، هم براي گسترش و هم براي باقي ماندن، نيازمند هزينه‌اند. جامعه نيز در مواردي نيازمند كمك مالي است. افراد نيز در مواردي نيازمند كمك مالي هستند.26
از برنامه‌ها و اقدام‌هاي امام مهدي(عج) پديد آوردن رفاه در كل جامعه بشري است. از آن طرف طبق آيات و احاديث، جامعه بشري واحدي تشكيل مي‌گردد كه مانند خانواده‌اي زندگي می‌كنند، و مسائل ناهنجار جوامع پيشرفته و ابرقدرت، و جامعه‌هاي در حال رشد و جامعه‌هاي عقب‌مانده و محروم، از ميان مي‌رود و بشريت به طور كلي به رفاه اقتصادي و بي‌نيازي دست مي‌يابد، و همين چگونگي زمينه اساسي رشد و تعالي معنوي و فكري انسان را مي‌سازد.27
در رستاخيز امام مهدي(عج)، انسان در آغوش آزادي به معناي واقعي كلمه مي‌آرامد، و در پرتو اين آزادي، همه بندها و زنجيرهايي را كه برپايش نهاده‌اند مي‌گسلد، و اسارت در بند نظام‌هايي كه جهان را به دو بخش پيشرفته و عقب‌مانده تقسيم كرده‌اند، از ميان مي‌رود، و پديده شوم فقر و نياز نيز نفي مي‌گردد، و رفاه اقتصادي در پرتو چنين معيارهايي به جامعه و افراد داده مي‌شود. ترديدي نيست كه بدترين و ناهنجارترين اسارت براي بشريت، نياز روزانه به غذا، لباس و ... است. اين اسارت براي انسان لحظه‌اي آسايش و فراغت باقي نمي‌گذارد، و زمينه‌هاي رشد و تكامل معنوي و مادي او را نابود مي‌سازد، و همواره انسان را در زمينه‌هاي رشد و تكامل معنوي و مادي او را نابود مي‌سازد و ... . در دوران رفاه اقتصادي و رفع همه نيازها، آدمي از اين بردگي و اسارت هستي‌سوز رهايي مي‌يابد، و از بند مشكلات آن آزاد مي‌گردد، و به مسائل متعالي و برتر و تكامل و رشد و صعود مي‌انديشد و در آن راستا گام برمي‌دارد.28
امام علي(ع) مي‌فرمايد:
... وَ اَعلموا اَنَّكُم إن أتُّبَعتُم طالعَ المَشرقِ سَلَكَ بكم مَنهاجَ الرَّسول ... و كَفَيتُم مَؤونَهَ الطَّلَب و التَّعَسُّف: وَ نَبَذتُمَ الثِقَلَ الفادِحَ عَنِ الأعناق ... .29
ـ ... بدانيد اگر شما از قيامتگر مشرق {امام مهدي(ع)} پيروي كنيد، شما را به آيين پيامبر در آورد ... تا از رنج طلب و ظلم (در راه دستيابي به امور زندگي) آسوده شويد، و بار سنگين زندگي را از شانه‌هایتان بر زمين نهيد ... .

2ـ مساوات
از برنامه‌هاي امام مهدي(عج)، اجراي اصل مساوات است كه اين موضوع در احاديث بارها و بارها تصريح گشته است. اصل مساوات و برابري، در آيات قرآن و احاديث پيامبر اكرم(ص) و امامان معصوم(ع) فراوان مورد تأكيد قرار گرفته و ابعاد و جوانب آن شكافته شده و تبيين گشته است.30
درباره دوران ظهور و تحقق اصل مساوات و گسترش برادري و برابري در سراسر اجتماعات، احاديثي رسيده است كه از بيان و محتواي آنها مي‌توان كشف كرد در دوران امام منجي(عج) مساوات اجتماعي در سطحي بسيار متعالي عينيت مي‌يابد، شايد چگونگي آن و فراگيري و عمق نفوذ آن، در اين روزگاران، براي ما پذيرفتني نباشد. شايد برنامه و روش‌هاي امام موعود(ع) در اين زمينه از جمله معيارها و اصول اجتماعي اسلامي است كه در آنها تحريف روي داده است، ليكن امام مهدي(عج) آن‌ها را به شكل درست و اصلي و اسلامي‌اش بار ديگر عرضه مي‌كند، گويي آنكه امام مهدي(عج) اسلام جديد و كتاب تازه‌اي آورده است.31
پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايد:
أَبَشّركُم بِالمهديِّ يُبْعَثُ في أَمَتّي ... يَرضي عَنه ساكنُ السَّماء و ساكنُ الأرض، يَقسِمُ المال صحاحاً. فَقالَ لَهُ رَجلٌ: و ما صَحاحاً؟
قال: السّويُه بَينِ الناسِ. (بحار 51/81)
ـ به مهدي بشارتتان مي‌دهم. او از ميان امت من برانگيخته مي‌شود ... ساكنان آسمان و زمين از او خشنود خواهند بود. او مال را درست درست تقسيم مي‌كند. مردي پرسيد: درست درست چيست؟ فرمود «در ميان همه، مساوي».
همچنين امام باقر(ع) فرمودند:
... و يُسَوي بَين الناس حتي لاتَري مُحتاجاً إلي الزَّكاه ... (بحار 51/29)
ـ (امام مهدي(ع)) ميان مردم به مساوات رفتار مي‌كند، به گونه‌اي كه به زكات نيازي نباشد.

3ـ حاكميت فراگير جهاني
از برنامه‌هاي امام مهدي(عج) تشكيل حكومت فراگير جهاني و اداره همه اجتماعات از يك نقطه و با يك سياست و برنامه است. در آن دوران و به وسیلة امام زمان (عج)، آرمان والاي تشكيل جامعه بزرگ بشري و خانواده انساني تحقق مي‌پذيرد، و آرزوي ديرينه همه پيامبران و امامان و مصلحان و انسان دوستان برآورده مي‌گردد.32
حكومت مهدي(عج) شرق و غرب عالم را فرامي‌گيرد، و آبادي در زمين نمي‌ماند مگر اينكه گلبانگ محمدي (ص)، از آن برمي‌خيزد، و سراسر گيتي از عدل و داد آكنده مي‌شود. در آن حكومت، همه جا و همه چيز، پيرو حق و تابع عدل مي‌گردد.33 در روايتي كه به امام محمدباقر(ع) منصوب است آمده است:
... يَملِكُ القائمُ ثَلاثِمائَه سَنَه و يَزدادُ تِسعاً، كَما لَبِثَ اهلُ الكهفِ في كَهفِهِم. يَملَأُ الارضَ عدلاً و قسطاً، كما مُلِئَت ظُلماً و جَوراً، فَيَفتَحُ اللهُ كهُ شَرقَ الأرضِ و غربَها، وَ يَقْتُلُ النّاسَ حتّي لايَبقي اِلّا دينُ محمد ... (بحارالانوار ج 52/390)
قائم آل محمد(ص) 309 سال حكومت مي‌كند، به همان مقدار كه اصحاب كهف، ماندند. او زمين را ـ همان‌گونه كه از ستم و بيداد سر ريز شده باشد ـ از عدل و داد سر ريز خواهد كرد. خداوند، شرق و غرب جهان را براي او خواهد گشود. او مردمان را مي‌كشد تا ديني جز دين محمد (اسلام) باقي نماند ... .
دو مانع بر سر راه چنين آرمان عظيمي وجود دارد:
1ـ عوامل سلطه و استكبار جهاني كه از سرمايه‌داران و سياستمداران تشكيل مي‌شود.
2ـ عقب‌ماندگي فرهنگي و نبود تربيت درست انساني، كه به همين دليل توده‌هاي انساني در مسير غرض‌ها و خودكامگي‌هاي مستكبران قرار مي‌گيرند.
اين هر دو عامل در آن دوران به دست با كفايت امام مهدي(عج) ريشه كن مي‌شود، و با تصفيه اجتماعات بشري از عوامل سلطه و استكبار مالي و سياسي، عامل قدرتمند مركزي ايجاد مي‌شود، و با هدايت و تربيت درست انسان‌ها، روابط صميمي و نزديك ميان همه افراد نوع انساني، از هر نژاد و مليت، برقرار مي‌گردد. در پرتو اين دو جريان، راه بشريت به سوي زندگي سعادتمندانه هموار مي‌شود.
مصلحان اجتماعي و صاحب‌نظران فلسفه سياسي، درمان و دردهاي جامعه بشري و برطرف شدن تضادها استثمارها و ... را در پرتو برپايي نظام واحد و حكومت واحد امكان‌پذير دانسته‌اند، حكومتی واحد كه از هرگونه جانب‌داري، نژادگرايي، طبقه‌پروري و ... به دور باشد و بر پايه قانون عدل و مساوات با همگان رفتار كند.
و اين کار عظيم به دست منجي بزرگ، امام مهدي(عج) پديد مي‌آيد، و رنج دوران تفرقه و جدايي و ستم و بي‌خبري زدوده مي‌گردد و موانع برادري و برابري ريشه سوز مي‌شود.34

4ـ رشد و تربيت انساني
تكامل تربيت و بلوغ روحي انسان نيز از جمله برنامه‌هاي مهم قيام مهدي(ع) است.
روشن است كه یکی از ارکان اصلي در تشكيل اجتماع صالح انساني، خود انسان است. انسان محور اصلي برنامه‌ريزي‌ها، قوانين، علوم و ديگر مسائل جامعه بشري است. اقتصاد، سياست، جنگ، صلح، ... نظم و بي‌نظمي همه و همه به انسان باز مي‌گردد. از اين رو، ساختن انسان و پرورش و رشد انسانيت انسان و تربيت اصولي افراد انساني، مقدمه اصلي تشكيل هر نظام صالح و انساني است.35
در نظام اسلام ـ كه بر اساس وحي پي‌ريزي شده است ـ به وحدت جهت، تربيت و سياست، توجه كامل شده است. قرآن تعليم‌نامه هدايت انسان است، و آيين‌نامه تربيت و سياست.
و امام مربي افراد است و مدير اجتماع. و هدف از حركت ديني، تأمين سعادت انسان است. معلوم است كه اين هدف، تنها و تنها، با حضور تربيت ديني در افراد و حضور سياست ديني در اجتماع، تحقق خواهد يافت.36
امام مهدي(عج) از اين نقطه زيربنايي آغاز مي‌كند، تا برنامه‌هاي ديگر او به شايستگي انجام يابد. و زمينه‌ها و شرايط و عوامل اصلي صلح، شايستگي، بساماني، عدالت و ... در سطح جامعه پديدار گردد.
امام علي(ع) فرموده‌اند:
... ولو قَد قامَ قائمنا لَذَهَبَتِ الشَعناءُ مِن قلوبِ العِباد ...
... چون قائم ما قيام كند، كينه‌ها از دل‌ها بيرون رود ...
كينه‌توزي، سرشتي شيطاني و ضد انساني است و زمينه بيشترين ناسازگاري‌هاي اجتماعي همين سرشت است. با رشد تربيت و تكامل عقل، كينه‌ها به محبت و دوستي تبديل مي‌شود و روابط اجتماعي بر اصل انسان‌دوستي و نوع‌خواهي استوار مي‌گردد.
در سايه حكومت مهدي است كه محبت در سطح جامعه بشري گسترش مي‌يابد، و آرمان ديرينه انسان‌دوستان يعني گسترش دوستي به سراسر جامعه بشري و يا به عبارتي سعادت بشري تحقق مي‌يابد.37
حضرت مهدي (عج) مي‌آيد و برنامه‌هاي بسياري را به مرحله اجرا مي‌آورد و انسان و جامعه را به سوي سعادت جاودانه رهنمون مي‌شود كه يك فرد مسلمان واقعي، از درك و فهم آنها عاجز است. در آنچه كه در اين قسمت نوشته شد تنها گوشه‌اي از برنامه‌هاي سازنده قيام مهدي(عج) بود.
در قسمت آخر بحث انتظار حضرت مهدي(عج) را كه فكر و انديشه را آينده‌نگر مي‌سازد و مسلمانان را مصمم و قاطع می‌سازد مورد بررسي قرار می‌گیرد.

اميد و انتظار
انتظار در درجه نخست، ويژه حيات و زندگي است. ماهيت زندگي انسان با انتظار و اميد به آينده عجين شده است. به گونه‌اي كه بدون انتظار، زندگي مفهومي نداشته و شور و نشاط لازم براي تداوم آن در كار نيست.
هر انسان زنده‌اي كه در نخستين انتظارهاي خويش، به تداوم حيات مي‌انديشد و بقاي خويش را انتظار دارد، تمام حركت و سكون خود را در راستاي اين انتظار و در جهت متناسب با تداوم حيات قرار مي‌دهد، و از هر عمل و انديشه‌اي كه با تداوم حيات او ناسازگار باشد، يا به گونه‌اي آن را خدشه‌دار كند به شدت پرهيز مي‌كند.
انتظارهاي ديگر كه از انتظار اصل حيات فراتر مي‌رود و به انتظار آرمان‌ها و هدف‌هاي برتر حيات و فرازهاي زندگي مي‌رسد نيز داراي چنين ويژگي و جهت‌گيري است، يعني انديشه و عمل آدمي را در راستاي تحقق آن آرمان‌ها و هدف‌ها قرار مي‌دهد، و انسان را وامي‌دارد تا راه‌ها و شيوه‌هايي را برگزيند كه او را به خواسته‌ها و هدف‌هايش نزديك كند و موانع راه را كنار زند. از اينجاست كه انسان به آمادگي و آماده‌سازي خود و محيط مي‌پردازد و زمينه آرمان‌ها و هدف‌هاي خويش را فراهم مي‌آورد.38
تمام مكاتب دنيا از قديم و جديد و تمام اديان آسماني و حتي اديان ساخته شده دست بشر، در ضرورت و عينيت مسأله اميد و انتظار، اتفاق نظر دارد و لكن در محتواي انتشار و مقصود و منظور اصلي از آن و كيفيت و مورد آن، اختلاف‌هاي اساسي وجود دارد.
در ميان مكاتب و اديان آسماني موجود، تنها اسلام است كه اهميت خاصي به مسأله انتظار و اميد و براي آن كيفيت خاصي پيش‌بيني كرده است. و در ميان فرق مختلف اسلام نيز تنها مذهب تشيع است كه به مسأله انتظار و اميد عنايت به خصوصي داشته و به آن، در زندگي انسان‌ها عينيت خاصي مي‌بخشد و آن را در مسأله «انتظار ظهور مهدي(عج)» متبلور مي‌سازد39مسلمانان و خصوصاً شيعيان منتظرند كه سراسر گيتي را عدل و علم و توحيد و ايمان و برابري و برادري فرا گيرد و آن رهبر مصلح، ظهور كند و آيين توحيدي در سراسر جهان، سايه گستر شود.
و اين عقيده است كه شيعه را در مرور زمان براي مقاومت در برابر صدمات و لطمه‌هايي كه بر هر دعوتي وارد مي‌شد و آن را متلاشي مي‌كرد پرورش داده و فكر شيعه را كه فكر خالص اسلامي است و جامعه شيعه را از زوال و انقراض نگاه داشت و تا امروز اين فكر و عقيده و ايمان عامل بقاي شيعه و پايداري و استقامت اوست.
عقيده به انتظار از نظر اجتماعي و سياسي بسيار مهم و انقلابي و مترقي است، و مردم و جامعه را به كار و تلاش و نهضت و قيام و فعاليت تشويق مي‌كند، و از سستي و ترك وظايف و ... باز مي‌دارد.
اين اصل انتظار است كه در مبارزه حق و باطل صفوف طرفداران حق را فشرده‌تر و مقاوم‌تر مي‌كند و گوش آنها را همواره با صداهاي نويدبخش قرآن آشنا مي‌سازد.
بشر در زندگي فردي و اجتماعي مرهون نعمت انتظار است و اگر از انتظار بيرون بيايد و اميدي به آينده نداشته باشد زندگي برايش مفهومي نخواهد داشت و بي‌هدف و بي‌قصد مي‌شود.
حركت و انتظار با هم هستند و انتظار علت حركت و تحرك‌بخش است. آنچه مورد انتظار است، هرچه مقدس‌تر و عالي‌تر باشد انتظارش نيز ارزنده‌تر و مقدس‌تر خواهد بود و ارزش مردم را بايد از انتظاري كه دارند شناخت.
و اين مسلمانانند كه انتظار روزي را مي‌كشند كه فقر و بدبختي و جهل و ناداني از سراسر گيتي ريشه‌كن گردد و بينش و بصيرت جامعه، كامل و افراد صالح و رشيد و دادگر زمامدار و مصادر امور باشند و اختلافات جغرافيايي و ملي و ديني و سياسي و ... از بين برود و جامعه به سعادت جاودانه است و اين انتظار شخص و جامعه را محكم و مقاوم، با اراده، نفوذ ناپذير و مستقل و شجاع و بلند همت مي‌سازد.
انتظار لفظ نيست، گفتن نيست، عمل است.
حركت است، نهضت و مبارزه و جهاد است.
صبر و شكيبايي مقاومت است.
انتظار: فلسفه‌اي بزرگ، و عقيده‌اي سترگ ...
انتظار: نقض حكمت‌ها و حكومتها، و ابطال سلطه‌ها و حاكميت‌ها ...
انتظار: سركشي در برابر ستم و بيداد، و راهگشايي براي حكومت عدل و داد ...
انتظار: دست رد به سينه هر چه باطل، و داغ باطل بر چهره هر چه ظلم ...
در تراكم هواهاي كشنده اختناق‌ها، به وزيدن نسيم‌هاي حيات‌بخش رهايي اميد بستن، و به آرزوي پديدار گشتن روزهاي طلايي ارزش‌هاي جاويد زنده ماندن؛
در برابر كوه مشكلات زمانه قرار گرفتن، و چون كوه مقاوم بودن،
در جهان آكنده از ستم و بيداد دست و پا زدن، و از شادماني‌ طلوع طليعه جهان آكنده از داد و دادگري سرشار بودن؛
اين است انتظار، شعار شورآور منتظران، مقاومان، پايداران، صلابت پيشگان، شيعيان، مهدي طلبان تاريخ، اين است انتظار ...40

منابع:
1ـ ترجمه و تفسير نهج‌البلاغه، جلد 8.
2ـ عبدالرحمن عالم، بنيادهاي علم سياست.
3ـ دين و دولت در اسلام، غلامرضا ظريفيان شفيعي.
4ـ خورشيد پنهان، جمعي از نويسندگان.
5ـ معرفت امام عصر، سيدمحمد بني‌هاشمي
6ـ عدل الهي، مرتضي مطهري
7ـ چشم به راه مهدي(عج)، جمعي از نويسندگان.
8ـ عصر زندگي، محمد حكيمي.
9ـ خورشيد مغرب، محمدرضا حكيمي.

پي نوشت:
1-ترجمه و تفسير نهج‌البلاغه، ج 8، ص 254. -1
2-عبدالرحمن عالم ـ بنيادهاي علم سياست ـ چاپ اول ـ 1373 ـ تهران ـ ص 31
3-غلامرضا ظريفيان شفيعي ـ دين و دولت در اسلام ـ نشر ميراث ملل ـ تهران 1376 ـ چاپ اول ـ صص 26 ـ 25.
4- همان كتاب، ص 29
5-همان كتاب، صص 32 ـ 31
6-جمعي از نويسندگان، خورشيد پنهان، نشر آفاق، ص 28.
7-همان كتاب، صص 35 ـ 31.
8-سيدمحمد بني‌هاشمي، معرفت امام عصر، چاپ شفق 1375، ص 17
9-ذاريات/56.-9
10-معرفت امام عصر، ص 185.-10
11-همان كتاب، ص 187.-11
12-همان كتاب، ص 195.
13-مرتضي مطهري، عدل الهي، انتشارات صدرا، چاپ هشتم، بهار 74، ص 30.
14-همان كتاب، ص 35.
15-الرحمن/ 7.
16-عدل الهي، ص 36.
17-خورشيد پنهان، ص 56.
18-جمعي از نويسندگان، چشم به راه مهدي(عج)، چاپ اول زمستان 25، ص 198.
19-چشم به راه مهدي(عج)، ص 199.
20-خورشيد پنهان، صص 64 ـ 63.
21-محمد حكيمي، عصر زندگي، چاپ سوم 1380، ص 42.
22-همان كتاب، ص 53.
23-حديد، آيه 25.
24-خورشيد پنهان، خلاصه صفحات 176 ـ 165.
25-محمدرضا حكيمي، خورشيد مغرب، نشر فرهنگ اسلامي 1360، ص 37.
26-همان كتاب، ص 305.
27-عصر زندگي، ص 119.
28-همان كتاب، ص 122.
29-بحار 51/ 123.
30-عصر زندگي، ص 148.
31-همان كتاب، ص 171.
32-عصر زندگي، ص 177.
33-خورشيد مغرب، ص 425.
34-عصر زندگي، ص 180 ـ 179.
35-همان كتاب، ص 227.
36-خورشيد مغرب، ص 281.
37-عصر زندگي، ص 228.
38-همان كتاب، صص 288 ـ 277.
39-خورشيد پنهان، صص 89 ـ 88.
40-خورشيد مغرب، صص 332 ـ 330.

مقاله هاي مرتبط:


      
 
 كليه حقوق اين مجموعه طبق قوانين نرم افزاري متعلق به دبيرخانه‌دائمي‌اجلاس‌دوسالانه‌بررسي‌وجودي‌ابعادحضرت‌مهدي(عج)مي‌باشد