1397/11/04 پنج شنبه

نیمه شعبان سالروزولادت حضرت ولي عصرمهدي موعود (عج) بر عموم مسلمين جهان مبارك باد......قال الكاظم عليه السلام: يُغيبُ عن أبصار الناس شَخصُهُ و لايُعيبُ عن قُلوب‌المؤمنين ذِكره؛ او (حضرت مهدي عجل‌الله‌تعالي‌فرجه الشريف) از ديده مردم پنهان مي‌شود، ولي يادش در دلهاي مؤمنين هيچگاه فراموش نمي‌شود

  
 

تاريخ نشر: 18/8/1387

مبحث: مقالات تخصصي

نويسنده: administrator

منبع:

مطالعات: 1394

بازگشت >>
نظرسنجي: ( 5 راي) 
  رابطه‌ي نزول مسيح (ع) با ظهور امام زمان (عج)
خلاصه:

به قلم ميرتقي حسيني گرگاني
تلخيص: مريم كشاورزي‌پور
تصحيح و ويرايش: دكتر داود ميرزائي مقدم

مقدمه:
اصل مسئله‌ي مهدويت، در مورد اتفاق همه‌ي دين‌هاي توحيدي و غيرتوحيدي است و همه‌ي مكتب‌ها و آيين‌هاي آسماني و غيرالهي، از آن سخن به ميان آورده‌اند، ولي هر كدام در حد توان خود به آن پرداخت و بحث كرده‌اند. برخي از اديان، آن را به عنوان بحث اصلي و محوري قرار داده‌اند و برخي هم در حاشيه آن را مطرح كرده‌اند.
آن‌چه كه مورد اتفاق‌ همه‌ي كيش‌هاست، آمدن مصلح و موعود منتظر(عج) درآخرالزمان است. در اين ميان، اسلام، مسيحيت و يهوديت به طور جدي، درباره‌ي منجي بحث‌هايي عميق و ادامه‌دار ارائه داده و همه زاويه‌هاي آن را در نظر گرفته‌اند.
آري، مهدويت در اسلام، به ويژه مكتب تشيع، اصلي از اصول بوده و چون امامت، از ديدگاه شيعه جزء اصول دين است. شيعيان حضرت بقيه‌ا...(عج) را امام دوازدهم خود مي‌دانند. پس، بحث مهدويت داخل در اركان و اصول دين است و اهميتي ويژه دارد. به همين خاطر، ضروري است؛ همه‌ي جوانب و اطراف آن مورد كَندوكاو قرار گيرد تا پرسشي باقي نماند. اگر هم براي كسي پرسشي پيش آمد، با مراجعه به كتاب‌هاي موجود پاسخ خود را دريافت نمايد.
دكتر زومير- از مبشران معروف مسيحيت- در كنفرانس بيت‌المقدس گفت: «من اقرار مي‌كنم مسلماناني كه در چهارديواري مسيحيت وارد شده‌اند، مسلمانان حقيقي نيستند. يا كودكاني هستند كه خانواده‌هايشان اسلام را آن طور كه لازم است به آنان معرفي نكرده‌اند يا افرادي هستند كه ديانت را سبك شمرده و براي گريز از فقر و به دست آوردن لقمه‌اي تلاش مي‌كنند و فكري جز رسيدن به نيرو و قدرت ندارند، يا كساني هستند كه درراه هدف و اغراض ديگران تلاش مي‌كنند.»
با كمال تأسف، نزول مسيح در آخرالزمان كه مورد اتفاق سه كيش بزرگ جهان؛ اسلام، نصرانيت و يهوديت است، آن گونه كه مي‌بايست مورد تحقيق و كندوكاو قرار نگرفته است. آن اندازه هم كه بحث شده، اولاً پراكنده و ثانياً مختصر و گذرا است. از اين رو، حساسيت و اهميت موضوع هبوط و نزول هم زمان مسيح(ع) با ظهور موفورالسرور حضرت مهدي(عج) موجب نگارش مقاله پيش رو گرديد.

بخش نخست:
1- موعود منتظر، باور همه‌ي اديان و مذاهب
2- مفهوم و مصداق انتظار
3- انتظار، پُل پيوند محرومان و نجات‌بخش
4- فراگيري عدالت مهدي(عج)
5- مهدي(عج)، خلاصه‌ي همه‌ي پيامبران(ع) و امامان(ع)
6- سنت‌ها و علوم همه‌ي پيامبران در اختيار مهدي(عج)

موعود منتظر، باور همه‌ي اديان و مذاهب:
مسئله‌ي مهدويت، انتظار مصلح كل و موعود منتظر، از ويژگي‌هاي دين اسلام نيست، بلكه همه‌ي اديان و مذاهب آن را پذيرفته‌اند و تنها اختلاف موجود بين آ‌ن‌ها در نام‌گذاري است. نام موعود به رموز و اشاره در قرآن و ديگر كتاب‌هاي ديني آمده است. به عنوان مثال؛ درقرآن، نجم، عصر و فجر است. در صحف ابراهيم(ع)؛ حاشر- در زبور؛ مفيق- در تورات؛ ماشع- در انجيل؛ مسيح‌الزمان- در كتاب زم‌زم؛ سروش و ايزد است.
گُلد زيهود- (1850 تا 1924م) خاورشناس نامي اروپا- كه وي را بنيان‌گذار علم اسلام‌شناسي در اروپا مي‌شمارند، در سخنراني‌ها و تحقيقاتش مسئله‌ي مهدويت را از نو مورد بررسي قرار داده و مي‌گويد:«مسئله‌ي موعود و منجي بزرگ، جنبه‌ي عمومي و جهاني دارد. تمام اقوام مختلف، براي ظهور يك منجي بزرگ، هنگام فشار و مصيبت، چشم اميد بسته‌اند و اعتقاد به بازگشت و ظهور منجي موعود اختصاص به اسلام ندارد، بنابر اعتقاد هندوايسم، «ويشنو» درحالي كه بر اسبي سفيد سوار است و شمشيري از شعله‌هاي آتش به دست دارد، سرزمين آريا را از دست ستم‌گران رهايي خواهد بخشيد. در ميان اقوام مغول، چنگيزخان وعده كرده كه از نو باز مي‌گردد و مغولان را از دست چينيان نجات مي‌دهد. در ميان سرخ‌پوستان امريكا، پندار مشابهي در خصوص ظهور منجي موعود، وجود دارد.
بنابراين انتظار به منجي اختصاص به ملت، قوم و يا مذهب ويژه ندارد، بلكه به عنوان يك شوق عميق و پايدار، انتظار ديرين بشريت و تكيه‌گاه اميد، ساحل نجات براي آينده‌اي دور يا نزديك، در ميان تمامي توده‌ها و ملل رشد يافته‌ي جهان به عنوان گم‌شده‌ي عرفاني انسان تجلي كرده است.

مفهوم و مصداق انتظار:
لازم است هر چند گذرا، بحثي درباره‌ي مفهوم و مصداق انتظار ارائه شود تا مقصد اصلي روشن شود: انتظار يعني؛ آرزومندي براي رسيدن به نيكوترين حال و زمان، يعني لَه‌لَه زدن براي رسيدن به «ماءمعين». انتظار يعني آمادگي براي رهايي از ستم، خود را ساختن چونان بسيجيان و حزب‌ا... چشم به ما بين ركُن و مقام دوختن به اميد فتح و گشوده شدن دروازه‌‌هاي قُسطنطنيه. بيان و ديلم، به انتظار هبوط عيسي و نظاره‌گر قتل دجال به‌دست او بودن. انتظار، يعني؛ اشتياق به آرامش بعد از طوفان، اميد استقرار صلح و عدل جاويدان پس از شيوع ظلم و فساد همه‌گير و بي‌پايان به وسيله‌ي منجي بزرگ.

انتظار؛ پُل ارتباطي بين محرومان و نجات‌بخش آن‌ها:
انتظار يعني؛ چشم به راه كسي نشستن، آن هم نه فردي كه بايد زاده شود يا پيش‌گويي كه بايد در انتظار مصداقش ماند، بلكه واقعيتي استوار و فردي مشخص كه خود نيز در انتظار به سر مي‌برد و در ميان همين مردم و در آسمان‌ها، زندگي نمي‌كند. در فضاي دردها و رنج‌هاي همين مردم زيست مي‌كند، در غم و شادي آنان شريك است و با آنان تشريك‌مساعي دارد. احساس روحي مشترك ميان بيداد كشيده ونجات‌بخش، پُلي مي‌شود براي پيوند، هم‌بستگي و درك متقابل، تحمل درد و مشاهده دردمند و رهايي نيافتن از آن، خيلي دشوار و ناگوار است، ديدن سلطه‌ي نابكاران و اهريمنان با پس پرده‌ي غيبت بودن سرور شايستگان و رنج‌هاي افزون ازحد آن عزيز، از هر دردي تحمل‌ناپذيرتر و رنج‌آورتر است.

فراگيري عدالت مهدي(عج):
يكي از باورهاي مشهور و مسلم نزد منتظران امام زمان(عج) فراگيري عدالت در روزگار آن حضرت است، به گونه‌اي كه همه جا، همه كس و همه چيز را در بر مي‌گيرد و جهان را آكنده مي‌نمايد. در حكومت مهدوي، محور عدالت، انسان است، از اين رو به دين‌داري و بي‌ديني، يا درست‌كار و بدكار بودن اشخاص توجهي نمي‌شود. بنابراين گستره‌ي عدالت همه‌ي انسا‌‌ن‌هارا در بر مي‌گيرد و ديگر مسئله‌ و واژه‌اي به نام نژاد يا مسلمان بودن در ديار عدالت محور امام زمان(عج) يافت نمي‌شود. امام باقر(ع) مي‌فرمايد: «هرگاه قائم ما قيام كند، پس به درستي كه اموال و حقوق به طور مساوي بين مردم تقسيم مي‌كند، و در بين مخلوقات خداي رحمان اعم از درست‌كار و بدكار به عدالت رفتار مي‌كند. پس هر كس او را پيروي كند، همانا خدا را عبادت نموده و اگر كسي از فرمان وي سرپيچد، به طور حتم خدا را نافرماني كرده است.»

مهدي(عج) خلاصه‌ي همه‌ي پيامبران(ع) و امامان(ع):
كسي كه پرچم‌دار چنين قيام و نهضت مقدسي است، بايد داراي خصوصيات و ويژگي‌هاي منحصر به فرد باشد. عزيزي كه مورد رشك و غبطه‌ي همه‌ي پيامبران و اولياي خداوند است در انتظارش به سر بردند و نويد دل‌انگيز ظهورش را به مردم دادند، مي‌بايست كمالات همه‌ي آن‌ها را داشته باشد.
امام صادق(ع) فرمود: سپس (امام عسكري(ع) را) با فرزندش كه مايه‌ي رحمت براي همه‌ي عالم است، كامل مي‌گردانم كمال موسي، نورانيت عيسي و صبر ايوب، همه در او جمع است. در زمان اولياي من مورد خفت و ذلت واقع مي‌شوند، سرهاي آ‌نان را چون سرهاي تركم و ديلم به يك‌ديگر هديه مي‌دهند و كشته و سوزانيده مي‌شوند. مرعوب و وحشت‌زده‌اند، زمين از خون آن‌ها رنگين مي‌شود، و فغان و فرياد و آه و ناله در ميان زنانشان فراگير مي‌گردد. آن‌ها به حق اولياي من هستند، با آنان هر فتنه‌ي ظلماني را دفع مي‌كنم، به وسيله‌ي ايشان زلزله را برطرف مي‌كنم و سنگيني و سختي را برطرف مي‌سازم. بر آنان درود و صلوات پروردگار باد، و آن‌ها هستند كه هدايت يافته‌اند.
هيچ معجزه‌اي از معجزه‌هاي پيامبران و اوصياي ايشان نمي‌سازند، مگر آن كه به دست تواناي امام زمان(عج) جاري مي‌گردد، تا هيچ عذر و بهانه‌اي براي اهل كتاب و ديگران باقي نماند و حجت الهي بر آنان تمام شود. يك بار ديگر عصاي موسي، انگشتر سليمان، تابوت سكينه، امضار اصحاب كهف و برخي از بزرگان و متدينان بني‌اسرائيل، همراهي حضرت مسيح و بودن ايمان قوي در بين ياران ويژه و ديگر ياوران مهدي اعجاز مي‌آفريند، و بمب‌هاي اتمي، هيدروژني، نيتروژني و بيولوژيكي را از كار انداخته، بر همه‌ي آن‌ها فائق مي‌آيند و حماسه‌هاي ديدني از خود خلق مي‌كنند.

مهدي(عج)، ميراث‌دار سنت‌ها و علوم همه‌ي پيامبران(ع):
امام باقر(ع) مي‌فرمايد: «آب كم را مي‌مكند و نهر بزرگ را رها مي‌كنند.» پرسيده شد: «نهر بزرگ چيست؟» فرمود: «پيامبر اكرم(ص) وآن علمي كه خداوند به ايشان فرموده است. زيرا، خداي عزوجل سنت‌هاي همه‌ي پيامبران(ع) از آدم را در آن حضرت گرد آورده است و همين طور سرايت دهيد تا خود ايشان.» گفته شد: اين سنت‌ها چيستند؟ پاسخ فرمود: «علم همه‌ي پيامبران(ع). و همانا رسول خدا(ص) همه‌ي آن را به اميرالمؤمنين(ع) واگذار نمود.» پس، مردي به آن حضرت گفت: «اي پسر رسول خدا(ع)، آيا اميرالمؤمنين(ع) عالم‌تر بود يا برخي از پيامبران؟» امام باقر(ع) فرمود: «خوب گوش كنيد اين مرد چه مي‌گويد! همانا، خدا ابزار شنود هر كس را كه بخواهد مي‌گشايد، من مي‌گويم؛ خداوند علوم همه‌ي پيامبران(ع) را در وجود حضرت محمد(ص) گرد آورده و اين جناب نيز همه‌را به اميرالمؤمنين(ع) سپرده است و اين مرد پرسيد: اين اميرالمؤمنين(ع) داناتر است يا برخي از پيامبران(ع).»
امام صادق(ع) فرمود: «اميرالمؤمنين(ع) عالم بود و علم به امام بعدي ارث مي‌رسد و هرگز عالمي هلاك نمي‌شود، مگرآن كه پس از او كسي كه علم او را مي‌داند باقي ماند، يا آن‌چه را كه خدا مي‌خواهد بداند.»

بخش دوم:

« شباهت‌هاي حضرت مهدي(عج) و حضرت مسيح(ع) »

مسيح(ع) واسطه‌ي وصلت نرجس‌خاتون:
خداوند براي پرورش اوصياي خود كه گوهرهاي تاب‌ناك آفرينش بوده‌اند، صدف‌هايي پاك و پاكيزه آفريده و آن‌ها را به دست مربيان خوب، خداپرست و نيك‌سيرت سپرده تا آن‌ها را پرورش‌ دهند. هم‌چنين نرجس‌خاتون، مادر امام عصر(عج) را از ملت‌هاي غربي انتخاب كرد و به سرزمين وحي و الهام فرستاد. اين ملكه از نسل حواريون عيسي‌بن مريم بود. دست قدرت خداوند، اين بانوي گران‌قدر را براي همسري امام عسكري(ع) به سامرا فرستاد تا گوهر وزين و نور تاب‌ناك وجود مهدويت در آن رحم پاك پرورش يابد.
در زيارت مادر امام زمان(عج) آمده است: «سلام بر تو اي بانوي بزرگي كه شبيه مادر موسي هستي، وسلام بر تو اي دختر حواري عيسي (شمعون‌الصفا)، سلام بر تو اي خانمي كه در انجيل توصيف شده‌اي، و اي دوشيزه‌‌اي كه از عيسي‌بن مريم امين خواستگاري شده‌اي، و اي خاتون و ملكه‌اي كه محمد سيد رسولان(ع) به وصلت و ازدواج تو با فرزندش امام حسن عسكري(ع) تمايل داشت، و سلام بر تو اي امانت‌دار رازهاي پروردگار جهانيان.1

حضرت مهدي(عج) و حضرت عيسي(ع)؛ نوادگان دختري «يسّي»:
حضرت عيسي(ع) نواده‌ي دختري يسّي است. مهدي(عج) نيز از جانب مادرش، جناب نرجس‌خاتون، نواده‌ي دختري يسّي است. زيرا، او دختر يشوي، پسر قيصر پادشاه روم و از نسل داود پيامبر(ع) بوده و مادرش از اولاد يكي از حواريون عيسي(ع) به نام شمعون صفا، وصي حضرت عيساي مسيح(ع) است كه وي نيز نواده‌ي دختري يسّي مي‌باشد.
در كتاب اشعياي نبي درباره‌ي ظهور حضرت حجت‌بن‌الحسن(عج) آمده است: «و نهالي از تنه يسّي بيرون آمده، شاخه‌اي از ريشه‌هايش خواهد شكفت، و روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت... مسكينان را به عدالت، داوري خواهد كرد و به جهت مظلومان زمين، به راستي حكم خواهد نمود... كمربند كمرش عدالت خواهد بود، و كمربند ميانش امانت.»2
شباهت مادر مهدي(عج)- فاطمه‌ي زهرا(س)- به مادر عيسي(ع):
1- هر دو صديقه هستند.3
2- هر دو سرور زنان عالم هستند.
3- هر دو طاهره بودند.
4- براي هر دو از آسمان مائده مي‌آمد.4
5- هر دو مورد لطف و عطاي خداوند هستند.
6- هر دو مخاطب ملائكه بودند.5

شباهت در كيفيت تولد:
آن گونه كه از ظاهر برخي آيه‌ها و روايت‌ها برمي‌آيد هنگامي كه حضرت مسيح(ع) به دنيا آمد، خداوند متعال ولادت او را پنهان نگاه داشت و به مريم(س) دستور داد به مكان قصّي برود و در آن‌جا پناه گيرد. سپس زكريا و همسرش و خاله‌ي مريم در پي او روان شده و او را يافتند. پس از آن‌ حضرت عيسي(ع) معجزه‌‌آسا به سخن آمد و خود را معرفي نمود.6
در مورد امام زمان(عج) نيز خداوند بزرگ، حمل مادر و هنگام ولادتش را مخفي داشت و پس از به دنيا آمدن هم جز حكيمه و مادرش و بعدها گروهي اندك از ياران ويژه، كسي آگاه نشد.

داشتن دو نام:
از امام محمدباقر(ع) نقل شده است: «مهدي(عج) منصور ناميده شده است، چنان ‌كه پيامبر(ص)؛ احمد، محمد و محمود ناميده شد و همان گونه كه حضرت عيسي‌بن مريم(ع)، مسيح ناميده شد.»7


شباهت سيماي مهدي(عج) به مسيح(ع):
كعب‌الاحبار مي‌گويد: مهدي(عج) از نسل علي‌بن ابي‌طالب(ع) است وي دراخلاق، اوصاف، شكل، سيما، شكوه و هيبت چون عيسي‌بن مريم مي‌باشد، خداوند به همه‌ي پيامبران(ع) هرچه داده به او نيز داده با اضافاتي، و عامه نيز روايت كرده‌اند كه آن جناب شبيه‌ترين مردم است به عيسي‌بن مريم(ع).8

سخن گفتن در گهواره:
ابونصر ظريف، خادم امام حسن عسكري(ع) مي‌گويد: «حضرت مهدي(عج) درگهواره بودند، به محضرش شرفياب شدم فرمود: «صندل قرمز پيش من بياور.» و وقتي كه آوردم، فرمود: «مرا مي‌شناسي؟!» عرض كردم: «آري شما مولاي من و فرزند مولاي من هستيد.» فرمود: «اين را نپرسيدم و اين مقصودم نبود، من خاتم اوصياء هستم، خداوند به وسيله‌ي من بلا را از اهل و خانواده‌ام و شيعيانم دور مي‌كند.»9

ياري و تأييد شدن از سوي جبرئيل:
خداوند متعال در قرآن كريم مي‌فرمايد:(سوره‌ي بقره، آيه‌ي 87 و 253)«تقويت نموديم عيسي‌بن مريم(ع) را با معجزه‌ها و به وسيله‌ي جبرئيل (روح‌القدس). بيش‌تر مفسران روح‌القُدس را به جبرئيل تفسير كرده و گفته‌اند: «خداوند عيسي(ع) را با روح‌القدس و جبرئيل تأييد و تقويت فرموده، يعني؛ جبرئيل را مددكار عيسي(ع) قرار داده است، حضرت عيسي(ع) از كودكي تا آخر عمر و حتي پس از نزولش به وسيله‌ي جبرئيل تقويت شده و خواهد شد.»10
امام ششم(ع) فرمود: نخستين كسي كه با قائم(عج) بيعت مي‌كند جبرئيل است، وي در چهره‌ي پرنده‌اي سفيد از آسمان فرود مي‌آيد و با آن حضرت بيعت مي‌كند. آن گاه يك پا بر بيت‌ا... و پاي ديگرش را بر بيت‌المقدس مي‌گذارد و با صداي زيبا و بلند به گونه‌اي كه همگان بشنوند، مي‌گويد: فرمان خدا رسيد، پس آن را با شتاب نخواهيد.11

شباهت اندام مهدي(عج) به مردان قبيله‌ي مسيح(ع):
پيامبر اكرم(ص) فرمود: مهدي(عج) از نسل من است. سيمايش چون ماه تابان، رنگش عربي (گندم‌گون) و جسمش اسرائيلي است [يعني؛ قامت رشيد، راست و قوي دارد] زمين را از عدل و داد پُر مي‌كند، همان‌گونه كه از جور و ستم پُر شده است به خلافت او اهل آسمان‌ها و زمين و حتي پرنده‌ي هوا رضايت مي‌دهند.12
زنده بودن هر دو:
طول عمر حضرت عيسي(ع) و صعودش به آسمان داراي حكمت‌هايي است، يكي از آن‌ها ايمان آوردن اهل كتاب به هنگام نزول اوست كه احدي از اهل كتاب روي زمين باقي نمي‌ماند، جز آن كه با او ايمان مي‌آورد، به كمك دولت حضرت مهدي(عج) مي‌شتابد و در جهاد عليه دجال‌صفتان و ستم‌گران همراه امام زمان(عج) شركت مي‌كند و در پايان براي مسيحيان به خوبي روشن مي‌شود كه جناب عيسي(ع) فرزند مريم(ع) و پيامبر(ع) است و نه فرزند خدا.

مرده انگاشتن هر دو (مهدي(عج) و مسيح(ع)) از سوي برخي مردمان:
در خصوص حضرت عيسي(ع)، يهود اتفاق كردند كه او را از ميان بردارند، ولي ايزد متعال نخواست و در خصوص حضرت مهدي(عج) نيز چنين مي‌باشد، زيرا برخي مردمان او را انكار مي‌كنند. به عنوان مثال طايفه‌اي گويند او هنوز متولد نشده، بعضي ديگر گويند تولد يافته ولي مرده است و عده‌اي چنين اظهار مي‌دارند كه امام يازدهم اولاد نداشت. اما حضرت مهدي(عج) و مسيح(ع) هر دو زنده هستند، با اين تفاوت كه مهدي موعود(عج) چون خضر و الياس در زمين به زندگي خويش ادامه مي‌دهد ولي مسيح در آسمان است. در مورد مسيح(ع) غيرمسلمان مي‌گويند وي كشته و به دار آويخته شده ولي مسلمانان بر اين باورند كه او زنده است. در مورد مهدي(عج) نيز غيراز شيعه اختلاف كرده‌اند. برخي مي‌گويند به دنيا نيامده، چون عمرش بيش از حد متعارف است.

رهبري مردم در سنين كودكي:
قُطب راوندي به سند صحيح از امام باقر(ع) روايت مي‌كند: «به آن امام عرض كردم آيا عيسي(ع) هنگام سخن گفتن در گهواره‌ و در حال كودكي، حجت خدا براي اهل زمانش نبود؟!» فرمود: «آري، وي در آن زمان پيامبر و حجت خدا بود و زكريا(ع) آيت و نشانه‌اي بود براي مردم و حجت براي افرادي كه سخنان او را در آن حال شنيدند.» سپس عيسي(ع) خاموش شد و هرگز حرف نزد تا سن دو سالگي. در اين دو سال كه او خاموش بود، وظيفه‌ي رهبري مردم بر دوش زكريا(ع) بود. پس از مرگ زكريا(ع)، يحيي(ع) وارث او شد، كتاب و حكمت را به ارث برد، درحالي كه پسري كوچك بود و چون سن مسيح(ع) به هفت سالگي رسيد سخن به نبوت گشود، در اين وقت عيسي(ع) بر يحيي(ع) و بر همه‌ي مردم حجت شد. ابن‌صباغ مالكي مي‌گويد: «خداوند در سنين طفوليت به مهدي موعود(عج) حكمت را عطا فرمود، چنان كه به عيساي پيامبر(ع) مرحمت نمود، و اورا امام قرارداد، همان‌گونه كه عيسي‌بن‌مريم(ع) را درگهواره، نبي مقرر فرمود.»13

غيبت و اختفاي مهدي(عچ) و مسيح(ع):
هم غيبت حضرت‌ عيسي(ع) و هم غيبت حضرت مهدي(عج) براي حفظ جان مي‌باشد. سيدمرتضي فرموده: «آن امام همام غايب شده به سبب خوف بر جان خويش و در اين صورت غيبت او براي حفظ جان واجب مي‌باشد، بر خلاف ترس بر مال و اذيت نفس. دليل اين امر آن است كه خليفه‌ي عباسي پس از دفن امام حسن عسكري(ع) هراسان گرديد و دربه‌در دنبال فرزند ارجمند آن امام بود.» حضرت صادق(ع) مي‌فرمايد: «خداي متعال غيبت حضرت مهدي(ع) را همانند غيبت عيسي‌بن مريم(ع) قرار داده است. يعني همان طوري كه عيسي مسيح(ع) براي حفظ جان خود دريك جا استقرار نداشت و مكانش معلوم نبود امام زمان(عج) هم براي حفظ جان، مكان ثابت و مشخصي ندارند.»

شباهت در سياحت:
حضرت عيسي(ع) همواره در گردش و سياحت بود و مكان و منزل ويژه‌اي نداشت. البته بزرگ‌ترين دليل اين برنامه ترس از جان و فشاري بود كه از سوي يهوديان عنود و سرسخت متوجه‌اش مي‌شد. مهدي موعود(عج) نيز جاي‌گاه خاصي ندارد و همواره در حركت مي‌باشد و اگر هم در جايي مستقر مي‌شود مدت آن خيلي كوتاه است.

داشتن حواري:
هر دو بزرگوار- امام مهدي(عج) و حضرت عيسي(ع)- از نعمت ياور با اخلاص و فداكار بهره‌مند بوده و هستند. ياران مسيح درسفرهاي تبليغاتي همراهش بودند و به كمك او برخاسته و به وي نيرو مي‌دادند. آنان در خرسندي و اندوهش شريك بودند و از پشتيباني‌هاي جانانه و همه‌جانبه‌ي خود نسبت به او دريغ نداشتند. امام صادق(ع) فرمود: «حواري‌ون عيسي(ع) شيعيان و پيروان او بودند و شيعيان ما حواري‌ون ما مي‌باشند.»
يك‌سان بودن عدد ائمه(ع) با تعداد حواريون عيسي(ع):
پيامبر گرامي(ص) در حديثي مي‌فرمايد: امام پس از من به تعداد نقيبان بني‌اسرائيل و اسباط و حواريون عيسي(ع) دوازده نفر هستند، و هر كس با آن‌ها مخالفت ورزد با من مخالفت نموده است و هر كسي آن‌ها را رد كند مرا رد كرده است، و هر كس آن‌ها را دوست بدارد و ازآنان پيروي نمايد نجات يافته و رستگاري يافته، و هر كس كه از آن‌ها تخلف و دوري گزيند گمراه خواهد شد و سقوط مي‌نمايد.14
شباهت روش اوصياي پيامبر خاتم(ص) با روش اوصياي عيسي(ع):
ابوحمزه‌ي ثمالي از امام باقر(ع) نقل مي‌كند كه آن بزرگوار فرمود: «خداوند، محمد(ص) را به عنوان رسول بر جن و انس فرستاد و پس از وي دوازده وصي را معين كرد. بعضي از آن‌ها مرده‌اند و برخي باقي هستند و براي هر وصي‌اي سنت و روش يكي از اوصياي حضرت عيسي(ع) پياده مي‌شود، ولي اميرالمؤمنين(ع) بر سنت و روش خود مسيح(ع) بود.»

شباهت سنت حضرت مهدي(عج) به حضرت مسيح(ع):
سنت در لغت به معناي روش، طريقه و قانون است، ولي سنت در روايت‌هاي مربوط به بحث ما به معناي قانون و روش است كه خداوند در زندگي پيامبران به اجرا گذاشته است. موضوع اين روش‌ها برخورد و معاشرت پيامبران(ع) با مردم و برعكس است. خداوند مي‌‌خواهد همان سنت‌ها را درباره‌ي حضرت مهدي(عج) نيز پياده نمايد. اين كه گفته مي‌شود سنت امام زمان(عج) از مسيح(ع) است به اين معناست كه درگوشه‌ي خاصي از زندگي حضرت عيسي(ع) (يعني آن‌چه را كه تاريخ و سنت الهي در سرنوشت فرزند مريم رقم زده است) دوباره‌ در رابطه با ولي‌عصر(عج) پياده مي‌شود و هر چه در مورد عيسي(ع) گفته شد درباره‌ي امام زمان(عج) هم گفته خواهد شد.15 هم‌چنين در روايتي آمده است سنتي كه صاحب‌الأمر از مسيح دارد آن است كه گفته مي‌شود او مرده است در حالي كه نمرده و زنده مي‌باشد.16
بازگشت مهدي(عج) چون عيسي(ع):
روايت شده است كه حضرت مهدي(عج) ويژگي‌هاي اخلاقي و جسماني حضرت مسيح(ع) را دارد ودر ميان مردم از همه به فرزند مريم(س) شبيه‌تر است. نعمائي در كتاب غيبت مي‌نويسد: «به درستي كه مهدي(عج) از نسل علي‌بن ابي‌طالب(ع) شبيه‌ترين مردم از نظر جسم و صفات اخلاقي نيكو و روش و هيبت به عيسي فرزند مريم(ع) مي‌باشد.17
امام زين‌العابدين(ع) مي‌فرمايد: غيبت امام زمان(عج) چون غيبت يوسف و رجعت و بازگشت او چون رجعت عيسي(ع) است كه بسياري از مردمان زنده بودن اورا انكار كرده‌اند و اختلاف مردم در ولادت وي چون اختلاف ديگران در وفات عيسي(ع) است.18

قيام مهدي(عج) و نزول عيسي(ع)، از نشانه‌هاي قيامت:
يكي از راه‌هاي آگاهي يافتن ازقيامت، به اين معني كه قيامت نزديك شده، فرود آمدن مسيح(ع) مي‌باشد. رسول‌ خدا(ص) نيز فرمودند: «قيامت به پا نمي‌شود تا اين كه مردي از اهل بيتم بر دنيا حكومت كند، كسي كه اسمش مطابق اسم من است.»19
امام پنجم(ع) فرمودند: «مهدي(عج) درآخرالزمان ظهور مي‌كند و پس از قيامش قيامت مي‌رسد، و نشانه‌ها و برهان‌هاي آن آشكار مي‌گردد.»20

وحدت؛ هدف مهدي(عج) و عيسي(ع):
همه‌ي پيامبران، اوصياي آنان و مصلحان يكي پس از ديگري براي زدودن سياهي و فزوني نور، رهاندن انسان‌ها از ستم آمده‌اند، مهدي با كمك مسيح براي همين امر مي‌آيند تا مردم را با روزهاي روشن رهايي و صلح و عدالت آ‌شنا سازند. اگر هم‌گرايي و وحدت در عقيده و هدف وجود نداشته باشد هيچ‌گاه دو نفر با هم نزديك نمي‌شوند. مواردي از اين دست لازمه‌ي شراكت و هم‌دلي است. بر همين اساس، رابطه‌ي نزول مسيح(ع) و ظهور مهدي منتظر(عج) به خوبي قابل لمس و درك است.
مبارزه با انحراف و تحريف:
يكي از اعتراض‌هاي هميشگي مسيح(ع) به يهوديان آن‌بود كه چرا آثار ديني را تحريف و تفسير متناسب با اميال خود مي‌كنند، مسيح روح دين و حقيقت آن را براي مردم و رجال دين بازگو مي‌كرد و آن دستورهايي كه بادعوت پروردگار سازش نداشت توضيح مي‌داد و تشريح مي‌فرمود. عيسي(ع) باورهاي آنان را باطل مي‌كرد تا آن‌‌ كه سودجويان بازار دين، مسيح را در نظر سياست‌مداران، شخصي آشوب‌طلب، زيان‌آور براي جامعه، مخالفت رژيم و هرج‌ومرج‌آفرين معرفي كردند. به خاطر اهميت مبارزه با تحريف است كه روايت‌هاي فراواني (حدود 25 حديث) تأييد كرده كه مهدي موعود(عج) پس از ظهورش حكم جديد آورده و بدعت‌ها را نابود مي‌سازد. در حديث مفصل آمده: «... و هيچ بدعتي را باقي نخواهد گذاشت و هيچ سنتي را معطل نخواهد گذاشت بلكه جميع بدعت‌ها را مرتفع خواهد ساخت و همه‌ي سنت‌ها به فعليت درخواهد آمد...»21
حضرت صادق(ع) فرمود: «هنگامي كه حضرت مهدي(عج) قيام كند با دستوري تازه، كتابي تازه، روشي تازه و حكمي تازه كه قبول آن بر عرب هم دشوار است، و اَحدي از كفار را باقي نگذارد و در امور خدايي ملامت‌ كسي در وي اثر نكند.»22
حضرت رسول(ص) فرمودند: «البته او پيرو من است و هرگز بدعت‌گذار نيست و در داوري‌هاي خود از لغزش و اشتباه در امان است.23

ستيز با عالم‌نمايان:
يكي از شباهت‌هاي مهدي(عج) و مسيح(ع) آن است كه هر دو با عالم‌نمايان به ستيز مي‌پردازند. رجال دين يهود دريافته بودند كه عيسي(ع) هم‌چون سيل بنيان‌كن آنان را تهديد مي‌كند و خطر بزرگ است كه مي‌تواند نابودشان سازد. اين گونه عالم‌نمايان با امام زمان(عج) نيز به طور قطع مخالفت خواهند كرد. اين‌ها همان‌هايي هستند كه از دم شمشير امام زمان(عج) خواهند گذشت و خون زياد از آن‌ها ريخته مي‌شود. اين گروه به سبب مخالفتشان محكوم به كفر هستند، چون در روايت‌ها آمده انكار امام زمان(عج) كفر است. نقل است از جابربن عبدا... انصاري: كه حضرت رسول(ص) فرمود: «اگر كسي خروج و قيام مهدي(عج) را انكار نمايد كفر ورزيده به آن‌چه كه بر پيامبر(ص) نازل شده است و هر كس فرود آمدن عيسي(ع) را انكار كند همانا كافر شده و هر كسي كه خروج و حضور دجال را قبول نداشته باشد پس او نيز كافر گرديده است.»24
نقل از حضرت‌ رسول(ص): «هركس كه قائم از فرزندان مرا انكار نمايد، پس همانا كه مرا انكار كرده است.»25
ابوحمزه‌ي ثمالي مي‌گويد: امام باقر(ع) به من فرمود: اي اباحمزه! يكي ازچيزهاي حتمي كه نزد خداوند تغييرناپذيرند قيام قائم ‌آل‌محمد(ص) مي‌باشد، پس اگر كسي شك كند درآن‌چه كه مي‌گويم، ملاقات خواهد كرد خدا را در حالي كه به ذات پروردگار كافر شده است و منكرش نيز مي‌باشد.26

درمان بيماري‌هاي سخت:
يكي ديگر از شباهت‌هاي مهدي(عج) و عيسي(ع) آن است كه هردو بيماري‌هاي سخت را درمان مي‌كنند. قرآن كريم در سوره‌ي آل‌عمران، آيه‌ي 49 به يكي از معجزه‌هاي حضرت عيسي‌بن مريم(ع) تصريح مي‌كند و مي‌فرمايد: وي بيماري‌هاي صعب‌العلاج يا غيرقابل درمان از طريق عادي را درمان مي‌كند. با اجازه‌ي خداوند متعال، كور مادرزاد و مبتلايان به برص و پيسي را بهبود مي‌بخشم و مردگان را با اجازه‌ي خداوند زنده مي‌كنم.27
نقل از رسول‌ا...(ص): آخرين ذريه‌ي بتول عذرا(س) كسي است كه عيسي‌بن مريم(ع) پشت سرش نماز مي‌خواند، زمين را از عدل و داد پُر مي‌كند، همان‌گونه كه پُر از ظلم و جور گرديده، به سبب او مردم را از هلاكت نجات مي‌دهم و به وسيله‌ي او مردم را از گمراهي به هدايت سوق مي‌دهم، و به سبب وي كور را مداوا مي‌كنم و بهبود مي‌بخشم و مريض را شفا مي‌دهم. پس گفتم: مولاي من! (اين امر) در چه زماني اتفاق مي‌افتد؟ فرمود:«زماني كه علم (از ميان مردم) رخت بربندد و ناداني آشكار شود و خوانندگان قرآن زياد شوند و عمل (به قرآن ودستورهاي دين) كم كرده و قتل و كشتار بي‌دليل و بي‌سبب زياد شود و عالمان هدايت‌كننده كم شوند... .28
علي‌بن الحسين(ع) فرمود:«هر گاه قائم ما(عج) قيام نمايد، خداوند عزوجل از شيعيان ما بيماري را برطرف مي‌كند و دل‌هاي آنان را مثل قطعه‌هاي فولاد و آهن مي‌كند، و نيروي هر يك از آن‌ها را برابر چهل مرد مي‌سازد و از حكام و اركان مهم زمين خواهند بود.29

داشتن زندگي زاهدانه:
حجت‌‌بن‌الحسن(عج) زهدي علي‌گونه دارد. به عنوان مثال لباس آن حضرت زبر است و غذايش غير از جو سبوس‌دار نيست. امام هشتم(ع) مي‌فرمايد: «اگر قائم آل‌محمد(عج) به پا خيزد، جز خون، عرق و رنج چيز ديگري نخواهد بود، مردم سوار بر اسب‌ها هر سوي خواهند تاخت، لباس قائم(عج) زبر و خشن و غذايش سخت خواهد بود.30
اميرالمؤمنين(ع) در توصيف عيسي‌بن‌ مريم(ع) مي‌فرمايد: «پس همانا عيسي‌بن مريم(ع) بالش و متكاي زير سرش سنگ بود و جامه‌ي درشت و زبر و نان سبوس‌دار مي‌خورد و خورشت او گرسنگي و چراغش روشنايي ماه بود...»31

بخش سوم:

رابطه‌ي نزول مسيح با ظهور امام زمان(عج):
درباره‌ي رابطه‌ي پيوند نزول مسيح(ع) با ظهور امام زمان(عج) بحث‌هاي گوناگوني مطرح شده كه مي‌توان به بررسي آن‌ها پرداخت. اين بحث‌ها براي تثبيت و تحكيم رابطه‌ي نزول و ظهور ذاتي كه ذات اقدس ربوبي چه حكمتي را در نظر گرفته مي‌تواند مفيد واقع شود. به عنوان مثال؛ مي‌توان به روابط و شباهت‌هاي آفرينشي، تربيتي، رفتاري، فردي و اجتماعي در ميدان ارشاد و هدايت مردم اشاره كرد، يا به اين كه هر دو زنده هستند و عمري طولاني را سپري مي‌كنند و نيز اين كه زندگي آنان غيرعادي است و درعين حال خداوند مي‌خواهد قدرت خويش را به رُخ مردم بكشد و آنان را به فكر وادار نمايد تا ايمان قوي و مستحكم به دست آورند.
صاحب بشارت‌الاسلام نيز مي‌گويد:«علت اين كه از ميان پيامبران(ع) خداوند عيسي(ع) را براي بقا تا زمان قيام امام زمان(عج) برگزيد و پس از ظهور بقيه‌الله(عج) او را به زمين فرو مي‌فرستد و دستور مي‌دهد كه پُشت سر مهدي(عج) نماز بخواند و به او بر نصاراي روم و چين احتجاج نمايد، غلبه و سيطره‌ي مسيحيت بر ديگر ملت‌ها مي‌باشد.»32
پس وجود مسيح(ع) در ميان سپاه امام(ع) به خاطر آن است كه از نفوذ و قداست وي براي پيشرفت كار ولي‌عصر(عج) استفاده شود و طبيعي است كه وقتي قدرت بزرگ دنيا به وسيله‌ي عيسي‌بن مريم(ع) ايمان به منجي بياورد و از طرف ديگر قدرت اسلام به آن ضميمه شود نهضت مقدس امام زمان(عج) با كم‌ترين تلفات و خون‌ريزي به نتيجه‌ي مطلوب مي‌رسد و نيز به راحتي مي‌توان جلوي آشوب آشوب‌گراني چون دجال را گرفت تا صلح و آشتي زودتر به بار نشيند.

بشارت پيشينيان به هبوط مسيح(ع):
دركتاب‌هاي پيشينيان به نزول مسيح(ع) هم تصريح و هم اشاره شده است. به عنوان مثال، در آيين زرتشتي در كتاب‌هاي اوستا زند، جاماسب‌نامه و ديگر كتاب‌هاي آن دين درباره‌ي آخرالزمان و ظهور موعود(عج) مطالب بسياري آمده است. در آيين هندوان و كتاب‌هاي آنان نيز سخن از نجات‌دهنده و موعود آمده. هم‌چنين در آيين بودايي مسئله‌ي انتظار مطرح است. پاره‌اي از كتاب‌ها و مأخذها گفته‌اند كه در اين آيين نيز انتظار و شخص مورد انتظار مطرح شده است.
توضيح بيش‌تر در اين باره:

كتاب مقدس هندوها:
در كتاب «وشن جوك» نيز بشارت به ظهور امام زمان(عج) بدين صورت ذكر گرديده است: آخر دنيا به كسي برمي‌گردد كه خدا را دوست مي‌دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او خجسته و فرخنده باشد. استاد محمدرضا حكيمي مي‌نويسد: «در مجموع آثار مقدس يهودي، چهره‌ي سه موعود ترسيم شده است: 1) حضرت عيسي(ع) 2) حضرت محمد(ص) 3) حضرت مهدي(عج)- با اين حساب انتظار در يهوديت كيفيتي ويژه مي‌يابد و چون اين قوم به حضرت مسيح و حضرت محمد(ص) نگرويدند و هيچ‌كدام را قبول نكردند، بايد در برابر مسئله‌ي موعود و انتظار، بسيار حساس و نگران باشند و بايد از اين همه اشاره‌ها به سادگي و غفلت نگذرند.
از نظر يهود و مسيحيت ظهور يك مصلح غيبي درآخر‌الزمان قطعي است و جالب آن كه در ميان همه‌ي طايفه‌هاي يهود و همه‌ي شاخه‌هاي مسيحيت اين اعتقاد قطعي و مسلم است و در ميان فرقه‌هاي مختلف يهود و نصاري در اين مسئله اختلاف نيست. در آيين مسيحيت و كتاب‌هاي مقدس اين مذهب نيز بشارت‌هاي بيش‌تر و روشن‌تري درباره‌ي موعود آخرالزمان رسيده است، يكي از علل آن شايد نزديكي ظهور مسيح با ظهور امام زمان است.

مكاشفه‌ي يوحنا:
انجيل يوحنا مي‌گويد: به او قدرت بخشيده است كه داوري هم بكند، زيرا كه پسر انسان است و از اين تعجب مكنيد چون ساعتي مي‌آيد كه در آن جميع كساني كه در قبرها مي‌باشند آواز او را خواهند شنيد و بيرون خواهند آمد، هر كه اعمال نيكو كرد، براي قيامت حيات، و هر كه اعمال بد كرد، به جهت قيامت داوري...33 ، آنان پسر انسان را خواهند ديد كه در ميان ابرهاي آسمان يا قدرت و شكوهي خيره‌كننده مي‌آيد و او برگزيدگان خود را گرد هم خواهد آورد.

رساله‌ي پولس به روميان:
دراين رساله آمده است: زيرا يقين مي‌دانم كه دردهاي زمان حاضر نسبت به آن جلالي كه در ما ظاهر خواهد شد هيچ است. ... و آن كه براي حكمراني امت‌ها مبعوث شود اميد امت‌ها بر وي خواهد بود.34
پژوهش‌گرانديشمند و جستجوگر، آقاي‌كامل‌سليمان مي‌فرمايد:«جالب اين است كه درترجمه‌ي عربي انجيل تعبير «قائم» آمده است و تعبير حكم‌راني امت‌ها و اميد امت‌ها جالب توجه است.»35
علت و منشأ نزول مسيح(ع)، لطف بي‌پايان خداوند براي امت اسلام و امام زمان(عج) و محرومان جهان مي‌باشد تا از شر دجال يهودي و پيروانش رهايي يابند. افزون بر شمشير و قدرت زور بازو، وجود حجت‌هاي الهي درميان مردم، سرعت‌بخش امر اصلاح دنياست به ويژه كه مسيح مورد قبول يهوديان و نصرانيان به عنوان منتظر و در بين مسلمانان به عنوان حامي و ياور موعود منتظر، جايگاه خاص خودش را دارد و به طور كلي، فلسفه‌ي نزول مسيح در روايت‌ها تصريح شده و از باب نمونه مي‌توان به كشتن دجال و شكست صليب و از بين بردن جزيه و حمايت بي‌چون و چرا از امام زمان(عج) اشاره نمود.

نزول مسيح:
اميرالمؤمنين(ع) در خطبه‌ي البيان، كه از خطبه‌هاي بلند آن حضرت است، نشانه‌هاي ظهور را بازگو فرموده‌اند و در آن خطبه گفته‌اند: «آن گاه مهدي(عج) به بيت‌المقدس باز مي‌گردد و چند روزي با مردم نماز مي‌خواند. چون روز جمعه فرا رسد و نماز برپا گردد، عيسي‌بن مريم(ع) در آن ساعت از آسمان فرود آيد. به هنگام نزول دو جامه‌ي سرخ برتن دارد گو اين كه از سرش قطرات عرق چون روغن مي‌چكد، او مردي زيبا، خوش‌اندام و شبيه‌ترين مردم به ابراهيم(ع) است. به سوي مهدي(عج) مي‌آيد و با وي مصافحه مي‌كند و به ايشان نويد پيروزي و نصرت مي‌دهد،آن هنگام مهدي(عج) به او مي‌فرمايد: «اي روح‌ا...! جلو بايست و با مردم نماز بخوان.» عيسي(ع) مي‌گويد: «اي فرزند پيامبر خاتم(ص) نماز براي شما برپا گرديده است، آن گاه مسيح(ع) اذان مي‌گويد و پشت سر امام زمان(عج) به نماز مي‌ايستد.»36
حضرت مسيح(ع) پيش از قيام قيامت به دنيا باز مي‌گردد و هيچ يهودي و غيريهودي روي زمين نمي‌ماند جز آن كه پيش از وفاتش به او ايمان مي‌آورد و وي پُشت سر مهدي(عج) نماز مي‌خواند. رسول خدا(ص) در توصيف عيسي(ع) فرموده‌اند: «عيسي‌بن مريم(ع) در ميان امت من داوري دادگر خواهد بود، كينه و دشمني را از ميان مردم برمي‌دارد و به اندازه‌اي ثروت مي‌ريزد كه ديگر كسي آن را نمي‌پذيرد، خشم و آزار از ميان جنبدگان هم برطرف مي‌شود و سرتاسر زمين چونان نقره نرم و انعطاف‌پذير مي‌گردد.37 محيي‌الدين عربي درباره‌ي حضرت مهدي(عج) مي‌گويد: همانا ختم‌كننده‌ي ولايت محمدي(ص)، مردي از شريف‌‌ترين مردم عرب در اصل و نسب است كه در زمان ما موجود است. اگر چه ختم ظاهري ولايت در اولياي غيرختمي از آن عيسي(ع) مي‌باشد، ولي ولايت عيسي(ع) پايان‌يافته به‌ختم ولايت محمدي(ص) است. وارث ولايت محمدي(ص) همه‌ي علوم را از روح رسول‌ا...(ص) دريافت مي‌كند؛ او ختم‌كننده‌ي ولايت خاصه‌ي محمدي(ص)در مقام خاتميت مي‌باشد. پس وراثت او از نظر كمال در گستردگي، جامعيت و احاطه‌ به علوم رسول خدا، و از نظر شباهت احوال و مقامات و اخلاق به آن حضرت كامل‌ترين وراثت‌هاست.

سيماي مسيح(ع) در قرص خورشيد و ماه:
براي اثبات اين مطلب حديث‌ و سخني از انجيل مي‌آوريم: امام پنجم(ع)، شكافنده‌ي‌ دانش‌ پيامبران(ع) ذيل آيه‌ي شريفه؛ «اگر بخواهيم براي آن‌ها نشانه‌اي از آسمان مي‌فرستيم، پس گردن‌هاي آن‌ها دربرابرش خاضع مي‌شود»38فرمود: به زودي خداوند اين نشانه را خواهد فرستاد: «خورشيد از موقع زوال تا وقت عصر در وسط آسمان خواهد ماند و همه متوجه اين نشانه مي‌شوند. آن‌گاه سيماي مردي را در خورشيد مي‌بينند. نام و نشان او را خواهند شناخت. اين نشانه‌ي پُرشكوه در عصر سفياني خواهد بود و در آن هنگام سپاه سفياني نابود خواهند شد و خود سفياني هم به هلاكت خواهد رسيد.39 در انجيل نيز آمده است: «و فوراً بعد از مصيبت آن ايام، آفتاب تاريك گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فرو ريزند و قوت‌هاي افلاك متزلزل گردد، آن‌گاه عدالت پسر انسان در آسمان پديد گردد و در آن وقت همه‌ي طايفه‌ها سينه‌زني كنند و پسر انسان را ببينند كه بر ابرهاي آسمان با قوت و جلال عظيم مي‌آيد.40

بسترسازي فرود عيسي(ع):
اكثر قريب به اتفاق مردم جهان را مسلمانان، مسيحيان و يهوديان تشكيل مي‌دهند. وقتي كه موعود اينان مهدي(عج) و مسيح(ع) باشد و هر دو ظهور نمايند در حالي كه مسيح(ع) به دنبال امام زمان(عج) در حركت باشد و به عنوان وزير و مددكار از او پشتيباني كند، اين خود فراهم كردن بهترين بستر براي پذيرش قائم‌آل‌محمد(ص) مي‌باشد، چنان‌كه از روايت‌هاي اسلامي و عهد قديم و جديد به خوبي استفاده مي‌شود و بر همگان واضح و روشن است كه قيام و نهضت مقدس مهدي(عج) جهاني است، ولي نه از نوع جهاني كه بر اثر پيشرفت علم و تكنولوژي به وجود آيد و نه از نوع آمريكايي‌اش كه به وسيله‌ي صاحبان قدرت و سرمايه طراحي گرديد، بلكه با ماهيتي ايدئولوژيك، ديني و ساخته شده از آموزه‌هاي دين اسلام كه مجري آن امام زمان(عج) و ساختار اوليه‌اش را پيامبرخاتم(ص) از طرف خداوند ريخته است.
درباره‌ي فراهم آمدن زمينه‌هاي فرود حضرت عيسي(ع)، نكته‌‌هاي ديگري نيز وجود دارد كه در اين‌جا به بررسي آن‌ها پرداخته مي‌شود:
پديده‌ي جهاني شدن:
اين نوزاد قرن (پديده‌ي جهاني) كه از طرف سلطه‌جويان در رگ و پي جامعه‌ي انساني تزريق شده و چالش‌هايي هم به وجود آورده است. ذهن بسياري از پژوهش‌گران عرصه‌ي علم و سياست و اقتصاد و فرهنگ را به خود مشغول ساخته، چرا كه داراي سويه‌هاي مختلف ولي پيچيده مي‌باشد و اين پيچيدگي منحصر به فرد، انديشمندان را از ارائه‌ي تعريفي روشن ناتوان ساخته و تعريف آن را بسيار دشوار ساخته است. ظواهر امر، نشان‌گر آن‌ است كه اين نظريه‌ بشريت را نابود مي‌سازد، چرا كه باعث تسلط يافتن سلطه‌جويان و ابرقدرت‌ها مي‌شود. بنابراين، ملت‌هاي محروم جهان سوم دچار مرگ تدريجي مي‌شوند.
طرح دهكده‌ي جهاني در دنياي امروز، زمينه‌ي مناسبي براي پذيرش حكومت جهاني مهدي موعود(عج) مي‌باشد، چرا كه مشكلات فرآيند طرح جهاني را در بر ندارد، براي اين كه انسان‌ها از حقوق انساني و ديني و اجتماعي بهره‌مند مي‌باشند و آسايش و آرامش فراگير، همه را در برمي‌گيرد. افزون بر آن، در دولت كريمه جهاني حجت‌‌بن‌الحسن(عج)، مشكل اقتصادي وجود ندارد و از عوامل آشوب‌طلب، خبري نيست، چون پيش‌تر همه‌ي نااهلان به كيفر عمل خويش رسيده‌اند و اگر افرادي هم باشند حربه‌اي براي ايجاد اختلاف و هرج‌ومرج ندارند. اهل كتاب از يهود و نصاري به مسيح(ع) ايمان آورده‌اند و حضرت عيسي(ع) خود وزير و ناصر بقيه‌ا...(عج) مي‌باشد.

پيشرفت خيره‌كننده‌ي دانش و تكنولوژي:
با وجود پيشرفت خيره‌كننده در علم و گسترش‌يافته‌ها كه درك آن خارج از تصور است، هيچ يك ازاين‌ها هنوز نتوانسته است به نياز و خواست دروني و بيروني انسان پاسخ كامل بدهد و اين خود دليل بر انتظار است، انتظار تا آمدن منجي و مصلح كل و انتظام‌دهنده به اين نظم نوين بي‌نظمي.


آينده‌ي جهان از ديدگاه برخي از انديشمندان:
پايان تاريخ، زماني است كه انسان به شكلي نسبتا كامل از جامعه‌ي انساني دست يابد، در آن ژرف‌ترين و بنيادي‌ترين نيازهاي بشري برآورده شود. بشر امروزه به جايي رسيده است كه نمي‌تواند دنيايي به كلي متفاوت از جهان كنوني را تصور كند، چرا كه هيچ نشانه‌اي از امكان بهبودي بنيادي نظم جاري وجود ندارد. هنگامي كه مردم هويت خود را بر مبناي قوميت و مذهب تعريف مي‌كنند در روابط خود و افراد وابسته به مذاهب يا قوميت‌هاي ديگر، احتمالاً «ما» را در مقابل «ديگران» مي‌بيند... مهم‌تر از همه‌ اين كه تلاش‌هاي غرب براي ترويج ارزش‌هاي خود، يعني دموكراسي و ليبراليسم، به عنوان ارزش‌هاي جهاني و حفظ برتري نظامي و پيش‌برد منافع اقتصادي‌اش، واكنش‌ تلافي‌جويانه‌ي تمدن‌هاي ديگر را برمي‌انگيزد.
برخورد تمدن‌ها در دوسطح صورت مي‌گيرد: درسطح خُرد، گروه‌هاي نزديك به هم درامتداد‌ خطوط گُسل ميان تمدن‌ها، غالباً با توسل به خشونت براي كنترل خاك و مهار يكديگر به‌ نزاع مي‌پردازند. در سطح كلان، دولت‌هاي وابسته به تمدن‌هاي مختلف، براي كسب قدرت نسبي نظامي و اقتصادي، با هم به رقابت برمي‌خيزند، براي كنترل نهادهاي بين‌المللي و طرف‌هاي ثالث دست به‌ مبارزه مي‌زنند و براساس رقابت، ارزش‌هاي خاص سياسي و مذهبي خويش را ترويج مي‌كنند.

دولت كريمه، يا آينده‌ي جهان:
از ديدگاه قرآن با آمدن مهدي موعود(عج)، حكومت جهان در اختيار مؤمنان صالح و مستضعفان قرار خواهد گرفت، آن هم براي اقامه‌ي عدل و داد و نابودي ظلم و ستم و برپايي و استواري احكام اسلام ناب و تأمين آسايش و آرامش مردم در تمام سطوح و برقراري برابري و رفع تبعيض و محو سلطه‌ي زورگويان و آزادي انسان‌هاي اسير از بند اسارت و دريك كلام، رهايي از همه‌ي بندها و رنگ‌هاي غيرخدايي و آراستن آن‌ها به رنگ الهي؛ خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده و كارهاي نيك انجام داده‌اند وعده مي‌دهد كه آن‌ها را به‌طور قطع خليفه‌ي روي زمين خواهد كرد: «همان‌گونه كه پيشنيان را خلافت روي زمين بخشيد و دين را كه براي آن‌ها پسنديده، پابرجا و ريشه‌دار خواهد ساخت و حذف و ترس آن‌ها را به امنيت و آرامش مبدل مي‌كند. به گونه‌اي كه تنها مرا بپرستند و چيزي را براي من شريك ندانند. اين آيه اشاره به حكومت جهاني مهدي موعود(عج) دارد كه شرق و غرب جهان را در زير لواي حكومتش قرار مي‌دهد و ناامني، ترس، جنگ و ستيز را از صفحه‌ي زمين برمي‌چيند.
ثمره‌ي همه‌ي زحمت‌هاي‌ پيامبران(ع) و دستاورد تلاش و تبليغات سفيران الهي زماني تحقق مي‌يابد كه قائم آل‌محمد(عج) ظاهر شود، چون حكومت آن‌حضرت، نمونه‌ي كامل حاكميت توحيد است و امنيت كامل و عبادت خالي از شرك در آن عصر رويش دارد.

نزول مسيح(ع) و تقويت جبهه‌ي مهدي(عج):
وجود پيامبراني‌ كه پيش‌تر، نام آنان ذكر شد به‌ ويژه روح‌ا… و كلمه‌ا… عيسي‌بن مريم(ع)، يكي از برهان‌هاي آشكار و نشانه‌هاي محكم براي تقويت نهضت و جنبش روح‌افزاي امام‌‌‌زمان(عج) مي‌باشد.
يكي از موقعيت‌هاي اجتماعي و هم‌ساز با اقدام اجتماعي، فرود مسيح(ع) از آسمان با توجه به آمادگي و توانايي پذيرش مردم است، كه انقلاب جهاني منجي را باعث خواهد شد و نيز اين امر يكي از بزرگ‌ترين عوامل موقعيت‌ساز براي تحكيم و تقويت جبهه‌ي مهدويت مي‌باشد، زيرا بخش‌هاي جهان به يك‌ديگر نزديك شده، ارتباطات جهان را يك پارچه نموده و فاصله‌اي وجود ندارد تا مانع پيوند ميان انسان‌ها شود. پس، فرود آمدن مسيح(ع) و نماز گذاردن پُشت سر مهدي(عج) و پشتيباني از او در ميدان جهاد و مبارزه و داوري كردن براي حكومتش و شكستن صليب به وسيله‌ي عيسي‌بن‌ مريم(ع) و مواردي از اين قبيل مردم را به سمت امام زمان(عج) سوق مي‌دهد، پس اتحاد با آنان نياز به نبرد و جنگ و درگيري ندارد. هم‌چنين مي‌توان گفت كه فرود آمدن مسيح(ع) براي ياري كردن وجود شريف امام زمان(عج) است، چرا كه هدف بزرگ، يعني حكومت جهاني، نياز به تلاش افرادي شايسته و كارآمد دارد، و چه كسي بهتر از پيامبر اولوالعزمي چون مسيح(ع)، پيامبري كه همه‌ي اهل كتاب از يهود و نصاري به وي ايمان مي‌آورند.
عيسي(ع) به عنوان داور و وزير مي‌آيد. وزارت همان معاونت و همكاري و نصرت است. طبيعي است كه اگر مسيح(ع) در كنار امام زمان(عج) به تبليغ و ارشاد انجيل مبادرت نموده و مسيحيت را تبليغ نمايد، درگيري و اختلاف به وجود مي‌آيد، حكومت جهاني مهدي برقرار نگرديده و ديگر وعده‌ي الهي تحقق نمي‌يابد. اگر گفته شود مسيح(ع) و مهدي(عج)، اختلاف و درگيري ندارند، شايد بتوان گفت؛ پيروان و هواداران آن دو باهم برخورد خواهند نمود و اين خود آغاز جنگ و نزاع است. در نتيجه هدف‌هاي هيچ يك از آن‌ها تحقق نخواهد يافت.
در ذيل بحث از تقويت جبهه‌ي امام زمان(عج) به وسيله‌ي حضرت مسيح(ع) به چند بحث ديگر نيز بايد توجه كرد :
زبان مادري مسيح(ع)، رمز آمادگي:
نقل است از امام‌صادق(ع): وقتي كه براي ظهور امام‌زمان(عج) اجازه صادر مي‌شود، خدا را به اسم عبرانيش مي‌خواند، سپس اصحاب و يارانش، همان 313 نفر، خيلي سريع مانند قطعه‌ي ابر پاييزي(درسرعت ‌حركت)آماده مي‌شوند. اينان همگي صاحبان پرچم(آن ‌نهضت‌وانقلاب‌‌مقدس) هستند.
يكي از جلوه‌هاي بسيار زيباي انقلاب موعود منتظر(عج) آن است كه خود آن حضرت زبان عربي و مسيح(ع) زبان عبراني و ادريس(ع) زبان سرياني دارند كه هر سه، زبان كتاب‌هاي آسماني قرآن، تورات و انجيل است. هم‌چنين وجود مسيح(ع) براي تبليغ و بيان حقايق و معرف شخصيت‌ الهي و برحق امام زمان(عج) و اجراي فرمان‌ها و دستورهاي آن حضرت است و هم‌چنين عيسي‌بن مريم(ع) خويش را وقف ياري و همراهي مهدي(عج) كرده است و خودش فرموده كه آمده‌ام وزير باشم نه امير. هم‌چنين ادريس پيامبر(ع) كه قرابت و نسبت خيلي نزديك به حضرت آدم(ع) دارد و مربوط به پيش از طوفان نوح(ع) است با زبان سرياني كه زبان رسمي ديني اوست و حدود 50 صحيفه به همين زبان بر ايشان نازل گرديده است، در كنار حضرت مهدي(عج) قرار دارد. افزون بر همه‌ي اين‌ها، ولي‌ا… اعظم(عج) به همه‌ي زبان‌ها آگاهي كامل دارد. براي حكومت جهاني آشنايي با همه‌ي زبان‌هاي اديان آسماني لازم و ضروري است و چنين برنامه‌ريزي حساب شده از سوي آن حضرت و از طرف خداوند بزرگ برگرفته از لطف و رحمت بي‌كران خداوندي است نسبت به بندگانش.

اقتداي عيسي(ع) به مهدي(عج):
رسول خدا(ص) مي فرمايد: عيسي(ع) در گردنه‌اي به نام افيق در سرزمين مقدس فرود مي‌آيد و وارد بيت‌المقدس مي‌شود در حالي كه مردم براي نماز صبح صف كشيده‌اند. پس امام‌ زمان(عج) عقب‌ مي‌رود ولي عيسي(ع) اورا جلو مي‌اندازد و خود پُشت سر وي ايستاده به او اقتدا مي‌كند و بر اساس شريعت محمدي(ص) نماز ‌گذارده و مي‌گويد: «شما اهل‌بيتي هستيد كه احدي نمي‌تواند بر شما پيشي بگيرد.»41
امام باقر(ع) فرموده‌اند: به‌طور قطع، عيسي(ع) درهنگام طلوع صبح فرود خواهد آمد، پس پيرو هيچ آئيني از يهود و غير آن باقي نخواهد ماند جزآن كه پيش از وفاتش به او ايمان مي‌آورد و وي پشت سر مهدي(عج) نماز مي‌خواند.42
داوري فرزند مريم(ع) براي دولت مهدي(عج):
نزول مسيح(ع) براي داوري به حق و اتمام حجت بر پيروان همه‌ي اديان توحيدي، به ويژه يهود و پايان مخاصمه است. اين فرود خيره‌كننده و نزول باشكوه و بزرگ براي تثبيت داوري به‌گونه‌اي تأثيرگذار است كه ديگر هيچ‌كسي را ياراي مخالفت و عدم پذيرش، نخواهد بود، يعني؛ هيچ‌گونه جايي براي انكار، باقي نخواهد گذاشت.
رسول‌‌‌‌ خدا(ص) مي‌فرمايد: عيسي‌‌بن‌ مريم(ع) در ميان امت من داوري دادگر خواهد بود، كينه و دشمني را از ميان مردم برطرف مي‌سازد و به اندازه‌اي ثروت و مال مي‌ريزد كه ديگر كسي آن را قبول نمي‌‌كند، خشم و آزار هر جنبنده‌اي برداشته مي‌شود و سرتاسر سرزمين مانند نقره، نرم مي‌شود.43

ايمان اهل كتاب به مسيح(ع) در پذيرش اسلام:
همه‌ي اهل كتاب به حضرت مسيح(ع) پيش از مرگش ايمان مي‌آورند، يهوديان او را به نبوت و مسيحيان به اين كه وي فرزند مريم و پيامبر الهي است مي‌پذيرند و دست از الوهيت (خدا، يا فرزند خدا بودن) او برمي‌دارند و اين جريان، هنگامي است كه عيسي‌بن مريم(ع) از ظهور امام زمان(عج) از آسمان به زمين فرود مي‌آيد. قيام حضرت مهدي(عج) آخرين حلقه از حلقه‌هاي مبارزه‌ي حق و باطل است كه از آغاز جهان، برپا بوده است. اين قيام مقدس براي پشتيباني از مظلوماني است كه در طول تاريخ، استخوان‌هاي پيكرشان زير فشار و شكنجه‌، خُرد شده و شخصيت، بلكه انسانيت،‌آنان را مستكبران و ستم‌گران به بازيچه گرفته و آن ها را وسيله‌ي تفريح خويش قرار داده‌اند. اينان استحقاق پشتيباني را دارند، از اين رو، همراه حجت و قدرت قاهره‌ي الهي به مبارزه با ظلم و ستم برمي‌خيزند تا اين كه جهان پُر از عدل و داد گردد. از كلام خداوند كه مي‌فرمايد: «هيچ يك از اهل كتاب نيست مگر آن‌كه به او «مسيح(ع)» ايمان مي‌آورد.» مي‌توان استفاده نمود كه همه‌ي ملت‌هاي مسيحي و يهودي به او ايمان مي‌آورند و فلسفه‌ي صعود وي ‌به آ‌سمان و طولاني شدن عمرش آن است كه خداوند او را براي ايفاي نقشي بزرگ در مرحله‌ي حساس تاريخ، يعني؛ ظهور امام زمان(عج) ذخيره فرموده است، چرا كه مسيحيان، بزرگ‌ترين قدرت جهاني را تشكيل مي‌دهند و اين امر مي‌‌تواند بزرگ‌ترين مانع براي رسيدن پرتو اسلام به ملت‌هاي دنيا و برپايي حكومت جهاني و تمدن الهي مي‌باشد.

جنگ امام زمان(عج) و مسيح(ع) با دجال در بيت‌المقدس:
فرزند مريم(ع)، در به هلاكت رساندن دجال، به مهدي موعود(عج) كمك مي‌كند، يعني؛ هر دو بزرگوار به پيكر خبيث دجال ضربه‌هاي كاري وارد مي‌كنند به گونه‌اي كه ضربه‌هاي نخست را امام زمان(عج) وارد مي‌آورد و آخرين ضربه‌ي كاري را مسيح(ع) مي‌زند و در نتيجه، آن ملعون از پاي درمي‌آيد و كارش براي هميشه پايان مي‌يابد. پس از به‌هلاكت رسيدن دجال به دست پُرقدرت و نيرو گرفته‌ي امام زمان(عج) از عنايت‌هاي الهي، جهان بدين‌وسيله از لوث وجود خبيثي خطرناك پاك مي‌شود و آن‌گاه، دولت كريمه‌ي مهدوي استقرار مي‌يابد و چون مانع‌هاي بزرگ يكي پس از ديگري برطرف شده است و بوي دل‌انگيز صلح و عدالت، فضاي جهان را عطرآگين مي‌سازد.

فتح قسطنطنيه، يا نماد دنياي مسيحيت:
قسطنطنيه در صدر اسلام پايتخت بخش بزرگي از اروپاي شرقي، آسيا و خاورميانه و روم يعني؛ تمام قاره‌ي اروپا، استراليا و بخش بزرگي از آفريقا و خاورميانه بود. روم و اقمارش افزون بر اين‌كه مركز و پايتخت دنياي مسيحيت بود همه‌ي افكار، عقايد و آرايي كه درباره‌ي مسيح و كيش مسيحيت به كشورهاي مختلف روم شرقي و غربي مي‌رسيد دستاورد كليساهاي قسطنطنيه و پدران روحاني آن بود.
اين احتمال وجود دارد كه دو نام قسطنطنيه و روم به عنوان نماد دنياي مسيحيت باشد. در اين صورت، نزول مسيح چنان‌چه در تعاليم آن دين آمده است، اهميتي به سزا دارد، چون از حديث‌ها و روايت‌هاي اسلامي به دست مي‌آيد كه عيسي(ع) مردم، به ويژه يهود و نصاري را به اسلام و پيروي از امام زمان(عج) دعوت مي‌‌كند.
چون دنياي غرب و اروپا در برابر مهدي‌موعود(عج) و منجي بشريت مقاومت مي‌كند و حاضر به پذيرش اسلام نيست، آن حضرت، سپاهي را بدان ناحيه گسيل مي‌دارد (حضور مسيح در ميان اطرافيان امام زمان(عج) ضرورت پيدا مي‌كند، چون فرود آمدن عيسي(ع) در بين آنان كه اعتقاد به رسالت و حتي الوهيت و يا فرزند خدا بودن او دارند براي جلوگيري ازبروز جنگ يا دست كم جلوگيري از تشديد آن، اهميت فراواني پيدا مي‌كند) افزون بر وجود مسيح(ع)، عامل ديگري نيز براي جلب نظر و تمايل آنان به دنياي اسلام وجود دارد و آن اعجازي است كه مردم مسيحي و اروپايي از سپاه اسلام مشاهده مي‌كنند و آن عبور از روي آب دريا با پاي پياده است.

پناهندگي سفياني و سربازانش به روم:
امام باقر(ع) فرمود: «هرگاه امام زمان(عج) قيام نموده و گروهي را به سوي بني‌اميه در شام روانه كند بني‌اميه به طرف شام فرار مي‌كنند و روميان به آن‌ها مي‌گويند شما را نمي‌پذيريم مگر آن كه دين نصرانيت را بپذيريد، پس آنان مي‌پذيرند و برگردن‌هايشان صليب آويزان مي‌كنند44سپاه سفياني خيلي سريع احكام دين را تغيير مي‌دهند به گونه‌اي كه هيچ حرامي نمي‌ماند جز آن كه حلالش مي‌شمارند و هيچ پيماني نيست جز آن كه آن را مي‌شكنند و دامنه‌ي ظلم و ستم آنان همه‌ي خانه‌ها را فرامي‌گيرد. بنابراين همه‌ي مردم اشك حسرت مي‌ريزند، البته گروهي براي تباهي دين و عده‌اي هم براي تباه شدن دنيايشان.
سفياني با 000/170 نفر جنگ‌جو قيام مي‌كند و در كنار درياچه‌ي طبريه (در شمال فلسطين) فرود مي‌آيد. امام زمان(عج) به سوي او حركت مي‌كند و درآن جا باهم درگير مي‌شوند و در كمتر از يك ساعت همه‌ي سپاهيانش هلاك شده فقط شخص سفياني باقي مي‌ماند. سپس امام زمان(عج) او را دست‌گير و اعدام نموده و پس از آن، شام به تصرف در مي‌آيد.45

انقلاب مهدي(عج) و نزول مسيح براي صلح و دادگستري جهاني:
در رستاخيز مهدي(عج) آن‌چه هست دوستي، مهرباني و يگانگي است، مؤمنان در دادوستد از يكديگر سود نمي‌گيرند، كينه‌ها از دل‌ها بيرون مي‌رود و همه جا را آرامش و امنيت فرا مي‌گيرد. شمشير بران و تيغ تيز مصلح كل، براي كافران، زورگويان، گردن‌كشان، خيانت‌كاران و منافقان و ياوه‌گويان صيقل داده شده است و او با ذوالفقار مرتضوي به هدايت‌گري خويش سرعت مي‌بخشد. امام‌ باقر(ع) به زاره فرمود: «هيهات، هيهات! كه قائم ما مانند پيامبر(ص) با ملايمت با مردم منافق و كافر رفتار نمي‌نمايد، چون رسول‌ خدا(ص) مي‌كوشيد تا محبت را در راه دين، جلب كند ولي امام‌ زمان(عج) با شمشير و كشتار با آنان روبه‌رو مي‌شود. خداوند به او چنين امر فرموده است. شمشير مهدي(عج)، شمشير انتقام خداوند است.»

درگذشت عيسي(ع) پيش از مهدي(عج):
جابربن عبدا... انصاري از اميرالمؤمنين(ع) نقل مي‌كند كه؛ عيسي(ع) از آسمان فرود آمده و ياور مهدي(عج) مي‌گردد. امام‌‌ زمان(عج) با عيسي(ع) و عده‌ي زيادي از يارانش به سمت بيت‌المقدس حركت مي‌كنند و در اطراف قُدس جنگي عظيم بين دجال و حضرت مهدي(عج) اتفاق مي‌افتد كه پيروزي از آن سپاه مهدي(عج) خواهد بود. چون همه‌ي لشكريان دجال كشته و هلاك شدند، دنيا آباد مي‌گردد و قسط و عدل درميان مردم حاكم مي‌شود. سپس عيسي(ع) مي‌ميرد و امام‌زمان(عج) زنده باقي مي‌ماند براي آن كه گيتي را به حكومت خدايي خويش وارد كند.46
در حديث آمده است كه موعود منتظر، رفاقت و همراهي خود را تا آخر زندگي مسيح(ع) با او ادامه مي‌دهد و مراسم دفن و خاك‌سپاري حضرت عيسي(ع) را آشكارا و در برابر همگان انجام مي‌دهد تا اين كه براي بعضي، از جمله؛ مسيحيان حرفي باقي نماند و سخناني چون گذشته را بر زبان جاري نسازند. پيكر او را با پارچه‌اي كه دست‌بافت مادرش حضرت مريم(س) است، كفن مي‌‌كنند و در كنار قبر مريم(س)، در قدس به خاك مي‌سپارند. (بيش از هبوط، مسيحيان پنداشته بودن كه عيسي(ع) مرده و به دار آويخته شده است ولي پس از نزول فهميدند كه درآسمان زنده بود، همان‌گونه كه قرآن فرمود) امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «نخستين كسي كه در جريان رجعت باز مي‌گردد، امام حسين(ع) است.» و فرمود: «حسين(ع) با اراده‌‌ي حكيمانه‌ي خداوند به دنيا باز مي‌گردد و حضرت مهدي(عج) انگشتر سليمان(ع) را به‌ همراه زمام امور جامعه به او مي‌سپارد و او كسي است كه قائم‌(عج) را پس از زندگي درازمدت و شكوه‌مند، غسل مي‌دهد و به خاك مي‌سپارد.»47

يوم‌السبت: روز قيام مهدي(عج):
يوم‌السبت از ديدگاه روايت‌هاي اسلامي و ازمنظر يهود قابل بحث و بررسي است. در معارف يهوديت روزي است كه خداوند تلاش و كار را در آن حرام كرده است. به عبارت ديگر، سبت از نظر يهود يعني؛ قطع عمل در شريعت موسي(ع). اين روز مطابق است با روز شنبه از ايام هفته، كلمه‌ي سبت شش بار در قرآن كريم تكرار شده است. قاموس كتاب مقدس مي‌گويد:«سبت اسم آن روزي است كه قوم يهود از تمامي اعمال خود دست كشيده استراحت مي‌كردند و اين لفظ عبراني تبديل به عربي شده و به معناي استراحت مي‌باشد. تورات كنوني، سفر خروج، باب 20، بند 8، مي‌گويد: «روز سبت را ياد كن تا آن را تقديس نمايي. شش روز مشغول باشي و همه‌ي كارهاي خود را به جا آور. اما روز هفتمين سبت يهوه، خداي تو است، در آن هيچ كار مكن.»
مراسم سبت نزد مسيحيان:
اوريجن مي‌گويد: «بياييد رعايت سبت يهودي را كنار بگذاريم و ببينيم رعايت سبت براي مسيحي چگونه بايد باشد. در سبت، هيچ يك از امور دنيوي را نبايد برعهده گرفت. پس اگر شما از همه‌ي كارهاي دنيوي خودداري كنيد و هيچ كار دنيوي انجام ندهيد بلكه به كارهاي روحاني مشغول شويد و به كليسا بياييد و به قرائت كتاب‌هاي مقدس و مواعظ گوش دهيد، اگر درباره‌ي امورآسماني بينديشيد و به اميد آينده‌ي خويش اهتمام داشته باشيد، اگر به داوري آينده بينديشيد و نه به امور حاضر و مرئي، بلكه به‌ امور نامرئي و آينده بنگريد اين است رعايت سبت براي مسيحيان.»

سبت در اسلام:
آيا ظهور بهجت‌افزاي حضرت حجت‌‌بن‌الحسن‌العسكري(عج) در روز جمعه است و يا در روز شنبه دهم محرم‌الحرام، يعني؛ روز عاشورا؟ روايت‌هاي جمعه را كه رييس‌المحدثين؛ شيخ صدوق در خصال، باب‌السبعه، نقل فرموده‌اند و مرحوم مجلسي در بحارالانوار، ج52، ص 279، از خصال نقل كرده‌اند از نظر سند صحيح، بلكه از روايت‌هاي عالي‌السند مي‌باشد و از نظر دلالت هم در كمال اتقان است. افزون بر آن، اين روايت‌ها با روايت صدوق در ثواب‌الاعمال، باب «ثواب من قرأ، سوره‌ي بني‌اسرائيل» تأييد مي‌شود.

پايان دادن به نفوذ يهود از سوي امام زمان(عج) و مسيح(ع):
امام زمان(عج) مي‌خواهد براي هميشه به نفوذ يهود و نصاري و ديگر دين‌ها و آيين‌هاي توحيدي و غيرتوحيدي پايان دهد و تنها پرچم برافراشته، پرچم آن حضرت باشد، زيرا وي از غار انطاكيه، تابوت سكينه را بيرون مي‌آورد و نسخه‌ي اصلي تورات و انجيل درميان آن است. پس از آن در ميان اهل تورات به تورات و اهل انجيل به انجيل حكم مي‌كند و آنان را بر اساس همين كتا‌ب‌ها به پيروي از خويش فرا مي‌خواند، افزون بر آن مسيح، ادريس، شمعون صفا و اصحاب كهف به پشتيباني و طرفداري از آن حضرت اقدام‌هاي لازم را انجام مي‌دهند. هيچ صاحب قدرتي از تمام مسلك‌ها و عقيده‌ها و فلسفه‌ها باقي نمي‌ماند جز آن كه اسلام را بايد بپذيرد، چون براساس روايت‌هاي مستفيضه صحيحه‌ي حضرت بقيه‌ا...(عج) با آنان از راه قدرت و اعمال فشار درپذيرش دين و اطاعت از رهبري خودش اقدام‌هاي لازم را انجام مي‌دهد، چرا كه دوران عطوفت و نرمش سپري شده است. از اين رو، در صورت عدم پذيرش، حجت‌بن‌الحسن(عج) با چنين اشخاصي به عنوان كافر برخورد مي‌كند و سزاي كافر جز شمشير انتقام الهي نيست.
نقل است؛ از امام جعفر(ع) هنگام قيام(عج) همه‌ي مؤمنان خوشحال مي‌شوند به خاطر آن كه خداوند نصرت و پيروز‌ي‌اش را به وسيله‌ي امام زمان(عج) بر آنان ارزاني مي‌دارد.
مسيح(ع) فرود مي‌آيد و فرياد مي‌زند: درب بيت‌المقدس را بگشاييد، در را باز مي‌كنند و ايشان وارد بيت‌المقدس مي‌شود. در اين ميان دجال با 000/70 يهودي پديدار مي‌شود، حضرت مهدي(عج) (و بنابه گفته‌ي برخي روايت‌هاي ديگر، عيسي‌بن‌ مريم) او را مي‌كشد، پس از مشاهده‌ي چنين عملي، يهوديان به هر گوشه‌ و كنار مي‌خزند، حتي در پناه سنگ و درخت و چيزهاي ديگر پنهان مي‌شوند تا خود را نجات دهند ولي زهي خيال باطل، همه چيز به قدرت الهي به سخن مي‌آيد و بانگ بر مي‌آورد كه: «اي بنده‌ي خدا و اي مسلمانان، اين‌جا يك يهودي مخفي شده است، پس او را مي‌گيرند و به سزاي خود مي‌رسانند و هلاك و نابودش مي‌كنند و اين چنين است كه جهان از لوث وجود جنايت‌كاران و ناپاكان پاك مي‌شود.

عيسي(ع) هم‌نشين مهدي(عج):
امام پنجم(ع) مي‌فرمايد: «... به سوي كوفه عزيمت مي‌نمايد و بر تخت سليمان پيامبر(ع) مي‌نشيند، عصاي موسي(ع) را در دست دارد و روح‌الأمين (جبرئيل) و حضرت عيسي‌بن‌ مريم(ع) هم‌نشين مهدي(عج) هستند. بُرد پيامبر خدا(ص) را بر تن دارد و ذوالفقار را حمايل كرده، صورتش چون قرص ماه در شب بدر مي‌‌درخشد و از دندان‌هايش نوري چون برق پرتو مي‌افكند و بر سر مباركش تاجي از نور قرار دارد.» 48
مسيح(ع) مصاحب مهدي(عج):
ابوالقاسم طائي گويد: از علي‌بن موسي امام هشتم(ع) پرسيدم: «در آخرالزمان با چه كسي جنگ كنيم؟» فرمود: «كساني كه با صاحب و همراه عيسي(ع) مي‌جنگند، و آن صاحب همان مهدي(عج) خواهد بود.»49


عيسي(ع)، جانشين فرماندهي كل قوا:
اميرالمؤمنين(ع) فرمود: «… پس در همان هنگام (بقيه‌ا…(عج)) عيسي(ع) را خليفه و جانشين خود در جنگ با دجال يك‌چشم قرار مي‌دهد، پس از آن فرماندهي يكي از لشكرهاي آن حضرت را بر عهده مي‌گيرد (براي جنگيدن با دجال)، چون كه دجال كشاورزي و محصول‌هاي آن را نابود ساخته و مردم را به هلاكت رسانده است. عيسي(ع) در گردنه‌ي هرت به او مي‌رسد و فريادي هولناك برسرش كشيده و ضربه‌اي سخت بر وي فرود مي‌آورد و او را در شعله‌هاي آتش ذوب مي‌كند، آن‌سان كه سُرب در آتش ذوب مي‌شود.50

عيسي‌بن مريم(ع)، فرمانده‌ي سپاه مهدي(عج):
خداوند متعال، عيسي‌بن‌ مريم(ع) را ذخيره فرموده، تا از جهات عديده به ولي‌ا... اعظم(عج) كمك نمايد. پيش از اين به برخي ازموارد آن اشاره شد. اينك مبايد گفت ديگر ازآن جهات اين است كه مسيح(ع) پس از به ‌هلاكت رساندن دجال، فرماندهي يكي ازسپاه‌هاي امام‌زمان(عج)را برعهده مي‌گيرد.
اميرالمؤمنان(ع) مي‌فرمايد: «سپس خارج مي‌شود حضرت‌ عيسي(ع) در حالتي كه امارت و فرماندهي سپاه‌‌مهدي (عج) را بر عهده دارد؛ هنگامي كه دجال، مردم و زندگي آنان‌ را خراب كرده است.»51

عنوان‌هاي موجود، در برخي كتاب‌هاي اهل‌سنت:
گروه زيادي از بزرگان اهل‌سنت درباره‌ي مسئله‌ي مهدويت و امام زمان(عج)، كتاب مستقل نوشته‌اند و برخي هم در آثار خود باب ويژه‌اي براي اين موضوع در نظر گرفته‌اند، تعداد ديگري از آنان هم به مناسبت‌هاي مختلف از مهدي موعود سخن به ميان آورده‌اند، كه از آن جمله است صاحب صحاح و تاريخ‌نگاران معتبر.
- در اين‌جا به برخي از عنوان‌ها اشاره مي‌شود:
«المهدي(عج) يكسرالصليب وعنده عيسي(ع)»: ابوهريره از رسول‌ا...(ص)؛ المعجم الصغير: 105، صحيح ترمذي، 3/232.
«من انكر خروج المهدي(عج) فقد كفر»: لسان‌الميزان: 5/130، فرائدالمسمطين، باب‌القول المحضر في علامات المهدي‌المنتظر.
عناوين زياد ديگري دركتاب‌هاي عالمان اهل‌سنت وجود دارد. براي اطلاع بيش‌تر المداهة، ج 3، بحارالانوار، ج 51، صص 78 تا 108 از كشف الفهمه كنايه الطالب و طرائف ابن طاووس نقل كرده‌اند مراجعه فرماييد.

چگونگي سلام به حضرت، پس از ظهور وي:
مردي از امام صادق(ع) پرسيد: «آيا مي‌توانيم به قائم آل‌محمد(ص) با عنوان؛ «اميرالمؤمنين(ع)، سلام دهيم.» فرمود: «خير، آن اسمي است كه خداوند مخصوص اميرالمؤمنان علي‌بن ابي‌طالب(ع) قرار داده و تنها او را با اين لقب ناميده است، هرگز كسي را نه پيش از ايشان و نه پس از ايشان به اين لقب نبايد صدا زد مگر اين كه آن شخص كافر باشد (هر كس به اين لقب ناميده شود كافر خواهد بود). عرض كرد: «پس چگونه و با چه نامي سلام دهيم؟ فرمود: مي‌گويي: «السلام عليك يا بقيه‌ا...(عج)»، سپس آن حضرت اين آيه را قرائت نمود: «بقيه‌ا...(عج) خير لكم ان كنتم مؤمنين.»52

سبدي از نور: ذكر چند حديث، مربوط به حضرت مهدي(عج):
حضرت صادق(ع) فرمود: «خوشا به حال دوستان قائم ما، كه در غيبتش ظهور او را انتظار مي‌كشند و در ظهورش از وي پيروي مي‌‌كنند.»53
امام ششم(ع) فرمود:«از آيين امامان معصوم(ع) است؛ تقدي، عنت، صالح بودن و انتظار فرج يا صبر و شكيبايي.»54
امام سجاد(ع) فرمود: «انتظار فرج از بزرگ‌ترين و برترين كارها است.»55
امام باقر(ع) فرمود: هنگامي كه قائم(عج) قيام كند خداوند از هر مؤمني اندوه و بيماري را مي‌برد و به هر مؤمني توان مي‌بخشد.»56
از امام صادق(ع) پرسيده شد: «نشانه‌‌ي قائم آل‌محمد(عج) در وقت ظهور چيست؟» فرمود: «يكي ازعلامتش آن است كه؛ ايشان درآن هنگام، سن زياد و صورتي جوان دارد، به طوري كه هر كه ايشان را ببيند، گمان مي‌كند چهل سال و يا كمتر سن دارد و نشانه‌ي ديگر آن حضرت آن است كه؛ گذشت شب و روز وي را پير نمي‌كند، تا اين‌كه مرگش فرا رسد.»57

منابع:

1- محمدبن حسن حُرعاملي، اثبات الهدات، ج 3، صص 497، 498 و 540.
2- عيون اخبار الرضا (مترجم)، ج 1، ص 84، شيخ صدوق، پيشين، ج 1، ص 31، شيخ مفيد، الاختصاص، ص 212.
3- شيخ كليني، اصول كافي، ج 1، ص 222، علامه‌ي مجلسي، مرآت العقول، ج 3، ص 13.
4- شيخ كليني، پيشين، ج 1، ص 221.
5- تورات، كتاب اشعياي نبي، باب 11.
6- علامه‌ مجلسي، بحارالانوار، ج 12، ص 198.
7- سوره‌ي مريم- آيه‌ي 22 تا 26.
8- محمدبن حسن حرعاملي، اثبات الهدات، ج 3، ص 567.
9- سيدمصطفي آل‌سيدحيدركاظمي، ص 189- علامه‌ مجلسي، ج 52، ص 226- ميرزاحسين نوري‌طبرسي، ص 69.
10- ملامحسن فيض‌كاشاني، محجه‌البيضاء، ج 4، ص 346- سليمان حيني، نيابيع‌المدده، ج 3، ص 126.
11- آيت‌ا... مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ص 338.
12- علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 52، ص 285.
13- علامه علي‌بن محمدبن احمدمالي، فصول‌المهمه، ص 294، شيخ سليمان حسيني‌بلمي‌قندوزي، نيابيع‌المدده، ج 3، ص 90.
14- علامه علي‌بن محمدبن احمد سالكي، الفصول المهمه، ص 291.
15- علامه مجلس، بحارالانوار، ج 52، ص 378- ابوزينب محمدبن ابراهميم نعمائي، غيبت نعماني، ص 58.
16- شيخ صدوق، كما‌ل‌الدين و تمام النعمه، ج 1، ص 329، و ج 2، ص 351.
17- سوره‌ي آل‌عمران، ص 137.
18- ابوزينب محمدبن ابراهيم نعمائي، غيبت نعمائي، ص 146.
19- ابوجعفر محمدبن حسن طوسي، غيبت طوسي، ص 77.
20- علامه عبدالحسين احمد اميني‌نجفي، الغدير، ج 7، صص 278 و 279.
21- علامه آيت‌ا... سيدمرتضي حسيني‌فيروزآبادي، علامه آيت‌ا... فيروز‌آبادي، فضائل الخمر، ج 2، ص 399.
22- آيت‌ا... لطف‌ا... صافي‌گلپايگاني، منتخب‌الأثر، ص 150.
23- حديثه‌الشيعه، ص 716.
24- احمد سياح، پيش‌گويي‌هاي پيشوايان، ص 706، حديث 1877.
25- كامل سليمان، مترجم؛ علي‌اكبر مهتري‌پور، روزگار رهايي، ج 2، صص 595 و 596.
26- شيخ سليمان حسين‌بلمي‌قندوزي، ينابيع‌الموده، ج 3، صص 108 و 162، ع 16.
27- علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 5، ص 73، محمدبن حسن حر‌عاملي، اثبات‌الهداه، ج 3، ص 483.
28- محمدبن حسن حرعاملي، اثبات‌الهداه، ج 3، ص 532.
29- بحارالانوار، ج 52، ص 119، ج 49.
30- شيخ صدوق، كمال‌الدين و تمام‌النعمه، ج 1، ص 251.
31- علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 52، صص 317 و 372.
32- علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 52، ص 358، آيت‌ا... لطف‌ا... صافي‌گلپايگاني، منتخب‌الاثر، ص 307.
33- نقه‌الاسلام ابوجعفر محمدبن بعقوب‌بن اسحاق‌كليني‌رازي، الكافي، ج 1، ص 411.
34- سيدمصطفي آل‌سيدحيدركاظمي، بشارت‌الاسلام، ص 190.
انجيل يوحنا، باب 5 بند 26
رساله پولس به روميتن، باب 8.
كامل سليمان، روزگار رهايي؛ مترجم علي‌اكبر مهدي‌پور، ص 561
35- شيخ علي يزدي‌حائري، الزمان‌الناصب، ج 2، ص 209.
36- سيدمصطفي آل‌سيدحيدركاظمي- بشارت‌الاسلام، ص 279.
37- سوره‌ي شعرا، آيه‌ي 4.
38- اعلام‌الوري؛ 2، ص 283، علامه‌ مجلسي، بحارالانوار، ج 52، ص 221.
39- انجيل متي، باب 24، بندهاي 29 تا 31.
41- آيت‌ا... هاشمي‌گلپايگاني، منتخب‌الاثر، ص 306- شيح علي يزدي‌حائري، اعزام‌الناصب، ج 1، ص 53 و صفحه‌هاي ديگر.
42- علامه- مجلسي، بحارالانوار، ج 52، ص 50.
45- سيدمصطفي آل‌سيد حيدركاظمي، بشارت‌الاسلام، ص 279.
45- علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 52، صص 216، 377 و 388.
46- سيدمصطفي سيدحيدركاظمي، بشارت‌الاسلام، صص 46 تا 192.
47- محمدبن‌حسن حرعاملي، اثبات الهداه، ج 3، ص 587.
48- علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 53، ص 103.
49- شيخ علي يزدي‌حائري، انوام‌الناصب، ج 1، ص 208.
50- علامه‌ي مجلسي، بحارالانوار، ج 53، ص 335.
51- شيخ علي يزدي‌حائري، الزام‌الناصب، ج 2، ص 209.
52- شيخ علي‌ يزدي‌حائري، الزام‌الناصب، ج 2، ص 201.
53- علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 52، ص 373- محمدبن حسن حرعاملي، اثبات الهداه، ج 3، ص 491.
54- شيخ سليمان حسين‌بلمي‌قندوزي، نيابيع‌الموده، ج 3، ص 77.
55- آيت‌ا... لطف‌ا... صافي‌گلپايگاني، منتخب‌الأثر، ص 215.
56- آيت‌ا... لطف‌ا... صافي‌گلپايگاني، منتخب‌الأثر، ص 215.
57- ابوزينب محمدبن ابراهيم‌نعمائي، غيبت نعمائي، ص 171.
58- محدث كبير ملا‌محسن‌بن مرتضي‌فيض‌كاشاني، نوادرالاخبار، ص 267- شيخ صدوق كمال‌الدين و تمام‌النعمه، ج 2، ص 0

مقاله هاي مرتبط:


      
 
 كليه حقوق اين مجموعه طبق قوانين نرم افزاري متعلق به دبيرخانه‌دائمي‌اجلاس‌دوسالانه‌بررسي‌وجودي‌ابعادحضرت‌مهدي(عج)مي‌باشد