1397/11/04 پنج شنبه

نیمه شعبان سالروزولادت حضرت ولي عصرمهدي موعود (عج) بر عموم مسلمين جهان مبارك باد......قال الكاظم عليه السلام: يُغيبُ عن أبصار الناس شَخصُهُ و لايُعيبُ عن قُلوب‌المؤمنين ذِكره؛ او (حضرت مهدي عجل‌الله‌تعالي‌فرجه الشريف) از ديده مردم پنهان مي‌شود، ولي يادش در دلهاي مؤمنين هيچگاه فراموش نمي‌شود

  
 

تاريخ نشر: 26/5/1390

مبحث: مقالات تخصصي

نويسنده: administrator

منبع:

مطالعات: 1335

بازگشت >>
نظرسنجي: ( 1 راي) 
  آثار تربيتي اعتقاد به حكومت مصلح در ابعاد فردی و اجتماعی
خلاصه:

تهیه و تدوین: برات حمیدیان
ویرایش: دکتر داود میرزائی مقدم

چکیده:
اعتقاد به ولايت اهل بيت‌ پيامبر(ص) و شناخت و معرفت نسبت به حجت زمان حضرت بقيه‌ا... الاعظم(عج) يكي از اصول مهم ديني در تفكر شيعي (بويژه) است كه ساير عقايد ديني نيز در پرتو اين عقيده تجلي پيدا مي‌كند. آخرين حجت الهي و دوازدهمين پيشوا از جانشينان بر حق رسول اكرم(ص) حضرت مهدي موعود(عج) به عنوان ذخيره الهي براي تشكيل حكومت عدل در تمام گيتي است و در حال غيبت كبري به سر مي‌برد. آثار و بركات وجود ايشان همچون خورشيد در پس ابر به جهان هستي و بويژه مسلمانان و معتقدان مي‌رسد. اعتقاد به ولايت ائمه اطهار و بويژه معرفت به حجت زمان تفكر و فرهنگ «انتظار» را تجلي مي‌سازد. آموزه‌هاي فرهنگ انتظار نشأت گرفته از نص صريح قرآن و گفتار پيامبر(ص) و ائمه معصومين است. كساني كه در پرتو اين فرهنگ تربيت مي‌شوند بينش و باورشان پاك و خالص است. به خودسازي و اطاعت خداوند متعال مشغول و براي اصلاح جامعه و ياري رساندن به ديگران (محرومان و ستمديدگان) تلاش وافر مي‌كنند. الهام‌گيري از اعتقاد به حكومت مصلح، روحيه اميد و نشاط را زنده مي‌دارد و شور آفرين و حركت، در مسير دفاع از حق را متجلي مي‌سازد. معتقد به ولايت ائمه هدي و حجت زمان، چنان بينشي را رشد مي‌دهد كه در پرتو آن راه‌يابي و هدايت‌گيري آسان مي‌گردد و فتنه‌هاي التقاطي و جريان‌هاي نفاق نمي‌تواند به بنيان فكري و خط سياسي منبعث از تفكر ولايت‌مدارانه صدمه‌اي وارد كنند و تشخيص حق از باطل ساده مي‌شود. رشد سجاياي اخلاقي چون گرايش و انجام امور خيريه، مهرباني و رأفت با مؤمنان و خشم و نفرت نسبت كفار و استكبار، صبر و استقامت از جمله دستاوردهاي فكري و اخلاقي اعتقاد به ولايت ائمه هدي و مهدويت اسلامي است. منتظران واقعي در برابر آلودگي‌هاي محيطي تسليم نمي‌شوند. جلب رحمت الهي و سرسپردگي به ولايت فقيه از جمله آثار اعتقاد به حكومت مصلح است. اميد است خداوند توفيق منتظر واقعي بودن را عنايت فرمايد.

مقدمه:
مصلحت و مشيت خداوند بر آن تعلق گرفت تا دوازدهمين كوكب آسمان امامت و ولايت حضرت حجت بن الحسن العسكري امام مهدي(عج) آن منجي عالم بشريت در پرده غيبت بسر برد. خداوند متعال آن حضرت را ذخيره براي مؤمنان قرار داده تا با فراهم شدن زمينه و آمادگي جامعه، مردم از انوار وجودي آن مصلح كل و هماي رحمت بطور مستقيم استفاده كنند. البته غيبت، فيض‌رساني و هدايت‌گري و ايفاي نقش امامت و ولايت آن حضرت را نفي نمي‌كند بلكه بر عكس خيرات و بركاتي عظيم دربرداشته است، اگرچه بر منتظران و مشتاقان دوري آن حضرت بسيار سخت مي‌باشد. همچنانكه در دعاي ندبه ضجه مي‌زنند «عزيز علي ان اري الخلق و لا تري و لا اسمع لك حسيساً و لا نجواي» سخت است بر من اينكه خلق را ببينم و تو ديده نشوي و دمي از تو نشنوم، زاري از تو به گوشم نرسد. به هر حال طبق عقايد اسلامي وجود حجت خدا در هر زمانی در روي سرزمين لازم است، چه ظاهر و چه پنهان به عبارت ديگر ظاهر بودن، يا غايب بودن آن لازم نيست، بلكه وجود او الزامي است. حضرت علي(ع) در نهج‌البلاغه مي‌فرمايند: «زمين از پيشواي قائمي كه براي نگهداري حجت الهي به پا خيزد هيچ‌گاه خالي نمي‌ماند، چه آشكار و شناخته شده باشد و چه ناشناخته وجود اين پيشوا براي آن لازم است كه برهان‌ها و حجت‌هاي روشن خدا نابود نگردد». در روايات فيض‌رساني وجود حضرت حجت(عج) به خورشيد در پس ابر تشبيه شده است. بنابراين تبيين آثار تربيتي اعتقاد به ولايت آن حضرت و حكومت مصلح كه با ظهور آن بزرگوار تجلي و تحقق پيدا مي‌كند ضرورت دارد، زيرا ما موظف شده‌ايم براي ظهور آن حضرت به زمينه‌سازي و فراهم كردن شرايط و مقدمات تلاش نماييم. و تربيت منتظران واقعي يكي از اين زمينه‌هاست. در اين مقاله به آثار تربيتي اعتقاد به حكومت مصلح پرداخته مي‌شود.

اهميت اعتقاد به ولايت اهل بيت و مهدويت:
اعتقاد به ولايت اهل بيت و جانشينان بر حق رسول مكرم اسلام(ص) اهميت خاصي دارد و اين مسئله جزو نصوص دين است. چنانچه حضرت باقر(ع) فرمودند: بُنيَ الْاِسلام عَلي خُمسٍ: علي الصّلوهِ و الزَّكواهِ و الصّومِ و الْحَجّ وَ الوِلايه وَ لَم يُنادُ بِشيٍ كَما نُودِيَّ بِالوَلايَه: اسلام بر پنج پايه بنا شده است: بر نماز و زكات و روزه و حج و ولايت، براي هيچكدام از چهار اصل قبلي به اندازه ولايت سفارش نشده است.
اين ولايت بيانگر اولويت بر چهار اصل عبادي اسلام، يعني نماز و زكات و روزه و حج مي‌باشد. در روايت ديگري از امام باقر(ع) ولايت اهل بيت(ع) بالاترين حقيقت ديني معرفي شده است.
«ذَرْوَهَ الْاَمرِ وَ سَنامَه و مِفتاحَهُ وَ بابَ الْاَشياءِ وَ رِضا الرَّحمنِ الطّاعهِ لِامامِ بَعدَ مَعرِفَتِه»
بالاترين و مرتفع‌ترين امر دين و كليد همه امور ديني و مدخل آن‌ها و مايه خرسندي خداي جهان، اطاعت از امام پس از معرفت اوست. همچنين در روايتي از امام صادق(ع) كه گزارش معراج‌هاي مكرر رسول خدا(ص) به ملكوت آسمان‌هاست، اولويت ولايت اهل بيت بر ديگر فرائض و مباني دين اين‌گونه ترسيم شده است.
«پيامبر اكرم(ص) صد و بيست بار به معراج رفت، در هر بار خداي بزرگ پيامبر(ص) را بيش از آنكه به واجبات ديني توصيه نمايد به ولايت علي و ائمه هدي(ع) توصيه مي‌فرمود.»
بنابراين امر ولايت از همه واجبات ديني اوجب و از يكايك فرائض الهي مهم‌تر است، باز هم از امام صادق(ع) به نقل از رسول خدا(ص) آمده است ... ولكل شيء اساس، اساس الإسلام محبتنا اهل البيت. هر چيزي پايه‌هايي دارد و پايه اسلام محبت ما اهل بيت است. نكته قابل توجه اينكه از پنج ركن (نماز و روزه و حج و ولايت) در چهار اصل آن عذر موجه افراد در ناچاري‌ها پذيرفته است و شارع مقدسي تخفيف قائل گرديده، مثل اينكه در سفر نماز شكسته و روزه بر بيمار و مسافر و پير واجب نيست و حج به شرط استطاعت مالي واجب مي‌شود، زكات نيز تا مال به حد نصاب نرسد واجب نيست. ولي ولايت با هيچ عذري از دوش افرا برداشته نشده و در همه شرايط و حالات، افراد به معرفت و اطاعت امام، موظف بوده و بدان آزموده مي‌گردد.

اعتقاد به مهدويت شرط ايمان:
تفاوت ايمان و اسلام، غير از اعتقاد قلبي و عمل به مباني ديني، در اعتقاد به اصل مهم ولايت اهل بيت(ع) نهفته است. مؤمن كسي است كه به جانشينان پيامبر اكرم(ص) از اميرالمؤمنين گرفته تا حضرت مهدي(ع) به همگي آنان كه معتقد بوده آنان را جانشينان پيامبر و حجج الهي بداند. كسي كه اين اعتقاد را ندارد، شايسته لقب مؤمن نيست. فردي از امام صادق(ع) درباره فرق اسلام و ايمان را پرسيد. ايشان فرمودند: اسلام همان اعتقاد آشكاري است كه مردم بر آن هستند. يعني گواهي به توحيد خداوند متعال و نبوت پيامبر اكرم و برپا داشتن نماز و پرداخت زكات و انجام حج و روزه ماه رمضان، اين اسلام است. ولي ايمان عبارت است از اعتقاد به امامت اهل بيت(ع) همراه با مباني قبل (توحيد و نبوت ...) پس اگر فرد به اسلام اقرار نمود و ولايت اهل بيت را نشناخت، مسلمان گمراه است (مؤمن نخواهد بود ). شناخت امام زمان و اعتقاد به ولايت او و سرسپردگي به اطاعتش آدمي را از جاهليت و كفر دور نگه مي‌دارد و عدم اين شناخت عاقبت ناگوار در پي خواهد داشت، چنانكه رسول مكرم اسلام(ص) فرموده است: «هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد، مانند كسي است كه در دوره جاهليت (قبل از اسلام) مرده باشد.» امام صادق(ع) فرمودند: «لا يقبل الله من العباد عملا الا بمعرفتنا» خداوند از بندگان هيچ عملي نمي‌پذيرد مگر آنكه همراه با معرفت نيست به ما (امامان) باشد.
بديهي است اين شناخت‌ها مقدمه ارتباط معنوي و عاطفي است. زيرا باعث رهايي به سوي ولي خدا مي‌شود كه نتيجه قطعي آن يافتن مسير حق و حركت در آن مسير مي‌باشد.

انتظار سازنده:
يكي از نتايج اعتقاد به مهدويت تجلي فرهنگي انتظار است كه اميد مي‌آفريند، نشاط و تلاش ايجاد مي‌كند سستي و نااميدي و كسالت را از بين مي‌برد. حركت‌هاي اصلاح‌گرانه و اسلام‌خواهانه را تشويق مي‌كند، و جان‌هاي شورنده بر استكبار و استضعاف را تقويت مي‌نمايد. رسول مكرم(ص) كه خود پي‌ريزي طرح تفكر و عقيده مهدويت را مطرح نموده، انتظار را برترين اعمال معرفي فرموده است:
«افضل اعمال امتي انتظار الفرج» بالاترين اعمال امت من انتظار فرج است.
و مقام منتظران را سطح مقام شهيداني ذكر كرده‌اند كه در راه خدا بر خون خود غلطيده‌اند.
امام صادق(ع) مي‌فرمايند: «المُنتظَرُ لِاَمرنا كَما لِمُتَخشَّطِ بِدَمِهِ في سبيل الله»
هر آن كسي كه انتظار امر ما ظهور حضرت مهدي(عج) را بكشد مانند كسي است كه در راه خدا به خون خود غلطيده مي‌باشد.
تاريخ نشان مي‌دهد كه انتظار قيام حضرت مهدي(عج) بس حماسه‌ساز شكوهمند و انسان‌ساز بوده است مسلماني كه انتظار عدل جهاني حكومت حضرت حجت و از بين رفتن ظلم را مي‌كشد، نمي‌تواند ظالم باشد يا زير بار ظلم رود، مسلماني كه انتظار حكومتي را مي‌كشد كه در آن شرك و نفاق از بين رفته و تقوي جايگزين گرديده باشد نمي‌تواند با اعمال زشت خود آن حضرت را از خود دلگير نمايد و اين چنين مسلماني اهل شرك و نفاق نيست. اعتقاد به مهدويت درك ما را نسبت به «كرامت انسان» بيدار مي‌كند و اين باور را كه زمين، نه از آن ستم‌پيشگان و استعمارگران، بلكه از آن خداست و فرجام كار براي تقوي پيشگان است و خدا آخرين پيامبر و رسول گرامي‌اش حضرت محمد(ص) را با هدايت و آئين خود، براي غلبه بر تمامي اديان تاريخ فرستاده است تقويت مي‌كند و دوستي حقيقت و عدالت و نيكوكاري را در دل‌هاي ما جاي مي‌دهد و ما را براي برتري بخشيدن به كلمه توحيد، و برپا داشتن حدود الهي، و اجراي حكم و قانون اسلام، به نهضت و قيام وامي‌دارد و پيوند ما را با مبادي اصول اسلامي پايدار مي‌سازد، در عمل به مسئوليت‌هايي كه بر عهده داريم مورد بازخواست قرار مي‌دهد.
آري منتظر همانند كسي كه در پي شب يلدايي، خسته از ظلمت و تيرگي، چشم به افق دوخته و دميدن خورشيد را آرزو مي‌كند. همانند كسي است كه در بياباني بي‌انتها سرگردان مانده تنها و وحشت‌زده رهنمايي مي‌طلبد. همانند كسي كه پس از تشنگي‌هاي بسيار، با پنجه‌هايي دردمند، زمين را كنده و در آرزوي جوشش آبي گواراست. همانند كسي كه در قحط سال بي‌باران در كنار مزرعه عطش زده‌اش، به اميد پديدار گشتن ابر رحمت ديده به كرانه‌هاي آسمان دوخته است. همانند كسي كه در حين بالا رفتن از كوهي، پايش لغزيده و دست به سنگي گرفته و كمك‌دهنده‌اي را فرياد مي‌كند. منتظر ظهور امام زمان(ع) بودن، حركت به سوي ظهور داشتن و عمل نمودن به آرمان‌هاي موعود است.
و چنين انتظاري خود فرج و گشايش به حساب مي‌آيد. جامعه منتظر، جامعه‌اي پوياست، جامعه‌اي متحرك و فعال است كه حاكميت طاغوت را نفي مي‌كند و بي‌عدالتي را برنمي‌تابد.
انسان منتظر انساني كوشاست، انسان جهادگر و مبارز است كه در مسير اقامه توحيد و استقرار ولايت از نثار هر چه دارد دريغ نمي‌ورزد. انسان با اوصاف ياد شده در پرتو تعليم و تربيت اسلامي كه مبتني بر محوريت ولايت اهل‌بيت(س) و الهام‌گيري از باور داشت مهدويت رشد مي‌يابد.
اينجاست كه مبلغان ديني، مدرسانو دبيران آموزش‌هاي فرهنگي و مربيان پرورشي جامعه اسلامي وظيفه بس خطير دارند تا آموزه‌هاي ديني را با روش‌هاي شيوا و جذاب و مستدل و نو اما بر محوريت مكتب اهل بيت و اعتقاد راسخ و پويا به جريان تفكر مهدويت كه شعبه مهم از تفكر دين مبين و آئين نبوي و بويژه عامل جان‌بخشي تفكر شيعي مي‌باشد، به تشنگان علم و معرفت حقيقي علي‌الخصوص نوجوانان و جوانان مسلمانان ارائه دهند.

راهيابي و هدايت:
در دنيايي كه راه‌هاي كذائي و جاذبه‌هاي دروغين زندگي مادي، بشريت را به خود جلب كرده و غرق شدن بشر در اين مسيرها ناشي از عدم اعتقاد و ايمان به صراط مستقيم و خط ولايت اهل‌بيت(س) مي‌باشد، بازگشت از مسير منجلاب‌ها و ضلالت در پرتو شناخت عميق ولايت و تربيت جوانان به فرهنگ معنوي و محوريت الهام‌گيري از اعتقاد به وجود محبت خدا و آخرين نماينده و سفير پيامبر كه مژده و بشارت وي را حضرتش فرموده‌اند، امكان‌پذير است. تجلي فرهنگ انتظار كه نشأت گرفته از بشارت‌هاي قرآني و نويدهاي رسول مكرم(ص) و ائمه‌ هدي است، زمينه‌ساز رهيابي و هدايت و ايمني از ضلالت و گمراهي است.
به خصوص امروزه كه ده‌ها خط و جريان فكري باطل هر كدام سعي دارند تا با حيله و تزوير به تسخير انديشه‌ها و بهره‌گيري از آنان براي تحقق خواسته‌هاي پليد و شيطاني خود دست يابند. در اين شرايط و ميدان، آيا جزء ولايتمداري و گرويدن در محور ولايت و اعتقاد عميق به تفكر مهدويت چه چيز مي‌تواند روشنگر راه عزت و سعادت از راه ذلت و شقاوت باشد؟ آيا حفظ دين و نگهباني مرزهاي عقيدتي يكي از ابعاد عظيم تكليف حساس و بزرگ در روزگاران انتظار نيست؟ «... حفظ و گسترش اعتقاد ديني و شناخت درست اعتقادي و عملي در روزگار متصل به ظهور مفيدتر، بلكه لازم‌تر است: و اين بدان علت است كه تنها دارندگان عقيده و عملند كه در مسائل و حوادث پيش از ظهور گم نمي‌شوند و دچار ترديد نمي‌گردند تا به هنگام ظهور مهدي(عج) اعتقاد صحيح و عمل صالح در مردم منتظر حفظ گردد. »
در زيارت جامعه اينگونه مي‌خوانيم: «من ارادالله بدء بكم و من وحده قبل عنكم و من قصده توجه بكم.»
هر كسي كه خدا را بخواهد از شما اهل بيت آغاز مي‌كند و آن كسي كه به يگانگي خدا ايمان آورد آن را از شما اهل بيت مي‌پذيرد و هر كسي بخواهد به سوي خدا رو كند به شما اهل بيت توجه مي‌نمايد.
مسلماً راه تقرب به خداوند، انجام دستورات و دوري از منهيات او است. ولي در ميان فرايض ديني هيچ فريضه‌اي (پس از توحيد به نبوت) به اهميت ولايت نیست. لذا برترين راه تقرب به خدا ولايت آل‌محمد(ص) است. رسول خدا(ص) فرموده‌اند: در هر كاري رتبه و برتري وجود دارد، و محبت من و محبت علي برترين طاعتي است كه افراد مي‌توانند از طريق آن به خدا تقرب جويند. عدم شناخت محبت خداوند باعث گمراهي از دين خواهد شد چنان كه امام صادق(ع) و حضرت مهدي(عج) در دو حديث گوناگون به ما آموخته‌اند كه بگوييم: «... اللّهم عرفني حجتك فانك اِن لَم تعرّفني حُجَتكَ ضللت عَن ديني: خدايا معرفت حجت خويش را به من ارزاني دار كه اگر معرفت او را به من عطا نكني از دينم گمراه خواهم شد.»

خودسازي فردي:
وقتي مؤمنين نسبت به حضرت مهدي(عج) و اهداف قيام و نقش او در عالم هستي و تحول و اصلاح جهاني و تشكيل حكومت عدل كه از اقدامات آن حضرت است، شناخت و اعتقاد پيدا كنند، به اين حقيقت پي خواهند برد كه چنين تحول بزرگ قبل از هر چيز نيازمند عناصر آماده و با ارزش انساني است كه بتواند بار سنگين چنان اصلاحات وسيعي را در جهان به دوش بكشند، و اين در درجه اول محتاج به بالاترين سطح انديشه و آگاهي و آمادگي روحي و فكري براي همكاري در پياده كردن آن برنامه عظيم است. تنگ نظري‌ها، كوته‌بيني‌ها، كج‌فكري‌ها، حسادت‌ها، اختلافات كودكانه و نابخردانه و بطور كلي هرگونه نفاق و پراكندگي با موقعيت منتظران سازگار نيست.
نكته مهم اين است كه منتظر واقعي، براي چنان برنامه مهمي، هرگز نمي‌تواند نقش تماشاچي را داشته باشد، بايد هم‌اكنون حتماً در صف انقلابيون قرار گيرد.
ايمان به نتايج و عاقبت اين تحول هرگز به او اجازه نمي‌دهد كه در صف مخالفان باشد و قرار گرفتن در صف موافقان نيز محتاج به داشتن اعمالي پاك و روحي پاكتر و برخورداري از شهامت و آگاهي كافي است.
انتظار يك مصلح جهاني به معناي آماده باش كامل فكري و اخلاقي، مادي و معنوي براي اصلاح همه جهان است. فكر كنيد چنين آماده‌باش چقدر سازنده است. براي تحقق بخشيدن به چنين انقلابي مرداني بسيار مصمم، نيرومند و شكست‌ناپذير، فوق‌العاده پاك و بلندنظر، كاملاً آماده و داراي بينش عميق، لازم است. چنين هدفي مستلزم بكار بستن عميق‌ترين برنامه‌هاي اخلاقي و فكري و اجتماعي است. معناي «انتظار واقعي» این است. آيا كسی مي‌تواند بگويد چنين انتظاري سازنده نيست؟

خودياري‌هاي اجتماعي:
منتظران با تفكر و انديشه والايي كه دارند و شناخت طبيعي نسبت به وظايف‌شان در دوره غيبت آن مصلح و ذخيره الهي -حضرت حجت(عج)-، خود را موظف مي‌دارند علاوه بر بعد فردي در بعد اجتماعي نيز نقش سازندگي خود را خوب ايفاكنند. مراقب حال يكديگر باشند، علاوه بر اصلاح خويش در اصلاح ديگران نيز بكوشند. زيرا برنامه عظيم و سنگيني كه انتظارش را مي‌كشند يك برنامه فردي نيست، برنامه‌اي است كه تمام عناصر انقلاب بايد در آن شركت جويند، بايد كار به صورت دسته جمعي و همگاني باشد. كوشش‌ها و تلاش‌ها بايد هماهنگ گردد و عمق و وسعت اين هماهنگي بايد به عظمت همان برنامه جهاني باشد كه انتظارش را دارند. فراهم شدن چنين زمينه‌اي نتيجه الهام‌گيري از باور داشت عميق نسبت به موضوع مهدويت مي‌باشد. منتظران راستين در فساد محيط حل نمي‌شوند : اثر مهم ديگري كه ناشي از اعتقاد به حكومت مصلح و انتظار سازنده داشتن نسبت به آن مي‌باشد، حل نشدن در مفاسد محيط و عدم تسليم در برابر آلودگي‌هاست.
هنگامي كه بر اثر فراگيري فساد جمع كثيري به آلودگي گرايش مي‌يابند و حتي گاهي افراد پاك در يك بن‌بست سخت رواني قرار مي‌گيرند كه سرچشمه آن مأيوس شدن از اصلاحات است. فكر مي‌كنند كار از كار گذشته و ديگر اميدي به اصلاح نيست، اين نوميدي و يأس ممكن است آنان را به تدريج به سوي فساد و هم‌رنگي با محيط بكشاند و نتوانند خود را به صورت يك اقليت صالح در برابر اكثريت ناسالم حفظ كنند و هم‌رنگ جماعت نشدن را موجب رسوايي بدانند!
تنها چيري كه مي‌تواند در آنان روح اميد بدمد، و به مقاومت و خويشتن‌داري دعوت كند و نگذارد در محيط فاسد حل شوند، اميد به اصلاح نهايي است. تنها در اين صورت است كه آنها دست از تلاش و كوشش براي حفظ پاكي خويشتن و اصلاح ديگران برنخواهند داشت. به همين دليل، اميد را مي‌توان همواره به عنوان يك عامل مؤثر تربيتي در مورد افراد فاسد شناخت، همچنين افراد صالحي كه در محيط‌هاي فاسد گرفتارند، هرگز بدون اميد نمي‌توانند خويشتن را حفظ كنند.

جلب رحمت الهي:
محبت اهل بيت(ع) آنچنان رحمت الهي را بر انسان سرازير مي‌كند كه حتي اگر غير مسلماني يافت شود كه محب اهل‌بيت باشد، گرچه به علت عدم ايمان به ديگر مباني دين، راهي به بهشت برين الهي ندارد، ولي با محبت اهل‌بيت از عذاب الهي در جهنم، مصون خواهند ماند. رسول خدا(ص) فرموده‌اند: «حبي وحب اهل بيتي نافع في سبعه مواطن اهو العمن عظيم عند الوفاه و في القبر و عند الكتاب و عند الحساب و عند الميزان و عند الصراط: دوستي من و اهل بيت من در هفت جايگاه كه به شدت هراسناك مي‌باشند، سودمند است: در لحظه مرگ و در داخل قبر و در حشر و نشر، به هنگام دادن نامه اعمال، در زمان محاسبه اعمال، در موقف سنجش اعملا و در گذر از پل صراط».
امام صادق(ع) فرمودند: «كسي شايسته توجه خدا نمي‌گردد مگر با كوچكي در برابر ما ...» بنابراين كساني كه رحمت و عنايت خدا را مي‌طلبند جز به در خانه امام زمان حضرت بقيه‌الله مراجعه نمي‌كنند.
زيرا خداي عزوجل فرمود: فاستبقو الخيرات. حضرت باقر(ع) درباره اين آيه فرمودند: منظور از خيرات ولايت است.

ياري رساني به ديگران:
در دوران غيبت حضرت مهدي(عج) كه فتنه‌ها فزوني مي‌گيرند و نابساماني‌هاي اجتماعي افزايش مي‌يابد. بسيارند كساني كه تحت ستم قرار مي‌گيرند و از حقوق مسلم خويش محروم مي‌مانند.
شيعه منتظر اگرچه نتواند تغييري بنيادين در جامعه‌اش ايجاد كند، حداقل تا آنجا كه توان دارد. ضعيفان و بيچارگان را دستگيري مي‌نمايد. به فقيران و مستمندان عطوفت مي‌ورزد، و در خيرخواهي ديگران كوتاهي نمي‌كند. رازدار است، تحمل مسئوليت مي‌كند، در رفع مشكلات ديگران مي‌كوشد و هرگز كمبودهاي مردم را به گردن رهبران معصوم خويش نمي‌اندازد. و براستي يكي از زيباترين جلوه‌هاي اجتماعي انتظار كه الهام‌گيري از اعتقاد به ولايت اهل‌بيت(س) و اعتقاد راسخ به حجت ذخيره شده الهي حضرت مهدي موعود(عج) مي‌باشد، همين ياري‌رساني‌هاست. كسي كه خود را آماده مي‌كند تا در دوران ظهور در ركاب امام قائم(ع) خويش، براي براندازي ستم و برقراري عدالت در سراسر گيتي، جهاد و مبارز داشته باشد. اينك در دوره غيبت نسبت به رنج ستمديدگان و محرومان و بيچارگان چگونه مي‌تواند ساكت و بي‌تفاوت باشد؟ قوت و مكنت و خيرخواهي‌اش ابزارهايي هستند كه به كارگيري آنها در محدوده بسته اجتماعي‌اش نشانه آمادگي او براي بهره‌گيري از آنها در گستره وسيع دنياي پس از ظهور است.
آري وقتي انسان مؤمن، باور و يقين پيدا كرد و بينش يافت ك «او {حضرت امام مهدي(عج)} قيام‌كننده به عدالت و از بين برنده ستم و تجاوز» و «درهم كوبنده كاخ عزت مستكبرين» است كافي است تا در مقابل بي‌عدالتي‌ها بي‌تفاوت نماند. و روحيه ستم‌ستيزي را همواره در خود زنده نگه دارد. همين‌كه فهميد او سرپرست و دوستدار مؤمنان و عزت‌دهنده اولياء «احيا‌ءگر اهل دين» و «ذخيره شده» براي كرامت بخشيدن به دوستان خداست، كافي است تا هرگز در حق هيچ مؤمني بي‌حرمتي روا ندارد و به حقوق‌شان تجاوز نكند و در دفاع از آن كوتاهي نورزد.

قوت عقل و انديشه و فزوني درك و دانش:
عقل و حكمت از نعمت‌هاي بزرگ خداوند است. هم‌چنان كه در قرآن بيان فرموده: «مَنَ يوتَ الحِكمَه فَقد اوتيَ خيرا كثيرا: پس كسي را كه خداوند دانش و حكمت دهد، خير زيادي به او عطا كرده است». (سوره بقره، آيه 269)
مگر نه اين است كه وجود امام و حجت خداوند واسطه فيض الهي و جلب رحمت اوست مردماني كه در ولايت اهل بيت پيامبر(ص) و اعتقاد به حكومت مصلح جهاني بسر مي‌برند، از نعمت قوت عقل و افزوني درك و دانش كه از جمله فيوضات و رحمت خداوند است، برخوردار مي‌گردند.
امام زين‌العابدين(ع) در بيان علت برتري مردمان زمان غيبت، نسبت به مردم ساير دوران‌ها مي‌فرمايد:
«لاِنّ الله تَعالي ذَكَره اَعطاهُم مِنَ العُقولِ وَ الاَفهامِ وَ المعرِفه ما صارَت به الغيبه بِمَنزِله المُشاهِده: «زيرا خداوند تعالي آنقدر از عقل و انديشه و دانش به آنان بخشيده كه غيبت در نظر آنان به منزله مشاهده و حضور در آمده است.»
البته با تصريحي كه امام سجاد(ع) دارند، اين امتياز به همه مردم در عصر غيبت داده نشده بلكه اختصاص به شيعيان حضرت مهدي(ع) و منتظران او دارد: «القائِلونَ بِامامتهِ المُنتظرونَ الظّهوره»

دستيابي به سجاياي اخلاقي:
رسول خدا(ص) استقامت و صبر سخت منتظران را اين‌گونه ترسيم فرموده است:
سختي استقامت هر يك از آنان بر دين خود بيشتر از سختي كسي است كه در شبي ظلماني بخواهد بوته خاري را با دست خود از خار بپيرايد. يا كسي كه بخواهد زغال گداخته سوزاني را در مشت نگهدارد. آنان چراغ‌هاي فروزان شب‌هاي ظلماني‌اند.
و امام سجاد(ع) فرموده‌اند آنان كه منتظران ظهور هستند مخلصان حقيقي و شيعيان راستين ما هستند.

پذيرش خط ولايت فقيه:
معتقدان و منتظران واقعي حق، آنگاه كه شناختند مجراي اتصال به ولايت حضرت مهدي موعود(عج) و زمينه‌سازي براي ظهور آن حضرت، بودن در خط ولايت فقيه است بر محوريت ولايت فقيه مي‌چرخند چرا كه حضرت حجت(ع) تكليف اهل حق را در زمان غيبت براي هدايت‌گري مشخص فرموده‌اند «اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواه احاديثنا، فانّهم حُجتي عَليكم وَ انا حجه الله: در حوادث و مشكلاتي كه برايتان رخ مي‌دهد در آنها به راويان احاديث ما مراجعه كنيد زيرا آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خداوندم.»
طبق تفكر اسلامي در عصر غيبت، ايجاد حكومت اسلامي به دست ولي‌فقيه جامع‌الشرايط كه نيابت عام از جانب امام(ع) دارد امري مسلم بلكه واجب است. براي ايجاد حكومت اسلامي ولي فقيه نياز به ياراني دارد كه تربيت شده مكتب اهل‌بيت و منتظران واقعي حضرت امام زمان(عج) بوده و اعتقاد كامل به وجود و ظهور و تشكيل حكومت عدل توسط آن ذخيره الهي داشته باشند. يكي از آثار مهم تربيتي الهام‌گيري از اعتقاد به حكومت مصلح، آمادگي، همكاري و همياري براي تشكيل و حفظ حكومت اسلامي به دست ولي فقيه است.
دوران معاصر به عنوان حساس‌ترين بخش از دوران غيبت آخرين حجت الهي، حضرت مهدي(ع) تابناك‌ترين عصر انتظار به شمار مي‌رود. زيرا پرشكوه‌ترين و بي‌مانندترين قيام مردمي شيعه، به رهبري سرخيل شيفتگان و منتظران حضرت مهدي(ع) و با فداكاري و جانبازي و خونفشاني ميليون‌ها انسان پاك‌باخته راه انتظار، در اين دوران به ثمر نشسته، تا در قالب جمهوري اسلامي ايران، اسوه و الگويي براي همه جهانيان باشد و دنيا را به سمت انتظار حكومت جهاني امام زمان(ع) سوق دهد.
آري انقلاب اسلامي به رهبري نايب بر حق امام زمان(عج)، حضرت امام خميني(ره) در زماني كه دشمنان دين و معنويت در پي مهجوريت قرآن و ولايت بودند و انتظار را سكوتي ذليلانه و نشستي عافیت‌طلبانه مي‌خواستند، امام راحل برخاست و مردم را با انگيزه چشم‌ انتظاري خورشيد به سمت روشنايي‌ها هدايت كرد و مردم چشم انتظار كه اينك اسلام را به عنوان برنامه زندگي، قرآن را به عنوان كتاب قانون، «ولايت را به عنوان رهبري مبتني بر وحي» و «انتظار» را به عنوان «حركتي پرشور و پراميد» به سمت هدف‌هاي آسماني پذيرفته بودند تحت رهبري‌هاي امام، با ايمان به پيروزي قطعي و نافرجام نماندن قيام، عليه طاغوت استكبار شوريدند و با پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي، راه پر افتخار استقلال و رهايي و عزت را به ساير ملت‌هاي حرمان كشيده و در بند دنيا نشان دادند. و اينك نيز در پرتو انديشه‌هاي حضرت امام(ره) تحت رهبري حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي (مدظله‌العالي) براي زمينه‌سازي ظهور حضرت حجت(عج) و حفظ دستاوردهاي انقلاب اسلامي سعي و تلاش مي‌كنند.

تقويت عشق و روحيه ايثارگري:
حركت و شورآفريني منتظران، برگرفته از اعتقاد و باورداشتي است كه نسبت به حكومت مصلح دارند. يكي از آثار تربيتي اين اعتقاد، شعله‌ورشدن عشق براي جانفشاني در راه حفظ ارزش‌هاي ديني است. نمونه عيني و مطلق بارز اين ادعا شهيدان راه قرآن و انقلاب اسلامي و هفت سال دفاع مقدس هستند. وقتي انقلاب اسلامي پيروز شد و زمينه ارائه معارف ديني فراهم گرديد، براي دفاع از كيان اسلام سر از پا نمي‌شناختند.
با رمز يا علي ، با رمز يا صاحب‌ زمان، يا اباصالح، آن‌چنان نيرو مي‌گرفتند كه همه تحليل‌گران سياسي و نظامي را به تعجب و دشمن تا دندان مسلح را به هراس وامی‌داشتند! و اين بركات نبود مگر در پرتو فرهنگ انتظار حقيقي كه الهام گرفته از ... اعتقاد به حكومت مصلح بوده است.
 
نتيجه‌گيري:
اعتقاد به ولايت اهل‌بيت(ص) يكي از اصول مهم ديني است كه عدم پذيرش آن باعث نيافتن كمال است، اگر چه به توحيد و نبوت و معاد هم اعتقاد وجود داشته باشد. اعتقاد ناب در تفكر شيعي آن است كه پس از رحلت رسول مكرم اسلام(ص) سلسله ولايت اهل‌بيت با انتصاب حضرت علي(ع) به جانشيني‌اش كه در واقعه حجت‌الوداع به امر خداوند صورت گرفته بود، آغاز گرديد و دوازده پيشوا، رهبري امت اسلامي را عهده‌دار شدند. دوازدهمين نفر از ايشان حضرت حجت‌بن‌الحسن العسگري امام مهدي(عج) است كه به امر خداوند از ديده‌ها پنهان ولي همچون خورشيد در پس ابر، جهان از هدايت و بركت وجودي‌اش برخوردار مي‌گردد.
با عنايت به روايات به اين نكته مي‌رسيم كه عدم معرفت به امام زمان(عج) مرگ جاهلي را به دنبال دارد، و چون مرگ هر كسي بازتاب زندگي اوست. لذا عدم شناخت امام زمان(عج) زندگي جاهلانه‌اي را نيز رقم مي‌زند و بر عكس زندگي و مرگ عالمانه در گرو معرفت امام زمان(ع) است.
معرفت كه تا اين اندازه ارزش و قداست دارد، با علم به معني آگاهي و دانش تفاوت دارد، معرفت «شناخت» است و به معني درك امری از راه انديشه و علم است. بنابراين آگاهي، زماني در حوزه معرفت قرار مي‌گيرد كه بسيار عميق، وسيع و همه‌جانبه باشد.
اعتقاد به مهدويت و حضور حضرت حجت و آخرين ذخيره خدا و معرفت حقيقي به عامل ايجاد حكومت مصلح خيرات و بركات فراواني را در بر داشته كه تجلي فرهنگ انتظار، كليت آن است.
الهام‌گيري از اعتقاد به مصلح كل، انگيزه و تلاش براي شناخت تكاليف منتظران را صد چندان مي‌كند. تلاش براي خودسازي و ديگر‌سازي، ايجاد اميد و دور شدن از يأس و فتنه‌ها و حركت بر محوريت ولايت فقيه به عنوان مرجع اتصال به ولايت مهدي موعود(ع) از نتايج تربيتي اعتقاد صحيح و عميق به ولايت و حضرت حجت به عنوان ذخيره الهي است. امروزه دشمنان دين و معنويت با تهاجم فرهنگي، در پي تضعيف باورهاي اصلي دين در ميان مسلمانان هستند. انواع افكار التقاطي را تبليغ و ترويج مي‌كنند، جوامع اسلامي بيش از پيش به تربيت منتظران واقعي حضرت مهدي(عج) نيازمندند. براي تحقق اين موضوع مهم، بر علماء و حوزه‌هاي ديني، مؤسسه‌هاي فرهنگي و به ويژه آموزش و پرورش واجب است كه با درك عميق و حساسيت شرايط و نيز نگرش مناسب و معرفت به آثار و بركات اعتقاد به حكومت مصلح، از طريق ارائه معارف اسلام ناب با شيوه‌هاي نو و جذاب، آحاد جامعه بويژه نوجوانان و جوانان را در برابر خطرات و آسيب‌هاي فكري و اجتماعي مصون سازند و زمينه را براي ظهور و بهره‌گيري مستقيم از پرتو افشاني ذخيره الهي حضرت مهدي موعود(عج) فراهم سازند.
 
منابع:
1ـ قندهاري، هادي، آثار اعتقاد به امام زمان(ع)، مركز فرهنگي انتشاراتي منير، چاپ سوم، 1380.
2ـ علوي، سيدمحمود، شناخت امام زمان(عج)، انتشارات مهام، چاپ پنجم، 1380.گ
3ـ واحد تحقيقات مسجد جمكران، وظايف منتظران، چاپ سوم، پاييز 1380.
4ـ رجالي تهراني، عليرضا، يكصد پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان(عج)، انتشارات نبوغ، چاپ ششم، 1380.
5ـ واحد تحقيقات مسجد جمكران، انتظار بهار و باران، انتشارات مسجد جمكران، چاپ دوم، زمستان 1379.
6ـ واحد تحقيقات مسجد جمكران، در جستجوي نور، انتشارات مسجد جمكران، چاپ دوم، پاييز 1380.
7ـ محمد اشتهاردي، محمد، حضرت مهدي(عج) فروغ تابان ولايت، انتشارات مسجد جمكران، چاپ ششم، پاييز 1380.

مقاله هاي مرتبط:


      
 
 كليه حقوق اين مجموعه طبق قوانين نرم افزاري متعلق به دبيرخانه‌دائمي‌اجلاس‌دوسالانه‌بررسي‌وجودي‌ابعادحضرت‌مهدي(عج)مي‌باشد