1397/11/04 پنج شنبه

نیمه شعبان سالروزولادت حضرت ولي عصرمهدي موعود (عج) بر عموم مسلمين جهان مبارك باد......قال الكاظم عليه السلام: يُغيبُ عن أبصار الناس شَخصُهُ و لايُعيبُ عن قُلوب‌المؤمنين ذِكره؛ او (حضرت مهدي عجل‌الله‌تعالي‌فرجه الشريف) از ديده مردم پنهان مي‌شود، ولي يادش در دلهاي مؤمنين هيچگاه فراموش نمي‌شود

  
 

تاريخ نشر: 8/5/1390

مبحث: مقالات تخصصي

نويسنده: administrator

منبع:

مطالعات: 1268

بازگشت >>
نظرسنجي: ( 1 راي) 
  ظهور مصلح و نظریة تنازل معرفت دینی
خلاصه:

 محسن غرویان

مقدمه
يكي از مباحثي كه در باب مهدويت و ظهور منجي و مصلح موعود مي‌بايست ازديدگاه معرفت شناسي مورد بحث و دقت قرار گيرد،مسئله تكامل و يا تنازل معرفت ديني از عصر نزول دين اسلام تا عصر ظهور منجي و مصلح كل است. هرگونه بحث ومداقه در اين موضوع مهم، از نوع مباحث و معرفتهاي درجه دوم در معرف‌شناسي دين است. اين بحث از سويي با موضوع مهم «معرفت ديني» مرتبط است و از سويي ديگر با مسئله اعتقاد ما به «حضرت مهدي موعود (عج)» ارتباط دارد و هم از اين روست كه جا دارد صاحب‌نظران و متفكران و نظريه‌پردازان ديني به آن بپردازند.
مدعاي نظريه تنازل معرفت ديني
بر خلاف آنچه مشهور است، نظريه تنازل معرفت ديني اين ايده را مطرح مي‌كند معرفت ديني از عصر نزول دين اسلام تا عصر ظهور مهدي موعود(عج) در سير و حركت كلان خود، رو به افول و نزول است و سير تكاملي ندارد. البته حركت‌هاي موقتي و قسري تكاملي ممكن است اتفاق افتاده باشد و يا اتفاق بيافتد، اما سير نهايي كاروان معرفت ديني، تنازلي است، نه تكاملي! اين نظريه مي‌گويد: تا گوهر دين شناخته نشود، نمي‌توان در مورد معرفت دين و تكامل يا تنازلي بودن اين معرفت سخن گفت وگوهر دين چيزي جز «عبوديت» نيست: و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون (اي: ليعرفون)- و نيز در قرآن آمده است: و لقد بعثنا في كل امه رسولا ان اعبدو الله و اجتنبوا الطاغوت. بر اساس اين نظريه، معرفت ديني در حقيقت معرفتي حضوري و شهودي است به معرفتي حصولي و مفهومي و ذهني. بنابراين انباشت مفاهيم و تصورات و تصديقات ذهني، نشانگر تمامل معرفت ديني نمي‌تواند باشد. اين نظريه مي‌گويد افزايش كمي با تكامل كيفي، فرقاساسي دارد. تكامل از مقوله‌ي كيف است و افزايش از مقوله‌ي كم. انباشت مفاهيم ذهني با جهل مركب هم مي‌سازد و حال آنكه معرفت حقيقي به دين و گوهر آن، با جهل مركب سازگار نيست. نظريه تنازل معرفت ديني مي‌گويد تكامل و يا تنازل معرفت ديني، البته امري قهري نيست، بلكه به اختيار و ارائه آن بستگي دارد. طبق اين نظريه، علوم عصري و برون ديني، ضرورتاً م.جب تكامل معرفت ديني نمي‌شوند، بلكه چه بسا همين علوم و دانشها، معرفت ديني عالمان دين را تنازل دهند. اگر محور دانش‌هاي بشري و علوم برون ديني، انسان محوري، (امانيسم humanism) باشد- كه هست- همين علوم هرچه بيشتر شوند، بيشتر آدمي را از گوهر دين دور مي‌كند و تنازل معرفت ديني، جز اين نيست. در نظريه تنازل، جايگاه معرفت ديني در جان آدمي است. نه در ذهن او، از اين رو در باب تكامل و يا تنازل معرفت ديني نبايد از منظر كمي نگريست بلكه بايد نگاه كيفي داشت. در حقيقت نزاع نظريه تنازل با تئوري تكامل معرفت ديني، نزاع كم و كيف است. نظريه تنازل، نگاهي كيفيدارد و نظريه تكامل، نگاهي كمي. و حق اين است كه افزايش كمي، حقيقتاً تكامل نيست بلكه توسعه و فربهي است.

غرض از ظهور مصلح و منجي كل در نظريه تنازل
نظريه «تنازل» مدعي است كه اگر روند كلي معرفت ديني رو به تكامل باشد، ديگر نيازي به مصلح و منجي كل در آخر‌الزمان باقي نمي‌ماند! طبق اين نظريه، جريان كلي معرفت ديني در آخرالزمان به نهايت درجه نزول و سقوط خود مي‌رسد كه احتياج به مني و مصلح پيدا مي‌شود. البته در عصر ظهور، عطش دين‌خواهي بسيار بالا است ولي خود معرفت ديني بسيار نازل استو نبايد بين معرفت ديني و عطش دين‌خواهي خلط شود! نظريه «تنازل معرفت ديني» بر خلاف مشهور مدعي است كه بحث مصلح و منجي موعود را بايد به حوزه معرفت ديني هم بياوريم و آن را منحصر به حوزه عدالت اجتماعي ندانيم! اين نظريه مي‌گويد اگر قبل از زمان ظهور مصلح كل، ظلم و ستم فراگير مي‌شود. اين امر معلول علت و سببي معرفتي است و لااقل معرفت ديني، جزئي از علت- آنهم جزئي رئيسي- است و طبق قاعده‌اي كه مي‌گويد (نتيجه تابع اخس مقدمات است) نزول و تنزل نتيجه كاشف از نزول و تنزل مقدمات و اسباب علل است. بنابراين اگر در آخرالزمان عمل ديني، ضعف دارد، حاكي از اين است كه علم ديني هم ضعف و كاسي دارد، ولو اينكه علم و معرفت ديني، تمام العله براي عمل ديني نباشد، بلكه جزئ العله باشد.
نظريه «تنازل معرفت ديني» مي‌گويد قائل شدن به تكامل معرفت ديني از عصر نزول تا عصر ظهور با توجه به انقطاع وحي رساني ملاك استغناء و بي‌نيازي از وحي و منجي و مصلح كل است، اما قائل شدن به تنازل معرفت ديني، ملاك نيازمندي به وحي و اصلاح كلي است و با تئوري خاتميت نبوت خاصه پيامبر اكرم (ص) سازگار و متناسب است.
شواهد و قرائن نظريه «تنازل معرفت ديني»

قرائن عقلايي
بر صحت تنازل معرفت ديني از صدر اسلام تا عصر ظهور مي‌توان قرائن و شواهد عقلايي زير را ارائه داد:
الف) فاصله‌ي زماني از عصر نزول آيات وصدور روايات و عدم دسترسي مستقيم به معصومين (ع)
ب) دخالت بيشتر تفسيرهاي ره رأي در گذشت ايام و ازمنه
ج) گسترش روحيه انانيت و غرور علمي با پيدايش و گسترش دانش‌هاي بشري
د) جريان قاعده عام افول و نزول اديان و فرهنگها در طول تاريخ
ه) اماره بودن ضعف عمل ديني بر علم ديني

شواهد و قرائن نقلي
علاوه بر شواهد و قرائن عقلايي، قرائن و ادله نقلي متعددي بر درستي نظريه «تنازل معرفت ديني» وجود دارد كه ذيلاً به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم:
الف) در دعاي عهد آمده است: «واجعله اللهم... مجدداً لمل عطل من احكام كتابك». از اين تعبير استنباط مي‌شود كه جريان معرفت ديني به سمت تعطيل احكام كتاب خدا «قرآن» پيش مي‌رود و آن حضرت پس از ظهور، احكام را تجديد مي‌كنند.
ب) در دعاي ندبه مي‌خوانيم:
1- «اين المنتظر لاقامه الأمت والعوج»: با توجه به معناي «أمت و عوج» معلوم مي‌شود در زمان قبل از ظهور، ضعف معرفتي، شك و اعوجاج وانحراف به حداكثر خودمي‌رسد.
2- «اين المدخر لتجديد الفرائض ئ السنن»: معلوم مي‌شود كلي معرفت ديني رو به فراموشي فرائض و سنن الهي است.
3- «أين المتخير لاعاده المله و الشريعه »: با توجه به معناي واژه ملت (دين و مذهب) معلوم مي‌شود شناخت دين و شريعت توسط حضرت مهدي (عج) اعاده مي‌شود و معرفت ديني جديدي از سوي ايشان ارائه مي‌گردد.
4- «أين المؤمل لاحياه الكتاب و حدوده»: كتاب قرآن و حدود آن در عصر ظهور دوباره احيا مي‌شود.
5- «أين محيي معالم الدين و أهله»: مهدي موعود و منجي كل، معالم و نشانه‌هاي دين و اهل دين را احيا مي‌نمايد.
6- «أين حاصد فروع الغي و الشقاق»: از اين سخن فهميده مي‌شود كه شاخه‌هاي گمراهي و ضلالت و انحراف را معرفت ديني درست به قدري زياد مي‌شود كه آن حضرت (ع) همچون دروگر، آنها را درو مي‌كند.
7- «أين طامس آثار الزيغ و الأهواء»: گهراهي و سياهي قلب و هواپرستي در عصر ظهور به اوج خودمي‌رسد.
8- «أين قاطع حبائل الكذب و الافتراء»: رشته‌هاي دروغ و افتراء به دين و خدا به نهايت درجه مي‌رسد.
9- «أين مبيد العتاه و المرده»: سركشي و ارتداد در عصر ظهور مصلح كل، به اوج مي‌رسد.
10- «أين مستأصل اهل العناد و التضليل و الالحاد»: عناد، گمراه‌سازي (توسط عالمان) والحاد به حداكثر مي‌رسد.
11- «أين جامع الكلمه علي التقوي»: آن حضرت بر محور تقوي كه همان علمي حضوري و شهودي باطني نسيت به گوهر دين يعني عبوديت، همگان را جمع مي‌كنند و كلمه دعوت خود را بر آن متمركز‌ مي‌نمايند.
12- «أين صاحب يوم الفتح و ناشر رايه الهدي»: از اين عبارت استنباط مي‌شود كه پرچم‌هاي ديگر قبل از ايشان، پرچم‌هاي ضلالت و انحراف از معرفت ديني محسوب مي‌شود.
ج) و نيز در دعاي ندبه آمده است:
«يابن الهداه المهديين، يابن البدور المنيره، يابن السرج المضيئه، يابن الشهب الثاقبه، باين الأنجم الزاهره، يابن السبل الواضحه، يابن الاعلام اللائحه، يابن العلوم الكامله، يابن السنن المشهوره، يابن المعالم المأثوره، يابن الدلائل المشهوده، يابن الصراه المستقيم، يابن النبأ العظيم، يابن من هو في ام الكتاب لدي الله عليٌ حكيم، يابن الآيات و البينات، يابن الدلائل الظاهرات، يابن البراهين الواضحات الباهرات، يابن الحجج البالغات، يابن طه و المحكمات».
از عبارت فوق درتوصيف امام مهدي موعود (عج) اسنباطمي‌شود كه تأكيد امام صادق (ع) در شناساندن آن حضرت. بر عنصر معرفت ديني است و لذا باين بدين نكته توجه كنيم كه آن حضرت تنها در محور «عدالت» منجينيستند بلكه علاوه بر اين در محور «معرفت» نيز منجي و مصلح مي‌باشند، كما اينكه از ود وصف «مهدي» نيز اين نكته به دست مي‌آيد.
شواهد و قرائن روائي
الف) در روايت آمده است: اِن قائمنا اذا قام دعا الناس الي أمر جديد كما دعا رسول الله (ص) و اِن الاسلام بدأ غريباً و سيعود غريباً كما بدأ، فطوبي للغربا (بحارالانوار،ج52، ص 366- غيبت نعماني ص 172)
دراين روايت ظهور امام مهدي(عج) تشبيه به بعثت و ظهور حضرت محمد (ص) شده است و در مباحث نبوت و خاتميت مي‌گوئيم چون دين و معرفت ديني آئين مسيحيت به نهايت افول خودش رسيد، خداون پيامبر اسلام (ص) را به رسالت برگزيده معلوم مي‌شود در زمان حضرت مهدي (عج) نيزمعرفت ديني به نهايت درجه سقوط مي‌رسد.
ب) در روايت ديگر آمده است: يهدم (القائم) ما قبله كما صنع الرسول الله (ص) و يستأنف الاسلام جديداً (بحارالانوار، ج 52، ص 352- غيبت نعماني ص 231)
ج)در سه روايت آمده است:
- اذا قام القائم (ع) جاء بأمر جديد (بحار، ج52، ص338، حديث 82 باب 27)
- يقوم القائم بامر جديد وكتاب جديد (بحار، ج52، ص354، حديث 114 باب 27)
- ان قائمنا اذا قام دعا الناس الي أمر جديد (بحار، ج 52، ص366، حديث 147 باب 27)
از چهار روايت فوق به خوبي استفاده مي‌شود كه معرفت ديني ما آنقدرمي‌شود كه دعوت آن حضرت (ع) را كتاب جديد، و اسلام جديد مي‌پنداريم، درحاليكه كتاب ايشان همان كتاب پيامبر (ص) و اسلام ايشان، همان اسلام پيامبر (ص) است. پس معلوم مي‌شود معرفت ديني ما در آن زمان بسيار نازل و ضعيف است.

پاره‌اي از نتايج و آثار نظريه «تنازل معرت ديني»
الف) اين نظريه هرگز مخدر نيست، بلكه مانع احساس غرور علمي مي‌شود، چه اينكه در باب عدالت اجتماعي، اين اعتقاد كه حضرت مهدي (عج) پس از پر شدن جهان از ظلم و ستم ظهورمي‌كند، هرگز مخدرنيست و مانع انجام تكليف براي ما نمي‌شود، در باب معرفتي نيز اينگونه است.
ب) اين نظريه همواره بشر و عقول بشري را محتاج خاندان وحي مي‌داند.
ج) اين نظريه، خاتميت و جاودانگي دين مبين اسلام و قرآن كريم را به روشني تبيين مي‌كند.
د) اين نظريه، تئوري تكامل معرفت ديني را كه از سوي برخي روشن‌فكران ديني مطرح شده، مالاابطال مي‌كند.
ه) اين نظريه، برخلاف نظريه تكامل، با همه عناصر دستگاه عقيدتي و فكري اسلام، سازگاري دارد.
و) اين نظريه، رابطه علم و عمل را به خوبي توجيه و تفسير مي‌كند و بين صعود و سقوط در وحمر عدالت با صعود و سقوط در محور معرفت، تناسبي مستقيم برقرار مي‌كند.

مقاله هاي مرتبط:


      
 
 كليه حقوق اين مجموعه طبق قوانين نرم افزاري متعلق به دبيرخانه‌دائمي‌اجلاس‌دوسالانه‌بررسي‌وجودي‌ابعادحضرت‌مهدي(عج)مي‌باشد