1397/11/04 پنج شنبه

نیمه شعبان سالروزولادت حضرت ولي عصرمهدي موعود (عج) بر عموم مسلمين جهان مبارك باد......قال الكاظم عليه السلام: يُغيبُ عن أبصار الناس شَخصُهُ و لايُعيبُ عن قُلوب‌المؤمنين ذِكره؛ او (حضرت مهدي عجل‌الله‌تعالي‌فرجه الشريف) از ديده مردم پنهان مي‌شود، ولي يادش در دلهاي مؤمنين هيچگاه فراموش نمي‌شود

  
 

تاريخ نشر: 3/5/1390

مبحث: مقالات تخصصي

نويسنده: administrator

منبع:

مطالعات: 1200

بازگشت >>
نظرسنجي: ( 1 راي) 
  دکترین مهدویت گذشته حال وآینده
خلاصه:

 
علیرضا مزروعی

اگر بخواهيم هويت و تمدن شيعه را به صورت اصيل بررسي كنيم، خواهيم ديد هويت و تمدن شيعه، تنها تمدني است كه منجي و موعودش يك موجود زنده ي عيني است. برخلاف ساير تمدنها، مانند بودائي‌ها و هنديها كه به «گوتمه» يا بوداي پنجم اعتقاد دارند و زرتشتيها به «سوشيانت» معتقدند و مسيحي‌ها اعتقاد دارند عيسي مجدداً برمي‌گردد و يهودي‌ها مي‌گويند: عيسي واقعي هنوز نيامده است. مسئله‌ي موعود درهمه‌ي تمدن‌ها مطرح است اما در تمدن اسلام و شيعه بسيار عيني است، يعني اين تمدن هويتش با موعود آخرالزمان مفهوم و معنا مي‌يابد، تمدن‌هاي ديگر منجي‌شان يك منجي ذهني است. در آن تمدن‌ها اعتقاد به مسئله‌ي موعود وجود دارد اما عيني نيست؛ يعني در زندگي آنان تبلور و بروز ندارد. برخلاف موعود و منجي شيعه و اسلام كه كاملاً عيني است. به عبارت ديگر يكي از خصوصيات ويژه‌ي مهدويت در نگاه تشيع، وجود شخصي و تعين خاص ايشان است. در واقع اگر مهدويت در مكاتب و انديشه‌هاي ديگر، يك امر مبهم و صرفاً آرماني با زاويه‌ها و مشخصات جبرگرايانه است و بيشتر به عنوان اتفاقي در بستر تاريخ مورد توجه قرار مي‌گيرد و به نوعي از جبريات در فلسفه تاريخ به شمار مي‌رود در نگاه تشيع مهدويت يك اصل كاملاً روشن و يك آرمان با رويكرد واقع‌گرايانه است.
ساير اديان نيز به انتظار معتقدند با اين تفاوت كه در آن ديدگاه ها و سخن از يك موجود نجات‌بخش است كه در آينده مي‌آيد و به امور سامان مي‌دهد. ولي در انديشه تشيع، سخن از امام معصومی است كه او هم همراه با ساير مردم انتظار مي‌كشد؛ منتظري است كه با ما زندگي مي‌كند، دردها و غصه‌ها را احساس مي‌كند و مقام ولايت تكويني در بين مردم دارد.
حضرت درتوقیعی به محمدبن نعمان اینگونه آورده اند:
نحن وان کنا ثاوین بمکاننا النائی عن مساکن الظالمین حسب الذی اراناه الله تعالی لنا من الصلاح ولشیعتنا المومنین فی ذلک ما دامت دوله الدنیا للفاسقین فانا یحیط علمنا بانبائکم ولایعزب عنا شی ء من اخبارکم...انا غیرمهملین لمراعاتکم... ظاهرونا علی انتیاشکم من فتنه قد انا فت علیکم.1
((ماگرچه برحسب صلاحی که خداونددرنظردارد.دورازچشم ودسترس شما هستیم. ولی هیچ چیزی ازشمابرمامخفی نیست وکاملا براوضاع واحوال شما مسلط هستیم و...مواظبت می کنیم... شمانیز(بابکاربردن عقل وانجام اعمال صالح) مارادرنجات دادنتان از بلاهاوفتنه هایاری کنید.))
دکترین مهدويت شيعي و اسلامي انديشه‌اي است ارزشمند و شور و تحرك آفرين، الهام بخش، اميد دهنده و پيوسته تعهد آور براي همه‌ي منتظران جاري در زمان.
فيلسوف شهير فرانسوي هنري كربن، اعتقاد شيعه به مهدويت و تفاوت آن با ديگر موعودگريها در مكاتب ديگر را چنين بيان مي‌دارد: «به عقيده ي من، مذهب تشيع تنها مذهبي است كه رابطه‌ي هدايت الهي را ميان خدا و خلق هميشه زنده نگه داشته و به طور مستمر و پيوسته ولايت را زنده و پابرجا مي‌گذارد. مذهب يهود، نبوت را، كه رابطه‌اي است واقعي ميان خدا و عالم انساني، درحضرت كليم ختم كرده وپس از آن به نبوت حضرت مسيح و حضرت محمد (ص) اذعان ننموده و رابطه‌ي مزبور را قطع مي‌كند و نيز مسيحيان هم در حضرت عيسي متوقف شدند و اهل سنت از مسلمانان نيز در حضرت محمد (ص) توقف نموده و با ختم نبوت در ايشان، ديگر رابطه‌اي ميان خالق و خلق، موجود نمي‌دانند.
تنها مذهب تشيع است كه نبوت را با حضرت محمد (ص) ختم شده مي‌داند، ولي ولايت را، كه همان رابطه ي هدايت و تكميل مي باشد، بعد از آن حضرت و براي هميشه زنده مي داند؛رابطه‌اي كه از اتصال عالم انساني به عالم الوهي حكايت مي‌كند، به واسطه‌ي دعوت‌هاي ديني قبل از موسي و دعوت ديني موسي و عيسي و محمد (صلوات‌الله عليهم اجمعين)؛ و بعد از حضرت محمد (ص) به واسطه‌ي همين رابطه ي ولايت، جانشين وي (به عقيده‌ي شيعه) زنده بوده و هست و خواهد بود و اين حقيقتي است زنده؛ كه هرگز به نظر علمي نمي‌تواند. آن را از خرافات شمرده و از ليست حقايق حذف نمايد.
به عقيده‌ي من، همه‌ي اديان برحق بوده و يك حقيقت زنده را دنبال مي‌كنند و همه‌ي اديان در اثبات وجود اين حقيقت زنده مشتركند. آري! تنها مذهب تشيع است كه به زندگي اين حقيقت، لباس دوام و استمرار پوشانده است.»2
درمنابع اسلامی مسئله ظهوربه اراده الهی منوط شده است.واشارات مصرحه ای در باره زمان آن نشده است. صرفااشارات کلی به علائم ظهورشامل تحولات کیفی از قبیل تکامل عقول استعداد جهانی وندا در آسمان وتحولات کمی درطبیعت چون خسوف وکسوف درغیرموقع آن ودرجوامع شقاق ونفاق دراجتماع انسانی و به خروج دجال وخروج سفیانی وقتل نفس زکیه و... اشاره شده است.
ودرخصوص مشخصات امام بطورملموس وکامل اشاره شده است شامل: پدر، مادر سلسله نسب تا پیامبر (ص)، اوصاف و شمایل، نشانه¬های آن حضرت، وبه علایم تشریفی و تکریمی قائمیت، کیفیت تشکیل حکومت الهی، عدالت اجتماعی در عصر آن حضرت و تعالی و تکامل انسان، وظایف و تکالیف منتظران در ایام غیبت و ظهور همه و همه در مااخذ اسلامی، اعم از سنی و شیعه آمده است.
دعبل خزاعی، در قصیده تائیه معروف گفته است: امامی از آل محمد (ص) به یقین، خروج خواهد کرد، او به تایید اسم اعظم الاهی و برکات نصر آسمانی به پا می¬خیزد او حق و باطل را از هم جدا می¬کند، و همه را بر شادخواری ها و کین-توزی ها، کیفر می دهد.
دعبل می¬گوید: چون این ابیات را نزد امام رضا (ع) خواندم، آن امام به شدت گریست. آنگاه فرمود:« ای دعبل! روح القدس به زبان تو سخن گفته است. آیا می¬دانی این امام چه کسی خواهد بود؟» گفتم: نه (شخص او را نمی شناسم)، لیکن شنیده¬ام که امامی از شما آل محمد (ص) خروج می¬کند و زمین را از عدل و داد می آکند. امام رضا (ع) فرمود:« پس از من، فرزندم محمد امام است. پس از محمد فزندش علی امام است. پس از علی (هادی) فرزندش حسن امام است و پس از حسن (عسگری) فرزندش حجت قائم خواهد بود. اوست که در زمان غیبت چشم به راه اویند و در زمان ظهور همه مطیع او گردند. او زمین را پر از قسط و عدل می کند، پس از آنکه پر از جور و ستم شده باشد...»
موعود اهل بیت با موعود اهل سنت وجوه اشتراک و وجوه افتراق دارند. بر اساس روایات مورد وفاق شیعه و اهل سنت به عناصر مشترک بسیاری درباره موعود اسلام دست یافت، از قبیل لقب او مهدی (راه یافته) است؛ نامش هم نام پیامبر محمدبن عبدالله است؛ از خاندان پیامبر و از فرزندان فاطمه (س) دخت پیامبر (ص) است؛ در آخر زمان حتی اگر از عمر جهان یک روز بیش نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانی خواهد کرد تا او قیام کند وبه خلافت برسد؛ مردم در پرتو ولایتش به نعمتی بی¬سابقه دست خواهند یافت و مال را بی حساب و فراوان خواهند بخشید.
هنگامی که کتاب¬ها و منابع و ماخذ اهل تسنن به دقت مورد مطالعه قرار گیرد ملاحظه می¬شود که پیرامون مسئله موعود احادیث نبوی مستفیضه بلکه متواتره وارد شده است. تحقیقا می¬توان ادعا کرد که یکی از مسائل بسیار حائز اهمیت که می¬تواند درا نسجام جوامع اسلامی موثر باشد طرح مسئله موعود آخرالزمان است. احادیث پیرامون مهدی (عج) را عده¬ای از صحابه و همسران پیامبر گرامی اسلام با اندک اختلافی در اجمال و تفصیل از پیغمبر گرامی اسلام (ص) نقل کرده¬اند.
نیابت خاصه و عامه در دوران غیبت امام عصر (عج)
نیابت خاصه (در دوران غیبت صغری) یعنی امام، اشخاص خاصی را نایب خود قرار داده و به طور حقیقی و با مشخصات معرفی نماید و هر کدام را به وسیله نایب پیش از او به مردم بشناساند.
نایبان خاص را «نواب خاص» و « نواب اربعه» نیز می¬گویند: نواب اربعه (چنانکه از همین تعبیر پیداست) چهار تن بوده¬اند، همه از علما و زهاد و بزرگان شیعه که عبارتند از:
نایب اول: ابو عمرو عثمان بن سعیدالعمری¬الاسدی برای سه امام نیابت کرده، حضرت امام علی¬النقی (ع) و حضرت امام حسن عسگری (ع) و حضرت حجت (عج) نیابت او برای حضرت حجت (عج) از سال 260 تا سال 280 بود.
نایب دوم: پسر او محمدبن عثمان¬العمری بعد از وفات پدرش به نیابت حضرت انتخاب شد. از سال 280 تا سال 305 و او نیز از حضرت عسگری (ع) نیابت کرده.
نایب سوم: ابوالقاسم حسین¬بن¬روح نوبختی پس از وفات محمدبن عثمان به نیابت منصوب شد؛ از سال 305 تا 326.
نایب چهارم: ابوالحسن علی¬بن¬محمدسمری از سال 326 بعد از وفات حسین بن روح (عج) به نیاب تعیین شد تا سال 329 که در نیمه شعبان وفات کرد.
نیابت عامه
در نیابت عامه (در دوران غیبت کبری) امام، معیارها و ضوابط و مشخصات حقوقی ولایت و نیابت را تبیین نموده تا در هر عصر، فرد شاخص که برخوردار از جامعیت درا بعاد فهم دینی (اجتهاد)، عدالت و رهبری جامعه مسلمین است، به عنوان نایب امام شناخته شود و به نیابت از امام، ولی امر مسلمین باشد.
امام عصر (عج) در پاسخ به نامه یکی از یاران خود، درباره وظیفه شیعیان در رویدادها و حوادثی که پیش می¬آید، می¬فرمایند:« و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه شیعتنا فانهم حجتی علیکم و انا حجت الله»3
اما حادثه¬ها و اموری که بر شما رخ می¬دهد در آنها مراجعه کنید به روایات احادیث ما، زیرا که ایشان حجت من هستند بر شما و من حجت خدایم.
منظور از حوادثی که به وقوع می¬پیوندد و مردم باید در آن حوادث به عالمان دینی مراجعه کنند، صرفا بیان احکام و مسائل شرعی و جزئی نیست؛ بلکه امور اجتماعی و سیاسی و رهبری جامعه مسلمین است؛ زیرا امام مردم را در اصل حوادث عالمان دینی ارجاع داده، نه در حکم حوادث.
حضرت امام خمینی (قدس سره) « حوادث واقعه» را چنین توضیح می¬دهند. « منظور از حوادث واقعه، که در این روایت آمده مسائل و احکام شرعیه نیست. نویسنده (نامه) نمی¬خواهد بپرسد درباره مسائل تازه¬ای که برای ما رخ می¬دهد، چه کنیم. چون این موضوع جزء واضحات مذهب شیعه بوده است و روایات متواتر دارد که در مسائل باید به فقها رجوع کنند. در زمان ائمه (ع) هم به فقها رجوع می-کردند و از آنان می¬پرسیدند.
کسی که در زمان حضرت صاحب (عج) باشد و با نواب اربعه روابط داشته باشد وبه حضرت نامه بنویسد و جواب دریافت کند، به این موضوع توجه دارد که در فرا گرفتن مسائل به چه اشخاصی باید رجوع کند. منظور از حوادث واقعه، پیشامدهای اجتماعی و گرفتاری¬هایی بوده که برای مردم و مسلمین روی می¬داده است وبه طور کلی سربسته سوال کرده: اکنون که دست ما به شما نمی¬رسد، در پیشامدهای اجتماعی باید چه کنیم و وظیفه چیست؟»4
در دوره غیبت کبری و نیابت عامه، در هر عصری عالم بزرگی که واجد همه شرایط لازم فقاهت و رهبری باشد در راس جامعه قرار می¬گیرد و رهبری از ان او است و رجوع مردم به اوست، او صاحب « ولایت شرعیه» است به نیابت از امام.
انديشه‌ي پربار مهدويت در طول تاريخ از تهاجم فكري و فرهنگي و آسيب بدانديشان و دشمنان آگاه و دوستان نادان در امان نبوده و هرازچندگاهي دستخوش تهديدها و آسيب‌ها قرار گرفته است.
مطابق آيات و روايات و مستندات ديني ما انتظار در واقع نوعي آمادگي است، آمادگي براي تهذيب نفس و پاك زيستن، امادگي براي حركت، حركتي آگاهانه و ارادي و هدفمند، توأم با دگرسازي و زمينه سازي و سرانجام آمادگي. براي حضور در نهضت عظيم مهدي موعود كه آغاز آن ظهور نور و پايان آن شكست تاريكي و ظلم و نتيجه‌ي آن برپايي حكومت عدل الهي است.

استاد شهيد مرتضي مطهري دربارة مفهوم انتظار متناسب با برداشت‌هاي متفاوت اين انديشه را منشأ رشد و پويايي يا ركود و عقب ماندگي منتظران دانسته است، به طوري كه ويژگي‌هاي دوگونه انتظار مثبت و منفي را اين‌گونه بيان مي‌كنند: «انتظار فرج و آرزو و اميد و دل بستن به آينده دو گونه است: انتظاري كه سازنده و نگهدارنده، تعهدآور، نيروآفرين و تحرك بخش است، به گونه‌اي كه مي‌تواند نوعي عبادت و حق‌پرستي شمرده شود؛ و انتظاري كه گناه است: ويرانگر، اسارت بخش و فلج كننده و نوعي (ابائي‌گري) بايد محسوب شود.
اين دو نوع انتظار فرج، معلول دو نوع برداشت از ظهور عظيم مهدي موعود است و اين دو نوع برداشت به نوبه خود، از دو نوع بينش درباره تحولات در انقلاب‌هاي تاريخي ناشي مي‌شود.»5
«در نگاه انتظار ويرانگر و منفي – كه متأسفانه در جامعه‌ي ما هم طرفدار دارد- هر اصلاحي در جامعه محكوم است چرا كه بايد ظلم و تباهي رواج داشته، حق و حقيقت هيچ طرفداري نداشته باشد، باطل يكه تاز ميدان گردد،تا انفجاري رخ دهد و انتظار به سر آيد. بنابراين هر اصلاحي محكوم است، زيرا هر اصلاح يك نقطه‌ي روشن است. تا در صحنه اجتماع نقطه‌ي روشني هست دست غيب ظاهر نمي‌شود، برعكس، هر گناه و فساد و هر ظلم، تبعيض و حق كشي و هر پليدي‌اي به حكم اين كه مقدمه صلاح كلي است و انفجار را قريب‌الوقوع مي‌كند، رواست، زيرا «الغايات تبرر المبادي» هدفها، وسيله‌هاي نامشروع را مشروع مي‌كنند. پس بهترين كمك به تسريع در ظهور و بهترين شكل انتظار، ترويج و اشاعه فساد است. اين جاست كه گناه، هم فال است و هم تماشا، هم لذت و كام‌جويي است و هم كمك به انقلاب مقدس نهايي.»6
اگر به حجم كتاب‌هايي كه در ساليان اخير در رد اعتقادات شيعي، به ويژه موضوع مهدويت و انتظار نوشته شده و از سوي دستگاه‌هاي اطلاعاتي كشورهايي چون آمريكا و انگليس، رژيم صهيونيستي و ... در شمارگان وسيع منتشر شده‌اند نگاه كنيم؛ اگر به تعداد قابل توجه فيلم‌هايي كه در دو سه دهه‌ي گذشته با هدف ترويج و تبليغ نگرش آخرالزماني مسيحي – يهودي و تقبيح و تحقير نگرش آخرالزماني و موعود باوري اسلامي ساخته شده‌اند نظر بيفكنيم؛ , اگر به شمارگان كتابهاي سطحي، نازل، عوام پسندانه و مبتني بر باورهاي سست و خرافي كه درچند سال اخير در كشور ما در زمينه موضوع مهدويت نوشته شده‌اند، توجه كنيم؛ اگر به تعداد روزافزون مجالس و محافلي كه به بهانه‌ي ذكر و ياد امام زمان (عج) در گوشه‌گوشه‌ي اين سرزمين تشكيل مي‌شوند و به جاي بارور كردن روحيه اميد، سرزندگي، تلاش، تكاپو، دردل جوانان اين سرزمين و بالا بردن سطح هشياري، احساس مسؤوليت و آمادگي آنها براي ظهور، بذر يأس و نوميدي، عزلت گزيني وگوشه‌نشيني، بي‌مسئوليتي و بي‌تفاوتي، سستي و رخوت را در دل آنان مي‌كارند، نگاهي اجمالي داشته باشيم؛ خواهيم ديد كه اولين آسيبي كه در قلمرو انتظار وجوددارد سطحی نگری است. در حال حاضر يكي از معضلات جامعه‌ي ما فعاليت كسان يا جرياناتي است كه تحت عنوان مهدويت خرافاتي را به جامعه و نسل جوان تحميل مي‌كنند و با احساسات و اعتقادات مردم بازي مي‌كنند و بستر مناسبي براي خرافه‌پردازي فراهم مي‌نمايند، متأسفانه در برخي موارد موفق هم شده‌اند و حقيقت انتظار كه مي‌بايست در جان منتظران شعله‌هاي مسئوليت بيافريند را تبديل به تحذير نموده و احساساتي فاقد معرفت را دامن زده‌اند. پيامد ناگوار اين جريان فضايي را به وجود مي‌آورد كه اهل تعقل وانديشه را نسبت به مهدويت بدبين مي‌كند و زمينه‌ي انحراف‌هاي فكري را فراهم مي‌آورد و در نتيجه مخالفان مهدويت كه اتاق فكر آنان در محافل صهیونیستی استقرار يافت و نيز نحله‌هاي فكري و انحرافي امكان رشد و گسترش مي‌يابند و آراء و افكار ناصواب عوام زدگان به نام تشيع ثبت مي‌شود و به ديگران انتقال مي‌يابد و يك عقيده‌اي كه در اصل آن تمام فرق اسلامي توافق دارند، به گونه‌اي مطرح مي‌شود كه با حقيقت مهدويت مغايرت دارد.
ناظر بر اين مدعا، نحله‌هاي فكري انحرافي و صدها كتابي است كه در طول تاريخ و معاصر، با استفاده از اين عنوان شريف مهدويت به وجود آمده است با انگيزه‌هاي شخصي، سياسي، اقتصادي و عقيدتي مورد استفاده قرار گرفته و مي‌گيرد و اهداف و اغراض خاصي از اين عمل دنبال شده و مي‌شود.
ادعاها ی تطبیقی مفاهیم روایات با اشخاص وتعیین زمان یقینی وقطعی ظهور امام و توجه ودل بستن به مدعیان دروغین که ادعای نیابت وسفیربودن از جانب امام زمان را دارندیاادعا می کنندخودامام زمان هستندوظهورکردندیاکسانی که برای ظهوروقت مشخص تعیین می کنندنیزازخطرات ظاهربینی وسطحی نگری است.حضرت درتوقیعی که به آخرین نایب خودمی نویسندمی فرمایند:
لاتوص الی احد فیقوم مقامک بعدوفاتک فقدوقعت الغیبه التامه فلاظهورالا بعد اذن الله تعالی ذکره وذلک بعد طول الامد وقسوه القلوب وامتلاء الارض جوراوسیاتی شیعتی من یدعی المشاهده الافمن ادعی المشاهده قبل خروج السفیانی والصیحه فهوکذاب مفتر .7
((هیچ کس را به جای خود قرارنده چرا که غیبت کامل آغازشده وظهوری نخواهد بود مگربعد از اذن خداوند. واراده خداوند برظهورقرارنخواهدگرفت مگربعد اززمانی طولانی وازیادرفتن من از دل هاوپرشدن زمین ازفساد. درطول زمان غیبت عده ای خواهندآمدکه ادعای ظهورمراخواهندکرد.خوب توجه کنیدکه هرکس قبل از بروزنشانه حرکت سفیانی وشنیده شدن ندای آسمانی .ادعای ظهورمراکند قطعا دروغگوست.))
امام صادق (ع)نیز در مورد تعیین زمان ظهورفرمودند:
کذب الوقاتون. 8
((هرکه برای زمان ظهوروقت تعیین کنددروغ گفته است. ))
طول تاریخ مهدویت ودوره های مختلف با پدیده مدعیان دروغین مهدویت درجوامع مسلمان روبروبوده است ازعبدالله بن تومرت موحدون دراندلس ومحمدمهدی سودانی در سودان وقادیانی درهندوستان گرفته تا علی محمد باب درایران و...که با هشدارهاي آگاهانه و به موقع عالمان دين در جوامع اسلامي ماهيت مدعيان دروغين، مغرض و جاهل آشكار گرديد.
در روايتي كه از امام صادق (ع)‌نقل شده وظيفه‌ي علماي شيعه در زمان غيبت بدين گونه تصوير شده است:
«لولا من يبقي بعد غيبته قائمكم ، عليه‌السلام، من العلماء الداعين اليه والدالين عليه و الذابين عن دينه بحجج الله و المنتقدين لضعفاء عبادالله من شباك ابليس و مردته و من نخاخ النواصب لمابقي أحد الا ارتدّ عن دين الله عزوجل، و لكنهم الذين يميسكون ازمة قلوب ضعفاء الشيعة كما يمسك صاحب السفينة سكّانها، اولئك هم الافضلون عندالله عزوجل.»9
اگر بعد از غيبت قائم شما نبودند علمائي كه مردم را به سوي او مي‌خوانند، و به سوي او راهنمايي مي‌كنند، و با برهانهاي الهي از دين او پاسداري مي‌كنند، و بندگان بيچاره خدا را از دامهاي ابليس و پيروان او و همچنين از دامهاي دشمنان اهل بيت رهايي مي‌بخشند، هيچ كس بر دين خدا باقي نمي‌ماند. اما علماي دين دلهاي متزلزل شيعيان ناتوان را حفظ مي‌كنند، هم چنان كه كشتيبان مكان كشتي را حفظ مي‌كند. اين دسته از علماء در نزد خداوند داراي مقام و فضيلت بسياري هستند. همچنين در روايتي از امام جواد (ع) وظايف علماي دين به هنگام غيبت امام از جامعه چنين بيان شده است:
«ان من تكفل بأيتام آل محمد (ص) المنقطعين عن امامهم، المتحيرين في جهلهم، الاساري في أيدي شيماطينهم و في أبدي النواصب. من أعدائنا، فاستنقذهم منهم و أخرجهم من حيرتهم و محمر الشياطين برد و ساوسهم و قهرالناصبين بحجج ربهم و دلائل ائمتهم، ليفضلون عندالله. علي العابد بأفضل المواقع، بأكثر من فضل السماء علي الارض و العرش و الكرسي و الحجب علي السماء و فضلهم علي هذا العابد كفضل ليلة البدر علي أخفي كوكب في السماء.»10
كسي كه سرپرستي يتيمان آل محمد (ص) را كه از امام خود دور افتاده، در ناداني خويش سرگردان مانده ودر دستان شياطين ودشمنان اهل بيت گرفتار آمده‌اند، به عهده گيرد و آنها را از چنگال دشمنان رهايي بخشد و از حيرت و جهالت خارج سازد و وسوسه‌هاي شياطين را از آنها دور كند، و بادلايل پروردگارشان و برهانهاي امامانشان دشمنان اهل بيت را مقهور سازد، تا عهد خدا بر بندگانش را به بهترين شكل حفظ نمايد، در نزد خداوند بر عابدي كه در بهترين مواقع به عبادت پرداخته، برتري دارد، بيشتر از آنچه آسمان بر زمين، و عرش و كرسي و حجاب‌ها بر آسمان برتري دارند. برتري او بر چنين عابدي مانند برتري ماه شب چهارده بر كوچك‌ترين ستاره آسمان است.
«حال بايد ديد آيا ضرورت‌هايي كه استوانه‌هاي فقاهت شيعه را به تدوين كتاب و نگارش رساله در زمينه شناخت آخرين حجت حق و ديگر موضوعات مرتبط با غيبت امام عصر (عج) واداشته از بين رفته است يا خير؟
آيا آن نگراني كه خاطر شيخ صدوق را پريشان ساخت و او را وادار به تأليف كتاب كمال الدين و تمام النعمة نمود، ديگر برطرف شده و جايي براي نگراني خاطر باقي نمانده است؟
آيا آن شبهات و سؤال‌هاي گوناگون درباره غيبت كه شيخ مفيد را وامي‌داشت براي پاسخ به آنها رساله‌هاي گوناگوني همچون الفصول العشرة في الغيبة، خمس رسائل في اثبات الحجة، في سبب إستتار الحجة و ... را به رشته تحرير درآورد و ديگر از بين رفته است؟
آيا آن احساس ضرورتي كه شيخ طوسي را وادار مي‌ساخت كه با همه اشتغالات علمي و درگيري در عرصه‌هايي همچون فقه، تفسير،حديث و رجال دست به تأليف كتاب الغيبة بزند، ديگر زمينه‌اي ندارد؟ آيا ديگر هيچ خطري سرمايه اعتقادي شيعيان آل محمد (ص) را تهديد نمي‌كند؟»11
عدالت رشد وامنیت زمینه ساز تلاش انسانی برای حرکت به سوی خداست حضرت مهدي به عنوان خاتم الاوصياء آخرين ذخيره‌ي الهي در روي زمين پياده كننده ي آيات قرآن ودستورات خداوند بر اي تمام جهانيان است. منجی موعودعدالت را می خواهدنه فقط برای عدالت بلکه برای هدفی برتراوهدفش حرکت دادن تمام بشریت به سوی خداست برقراری تمدنی ((خدامحور))تمدنی که فعالیت سیستم هاوشبکه های آن احساس عظمت قدرت علم قدرت علم ووجودبینهایت خداوندراروزبه روزدرقالب وروح وفکرانسان هابیشتروبیشترمی کند.آن حضرت به عنوان منجي عالم بشريت تمام مستضعفان و بشريت را به توحيد و عدالت و صلح دعوت خواهند فرمود.
قرآن در زمينه‌ي منجي آخرالزمان و عدالت گستر جهاني چنين مي‌فرمايد:
«وعدالله الذین امنوامنکم وعملواالصالحات لیستخلفنهم فی الارض کمااستخلف الذین من قبلهم ولیمکنن لهم دینهم الذی ارتض لهم ولیبدلنهم من بعدخوفهم امنا یعبدوننی لایشرکون بی شیئا. ((12
((خداوندبه کسانی ازشما که خدا را باورکردندورفتارمنطبق با خواست خدا داشتند. وعده قطعی داده است که بدون هیچ تردیدی مدیریت جهان را به دست آن ها خواهدرساند.(همانطورکه دیگرانی که قبل ازآنها جهان را مدیریت می کردند دست تدبیر الهی آن ها را به این موقعیت رسانده بود) ودین آن ها را که مورد پسندورضایت خداوند است درسراسرزمین قطعا گسترده خواهد کرد مطمئنا ترس رااز وجودشان خواهدبرد وبه امنیت تبدیل خواهدنمود.وضعیت نهایی آنها این گونه خواهد بودکه با تمام وجود وبدون هیچ انحراف وتمایلی به دیگری من رامی پرستند.))
علامه طباطبایی رحمه الله علیه در تفسیراین آیه چنین نوشته اند:
مقصودازآیه این است که خداوند جامعه بشری رادرنهایت به جامعه ای تبدیل خواهد کردکه خداپرستی خالص عمومی شود. واین چنین جامعه ای درزمان ظهورمهدی موعود عجل الله تعالی فرجه محقق خواهد شد.13
ودر آیه شریفه دیکر می فرماید:
نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين»14
ما اراده كرده‌ايم كه به ضعيفان زمين منت نهاده و آنها را پيشوايان و وارثان زمين گردانيم.
پيامبر گرامي اسلام (ص) پيرامون ويژگي‌هاي آن حضرت و آثار قيام مهدي (عج) مي‌فرمايند:
«مهدي از فرزندان من است، اسم او، اسم من (محمد) و كنيه‌اش، كنيه من «ابوالقاسم» است، از نظراخلاق و خلقت شبيه‌ترين مردم به من است. براي او غيبت و حيرتي است كه در آن مردم بسياري گمراه مي‌شوند. آن گاه مثل شهاب ثاقب مي‌آيد و زمين را پر از عدل و داد خواهدكرد، همچنان كه پر از ظلم و ستم شده بود.»15
ونیزامام صادق(ع) فرمودند:
اذا قام قائمناوضع یده علی روءوس العباد فجمع بها عقولهم وکلمت به احلامهم. 16
((هنگامی که قائم ماازاهل بیت ظهورکند.دست برسرانسان ها می گذارد وعقل وفکربشررایکپارچه وکامل می گرداند.))
«آنچه به عنوان يك امر بسيار مهم و يك نقطه پر افتخار و پيشرفته در انديشه‌هاي مهدويت شيعي مطرح است، اولاً نوع حركت حضرت بقيه‌الله در آغاز زمان ظهور ودعوت ايشان از تمامي انسان‌هاست كه در فضايي كاملاً منصفانه،دلسوزانه، علمي، آگاهي دهنده و بدون استفاده از ابزارهاي مقتدرانه صورت مي‌گيرد و ثانياً استكمال بشر در زمان ظهور از حيث علمي و انديشه‌‌اي به عنوان مهم‌ترين نقطه ارزشمندي انسان است. در واقع حركت، دعوت و حكومت مهدوي بيش از آنكه بر مبناي تسلط خارجي بر ظاهر آدم‌ها باشد و از سوي ديگر بر مبناي كمال به وجود آمده در انسان از حيث علمي و اخلاقي صورت مي گيرد.
مهدويت شيعي يك جنبش كاملاً علمي و يك حركت اساساً دروني است و اگرچه يك حقيقت هستي شناختي است اما بر مبناي معرفت شناختي انسان ها پايه دارد و از آن مايه مي‌گيرد. لذاست كه بسياري از مردم كه اساساً هيچ گونه دينداري اي را تا پيش از ظهور حضرت برنمي‌تافتند با شنيدن نداي عالمانه حضرت و آگاهي‌اي كه در سطر سطر سخنان و حركات ودعوت‌هاي ايشان مي‌بينند بر مبناي انسانيت خود و آنچه از عوالم ديگردر درونشان به يادگار مانده است به نداي آسماني حضرت لبيك مي‌گويند و ايمان مي‌آورند. اين البته به معناي عدم جنگ حضرت با بدكاران و ستمكاران عالم نيست بلكه بدان معناست كه جنگ با كساني صورت مي‌گيرند كه از روي تعصب برآمده از جهالت وعناد توانايي حضور در عالم نوراني ونور عالمگير وجود حضرت ندارند و خود به خود بايد كنار بروند چرا كه جايي كه نور است ظلمت معنايي ندارد...»17
متفكر شهيد استاد مطهري در بيان نقش مهدويت در تكامل تاريخ و بشريت مي‌فرمايند: «يعني زندگي بشر در آينده منتهي مي‌شود به عالي‌ترين و كامل‌ترين زندگي ها كه از جمله آثاري كه در آن هست آشتي انسان و طبيعت است و آن اين است كه زمين تمام معادن خود را در اختيار انسان قرار مي‌دهد. آسمان تمام بركات خود رادر اختيار انسان قرار مي‌دهد و همه‌ي اين‌ها خود تكامل تاريخ است.»18
و همچنين مي‌فرمايند: «خير، عمر جهاني به پايان نرسيده است»، هنوز اول كار است ، دولت مقرون به عدل، عقل، حكمت، خير، سعادت، . سلامت، امنيت، رفاه، آسايش و وحدت عمومي و جهاني، درانتظار بشريت است، دولتي كه در آن دولت، حكومت با صالحان است و انتخاب اصلح به معني واقعي در آن صورت خواهد گرفت.»19
درك اين نكته كه منجي آخرالزمان به هر حال به عنوان يكي از اشتراكات بشري مورد تأكيد تمامي انديشه ها و مكاتب است، اهميت اين نقش جديد و نوين را در توليد و استكمال علم بشري بيشتر مي‌كند. ضمن آنكه شفافيت، وضوح و تشخص خاص مهدويت شيعي امكان چنين استفاده‌اي را در آخرين حد در مهدويت شيعي منحصر مي‌كند. امروز كه نهضت يا جنبش نرم‌افزاري و توليد علم در هر يك جريان فكري مورد توجه اصحاب انديشه و فكر قرار گرفته است به نظر مي‌رسد بايد از قابليت‌هاي معرفت‌شناختي گفتمان مهدويت بالاترين بهره را برد و اين جز با پيراستن انديشه‌هاي مهدويت از آرايه‌ها و خرافات بيهوده و رويكرد به علم، ايمان و آگاهي برآمده از مستندات ديني امكان‌پذير نخواهد بود.
در ميان تعاليم جاوداني و جهاني اسلام، هيچ يك به اندازه‌ي حكومت فراگير مهدوي، قابليت ارائه به جهان پرغوغاي امروزي را ندارد، منجي و حكومتي كه براي جهانيان عدالت ومعنویت و امنيت را به همراه دارد. اما جاي بسي تأسف است كه انديشه‌ي والا و گيراي مكتب اسلام،كمتر از ديگر موضوعات ديني ، به انديشمندان امروزي معرفي گرديده است؛ البته آن هم به شكلي ناقص يا نادرست؛ زيرا آشنايي جهان غرب با اسلام ، عموماً به واسطه‌ي مقالات يا كتب مستشرقان بوده است؛ كه خود اطلاع درستي از اين مكتب آسماني نداشته‌اند.
فرهنگ انتظار و پيام مهدويت محدود به جغرافياي خاص ، فرقه، مذهب و ... نمي‌باشد بلكه مهدويت داراي طرح جهاني و در بستر تاريخ و هميشه‌ي زمان مي‌باشد. بنابراين بايد زمان و اقتضاعات آن را به طور جامع شناخت و با درك هويت مخاطب و جغرافياي فرهنگي آن آيات قرآن و روايات را مورد بازخواني بر حسب نيازهاي جديد قرار داد. تلاش و كوشش براي انتقال فرهنگ انتظا رو پيام مهدويت با زبان قابل فهم دنياي كنوني امري ضروري مي‌باشد.
توجه بشریت به تمدنی جهانی براساس عدالت ومعنویت وامنیت آینده ای امیدبخش باارائه دکترین مهدویت به صورت مدل وسیستم های اجرایی درزندگی درابعاد معرفتی وفکری وفرهنگی ورسانه ای وآموزشی وتعاون وهمکاری اجتماعی و خانواده وروابط بین الملل و... به اسلام جلب خواهد ساخت.

منابع:
1.علامه مجلسی. بحارالانوار.انتشارات اسلامیه.ج52 ص317.
2. ظهورشیعه.مجموعه مصاحبه های استاد علامه طباطبایی وپروفسورهانری کربن. ص7.
3.شیخ صدوق.کماالدین واتمام النعمه.ج2.
4.امام خمینی.ولایت فقیه.
5.مرتضی مطهری.قیام وانقلاب مهدی ازدیدگاه فلسفه تاریخ.انتشارات صدرا.صص7و8.
6.همان ص 62 به بعد.
7. علامه مجلسی.بحارالانوار.انتشارات اسلامیه.ج51.ص360.
8.شیخ کلینی. اصول کافی. انتسارات اسلامیه. ج1.ص368.
9.احمدبن علی بن ابی طالب الطبرسی. الاحتجاج.ج1.ص9.
10.همان صص14و15.
11.ابراهیم شفیعی سروستانی. مرزداران حریم تفکرشیعی.
12.سوره نور.آیه55.
13.علامه طباطبایی. المیزان .انتشارات اسماعیلیان .ج15.ص155.
14.سوره قصص .آیه 4.
15.شیخ صدوق .کماالدین ص 287.
16.شیخ کلینی .اصول کافی انتشارات اسلامیه . ج1.ص 25.
17.محمدشیخ الاسلامی .مهدویت شیعی وجنبش نرم افزاری .
18.مرتض مطهری.فلسفه تاریخ.انتشارات صدرا. ص 202.
19.مرتض مطهری . انسان وسرنوشت.دفترانتشارات اسلامی.ص137.

مقاله هاي مرتبط:


      
 
 كليه حقوق اين مجموعه طبق قوانين نرم افزاري متعلق به دبيرخانه‌دائمي‌اجلاس‌دوسالانه‌بررسي‌وجودي‌ابعادحضرت‌مهدي(عج)مي‌باشد