1397/11/04 پنج شنبه

نیمه شعبان سالروزولادت حضرت ولي عصرمهدي موعود (عج) بر عموم مسلمين جهان مبارك باد......قال الكاظم عليه السلام: يُغيبُ عن أبصار الناس شَخصُهُ و لايُعيبُ عن قُلوب‌المؤمنين ذِكره؛ او (حضرت مهدي عجل‌الله‌تعالي‌فرجه الشريف) از ديده مردم پنهان مي‌شود، ولي يادش در دلهاي مؤمنين هيچگاه فراموش نمي‌شود

  
 

تاريخ نشر: 11/12/1389

مبحث: مقالات تخصصي

نويسنده: administrator

منبع:

مطالعات: 1371

بازگشت >>
نظرسنجي: ( 1 راي) 
  سازندگي انتظار و وظايف منتظران
خلاصه:

ـ مريم كشاورزي‌پور
ـ دكتر داوود ميرزايي‌مقدم

آرمان‌ها را چگونه عملي سازيم
قانون كلي «عليّت» بر سراسر جهان هستي حاكم است. طبق اين قانون در سراسر نظام آفرينش، هر پديده‌اي، هر عملي و هر طرز تفكري فقط و فقط از طريق علل و اسباب خاص خود، جامه‌ي عمل مي‌پوشد و شكل هستي به خود مي‌گيرد. برخي از اين علل و اسباب براي ما شناخته شده‌اند و بعضي را نمي‌شناسيم.
قدرت‌ها، پيروزي‌ها، عزت‌ها، دانش‌ها، بينش‌ها و ضعف‌ها، شكست‌ها، ذلت‌ها، جهل‌ها، كوري‌ها همه و همه علل و اسبابي دارند كه بايد آنها را شناخت و براي رسيدن به آرمان‌ها، از طريق آن اسباب عمل كرد.
آورده‌اند كه موسي‌بن عمران(ع) بني‌اسرائيل را با شيوه‌هاي خاصي از مصر بيرون آورد و از رود نيل گذراند و به خاك بيت‌المقدس رساند، آنگاه به آن جمعيت گفت: «اكنون بايد وارد سرزمين مقدس شويد، كه خدا برايتان مقرر داشته، و عقب‌نشيني نكنيد وگرنه مسير عزتتان به خواري و ذلّت منقلب مي‌گردد». بني‌اسرائيل در پاسخ گفتند: «اي موسي‌ به درستي و حقيقت مي‌گوييم كه در اين سرزمين نخواهيم شد، تا آنان خارج نگردند، پس اگر آنها خارج شدند، ما وارد مي‌شويم». در ميان آنان دو نفر بودند كه از نافرماني از اوامر موسي و معصيت او، هراس داشتند و خدا بر آنان انعام فرموده بود، آن دو نفر به جمعيت خطاب كردند كه: عليه ستمگران و جباران سرزمين مقدس از «راهش» وارد شويد.
پس هرگاه شما براي پيروزي از «راهش» وارد شويد، حتماً پيروز خواهيد بود، و بر خدا توكل داريد، اگر واقعاً ايمان آورده‌ايد.(1) (برگرفته از مضامين آيات 21 تا 23 سوره مباركه مائده)
به نظر مي‌رسد براي پيروزي، راه‌هاي تعريف شده‌اي وجود دارد كه بايد از همان راه‌ها عمل كرد. بر اين مبنا عملي كردن خواسته‌ها و آرمان‌ها، در واقع‌ همان طرز فكر و همان ريشه دروني كه مي‌خواهد جوانه زند، بايد از طريق علل و اسباب آن انجام گيرد و چون عملكرد انسان بدين شكل است كه ابتدا مي‌انديشد، سپس اراده مي‌كند و سرانجام عملي مي‌سازد، پس عملكرد جامعه نيز به همين منوال است، بنابراين براي عملي نمودن آرمان‌ها در جامعه:
1ـ بايد فكرها و انديشه‌ها را تغيير داد، اصلاح كرد و به باور انسان آورد كه او هر چه بخواهد مي‌تواند انجام دهد و روحيه يأس را در خود نابود نمايد.
2ـ بايد اراده را تقويت نمود و عوامل ضعف آن را از بين برد.
3ـ بايد در مرحله عمل مقاومت نمود و با موانع درگير شد تا رفع گردند و عمل صحيح انجام پذيرد.
آرمان مقدس:
انقلاب جهاني حضرت مهدي(عج) نيز همانند همه حوادث تاريخي و رويدادهاي طبيعي و اجتماعي و ... به تدريج رخ مي‌دهد، و فقط از طريق علل و اسباب خود عملي مي‌گردد، پس بايد شرايط و اسباب تحقيق آن به حد كمال خود برسد تا به وجود آيد.
صدرالمتألهين مي‌گويد:
«بعضي از ممكنات كه ذاتاً امكان هستي را واجد و از محالات نيستند صرف ذات آنها كافي نيست، كه نعمت وجود را دارا شود، بلكه بايد يك سلسله اسباب و شرايط به آن ضميمه شود، سپس بعد از ضميمه شدن آن شرايط و عوامل آمادگي ساز، استعداد پيدايش مي‌يابد ... وقتي به آن ممكن ذاتي، امكانات ديگر و شرايط متفاوت ديگري ضميمه شد، پيوسته از حالتي به حالتي انتقال مي‌يابد، تا آنجا كه قوه قابله (مواد تأثيرپذير) به حد كمال مي‌رسد، آنگاه قوه فاعله (علت فاعلي) تأثير كرده و از اجتماع و پيوستن دو قوه، چيز تازه‌اي توليد شده و وجود مي‌يابد.»
غيبت و انتظار در امت‌هاي گذشته
غيبت و انتظار يكي از سنن تكاملي است، كه تاريخ براي بسياري از امت‌هاي گذشته، نشان مي‌دهد.
همواره در بين انسان‌ها، نهضت‌هايي به منظور آزادي از قيد و اسارت طاغوت‌ها صورت مي‌گرفته و اين نهضت‌ها، توسط فرستادگان الهي، رهبري مي‌شده است. اما توده مردم، آنطور كه مي‌بايست، از رهبر نهضت، قدرداني و طرفداري نمي‌كردند و قابليت دريافت اين نعمت بزرگ را از خود نشان نمي‌دادند، و در نتيجه رهبر، براي مدتي از ميان مردم غايب مي‌شد. خواجه نصير طوسي در كتاب تجريد الاعتقاد مي‌گويد:
«وجود امام و تصرف او در امور، طبق قاعده، لطف مسلم است و عدم (حضور يا تصرف) او، از ناحيه ما پديد آمده است.»
به گواهي تاريخ، در طول مدت غيبت رهبران، مردم در اثر لمس آثار شوم اسارت و پرستش طاغوت، بيدار مي‌شدند، و وقتي به خود مي‌آمدند و از روش عصيان و گناه و نافرماني رهبر، بازگشت و توبه مي‌كردند، رهبر به فرمان الهي، در ميان آنان آشكار شده، حق‌جويان را در طي مراحل نهضت، رهبري مي‌نمود. اين حقيقت را در تاريخ نهضت پيامبران بزرگي مانند ادريس، نوح، صالح، ابراهيم، يوسف، موسي و ... مشاهده مي‌كنيم. (كمال‌الدين ـ باب اول تا هفتم)
سازندگي انتظار و اميدواري
در حقيقت، زمان غيبت عبارت است از دوراني كه استعدادهاي مردم به تدريج به مرحله فعليت (مرحله بهره‌برداري) برسد و قابليت براي بهره‌گيري از يك رهبر الهي را دارا شوند.
ممكن است در شرايطي به وسيله‌ي تبليغات، تعليمات و راهنمايي‌هاي صحيح، استعدادها و قابليت‌ها، زودتر پرورش يابند و شرايط وجود پديده‌اي، فراهم گردد.
ممكن است در اثر تخديرهاي فكري و آلودگي‌ها و سرگرمي‌ها به زرق و برق دنيا و دور افتادن از درك لذت عدالت و حق و نيز برخورد با موانع، استعدادها و قابليت‌ها خفته بماند و ديرتر بيدار شود. به همين ميزان، زمان موفقيت‌ نيز زود يا دير خواهد شد.
پس روشن است كه تا ما تغيير نيابيم و قابليت و زمينه ظهور آن حضرت را فراهم نكنيم، ظهور امكان ندارد. تا وقتي بشريّت قابليت نيابد، و براستي خواهان گسترش عدل و داد نباشند و روح حق‌پذيري يافت نشود، چنين انقلابي رخ نخواهد داد.
در تحولات اجتماعي يك شرط اساسي كلي و طبيعي مطرح است كه قرآن در اين خصوص مي‌فرمايد:
«خداوند هرگز وضع ملتي را تغيير نمي‌دهد، مگر آنكه آنها خود را تغيير دهند» (سوره رعد ـ آيه 11)
در بعضي روايات آمده در وقت اين كار «بداء» راه دارد. يعني مطابق ظواهري كه انسان گمان دارد واقع نمي‌شود.
بر همين اساس دستورات زيادي از طرف پيشوايان معصوم در فضيلت انتظار به ما رسيده، و فرموده‌اند دعا كنيد و همواره منتظر باشيد و فرا رسيدن روز گشايش را از خدا بخواهيد.
مردمي كه انتظار آمدن رهبر خود را دارند، مي‌كوشند شرايط را هر چه بهتر به نفع مرام و نظر مورد انتظار آماده سازند، و اين خود يكي از وظايف مهم و ارزنده هر منتظر است.
بنابراين، هر كس به هر طريقي شرايط را آماده مي‌نمايد تا بهره‌اي در ايجاد شرايط ظهور و تحول كامل داشته باشد.
امام رضا(ع) فرمودند:
انتظار فرج، خود روزنه فرج و نجات است. (غيبت طوسي ـ 291)
ـ چه نوع انتظار بنيادگر و اساسي است؟
گفته‌اند كه وجود شريف حضرت مهدي(عج) زماني ظهور خواهند كرد كه جهان دچار ظلم و ستم و فسادهاي گوناگون و زياد شده است لذا برخي ـ به اشتباه ـ معتقدند اگر در دنيا فسق و فجور كنند زمينه‌ساز ظهور مي‌شوند. بايد به درستي گفت با توجه به لزوم سنخيت و هماهنگي بين علت و معلول، هرگز اشاعه‌ي فساد و آلودگي، مقدمه‌اي براي اصلاح كامل نخواهد شد، بلكه اصلاحات جزئي، فردي و گروهي و ايجاد آمادگي و ساختن استعداد براي پذيرش صلاح و حق، زمينه يك اصلاح جهاني است.
انتظار وقتي فضيلت و ارزش دارد كه نتيجه و ثمره آن خودسازي و آمادگي باشد، آمادگي براي شركت در كادر اصلاح جهاني حضرت مهدي(عج).
كسي كه انتظار مي‌كشد تا روز امتحان فرا رسد، درس مي‌خواند، آموزش مي‌بيند و خود را آماده مي‌كند كه بتواند از عهده امتحان برآيد. اين آمادگي يكباره ايجاد نمي‌شود، پس مي‌توان گفت خوي حق‌جويي و حق‌پذيري نيز بايد به تدريج حاصل شود. كسي كه عمري را به آلودگي، حق‌كشي و زياده‌طلبي گذرانده به يكباره نمي‌تواند نظام عدالت كامل را بپذيرد. مانند چشمي كه در ظلمت شديد به سر برده و ناگهان مي‌خواهد در مقابل نوري قوي قرار گيرد و نمي‌تواند نور زياد را تحمل و دريافت كند.
نمونه‌هاي تاريخي شاهد و گواه اين مدعا است، كساني كه با زياده‌طلبي و مزاياي بي‌حساب دوران قبل از خلافت حضرت علي(ع) عادت كرده بودند، عدالت آن حضرت آنچنان بر آن‌ها سنگين آمد كه يكباره از حق و عدل شانه خالي كردند و با حضرت علي(ع) به جنگ پرداختند.
بنابراين، آنكه انتظار پيروزي حق را دارد و خواهان عدالت حق است، بايد از اول شروع كرده و به تدريج، درجات كمال حق‌طلبي را طي كند و قبل از رسيدن روز انقلاب و امتحان، مسير فكري‌اش را روشن گرداند و موضع خود را انتخاب كند و اين روحيه را به نسل بعد هم منتقل نمايد تا به دوران ظهور منتهي شود و از او هم اثري در ايجاد آن اصلاح جهاني بوده و سرباز ارتش آن حضرت شود.
مبارزات زنجيروار حق عليه باطل
پيكار حق و باطل از اول خلقت بر پا بوده و از سنن تاريخ است: «ما آسمان و زمين و هستي و ميان آن دو را بازيگرانه نيافريديم... بلكه حقيقت اين است كه ما به وسيله حق بر پيكر باطل مي‌كوبيم تا آن را براندازيم.» (انبياء/ 18 ـ 16)
از مجموع آيات و روايات پيداست كه قيام حضرت مهدي(عج) آخرين حلقه از مجموع حلقه‌هاي مبارزات حق عليه باطل است كه از آغاز جهان بر پا بوده است. (قيام و انقلاب مهدي(عج)/ 64)
قيام و انقلاب حضرت مهدي(عج) شكل تكامل يافته‌اي از انقلاب‌هاي پيوسته در راه حق و عدالت است.
لزوم بصيرت
امام صادق(ع) مي‌فرمايند:
كسي كه بدون بينش صحيح، عملي را انجام مي‌دهد همانند رهروي است كه در مسير مخالف مقصد در حركت است و در نتيجه سرعت در كار و حركت سريع براي او فقط يك اثر دارد، دور شدن از هدف. (اصول كافي/ 1/43/ رقم 1)
از اين رهگذر است كه بصيرت به عمل ارزش مي‌دهد و منتظران واقعي بايد هميشه مواظب بدعت‌ها و مقابله صحيح با فتنه‌ها باشند.
آنانكه در مسير حق در تكاپو هستند و مي‌كوشند چرخ اجتماع را بسوي تكامل به حركت درآورند و جزء ياران حضرت مهدي(عج) مي‌باشند، داراي اوصاف برگزيده و خصوصيات چشم‌گيري هستند كه در تاريكي‌هاي جهل و ظلم انسان‌ها مانند ستاره‌هاي فروزان مي‌درخشند.
اين گروه كساني هستند كه:
1ـ خدا را دوست دارند و خدا هم آنها را دوست مي‌دارد.
2ـ در مقابل افراد با ايمان خاضع، متواضع و فروتن و در مقابل دشمن، شجاع و دليرند.
3ـ در راه خدا جهاد مي‌كنند و از سرزنش احدي باكي ندارند.
اين مزيت‌هاي ويژه‌اي است كه خداوند بهر ملتي كه بخواهد (قابليت داشته باشند) اعطا مي‌كند ... (مضمون آيه 54 سوره مائده) و ياران و منتظران حضرت مهدي(عج) بايد چنين باشند.
زمان قيام
اصل قيام حضرت مهدي(عج) و پيروزي مرام حق در سراسر جهان، قطعي و مسلم است چنانكه از آيات و روايات نيز استفاده مي‌شود و فرموده‌اند كه «از ميعاد» است(بحار ـ 54 ـ رقم 138) و تخلف در آن نيست (آل‌عمران ـ آيه مباركه 9، رعد ـ آيه مباركه 33) و اين از اموري است كه (بداء) در آن راه ندارد.
اما زمان قيام، به عللي كه اشاره شد، بطور دقيق معين نشده بلكه فرموده‌اند «كذب الوقاتون» هر كس وقتي براي آن تعيين كند دروغگو است. (بحار ـ 52 و 103 ـ رقم 5 و غير آن در باب 21)
ولي براي فرا رسيدن زمان ظهور حضرتش علائمي بيان فرموده‌اند كه بتوان دوري يا نزديكي زمان آن را حدس زد. اين علائم چنانكه دانشمندان و بزرگان گفته‌اند و از روايات هم بدست مي‌آيد دو گونه است:
1ـ حتمي
2ـ غيرحتمي
شيخ مفيد مي‌گويد: «پاره‌اي از اين وقايع حتمي است كه بايد روي دهد و پاره‌اي غيرحتمي و مشروط به شرايطي كه خدا بهتر مي‌داند چه خواهد شد.» (ارشاد مفيد ـ 356)
و نيز معلي بن خنيس مي‌گويد: شنيدم حضرت صادق(ع) مي‌فرمايند: «بعضي از وقايع حتمي است كه بايد روي دهد و بعضي از آن غير حتمي است كه ممكن است به عللي اتفاق نيفتد.» (بحار ـ 52 و 249 رقم 131 به نقل از غيبت نعماني)

در بعضي از روايات آمده:
«خداوند هرگاه بخواهد، كار حضرت مهدي(عج) را در يك شب به اصلاح آورده و پيشاهنگ ظهور را فراهم مي‌فرمايد.» (بحار ـ 52 و 28 رقم 7)
اساسي‌ترين شرط انقلاب جهاني
يكي از قوانين نامتغير و سنن حاكم بر جهان هستي، رابطه تأثير فاعل با پذيرنده است. طبق اين قانون، هر فاعلي به مقداري مي‌تواند عمل كند كه ماده پذيراي فعل، ظرفيت و قابليت داشته باشد. يك استاد و معلم دانشمند ماهر، تا حدي مي‌تواند به شاگرد و متعلّم سواد و علم بياموزد كه او قابليت و ظرفيت داشته باشد. معلم در جلسه درس، در مقابل همه شاگردان يكنواخت تدريس مي‌كند، ولي هر شاگردي به مقدار ظرفيت خود دريافت مي‌كند. تفاوت در تعليم نيست، بلكه تفاوت در ظرفيت‌ها و قابليت‌هاي پذيرش و يادگيري است. يك مهندس ماهر و هنرمند، تا آنجا مي‌تواند آثار علمي و هنري خود را پياده كند كه مواد قابل داشته باشد. مثلاً طلاي خالص يا گِل خالص، قابليت پذيرش اثر و فعل‌هاي مهندسي ساختمان را ندارد.
اين قانون آنچنان كلي و عمومي است كه در سراسر نظام خلقت و آفرينش استثنا ندارد.
بنابراين شرايط فاعل و قابل بايد هر دو تمام باشد، تا اثر و فعل ظاهر گردد. طبق اين قاعده و قانون، بهره‌گيري از فيض عام پروردگار، و استفاده از رحمت واسعه حق، بستگي دارد به مقدار قابليت و لياقت هر فرد. و اين يك اشتباه و غلط بزرگ است كه كسي بگويد: خداوند لطف و رحمتش را از من دريغ نموده است.
مثال واضح اين امر، باران است. باران يكي از جلوه‌هاي رحمت خداي متعال است. باران در منطقه‌اي فراگير و بر همه جا و بر همه‌ي پستي‌ها و بلندي‌ها، گلزارها و شوره‌زارها يكنواخت مي‌بارد. ولي هر نهري و شطي و هر پستي و بلندي به مقدار ظرفيت و لياقت خود آب مي‌گيرد. كاسه به قدر خود و دريا به اندازه ظرفيت خود آب مي‌گيرند. در گودي آب جمع مي‌شود ولي در بالاي قله اصلاً آب نمي‌ماند اين تفاوت‌ها از ناحيه باريدن نيست بلكه از حيث ظرفيت‌ها و قابليت‌ها است.
قرآن در مقام بازگويي اين حقيقت چنين مي‌فرمايد:
خداوند آب را از آسمان نازل مي‌فرمايد، و سپس در هر وادي و دشت و رودخانه به قدر ظرفيت خودش، آب جريان مي‌يابد. (رعد ـ آيه مباركه 17)
خورشيد وجود حضرت مهدي(عج) چه زماني طلوع خواهد كرد؟
مسئله غيبت حضرت مهدي(عج) به همين منوال، معلول عدم درك قابليت و عدم ظرفيت و پذيرش آن حضرت از سوي مردم بوده است. يعني چون آن حضرت را نيافتند و قدرش را نشناختند، دشمن به فكر نابودي ايشان افتاد و لذا قدرت حق، حضرتش را از نظرها غايب نمود. بنابراين زمينه ظهور آن حضرت را بايد مردم فراهم كنند و تا مردم جامعه، قابليت و لياقت پذيرش آن خورشيد عالم‌تاب را نيابند، ظهورشان امكان نداشته و تحقق آن برخلاف سنت الهي خواهد بود. پس لازم است با فراتر آوردن سطح درك و بينش اسلامي و شيعي جامعه و دميدن روح انتظار فرج حضرت مهدي(عج) در كالبد اجتماع، زمينه را براي ظهور و قيام حضرت مهدي(عج) فراهم نمود، و اين بر عهده علاقمندان و منتظران حقيقي حضرت مهدي(عج) است.
امام صادق(ع) مي‌فرمايند:
«چگونه مردمي، بدون شرايط، خواستار تعجيل ظهور هستند؟ به خدا سوگند، لباس او خشن و غذاي او نان جو بي خورش است. مطابق گفتار و وضع جدش حضرت علي(ع) كه اين غذاي جانبازان و فداكاران است. تن‌پرور بودن و لباس‌هاي لطيف و رنگارنگ پوشيدن و شكم چراني با غذاي الوان از شأن مردان با هدف به دور است. و فرمود: خروج حضرت مهدي(عج) جز اين نيست كه بايد شمشير كشيد و در سايه شمشير كشته شد.» (غيبت طوسي ـ 292)
منتظران مهدي(عج) افراد گزيده‌اي هستند كه در كشاكش دهر، چون كوه استقامت ورزيده و در گرم و سرد روزگار تغيير مسير نمي‌دهند.
حضرت مهدي(ص) فرموده‌اند:
بعد از شما جمعيتي مي‌آيند كه ارزش يك نفر از آنها به مقدار ارزش 50 نفر از شماهاست.
عرضه داشتند: يا رسول‌ا... ما با شما در جنگ احد، بدر و ... شركت كرديم و قرآن درباره ما نازل شد. حضرت فرمودند: اگر مشكلات آنان بر عهده شما گذاشته مي‌شد، مثل آنها استقامت نمي‌كرديد. ـ (بحار ـ 52 و 130)
واضح است، كسي كه به هدف و مرام خود معتقد است، بايد در هر حال، پايبند به مرام خودش باشد. آنكه عقيده و مرامي ندارد و از عقيده و مرام درستي پيروي نمي‌كند، موجود زنده حساب نمي‌شود.
انسان بي‌عقيده مانند جماد است كه هر لحظه در يك گوشه مورد بهره‌برداري، براي پايه‌هاي ساختمان ديگران قرار مي‌گيرد، و موضع معيني ندارد. يك فرد منتظر و معتقد به امام زمان(عج) نمي‌تواند چنين باشد.
انسان وقتي به قصد رسيدن به هدفي مقدس در تكاپو مي‌افتد ستوده و ارجمند است، زيرا نيت خيري را تعقيب كرده، گرچه به مقصد نرسد. او آرزومند رسيدن به كعبه مقصد مي‌باشد اگرچه شرايط توفيق فراهم نگردد.
اينست معناي متعلمي كه به دنبال نجات است. (اشاره به قسمتي از حكمت شماره 139 از نهج‌البلاغه) امام باقر(ع) فرمود‌ه‌اند:
«... پس اگر آنچنان كه ما به شما دستور داديم، بوده باشيد و از مسير حق بسوي باطل منحرف نشويد، با اين روحيه هر كس از شما قبل از قيام حضرت مهدي(عج) بميرد، شهيد مرده است، و آنكس كه حضرت مهدي(عج) را دريابد و در ركاب او كشته شود، پاداش دو نفر شهيد را خواهد داشت ...» (بحار ـ 52 و 123 ـ به نقل از امالي مفيد)
منتظران در هر حال به آن حضرت و مرام او اقتداء مي‌كنند و ارزش آنها در پيروي از آن حضرت است. آنچه مهم است، تشخيص هدف و مرام و شناخت رهبر و امام و پيروي كردن از آيين آن حضرت است، نه زنده بودن تا زمان ظهور و يا مردن. در اين خصوص حضرت محمد(ص) مي‌فرمايند: «رستگاري براي كسي است كه: قائم ما اهل‌بيت را دريابد و حال آنكه قبل از قيام و ظهورش از او پيروي مي‌كرده است، دوستان او را دوست مي‌داشته و از دشمنانش تنفر مي‌جسته و پيشوايان پيش از او را دوست مي‌داشته است.» آنان رفقاي من و صاحب محبت و دوستي من و گرامي‌ترين افراد از امت من، نزد من مي‌باشند. (بحار ـ52 و 130ـ‌از غيبت شيخ)
امام صادق(ع) مي‌فرمايند:
«امام خود را بشناس، بعد از شناخت امام(عج) ضرري به حال تو ندارد كه اين مطلب زودتر يا ديرتر باشد.» (بحار ـ 52 و 291 و 141 ـ غيبت شيخ)
و نيز امام صادق(ع) فرموده‌اند:
اين مطلب واقع نمي‌شود، مگر بعد از نوميدي، نه به خدا تا وقتي كه نيكان و بَدان امتياز يابند، تا همگي امتحان شوند، نه به خدا تا وقتي كه بد سيرت، شقاوت گزيند و پاك سرشت، سعادت را انتخاب نمايد. (بحار ـ 52 و 111 ـ رقم 20)
بايد از معتقدين به حق، مردمي بمانند كه از هيچ نهراسند و هيچ حادثه‌اي آنها را نلغزاند و هيچ فتنه و آزمايشي به آنها ضرر نرساند و مردمي باشند كه با چشم علم، خرد و فكر، حقيقت را دريابند و پرده غيبت را با نور علم كنار بزنند و واقعيت را چنان درك كنند كه غيبت در نظر آنان چون ظهور بوده باشد و غايب بودن امام را بهانه انحراف و پيوستن به بيگانگان قرار ندهند.
امام سجاد(ع) فرمود:
مردمان زمان، غيبت امام دوازدهم(عج) كه معتقد به امامت و رهبري او هستند و روز ظهور او را انتظار مي‌كشند برتر از مردم همه زمان‌ها هستند، زيرا خداي بزرگ، آن‌چنان عقل و فهم و معرفتي به آنها عنايت فرموده كه غيبت در نظر آنها، مانند حضور و مشاهده است.
آنان در آن زمان‌، همانند رزمندگان در حضور پيغمبرند. آنانند بندگان خالص حقيقي، آنانند شيعيان راستين ما، آنانند كه در ظاهر و باطن مردم را به دين خدا دعوت مي‌كنند.
و نيز فرمود:
انتظار روز نجات، خود گوشه‌اي از نجات است. (احتياج طبرسي ـ 1 ـ 50)
آن مردم با عقل و فكر خود، از بررسي و مطالعه قرآن حقيقت را درك مي‌كنند:
پيامبر اسلام(ص) فرمودند:
يا علي! عجيب‌ترين مردم از نظر ايمان و بالاترين آنان از نظر پاداش، جمعيتي هستند در آخرالزمان كه به پيغمبر خود دست نيافتند و نديدند و حجت و رهبرشان از نظرشان پنهان مي‌باشد. پس آنان بوسيله، سياهي كه روي سفيدي قرار دارد (قرآن) ايمان به حقايق دارند. (وسائل ـ 18 و 60، رقم 51)
خصوصيات ياران مهدي(عج) از ديدگاه ائمه(ع):
افراد برگزيده و برتري كه به ياري حضرت مهدي(عج) مفتخر گشته‌اند و زمين و زمان به وجودشان افتخار مي‌كند اين‌چنين هستند:
امام باقر(ع) مي‌فرمايند:
اصحاب حضرت مهدي(عج) شرق و غرب را احاطه مي‌كنند، موجودي نيست مگر آنكه از آنان اطاعت مي‌كند، حتي درندگان و پرندگان. همه اشيا رضايت آنها را مي‌جويند. (يعني همه چيز موافق خواسته آنها خواهد بود) (كمال‌الدين، باب نوادر، رقم 25)
امام رضا(ع) مي‌فرمايند:
و براي آن حضرت گنج‌هايي است (نه از طلا و نقره) بهترين مركب‌ها و بهترين‌ها رزمندگان با نشانه‌هاي مخصوص، خداوند آنها را از نقاط مختلف براي حضرت مهدي(عج) جمع مي‌نمايد، به تعداد رزمندگان جنگ تاريخي صدر اسلام (جنگ بدر) سيصد و سيزده نفر اجتماع مي‌نمايند، همگي مطيع و جانباز در فرمان او هستند. (بحار ـ 52 و 310، از عيون)
امام صادق(ع) مي‌فرمايند:
براي او گنج‌هايي است (كه از طلا و نقره نيست) و پرچمي كه از زمان پيچيده‌ شدن تا آن روز بر افراشته نشده و مردمي كه قلبهايشان مانند قطعه آهن محكم و شك و ترديدي درباره حق، بدان راه ندارد. اگر به كوه‌ها حمله كنند، از جاي برمي‌كنند، به هر نقطه كه هجوم آورند و فرمان باشد، ويران مي‌كنند. در جنگ‌ها، امام را در ميان گرفته و با جانشان از او دفاع مي‌كنند، و آنچه امام بخواهد انجام مي‌دهند. مرداني كه شب را به عبادت بيدار، در حال نماز و با خدا زمزمه مي‌نمايند. شب بيدار و روز در ميدان جنگ بر اسب سوارند. شبانگاه، راهب و و عابد و در روز شيران جنگجو هستند. بهتر از هر كنيز و پيش خدمتي، گوش به فرمان و مطيع امام هستند. آنها چون چراغي درخشان، و قلب‌هايشان پرفروغ است. آنها از خدا خائف و شهادت طلبند. آرزو مي‌نمايند كه در راه خدا كشته گردند. به هر سو روي آورند، ترس و وحشت آنان پيش از خودشان در دل‌ها قرار مي‌گيرد و خدا به دست آنان امام بر حق را ياري مي‌نمايد. (بحار ـ 52 و 38، از كافي)
نقل است از امام صادق(ع):
هر يك از ياران حضرت مهدي(عج) به قدر چهل مرد قوت داشته و داراي قلبي محكم‌تر از آهن هستند. اگر فرمان يابند كه به كوهي از آهن حمله آورند، آن را قطعه قطعه مي‌كنند. از دشمنان حق مي‌كشند و شمشير خود را باز نمي‌دارند و آتش بس نمي‌دهند، تا خدا راضي شود. (كمال‌الدين، باب نوادر، رقم 26) قوت قائم و قدرت و اهميت ياران مهدي(عج) را لوط پيغمبر، در مقابل قوم خود آرزو كرد و گفت: اي كاش قوتي مي‌داشتم يا مي‌توانستم به پايگاه محكمي پناه برم و كمك گيرم. (سوره هود، آيه مباركه 80)
اميرالمؤمنان علي(ع) مي‌فرمايند:
ياران حضرت مهدي(عج) جوان‌ها هستند، در بين آنان از پيران نيست، مگر به مقدار سرمه چشم و نمك در توشه و نمك كمترين چيز در توشه است. (بحار، 52 و 333 رقم 63، از غيبت شيخ بهائي)
اينان گزيدگاني هستند كه شايد از هر طايفه يك نفر يا چند نفر لياقت يابند كه به حضرت گرايند، افرادي كم‌نظير كه از آنان تعبير به «گنج» شده است.
اين گنج‌هاي پر ارج از ويرانه‌هاي عالم برخاسته، در اطراف آن حضرت اجتماع مي‌نمايند و به گفته امام جواد(ع) سيصد و سيزده نفر (به عدد سپاهيان اسلام در جنگ بدر) به حضور آن رهبر آسماني حاضر مي‌شوند. وقتي اين عده از افراد برجسته و فوق‌العاده كه از اهل اخلاص هستند، در آستانه آن حضرت، كمر خدمت بستند، ساير حق‌جويان نيز به تدريج در اندك زماني خود را به آنها مي‌رسانند.
وقتي تعداد ياران آن حضرت به ده‌هزار نفر رسيد، به اذن پروردگار فرمان آتش صادر مي‌شود، پس پيوسته دشمنان خدا را مي‌كشند تا خدا راضي شود. حضرت عبدالعظيم حسني پرسيد: چگونه مي‌دانند كه خدا راضي شده است؟ امام(ع) فرمود: خداوند رحمت خود را در قلب مبارك آن مظهر حق به جلوه در مي‌آورد. پس وقتي وارد مدينه شد، دو بت را بيرون مي‌كشد و مي‌سوزاند. (كمال‌الدين، باب 36، رقم 2)
نتيجه‌گيري:
از آنچه ذكر شد نتيجه مي‌گيريم:
1ـ عملي شدن آرمان‌ها داراي علل و اسباب خاصي است.
2ـ غيبت و انتظار در امت‌هاي گذشته نيز وجود داشته است.
3ـ وظيفه منتظران، سازندگي اسباب ظهور با روش‌هاي مؤثق و مطمئن ذكر شده از امامان(ع) و عدم بدعت‌گذاري است.
4ـ در مسير حق بايد با بصيرت قدم برداشت و هميشه مواظب انحرافات و فتنه بود.
5ـ زمان قيام حضرت مهدي(عج) و نشانه‌هاي ظهور در كلام معصومان(ع) آمده است.
6ـ اساسي‌ترين شرط انقلاب جهاني آماده بودن ظرفيت منتظران است.
7ـ براي ياران و اصحاب واقعي حضرت مهدي(عج) نيز نشانه‌هايي است كه امامان معصوم(ع) در شرايط و به بهانه‌هاي گوناگون و با ظرافت در بيانات گهربارشان آورده‌اند.

«اللهم وفقنا لما تُحِبُّ و ترضي»

مقاله هاي مرتبط:


      
 
 كليه حقوق اين مجموعه طبق قوانين نرم افزاري متعلق به دبيرخانه‌دائمي‌اجلاس‌دوسالانه‌بررسي‌وجودي‌ابعادحضرت‌مهدي(عج)مي‌باشد