1397/11/04 پنج شنبه

نیمه شعبان سالروزولادت حضرت ولي عصرمهدي موعود (عج) بر عموم مسلمين جهان مبارك باد......قال الكاظم عليه السلام: يُغيبُ عن أبصار الناس شَخصُهُ و لايُعيبُ عن قُلوب‌المؤمنين ذِكره؛ او (حضرت مهدي عجل‌الله‌تعالي‌فرجه الشريف) از ديده مردم پنهان مي‌شود، ولي يادش در دلهاي مؤمنين هيچگاه فراموش نمي‌شود

  
 

تاريخ نشر: 31/6/1389

مبحث: مقالات تخصصي

نويسنده: administrator

منبع:

مطالعات: 1484

بازگشت >>
نظرسنجي: ( 1 راي) 
  چند پرسش و پاسخ در خصوص حضرت مهدی (عج‌الله تعالی فرجه‌الشریف)
خلاصه:

پرسش: چرا وقتی کلمه قائم می آید باید بلند شویم ؟
پاسخ: وجود دو روايت، دليل چنين كاري است كه يكي، قول امام و ديگري، فعل امام است. امام صادق(ع) فرموده است: «فليقم و ليطلب من الله تعجيل فرجه؛ پس بايستد و از خدا تعجيل فرج را طلب كند»(منتخب الاثر، ص641).
درباره امام رضا(ع) نقل شده است: «وضع الرضا يده علي رأسه و تواضع قائماً و دعي له بالفرج؛ امام رضا(ع) دستش را بر روي سرش قرار داد و متواضعانه ايستاد و براي فرج او دعا كرد»(منتخب الاثر، ص640).
از اين دو روايت، معلوم مي‌شود هنگام برده شدن نام امام زمان(ع) بايد برخاست و براي حضرت دعا كرد. البته در روايت اول برخاستن را ويژه زماني مي‌داند كه لقب قائم ذكر شود و فقط بلند شدن و دعا كردن را مي‌رساند. اما روايت دوم، لقب خاص را نمي‌رساند، بلكه هرگاه يادي از امام شود، بايد برخاست و دعا كرد و نيز علاوه بر اين در روايت دوم دست روي سر نهادن نيز بيان شده است.
امام صادق(ع) سبب اين كار را فرموده است: «زيرا غيبت ايشان طولاني است و چون رأفت امام به كساني كه دوستش دارند، زياد است، هركس او را به اين لقب ـ كه اشاره به دولت ايشان دارد و حسرت بر غربت ايشان را مي‌رساند ـ ياد كند، امام به او نظر مي‌كند و از جمله چيز‌هايي كه نشان تعظيم است، برخاستن بنده هنگام نگاه كردن مولا به او است.(منتخب الاثر، ص641).
از اين روايت معلوم مي‌شود، برخاستن، نشان تعظيم و احترام و بزرگ شمردن امام است و در مورد روايت دوم نيز هر چند كلام امام نيست، اما برداشت راوي ـ به عنوان كسي كه حاضر در مجلس است ـ همين تواضع است. راوي مي‌گويد: «وتواضع قائماً» يعني براي تواضع، امام به پا خاست. پس براي بزرگ شمردن امام و كوچك انگاشتن خود، چنين عملي انجام مي‌شود.

پرسش: نام ، کنیه و القاب حضرت چیست؟
نام و كنيه(اسمى است كه با لفظ «اب» يا «ام» شروع مى‏شود مانند: اباعبداللّه و امّ البنين.) امام زمان(ع) همان نام و كنيه پيامبر اسلام(ص) است و در برخى از روايات از بردن نام ايشان تا هنگام ظهور، نهى شده است.
لقب‏هاى مشهور آن حضرت عبارتند از: مهدى، قائم، منتظَر، بقيةالله، حجّت، خلف صالح، منصور، صاحب الامر، صاحب الزمان و ولىّ‏عصر كه معروف‏ترين آن‏ها «مهدى» است.
هر يك از اين لقب‏ها، بيانگر پيام ويژه‏اى درباره آن بزرگوار است.
آن امام خوبى‏ها را «مهدى» گفته‏اند زيرا كه هدايت شده‏اى است كه مردم را به سوى حق مى‏خواند و «قائم» خوانده‏اند چون براى حق، قيام خواهد كرد و »منتظَر« ناميده‏اند زيرا كه همگان در انتظار مقدم اويند و «بقيةاللّه» لقب داده‏اند چرا كه باقيمانده حجت‏هاى خدا و آخرين ذخيره الهى است.
«حجّت» به معنى گواه خدا بر خلق و «خلف صالح» به معنى جانشين شايسته براى اولياء خداست. او «منصور» است چون از سوى پروردگار يارى مى‏شود و «صاحب الأمر» است چون امر ايجاد حكومت عدل الهى به عهده اوست. «صاحب الزمان و ولىّ عصر» نيز به معنى آنست كه او حاكم و فرمانرواى يگانه زمان است.

پرسش: آيا نام امام مهدي در قرآن آمده است؟
پاسخ: خير نام ايشان در قرآن نيامده است؛ علت اين را ما نمي‌دانيم. البته برخي از بزرگان گفته‌اند شايد يكي از علت‌ها اين باشد كه اگر نام حضرت در قرآن ذكر مي‌شد، دشمنان قرآن را تحريف كرده‌ و تغيير مي‌دادند و ما ديگر نمي‌توانستيم به درستي از قرآن استفاده كنيم. خداوند براي آنكه قرآن دچار دست‌كاري و تغيير نشود، نام ائمه(ع) را در قرآن ذكر نكرد. البته آيات متعددي از قرآن مربوط به امام زمان(ع) است؛ از جمله آيه 105 سوره انبياء، آيه 55 سوره نور و آيه 33 سوره توبه.

اسامي حضرت را نام ببريد؟
پاسخ: كنيه داراي اسمى است كه با لفظ "اب" يا "ام" شروع مى‏شود مانند: اباعبداللّه و امّ البنين. کنیه امام زمان(ع) همان نام و كنيه پيامبر اسلام(ص) است و در برخى از روايات از بردن نام ايشان تا هنگام ظهور، نهى شده است.
لقب‏هاى مشهور آن حضرت عبارتند از: مهدى، قائم، منتظَر، بقيةالله، حجّت، خلف صالح، منصور، صاحب الامر، صاحب الزمان و ولىّ‏عصر كه معروف‏ترين آن‏ها "مهدى" است.
هر يك از اين لقب‏ها، بيانگر پيام ويژه‏اى درباره آن بزرگوار است.
آن امام خوبى‏ها را "مهدى" گفته‏اند زيرا كه هدايت شده‏اى است كه مردم را به سوى حق مى‏خواند و "قائم" خوانده‏اند چون براى حق، قيام خواهد كرد و "منتظَر" ناميده‏اند زيرا كه همگان در انتظار مقدم اويند و "بقيةاللّه" لقب داده‏اند چرا كه باقيمانده حجت‏هاى خدا و آخرين ذخيره الهى است.
"حجّت" به معنى گواه خدا بر خلق و "خلف صالح" به معنى جانشين شايسته براى اولياء خداست. او "منصور" است چون از سوى پروردگار يارى مى‏شود و "صاحب الأمر" است چون امر ايجاد حكومت عدل الهى به عهده اوست. "صاحب الزمان و ولىّ عصر" نيز به معنى آنست كه او حاكم و فرمانرواى يگانه زمان است.

پرسش: اثبات لقب صاحب الزمان
پاسخ: يکي از نامها و لقبهاي حضرت مهدي(ع) لقب "صاحب الزمان" است. اين نام اشاره به يکي از مقامهاي آن حضرت در دين و شريعت و جايگاه خاص آن وجود شريف دارد. در اين مقال به طور اختصار اين نام و مفهوم آن را از دو ديدگاه بررسي ميکنيم.
يک. از نظر کلام اسلامي در مذهب شيعه اثني عشري:
دانشمندان علم کلام عقيده دارند خداوند در هر زمان، ولايت، رهبري و هدايت جامعه به سوي شريعت و سعادت را بر عهده انسانهاي برتر و کامل در آن زمان گذاشته است. اين انسانها از هر گونه خطا و اشتباه محفوظ و مصون ميباشند. آنان در مقام ولايت و امامت، از ناحيه خداوند، انسانها و جوامع زمان خويش را مديريت ميکنند. اگر "صاحب الزمان" در معناي کلامي صاحب و داراي اختيار براي مديريت و تدبير امور جامعه اسلامي معنا شود، اين مقام مخصوص پيامبر و امامان معصوم(ع) پس از آن حضرت خواهد بود و پس از يازدهمين امام، اين مقام مخصوص حضرت مهدي(عج) خواهد بود و اين همان ولايت تشريعي و مقام امامت در هر زمان است که در مذهب شيعه اثبات شده است. اين معنا در نامهاي ولي عصر(ع)، امام عصر، امام زمان، صاحب الامر نيز اراده شده است.
دو. از نظر فلسفه و عرفان شيعه:
در عرفان شيعه ـ که برگرفته از معارف اهل بيت(ع) است ـ خداوند داراي ولايت کلي بر عالم وجود و آفرينش است، يعني، هر گونه هدايت به سوي تکامل وجودي با اراده الهي انجام ميشود و اين اراده از راه انتقال و افاضه تنزيلي(مقوله به تشکيک) و درجه به درجه اعمال ميگردد. و انسان کامل در هر زمان، واسطه فيض براي رساندن نعمتهاي مادي و معنوي به ديگر موجودات است. از نظر تکامل وجودي و دريافت فيض الهي، پيامبر اسلام در رتبه پس از خداوند قرار دارد و پس از او امامان معصوم(ع) نسبت به زمان خويش اعمال هدايت تشريعي و تکويني دارند. مقام هدايت باطني موجودات از نظر تشريعي و تکويني را ولايت تشريعي و تکويني مينامند و يکي از معاني "صاحب" داراي اختيار و ولايت و قدرت تصرف معنوي است.
براساس اينکه "صاحب الزمان" به معناي داراي اختيار و قدرت تعرف و هدايت در عصر و زمان خويش بر موجودات باشد، اين ولايت باطني شامل تشريع وتکوين ميشود، يعني، حرکت تکاملي موجودات از بعد معنوي و مادي توسط اراده امام است که به اذن خدا انجام ميشود و مراد از تکوين بعد مادي موجودات و امور مربوط به ماده است و از آنجا که زمان عبارت از حرکت ماده و مقدار حرکت ماده است، لذا اين بعد مادي موجودات نيز مانند ساير ابعاد انها، تحت تصرف و اراده امام و واسطه فيض الهي خواهد بود. پس به اين معنا امام داراي قدرت تصرف بر ابعاد موجودات(از جمله بعد زمان) ميباشد و معناي صاحب الزمان روشن ميگردد. البته اين هدايت و ولايت، بر اساس نظم بسيار دقيق در نظام آفرينش صورت ميگيرد.
گفتني است وقتي سخن از ولايت تکويني و قدرت تصرف امام بر موجودات ميشود منظور اين نيست که يک انسان به عنوان انسان و از بعد مادي ميتواند در زمان تغيير کوني ايجاد کند تا اين اشکال يش آيد که "اين دور منطقي و باطل است" و انسان ماده و تحت قوانين ماده، نميتواند از تحت قوانين ماده خارج شود و بر زمان( که خود مادي است) تصرف و تغيير ايجاد کند!؟ بلکه مراد تصرف انسان از نظر معنوي و ماوراء الطبيعه بر ماده و طبيعت است؛ زيرا انسان داراي دو بعد مادي و معنوي (غير مادي) است و بعد غير مادي حاکم بر بعد مادي او است. پس ميتواند قدرت تصرف بر ماده را دارا باشد.
در فلسفه عقلي اثبات شده که ماوراي طبيعت، حاکم بر طبيعت است. پس معناي صاحب الزمان براي حضرت مهدي(ع) يعني او داراي قدرت هدايت باطني و ولايت تشريعي و تکويني است.
نتيجه آنکه نام صاحب الزمان،صاحب الامر، ولي عصر، امام زمان، امام عصر در ديدگاه کلام و عرفان شيعي، معناي خاص خود را دارد. در علم کلام شيعي به معناي صاحب اختيار در تدبير و رهبري جامعه اسلامي و بيان و حفظ شريعت است.
و در عرفان به معنا کسي که داراي اختيار و قدرت معنوي براي دريافت فيض و رساندن فيض به موجودات است؛ اعم از آنکه اين فيض و رحمت، نعمتي تشريعي براي هدايت و تکامل معنوي باشد يا نعمتي تکويني براي هدايت تکويني و حرکت به سوي کمال مادي.(ر.ک: عصاره خلقت، جوادي آملي؛ امامت ـ رباني گلپايگاني؛ هدايت در قرآن، جوادي آملي).

پرسش: چرا نام بردن اسم اصلي حضرت حرام است و فلسفه نوشتن ان به صورت (م ه د ي ) چيست ؟
پاسخ: حضرت مهدي(ع) همنام با پيامبر(ص) و هم لقب با آن وجود شريف است. نام آن حضرت، محمد و لقب او ابوالقاسم است. در بعضي احاديث معتبر، تصريح به اين نام در مجالس عمومي منع شده است.(ترجمه، مكيال المكارم، ج2،ص188)
پيامبر(ص) مي‌فرمايد: «لا يسمه باسمه ظاهراً قبل قيامه الا كافر به»؛«در آشكارا نام او را تا قبل از قيام او، جز كافر به او نمي‌برد».(مستدرك الوسايل، ج12، ص285)
امام باقر(ع) نيز فرموده است: «لا يسمي حتي يظهر امره»؛«نام او نبايد برده شود تا اينكه امر قيام) او آشكار شود)».(كافي، ج1، ص525)
امام رضا(ع) نقل شده است: «لا يسمي باسمه بعد غيبة احد حتي يراه و يعلن باسمه فليسمه كل الخلق»؛«كسي نام او را پس از غيبت او نبرد تا زماني كه او را ببيند و نامش آشكار شود و تمام مردم نام او را ببرند».(مستدرك، ج12، ص285)
امام حسن عسكري(ع) مي‌فرمايد: «لا يحل لاحد ان يسميه و يكنيه بكنيته الي ان يظهر الله دولته و سلطنته»؛« براي هيچ كس حلال نيست كه نام و كنيه او را ببرد تا وقتي كه خدا دولت و حكومتش را آشكار سازد.(مستدرك، ج12،ص285).
بر اساس اين دسته از روايات ـ كه نام بردن آن حضرت تا زمان ظهور منع شده است ـ بسياري از عالمان شيعه تصريح و تلفظ نام شريف آن حضرت را حرام دانسته‌اند. و لذا براي اينكه اين نام تلفظ نشود در نوشته‌ها به صورت «م‌ح‌م‌د» مي‌نويسند اگر چه نوشتن به صورت «محمد» حرام نيست.
البته برخي از عالمان شيعه (مانند خواجه نصير طوسي) تلفظ نام اصلي را هم جايز دانسته‌اند و از زمان شيخ بهايي به بعد در اين مسأله بين عالمان شيعه اختلاف نظر و رأي پديد آمد.(مكيال المكارم، ج2، ص190).
گروهي از عالمان شيعه(مانند شيخ مفيد، شيخ صدوق، علامه طبرسي، محقق داماد، مرحوم مجلسي و محدث نوري و ...) به زبان آوردن نام اصلي حضرت را حرام دانسته‌اند.
گروه ديگر از عالمان شيعه (مانند شيخ انصاري و شيخ حر عاملي و ...) ذكر نام اصلي حضرت مهدي(ع) را حرام ندانسته و روايات منع را مربوط به زمان غيبت صغري مي‌دانند كه جان آن حضرت از طرف حكومت وقت در خطر بوده‌است. اين گروه در تاييد نظر خود، روايات و زيارات را كه نام اصلي حضرت مهدي(ع) تصريح شده است ذكر مي‌كنند:
شيخ صدوق از زبان يكي از ياران امام حسن عسكري(ع) نقل مي‌كند: «ان ابا محمد بعث الي بعض من سماه لي بشاة مذبوحه و قال هذه عقيقة ابني محمد»؛«امام براي يكي از كساني كه نامش را براي من ذكر كرد گوسفند سر بريده‌اي فرستاد و فرمود اين عقيقه فرزندم محمد است»(كمال الدين ج2، ص334).
از آنجا كه بيشتر «روايات منع» نام بردن را تا زمان ظهور ممنوع شمرده‌اند؛ لذا بسياري از عالمان شيعه ذكر و تلفظ نام شريف حضرت مهدي(ع) را سزاوار نمي‌دانند و مي‌فرمايند: بهتر است تصريح به نام اصلي آن وجود شريف نشود».
برخي نيز معتقدند: حرمت ذكر نام حضرت در جايي است كه مخالفان و دشمنان اهل بي و امام زمان(ع) حضور دارند.
گفتني است تلفظ نام و كنيه مخصوص حضرت مهدي(ع) در اين موارد بدون اشكال است:
1. در نوشته‌ها: حتي كساني كه ذكر نام محمد را حرام مي‌دانند، نوشتن آن در كتاب‌ها را حرام ندانسته‌اند.
2. به صورت اشاره و رمز: مي‌توان گفت نام آن حضرت مانند نام رسول خدا و كنيه او مانند كنيه رسول خدا است و نيز مي‌توان به صورت رمز ـ م ح م د ـ تلفظ نمود.
3. در دعا و مناجات در غير مجالس عمومي؛
4. ذكر نام آن حضرت به صورت پنهاني و در قلب.(ترجمه مكيال المكارم، ج2، ص188)

پرسش: چرا نام ان حضرت قائم است؟
پاسخ: نام گذاري امام زمان(ع) به قائم را مي‌توان چنين بيان كرد:
1. رسول خدا اين نام را براي حضرت مهدي(ع) به كار بردند: «من انكر القائم من ولدي في زمان غيبته مات ميتة جاهلية»؛«هر كس «قائم» از فرزندان مرا در زمان غيبت او انكار كند، مرگ او مانند مرگ جاهليت خواهد بود».(منتخب الاثر، ص625).
2. نام قائم از سوي ائمه(ع) براي حضرت مهدي(ع) به كار برده شده است:
از امام صادق(ع) تعبير «القائم المنتظر» ؛ از امام باقر(ع) تعبير «قائم»، و از امام صادق(ع) تعبير «القائم المهدي» نيز آمده است.
3. نام گذاري توسط خداوند با تعبير «بهذا القائم انتقم منهم».
امام باقر(ع) مي‌فرمايد: «پس از شهادت امام حسين(ع)و واقعه عاشورا ملائكه آسمان آرامش نداشتند و خدا به آنها وحي نمود كه آرام باشيد، به عزت و جلالم قسم كه انتقام آنها را خواهم گرفت و سپس امامان از فرزندان حسين(ع) را به آنها نشان داد ويكي از آنها را كه ايستاده و در حال نماز بود، نشان داد و فرمود: به اين شخص قائم، انتقام خواهم گرفت.
نكته قابل توجه اينكه انتقام الهي به صورت برپايي عدل در تمام جهان به دست حضرت مهدي(ع) و برقراري حكومت صالحان و شكست ظالمان به حقيقت خواهد پيوست و اين خود جلوه‌اي از رحمت بي منتها و كامل خداوند است كه شامل جهانيان خواهد شد.
همچنين به او قائم مي‌گويند: زيرا قيام به حق مي‌كند و حاكميت عدل الهي را در جهان برقرار سازد.

پرسش: علت نيامدن نام حضرت در قرآن؟
پاسخ: پيرامون امام زمان(ع) و ظهور او اختلاف و ابهامي نيست. مسلمانان اعم از شيعه و عامه (اهل سنت) ظهور جهاني او را پذيرفتهاند. او را از فرزندان پيامبر(ص) و فاطمه زهرا(س) ميدانند.
پيرامون آن وجود مقدس نقاط مشترک فراواني ميان دو فرقه اصلي مسلمانان وجود دارد. آنچه محل اختلاف است وجود حضرت مهدي(ع) است. شيعيان معتقدند او فرزند امام حسن عسکري(ع) است که در سال 255 هـ.ق به دنيا آمده و زنده است. عامه دو گروه شدند. اکثريت آنان معتقد به ولادت آن بزرگوار نيستند بلکه ميگويند ايشان در آخر الزمان و نزديک ظهور به دنيا ميآيد. گروه کمي از آنان مانند شيعه معتقد به ولادت و حيات امام مهدي(ع) هستند. البته سؤال ميتواند به گونهاي ديگر مطرح شود: چرا نام امام علي(ع) و اهل بيت در قرآن ذکر نشده است که پاسخ به آن مجالي ديگر ميطلبد
پرسش: علت ايستادن در هنگام شنيدن لقب قائم چيست؟
پاسخ: وجود دو روايت، دليل چنين كاري است كه يكي، قول امام و ديگري، فعل امام است. امام صادق(ع) فرموده است: "فليقم و ليطلب من الله تعجيل فرجه؛ پس بايستد و از خدا تعجيل فرج را طلب كند"(منتخب الاثر، ص641).
درباره امام رضا(ع) نقل شده است: "وضع الرضا يده علي رأسه و تواضع قائماً و دعي له بالفرج؛ امام رضا(ع) دستش را بر روي سرش قرار داد و متواضعانه ايستاد و براي فرج او دعا كرد"(منتخب الاثر، ص640).
از اين دو روايت، معلوم مي‌شود هنگام برده شدن نام امام زمان(ع) بايد برخاست و براي حضرت دعا كرد. البته در روايت اول برخاستن را ويژه زماني مي‌داند كه لقب قائم ذكر شود و فقط بلند شدن و دعا كردن را مي‌رساند. اما روايت دوم، لقب خاص را نمي‌رساند، بلكه هرگاه يادي از امام شود، بايد برخاست و دعا كرد و نيز علاوه بر اين در روايت دوم دست روي سر نهادن نيز بيان شده است.
امام صادق(ع) سبب اين كار را فرموده است: "زيرا غيبت ايشان طولاني است و چون رأفت امام به كساني كه دوستش دارند، زياد است، هركس او را به اين لقب ـ كه اشاره به دولت ايشان دارد و حسرت بر غربت ايشان را مي‌رساند ـ ياد كند، امام به او نظر مي‌كند و از جمله چيز‌هايي كه نشان تعظيم است، برخاستن بنده هنگام نگاه كردن مولا به او است.(منتخب الاثر، ص641).
از اين روايت معلوم مي‌شود، برخاستن، نشان تعظيم و احترام و بزرگ شمردن امام است و در مورد روايت دوم نيز هر چند كلام امام نيست، اما برداشت راوي ـ به عنوان كسي كه حاضر در مجلس است ـ همين تواضع است. راوي مي‌گويد: "وتواضع قائماً" يعني براي تواضع، امام به پا خاست. پس براي بزرگ شمردن امام و كوچك انگاشتن خود، چنين عملي انجام مي‌شود.

پرسش: چرا به امام مهدي قائم و اباصالح مي گويند؟
پاسخ: به او قائم مي‌گويند، زيرا به امر خدا قيام به حق مي‌كند و جهان را از شرك و ظلم مي‌رهاند. اينكه چرا به او اباصالح مي‌گويند چند قول بيان شده است:
الف. در زمان ظهور و حاكميت او، همه جا را صلح و دوستي مي‌گيرد و او پدر صلح مي‌باشد.
ب. در قرآن آينده زمين براي صالحان(انبياء/105) رقم خورده است و او چون امام و به تعبير دين صالحان است، لذا "ابا صالح" مي‌گويند.
ج. زيرا او فرياد رس درماندگان و نيازمندان است. در برخي تعابير آمده است كه در موقع گرفتاري از لفظ يا ابا صالح مدد بگيريد، مشكل شما حل مي‌شود.

منبع :
پايگاه اطلاع رساني مهدويتwww.mahdi313.com

مقاله هاي مرتبط:


      
 
 كليه حقوق اين مجموعه طبق قوانين نرم افزاري متعلق به دبيرخانه‌دائمي‌اجلاس‌دوسالانه‌بررسي‌وجودي‌ابعادحضرت‌مهدي(عج)مي‌باشد