1397/11/04 پنج شنبه

نیمه شعبان سالروزولادت حضرت ولي عصرمهدي موعود (عج) بر عموم مسلمين جهان مبارك باد......قال الكاظم عليه السلام: يُغيبُ عن أبصار الناس شَخصُهُ و لايُعيبُ عن قُلوب‌المؤمنين ذِكره؛ او (حضرت مهدي عجل‌الله‌تعالي‌فرجه الشريف) از ديده مردم پنهان مي‌شود، ولي يادش در دلهاي مؤمنين هيچگاه فراموش نمي‌شود

  
 

تاريخ نشر: 3/5/1389

مبحث: مقالات تخصصي

نويسنده: administrator

منبع:

مطالعات: 2464

بازگشت >>
نظرسنجي: ( 1 راي) 
  ايرانيان و نقش آنان در دوران ظهور(قسمت اول)
خلاصه:

تحقیق و تدوین:
نفیسه‌السادات شمس ودكتر داود میرزائی مقدم

در خصوص جایگاه و نقش ایرانیان در ترویج اسلام و نقش آنان در دوران ظهور با مراجعه به منابع و تفسير و بررسي روايات مربوط به ايرانيان، می‌توان به اين نتيجه رسيد كه اين روايات و اخبار بيش از آنكه مربوط به گذشته باشد، مربوط به آينده است. البته اين‌گونه روايات در منابع حديث اهل سنت بيشتر از شيعه وجود دارد.
در روايات مربوط به حضرت مهدي(عج) و زمينه‌سازي حكومت آن بزرگوار، ايرانيان و يمني‌ها داراي سهم بسزايي بوده و كساني هستند كه به مقام ايجاد زمينه مناسب براي ظهور آن حضرت و شركت در نهضت وي نائل مي‌شوند ... و همچنين افراد شايسته‌اي از مصر و مؤمنان حقيقي از شام و گروه‌هايي از عراق ... نيز از اين فيض بهره‌مند مي‌شوند و همين‌طور ساير دوستداران آن حضرت كه در گوشه و كنار جهان اسلام پراكنده هستند، از اين موهبت برخوردار مي‌شوند، آنان از ياران ويژه و مشاورين آن حضرت ارواحنافداه مي‌باشند. اينك رواياتي را كه پيرامون ايرانيان به طور عموم وارد شده است مورد بررسي قرار مي‌دهيم.

آيات و اخبار در ستايش ايرانيان:
نگارنده با هدف پیدا کردن جایگاه ایرانیان در برخی روايات و تفسیرهای معتبر و مستندی که به نوعی به ایرانیان اشاره داشته تحقیق نموده است. می‌توان مجموع اشارت تفسیری آیات و روایات را در9 عنوان زیر دسته‌بندی کرد:
الف‌: طرفداران سلمان فارسي
ب‌: اهل مشرق زمين
ج‌: اهل خراسان
د‌: ياران درفش‌هاي سياه
ه : فارسيان
و: سرخ‌رويان
ز: فرزندان سرخ‌رويان
ح‌: اهل قم
ط‌: اهل طالقان
البته خواهيد ديد كه غالباً مراد از اين عناوين يكي است. اخبار ديگري نيز وجود دارد كه با عبارت‌هاي ديگري از آنان ياد كرده است.
صاحب كشاف در تفسير قول خداي سبحان «ها أنتم هولأ تدعون لتنفقوا في سبيل الله فمنكم من يبخل و من يبخل فانما يبخل عن نفسه و الله الغني و أنتم الفقراء و ان تتولوا يستبدل قوما غيركم ثم لا يكونوا امثالكم(1) اينك شما كساني هستيد كه فراخوانده مي‌شويد تا در راه خدا انفاق كنيد، برخي از شما در انفاق بخل مي‌ورزد و كسي كه بخل مي‌كند و خداوند بي‌نياز است و شما نيازمنديد و اگر رو گردان شويد خداوند گروهي را غير از شما جايگزينتان مي‌نمايد و آنان مثل شما نيستند» نقل كرده كه از پيامبر(ص) درباره كلمه‌ «قوم» كه در آيه شريفه آمده است سؤال شد. سلمان فارسي نزديك پيامبر(ص) نشسته بود آن حضرت با دست مبارك خود به ران پاي سلمان زد و فرمود:
«به خدايي كه جان من در دست و قدرت اوست، اگر ايمان به كهكشان‌ها بستگي داشته باشد مرداني از فارس به آن دست مي‌يابند»(2)
به نقل صاحب «مجمع‌البيان» از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: «اي اعراب، اگر روي برگردانيد، خداوند گروه ديگري را جايگزين شما مي‌گرداند يعني ايرانيان». و صاحب «الميزان» آورده است كه «دُرّالمنثور» روايتي را عبدالرزاق و عبدبن حميد و ترمذي و ابن جرير و ابن ابي‌حاتم و طبراني در كتاب «اوسط» و بيهقي در كتاب «دلائل» ... از ابوهريره نقل كرده است كه وي گفت: پيامبر(ص) اين آيه را «و ان تتولوا يستبدل قوما غيركم، ثم لا يكونوا امثالكم» قرائت فرمود: عرض كردند يا رسول‌الله: اينها چه كساني هستند كه اگر ما رويگردان شويم جايگزين ما مي‌شوند؟ پيامبر اسلام(ص) با دست مبارك به شانه سلمان فارسي زد و سپس فرمود: «او و طرفداران او به خدايي كه جانم در دست قدرت اوست اگر ايمان بستگي به كهكشان‌ها داشته باشد مرداني از فارس (ايرانيان) به آن دست مي‌يابند»(3) مانند اين روايات به طرق ديگري از ابوهريره و همچنين از ابن مَردوَيه از جابربن عبدالله نقل شده است. در اين روايت دو معنا كه همه بر آن اتفاق دارند، وجود دارد كه عبارتند از:
1ـ ايرانيان (فرس) خط و جناح دومي بعد از اعراب، براي به دوش كشيدن پرچم اسلام مي‌باشند.
2ـ آنان به ايمان دست مي‌يابند هر چند از آنان دور و دسترسي به آن دشوار باشد.
در همين روايت سه مطلب قابل بحث است. اولاً: اينكه خداوند متعال اعراب را تهديد به جايگزيني ايرانيان نموده است آيا مخصوص زمان نزول آيه در زمان پيامبر(ص) است و يا اينكه مربوط به همه نسل‌هاست. بگونه‌اي كه داراي اين معني باشد: اگر شما (اعراب) از اسلام رويگردان شويد در هر نسلي كه باشد ايرانيان (فرس) را جايگزين شما مي‌گرداند؟
ظاهر معني اين است كه به حكم قاعده «مورد، مخصص نمي‌باشد» اين نكته در همه نسل‌هاي بعدي نيز استمرار دارد و آيات مباركه قرآن در هر طبقه و نسلي، نقش خورشيد و ماه را دارند (يعني در نور افشاني يكسان‌اند) چه اينكه اين مطلب در روايات آمده و مفسران نيز بر آن اتفاق نظر دارند. ثانياً: حديث شريف مي‌‌گويد مرداني از فارس به ايمان دست خواهند يافت نه همه آنان، بديهي است اين خود، ستايشي است نسبت به افراد منتخبی از بين آنها نه جميع آنها. اما ظاهر آيه شريفه و روايت اين است كه هر دو، بطور عام ستايش از «فرس» مي‌نمايند، چون در ميان آنان كساني هستند كه به درجه دستيابي به ايمان و يا علم مي‌رسند. به ويژه با ملاحظه اينكه صحبت از گروهي است كه بعد از اعراب حامل آيين اسلام هستند. بنابراين مدح و ستايشي كه براي آنان به شمار آمده بدين جهت است كه آنها زمينه مناسبي براي به وجود آمدن نوابغ خود ایجاد کرده و از آنان اطاعت و پيروي مي‌كنند.
ثالثاً: آيا تاكنون رويگرداني اعراب از اسلام و جايگزين شدن «فرس» به جاي آنان صورت گرفته است يا خير؟
بر اهل دانش و علم پوشيده نيست و به نظر می‌رسد مسلمانان امروز، اعم از عرب و غير عرب از اسلام واقعي اعراض نموده و رويگردان شده‌اند. بدين‌ترتيب متأسفانه فعل شرط، در آيه شريفه «ان تتولوا، اگر رويگردان شويد» تحقق يافته و تنها جواب شرط يعني جايگزين شدن فرس به جاي آنان باقي مانده است، در اين زمينه هم با دقتي منصفانه مي‌توان گفت كه وعده‌ي الهي در آستانه تحقق است. بلكه، روايت بعدي كه در تفسير «نور الثقلين» آمده است دلالت دارد كه اين جايگزيني در زمان بني‌اميه حاصل شده است، چون زماني كه عرب‌ها متوجه مراكز و مناصب و مال‌اندوزي شدند، «فرس (ايرانيان)» به كسب علوم اسلامي روي آورده و از آنان سبقت گرفتند. از امام صادق(ع) منقول است كه فرمود: «قدو الله ابدل خيراً منهم الموالي؛ سوگند به خدا كه بهتر از آنها را جايگزين فرمود» يعني عجم را. گرچه تعبير «موالي» در آن روز شامل غير فرس (ايرانيان) يعني تركان و رومي‌ها كه اسلام آورده بودند نيز مي‌شده است. اما آنچه مسلم است «فرس» به عنوان مركز ثقل، اكثريت آنان را تشكيل مي‌داده‌اند. به ويژه با توجه به شناخت امام صادق(ع) نسبت به تفسيري كه پيامبر(ص) از آيه شريفه درباره «فرس» فرموده است.
در تفسير فرمایش خداي سبحان «هو الذي بعث في الامّيين رسولاً منهم يتلوا عليهم اياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين. و اخرين منهم لما يلحقوا بهم و هو العزيز الحكيم(4) اوست آنكه برانگيخت در بين درس نخوانده‌ها رسولي را از خودشان كه آيات خدا را بر آنان مي‌خواند و آنان را پاك مي‌سازد و كتاب و حكمتشان مي‌آموزد اگرچه قبلاً در گمراهي آشكاري بودند و افراد ديگري از ايشان كه به آنان نپيوسته اند و اوست خداي عزيز و حكيم.»
مسلم، در صحيح خود از ابوهريره روايت كرده كه گفت: «ما حضور پيامبر(ص) بوديم كه سوره مباركه جمعه نازل شد و حضرت آن را تلاوت فرمود تا رسيد به آيه «و آخرين منهم لما يلحقوا بهم» مردي از او سؤال كرد، يا رسول‌الله! اينان چه كساني هستند كه هنوز به ما نپيوسته‌اند؟ حضرت پاسخ فرمود: ابوهريره گفت: سلمان فارسي نيز در بين ما بود پيامبر(ص) دست مباركشان را بر سر سلمان نهاد و فرمود: به خدايي كه جانم در دست قدرت اوست اگر ايمان بستگي به كهكشان‌ها داشته باشد مردانی از اين‌ها (طرفداران سلمان) به آن دست خواهند يافت.» در تفسير علي‌بن ابراهيم، ذيل آيه «و آخرين منهم لما يلحقوا بهم» آمده است که: و افراد دیگری که به آنها نپیوسته‌اند یعنی کسانی‌که بعد از آنان اسلام آورده‌اند و صاحب «مجمع‌البیان» آورده است: آنان همه افراد بعد از اصحاب هستند تا روز قيامت، سپس گفته است كه آنان عجم‌ها و كساني كه به لغت عربي حرف نمي‌زنند مي‌باشند چون پيامبر(ص) به سوي هر كسي كه وي را مشاهده كرده و كساني كه بعداً مي‌آيند، اعم از عرب و عجم برانگيخته و مبعوث شده است. به نقل از سعيدبن جبير و نيز امام باقر(ع) مطلق بودن كلمه «و آخرين منهم» اقتضا دارد كه شامل همه طبقات و نسب‌هاي بعدي از زمان پيامبر(ص) از عرب و غير عرب شود، اما با مقايسه كلمه «امّيين» و «آخرين» بهتر است بگوييم مراد از «امّيين» اعراب و از «آخرين» افرادي از غير عرب كه اسلام مي‌آورند مي‌باشد، چنانكه بعضي روايات اهل بيت(ع) گوياي اين مطلب است و صاحب «كشاف» نيز همين مبنا را پذيرفته است.
بنابراين پيامبر(ص) كه آيه شريفه را به «فرس» تفسير نموده است، در حقيقت منطبق بر مصداق مهمي براي كلمه «آخرين» و يا مهم‌ترين مصداق، از بين مصاديق آن مي‌باشد گرچه صرف تطبيق، باعث فضل و برتري بيشتر نمي‌گردد، اما پيامبر(ص) آنان را این‌گونه ستایش نموده که به ايمان و علم و يا اسلام هر چند دور و مشكل باشند نائل خواهند شد. از سوی دیگر رسول خدا(ص) در تفسير هر دو آيه عمداً، عين گفته خود را تكرار مي‌كنند و زدن آن حضرت بر شانه سلمان فارسي دليل روشني بر اين مدعا است.(5)
انشاءالله در قسمت بعدی مقاله، ادامة این بحث را پی می‌گیریم.


پي‌نوشت‌:
1ـ سوره محمد(47)، آيه 38.
2ـ الزمخشري، جارالله محمود، الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل ج4، ص 331.
3ـ الطباطبائي، سيدمحمدحسين، تفسير الميزان، ج 18، ص 250.
4ـ سوره جمعه (62) آيات 2 ـ 3.
5ـ ماهنامه موعود شماره 10 و 11.

مقاله هاي مرتبط:

ايرانيان و نقش آنان در دوران ظهور( قسمت دوم)


      
 
 كليه حقوق اين مجموعه طبق قوانين نرم افزاري متعلق به دبيرخانه‌دائمي‌اجلاس‌دوسالانه‌بررسي‌وجودي‌ابعادحضرت‌مهدي(عج)مي‌باشد