1397/11/04 پنج شنبه

نیمه شعبان سالروزولادت حضرت ولي عصرمهدي موعود (عج) بر عموم مسلمين جهان مبارك باد......قال الكاظم عليه السلام: يُغيبُ عن أبصار الناس شَخصُهُ و لايُعيبُ عن قُلوب‌المؤمنين ذِكره؛ او (حضرت مهدي عجل‌الله‌تعالي‌فرجه الشريف) از ديده مردم پنهان مي‌شود، ولي يادش در دلهاي مؤمنين هيچگاه فراموش نمي‌شود

  
 

تاريخ نشر: 2/5/1389

مبحث: مقالات تخصصي

نويسنده: administrator

منبع:

مطالعات: 2418

بازگشت >>
نظرسنجي: ( 2 راي) 
  خطرات«سوء اقتباس» غرب از اندیشۀ مهدویت و رسالت ما در روابط بین الملل
خلاصه:

محسن پاک آیین1

اشاره:
مسألۀ ظهور منجی در آخر الزمان و پايان دادن به ظلم و ستم، از مسائل اساسى اديان و اسلام بوده و اديان گوناگون، وقوع حتمى و قطعى آن را خبر داده اند. بر اساس تعاليم انبيا و نويدهاى كتب آسمانى، چشم انداز آيندۀ جهان و سرنوشت بشر روشن است. تمام اديان و آیین های بزرگ جهان، اعم از یهودیت، مسيحيت و اسلام ، از مُصلحى كه در پايان جهان ظهور خواهد كرد و شالودۀ حكومت واحد جهانى را بر اساس عدالت و آزادى بنيان خواهد نهاد، خبر داده اند. بر این اساس قدرت هاى بزرگ جهان در عصر حاضر، توجه خاصی نسبت به این موضوع داشته اند. در حال حاضر در جهان غرب ميان نحله هايي از يهود و مسيحيان که موسوم به «مسيحيان انجیلی» هستند، تفكري واحد رواج یافته است كه بنا به ظهور علايمي چند، بازگشت دوبارۀ مسيح را در آينده اي نزديك بشارت مي دهد. «اوانجلیست‌ها (مسیحیان صهیونیست ) بر این باورند که مسیح (ع) دوباره ظهور می‌کند و در آخرالزمان جنگ و ویرانی بزرگی (آرماگدون) اتفاق خواهد افتاد و بعد از این ویرانی، صلح دائمی تا هزار سال ؛یعنی تا قیامت بر قرار خواهد شد».(2) آنان با اقتباس از دیدگاه های شیعیان در مورد وقايع آخرالزمان، نظریاتی را مطرح کرده اند، مبنی بر اینکه در آخرالزمان نبردي بسيار سخت ميان طرفداران مسيح(ع) و دشمنان او روي خواهد داد و دست آخر اين معتقدان به مسيح (ع) هستند كه مردان پيروز اين ميدان می باشند. اين مؤسسات دينى به همراه رسانه‏هاى ديدارى و شنيدارى غرب، از سال هاى دهۀ هشتاد ميلادى، مردم خود را به ايمان جمعى به وقوع حادثه‏اى بزرگ در منطقۀ خاورمیانه ـ كه به نبردى هسته‏اى خواهد انجاميد ـ توجه داده و گفته اند كه به زودى لشكرى از دشمنان مسيح(ع) كه بدنۀ اصلى آن از ميليون ها نظامى تشكيل يافته، از عراق حركت مى‏كند و پس از گذشتن از رود فرات ـ كه در آن زمان به خشكى گراييده است ـ به سوى قدس رهسپار مى‏شود . اما نيروهاى مؤمن به مسيح (ع)، راه اين لشکر را سد كرده و در منطقه ای به نام «آرماگدون»، آن ها را شکست خواهند داد و مسيح (ع) براى بار دوم از جايگاه بلند خود بر زمين فرود مى‏آيد و در قدس نماز می خواند و صلح جهانى را برقرار مى‏كند.(3) نکتۀ مهم این که این مبلّغان، تبدیل مسجد اقصی و دیگر مساجد خاورمیانه را به کنیسه های یهودی، زمینۀ ظهور مسیح(ع) دانسته و برای تحقق این امر جنگ، خشونت و هرگونه اعمال غیر انسانی را مباح شمرده اند. آنان در تبلیغات خود از مسیحیان، خصوصاً سربازان می خواهند که با نثار جان و مال، برای آباد سازی کنیسه های یهودی یا به عبارتی دفاع از موجودیت اسرائیل، زمینه ظهور حضرت مسیح(ع) را فراهم کنند و اگر در این راه کشته شوند «شهید» محسوب شده و در زمرۀ حواریون مسیح(ع) در خواهند آمد. در این روند تبلیغاتی، ایالات متحدۀ آمریکا و چند کشور غربی؛ از جمله انگلیس، سردمدار مبارزه برای ظهور مسیح(ع) هستند و باید اقدامات آنان مورد حمایت جهان بخصوص مسیحیان و یهودیان قرار گیرد. در واقع، «یهودیان انجیلی» یا «مسیحیان صهیونیسم» با تلفیقی از جعل روایات و با معرفي‌ چند سال‌ آينده‌ به‌ عنوان‌ دوران‌ ظهور، سيستم‌ سياسي‌ حاكم‌ بر ايالات‌ متحده‌ را به‌ عنوان‌ پشتیبان‌ منجي‌ بشريت‌ تبليغ‌ کرده و با تراشيدن‌ موعودهاي‌ دروغين‌، به هدایت افکار عمومی در جهت اهداف سیاسی خود پرداخته اند.
پژوهش حاضر نخست درصدد معرفی و موشکافی پدیدۀ فوق وسپس ارائۀ راهکار برای مقابله با سوء استفادۀ غرب از تفکر «نیاز جهان به ظهور منجی» می باشد.
پرسش اصلي پژوهش، اين است كه خطرات سوء استفاده غرب از مسألۀ «ظهور منجی» چیست و چگونه جهان اسلام، باید با این خطرات مقابله کند؟ پرسش هاي فرعي نيز در مورد مباني فكري «مسیحیان صهیونیسم»، میزان نقش این ديدگاه ها در حمایت از اسرائیل و نقش نومحافظه کاران آمریکا در تقویت صهیونیسم با الهام از اعتقادات مذهبی مي باشد.

مفروضات اين تحقيق نيز به قرار زير مي باشد:
أ. «مسیحیان صهیونیسم» در عرصۀ فعالیت های خود، پيش از آن كه به تبلیغ مسیحیت بیاندیشند، داعية استقرار یک نظام صهیونیستی در سرزمین های اشغالی را دارند.
ب. این گروه برای تحقق اهداف خود، از مشوّه کردن چهرۀ اسلام و بخصوص «تفکر انتظار منجی» فروگذار نکرده و اندیشۀ «ستیز با مهدویت اسلامی» را تقویت خواهند کرد.
ج. اندیشۀ «مهدویت ستیزی» از سوی غرب، برای جهان اسلام به ویژه، مکتب تشیع یک تهدید است و علمای مسلمان، باید تدابیر لازم را برای مقابله با این تهدید اتخاذ نمایند.
براي تهيۀ اين پژوهش بيشتر از روش كتابخانه اي و با استفاده از منابع موجود در كتابخانه ها، سامانه هاي اينترنتي و دیدگاه های صاحبنظران استفاده گرديده است.
أ: دیدگاه های «صهیونیسم مسیحی»
در جهان امروز، مسيحيت به سه شاخۀ كاملاً جدا و مخالف يكديگر؛ يعني كليساي كاتوليك، ارتدكس و پروتستان تقسيم شده است.(4) كشورهاي جنوب اروپا و آمريكاي لاتين عمدتاً كاتوليك، كشورهاي شمال اروپا و ايالات متحدة آمريكا پروتستان و پيروان كليساي ارتدكس در اروپاي شرقي هستند. اين سه كليسا در اعتقادات ديني و مراسم عبادي، كاملاً از يكديگر جدا هستند و مانند سه دين مختلف عمل مي كنند . در يك قرن گذشته جريان جديدي كه در بين پروتستان ها ظاهر شده است ؛ مكتب نوظهور مبلّغان انجيل مي باشد. قبل از جنگ جهاني دوم، اين مكتب نوظهور به بنيادگرايي معروف و شعار آن ها بازگشت به انجيل و تغيير جامعه با تحول فرهنگي و هدف آنها به وجود آوردن حكومت در آمريكا، بر مبناي بنيادهاي انجيل بود. بعد از جنگ جهاني دوم بنيادگرايان آمريكايي خود را مبلّغان انجيل معرفي كردند و با استفادة گسترده از وسايل ارتباطات جمعي توانستند در جامعة آمريكا نفوذ فراواني به دست‌آورند و در دورۀ فعلی با حضور نومحافظه کاران در هیأت حاکمه آمریکا، اين جريان به قدرتمندترين و فعال ترين تشكيلات ديني درآمريكا تبدیل شده و درمراكز تصمیم گیری اين كشور نفوذ فراوان دارد.
« بسياري از نومحافظه كاران آمريكا نيز به لحاظ ديني، مسيحي، پروتستان به شمار مي آيند و از نظر كارشناسان سياسي، به راست مسيحي يا صهيونيست هاي انجيلي گرايش دارند». (5)
«اين افراد به شدت مذهبي و حتي به تعبيري بنيادگرا هستند و در عين اعتقاد به مباني مسيحيت به نوعي همخواني دين با سياست نيز اعتقاد دارند. براي مثال به يكجانبه گرایي درمسائل بين المللي معتقد هستند، جدال دائمي بين خير و شر در همۀ عرصه ها، حتي در عرصۀ سياسي را باور داشته و خود را نماد خیر تصور می کنند، طرفدار حمايت از شركت هاي بزرگ نفتي و تسليحاتي، توسط سياستگزاران آمريكا هستند و به ویژه اینکه از بقاي اسرائيل در سرزمين هاي اشغالي حمايت مي كنند».(6)
بر اساس این اعتقادات، حمايت مسيحيان نومحافظه كار از اسرائيل ، بر جهان بيني مذهبي آنان استوار شده است . بر اساس اين جهان بيني، حمايت از اسرائيل داراي مباني انجيلي بوده وايجاد جامعه يهوديان وتشكيل اسرائيل زمينه ساز رجعت مسيح(ع) مي باشد. در واقع تشكيل يك كشور يهودي و بازسازي کنیسه های باستاني قوم يهود، پيش شرط بازگشت ثانوي مسيح تلقي مي گردد. بر مبناي اين اعتقاد، مسيحيان اگر نمي خواهند مانع اجراي طرح بزرگ خدا؛ یعنی رجعت مسیح (ع) باشند، بايد از موجوديت اسرائيل پشتيباني نمايند. به عبارت ديگر ، اسرائيل ارض مقدس است و يهود قومي است كه خدا با آن پيمان بسته است.(7) این افراد مدعی هستند که حمايت آمريكا از اسرائيل ريشه در حمايت ميليون ها مسيحي داشته و مردم آمریکا به دلايل مذهبي از اسرائيل حمايت مي كنند؛ چرا كه اسرائيل سرزمين مقدس مسيحيان است. طرفداران جناح راست مسيحي سه پيش شرط مندرج در انجيل را علت همگرایي با يهوديان مي دانند. اين سه شرط كه زمينه ساز رجعت مسيح(ع) است عبارت اند از:
1. احياي سرزمين يهود( اسرائيل)
2. تملك بيت المقدس توسط يهود
3. بازسازي کنیسه های باستاني يهوديان. «اين جريان نوظهور که در پروتستانيسم با عنوان «صهيونيسم مسيحي» شهرت دارد ، يك پديدۀ جديد ديني سياسي در مسيحيت است كه براي اولين بار توسط كليساي انگليس در اواخر قرن نوزدهم ميلادي به وجود آمد. پروتستان هاي مقيم آمريكا وانگليس اين جريان نوظهور را «عملي نمودن خواسته هاي مسيح» و « عملي نمودن پيشگويي هاي انجيل» نيز مي نامند».(8)
مطابق اعتقادات مكتب فوق، حوادثي بايد به وقوع بپيوندد تا مسيح دوباره ظهور نمايد وپيروان اين مكتب، مکلف هستند براي تسريع در عملي شدن اين حوادث كوشش نمايند. (9)
حوادثي كه به زعم آنها بايد عملي شوند، عبارت اند از:
1. يهوديان سراسر جهان بايد به فلسطين آورده شوند وكشور اسرائيل در گستره اي از رودخانه نيل تا رودخانه فرات به وجود آيد. در اين صورت يهودياني كه به اسرائيل مهاجرت نمايند اهل نجات خواهند بود.
2. يهوديان بايد دو مسجد اقصي و صخره در بيت مقدس را منهدم كنند و به جاي اين دو مسجد مسلمانان ، معبد بزرگ یهود را بنا نمايند.
3. روزي كه يهوديان مسجد اقصي و مسجد صخره را در بيت مقدس منهدم كنند، جنگ نهائي مقدس (آرماگدون) به رهبري آمريكا وانگليس آغاز می شود.
4. روزي كه جنگ آرماگدون آغاز شود، تمامي مسيحيان پيرو اعتقادات «عملي نمودن خواسته هاي مسيح » كه دوباره تولد يافته اند، مسيح را خواهند ديد و توسط يك سفينۀ عظيم از دنيا به بهشت منتقل مي شوند و از آنجا همراه با مسيح نظاره گر نابودي جهان خواهند بود.
5. در جنگ آرماگدون، زماني كه ضد مسيح (دجال) در حال دستيابي به پيروزي است، مسيح همراه مسيحيان دوباره تولد يافته، در جهان ظهور خواهد كرد و نيروهاي ضد مسيح را در پايان اين جنگ مقدس شكست مي دهد. وي حكومت جهاني خود را با مركزيت بيت مقدس برپا خواهد ساخت و معبدي كه به جاي مسجد اقصي و صخره در بيت مقدس ساخته شده، محل حكومت جهاني مسيح خواهد بود.
6. دولت صهيونيستي اسرائيل، با كمك آمريكا وانگليس مسجد اقصي و مسجد صخره در بيت مقدس را نابود خواهد كرد و معبد بزرگ آنان دراين مكان ساخته خواهد شد و اين رسالت مقدس به عهده آنها مي باشد.
7. اين حادثه پس از سال 2000 ميلادي حتماً اتفاق خواهد افتاد.
8. قبل از آغاز جنگ آرماگدون، رعب ووحشت جامعه آمريكا را فراخواهد گرفت.
9. قبل از ظهور دوباره مسيح، صلح درجهان هيچ معني ندارد ومسيحيان براي تسريع درظهور مسيح بايد مقدمات جنگ آرماگدون ونابودي جهان را فراهم نمايند.» رهبران مذهبي فرقه هاي پروتستان، در ايالات متحده و انگليس كه به اين مكتب نوظهور «خواسته هاي مسيح» اعتقاد دارند در دهه 1990 اعتقـادات يـادشده را به شدت در جامعۀ آمريكا و اروپا تبليغ كرده اند و در 10 سال گذشته در آمريكا در اين زمينه ده ها كتاب منتشر شده و فيلم هاي گوناگوني به نمايش درآمده اند».(10)در اوایل سال 2001، یک كشيش آمريكایي به نام «هال ليندسي»(11) که مبلّغ اين مكتب مي باشد، كتابي با عنوان «در پيشگويي هاي انجيل جاي آمريكا كجاست؟» را تأليف كرده كه يكي از پر فروش ترين كتاب هاي سال 2001 درآمريكا به شمار آمده است. «در اين كتاب، مشخصات دولت واشنگتن در جنگ آرماگدون بيان شده است. نويسنده در اين كتاب اثبات نموده است كه دولت آمريكا جنگ آرماگدون را رهبري خواهد كرد. و مخالفان مسيح(ع) در سراسر جهان را كه قبل از آغاز اين جنگ باعث ايجاد رعب و وحشت در جهان شده اند، شكست خواهد داد. دراين جنگ مقدس، دولت انگليس همكار آمريكا خواهد بود. در همين ارتباط، دولت آمريكا در اوج جنگ سرد موشك هاي هسته اي قاره پيماي خود را «شمشيرهاي جنگ مقدس» ناميده و متمايل به استفاده بر عليه عراق در سال 1991 براي فراهم كردن مقدمه جنگ آرماگدون بوده است».(12)مسيحيان راست در آمريكا و انگليس اعتقاد دارند كه مسيح(ع) هميشه در امور خاورميانه به سود دولت اسرائيل مداخله نموده است و اعلام مي دارند كه خواست دولت اسرائيل در حقيقت خواست مسيح(ع)مي باشد و مذاكرات صلح در خاورميانه بيهوده است و تأسيس كشور اسرائيل بزرگ، از رودخانۀ نيل تا رودخانۀ فرات خواستة مسيح (ع) مي باشد كه به زودي عملي خواهد شد.
شواهد دال بر اين است كه جورج بوش رئيس جمهور آمريكا نيز به سوي اين گروه متمايل مي باشد. و به تعبير « واشنگتن پست»، بوش «رهبر عملي» ائتلاف مسيحي است چرا كه اولين تمهيدات اتخاذ شده از سوي بوش؛ نظير اعطاي يارانه هاي فدرال به سازمان هاي خيريۀ مذهبي و تأمين مالي برنامه هاي مذهبي در مدارس براي راضي كردن همين جريان سياسي ـ مذهبي صورت گرفته است.
يك خاخام يهودي به نـام «يهيـل اكستاين»(13) گفته است كه طي 8 سال گذشته 60 ميليون دلار از مسيحيان پيرو كليساي انجيلي آمريكايي، براي اجراي پروژه هاي مربوط به اسكان و رفاه مهاجران يهودي در اسرائيل جمع آوري كرده است. ادعا مي شود كه سازمان هاي یهودی، مجموعاً اعضايي درحدود 40 ميليون نفر درآمريكا دارند كه مصمم به دفاع از اسرائيل درآمريكا هستند. سران اين ائتلاف تاكيد دارند كه اعضاي آن كاملاً در فعاليت ها وعقايد خود مستقل هستند وتنها با هدف حمايت از اسرائيل با هم همكاري مي كنند.
علاوه بر مسیحیان پروتستان، بسياري از اعضاي گروه نو محافظه كار آمريكا اصالتاً يهودي هستند و همانند «مسیحیان صهیونیسم»، دفاع از منافع يهوديان وموجوديت اسرائيل را دنبال می کنند.
در واقع، ويژگي اصلي دولت بوش برقراري پيوند ميان دو جريان محافظه كاران يهودي و مسيحيان بنيادگراست(14) و در این عرصه، توجه به رجعت مسیح، نقش مهمی داشته است. اين پيوند موجب همگرائي بين جمهوريخواهان و برخي از دموكراتهاي مسيحي، طرفدار اسرائيل نيز شده و در مجموع پشتوانۀ مثبتي براي حضور طولاني تر بوش در قدرت گرديده است.

ب. اندیشۀ مهدویت:
واژه مهدویّت و مهدی علیه‏السلام تبلور فرهنگ انتظار است که همۀ مسلمین، اعم از شیعه و اهل سنت در باورداشتِ آن، اتفاق نظر دارند. بر اساس آیات قران و احادیث و روایات اسلامیه، مشخصات اندیشۀ اعتقاد به مهدویت به طور اجمال عبارت است از: ــ انتظار فرج و خوش بینی نسبت به آینده جهان، یک عامل سازنده،‌ تعهدآور، نيروزا و انقلاب آفرین است، به گونه‌اي كه مي‌تواند نوعي عبادت و حق‌پرستي شمرده شود. در این تفکر، انتظار با فضيلت‌ترين عبادات است(15) و انسان را براي حاكميت ارزش‌ها و محو ضدّ ارزش‌ها تشويق مي‌كند. ــ ظهور مهدي موعود، حلقه‌اي از حلقه‌هاي مبارزة اهل حق و اهل باطل است كه به پيروزي‌ نهايي اهل حق منتهي مي‌شود. مهدي موعود (ع) مظهر پيروزي نهايي اهل ايمان است. هر مبارزة حق‌گرايانه‌اي، حلقه‌اي از حلقه‌هاي مبارزة جهاني و هر پيروزي، جلوه‌اي از پيروزي آن انقلاب بزرگ است. ــ نزول عيسي بن مريم(ع) در زمان ظهور حضرت مهدي(عج) و همكاري با ايشان در انقلاب جهاني مهدوي، در متن احاديث نبوي(ع) به صراحت و به طور روشن و واضح بيان شده است. ابن عباس می‏گوید: (16)«در شب معراج، مطالبی به رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وحی شد که باید به حضرت علی علیه‏السلام سفارش کند و به او در مورد ائمۀ بعد از آن حضرت که از فرزندانش هستند خبر داد، تا آنجا که فرمود: آخرین آنها نشانه هایی دارد؛ از جمله اینکه عیسی بن مریم، پشت سرش نماز می‏خواند و زمین را پر از عدل و داد می‏کند، چنانچه پر از ظلم و جور شده باشد،... عرض کردم: خداوندا! آن، چه وقت خواهد شد؟ خداوند به من وحی کرد: هر گاه علم از میان برداشته شود و جهل و نادانی ظاهر شود؛ قرائت های قرآن، زیاد امّا عمل به آن کم شود؛ قتل و کشتار زیاد شود، فقها و هدایت کنندگان واقعی کم شوند؛ علمای فاسق و خیانتکار زیاد شوند،... جور و فساد زیاد شود؛ منکر ظاهر شود؛ امت تو امر به منکر و نهی از معروف کنند."(17) ــ در مورد علایم ظهور، امام علی علیه‏السلام فرمود: مردی از خاندان من، در سرزمین حرم قیام می‏کند، پس خبر خروج وی به سفیانی می‏رسد. وی، سپاهی از لشکریان خود را برای جنگ، به سوی او می‏فرستد و آنان را شکست می‏دهد، آن گاه خود سفیانی با همراهانش به جنگ وی می ‏روند و چون از سرزمین بیداء می‏گذرند، زمین آنان را فرو می‏برد و جز یک نفر، که خبر آنان را می‏آورد کسی از آنان نجات نمی‏یابد.»(18) روایات شیعی نیز جنگ حق و باطل در آخرالزمان را تأیید می کند و در برخی از روایات به منطقه «قرقیسیا»، به عنوان محل وقوع این جنگ اشاره شده است. در صحيحۀ ميسر از حضرت امام محمد باقر(ع) نقل شده است كه فرمود:«اى ميسر! از اينجا تا قرقيسيا چقدر راه است؟، به ایشان عرض كردم: همين نزديكي، در ساحل فرات قرار دارد. سپس فرمودند: اما در اين ناحيه واقعه‏اى اتفاق خواهد افتاد كه از زمانى كه خداوند متعال آسمان ها و زمين را آفريده، بى‏سابقه بوده، چنان كه تا وقتى آسمان ها و زمين برپا هستند هم، واقعه‏اى همچون آن اتفاق نخواهد افتاد... سفره‏اى است كه درندگان زمين و پرندگان آسمان از آن سير مى‏شوند.(19) تمام اهل كتاب به حضرت مسيح(ع) پيش از مرگ او ايمان مي‌آورند، يهوديان او را به نبوت مي‌پذيرند و مسيحيان نيز دست از الوهيت او مي‌كشند و اين در زماني است كه حضرت مسيح(ع) طبق روايات اسلامي، در موقع انقلاب حضرت مهدي(ع) از آسمان فرود مي‌آيد و پيش از رحلت ايشان همة اهل كتاب به او ايمان آورده‌اند و حضرت عيسي(ع) نیز به انقلاب جهاني حضرت مهدي(عج) نيز ايمان مي‌آورند. امام باقر(ع) دربارة اين سخن خداي متعال: «و إن من أهل الكتاب إلاّ ليؤمننّ به قبل موته و يوم القيامة يكون عليهم شهيداً». فرموده‌اند:عيسي پيش از روز قيامت، به دنيا فرود مي‌آيد و اهل هيچ ملتي باقي نمي‌ماند، مگر اينكه پيش از مرگشان به حضرت مسيح(ع) ايمان مي‌آورند و حضرت عيسي(ع) پشت سر حضرت مسيح(ع) نماز مي‌گذارد. بر اساس اين حديث شريف، ايمان اهل كتاب به حضرت مسيح(ع) در زماني روي مي‌دهد كه عيسي(ع) پشت سر حضرت مهدي(عج) نماز گزارد و با اقتدا كردن به حضرت مهدي (عج) پيروان خود را به ياري حضرت مهدي(عج) و ايمان آوردن به آيين اسلام ناب محمدي(ص) هدايت مي‌نمايد. چنان‌كه‌ گفته‌ شد، اعتقاد به‌ مهدويت‌ و ظهور منجي‌ دادگستر جهاني‌، ناگزير به‌ چيرگي‌ اسلام‌ بر تمامي‌ اديان‌ و مكاتب‌ و ايدئولوژيها و استيلا بر جباران‌ و فرمانروايان‌ جور و غير الهي‌ گره‌ خورده‌ است‌ و در نهايت‌ به‌ تأسيس‌ حكومت‌ جهاني‌ منجر خواهد شد. حكومت‌ آن‌ حضرت‌، شرق‌ و غرب‌ عالم‌ را فرا مي‌گيرد و هيچ‌ آبادي‌ در زمين‌ باقي‌ نخواهد ماند، مگر اين‌كه‌ گلبانگ‌ توحيد از آن‌ شنيده‌ مي‌شود و نسيم‌ جان‌نواز عدل‌ و داد و دوستی، سراسر گيتي‌ را سرشار مي‌كند.

پ:«سوء اقتباس» از اندیشۀ مهدویت:
در سال های بعد از دهۀ هشتاد، تئوری سازان غرب با «سوء اقتباس» از اندیشۀ مهدویت، اقدام به ساخت یک تفکر تحریف شده در مورد ظهور منجی در آخرالزمان کرده و احساسات مذهبی مردم را به سوی تحقق اهداف سیاسی خود هدایت نموده اند. همان گونه که اشاره شد همه ادیان از جمله مسیحیت به ظهور منجی در آخرالزمان اعتقاد دارند و در کتب مسیحیان به یکی از علایم ظهور، که وقوع جنگی بزرگ در منطقه ای به نام «هرمجدون» یا همان«آرماگدون»، اشاره شده است.(20) این موضوع با برخی از روایات اسلامی در مورد علایم ظهور منجی نیز موافقت دارد. روایات شیعی نیز جنگ حق و باطل در آخرالزمان را تائید می کند و در برخی از روایات به منطقۀ «قرقیسیا» به عنوان محل وقوع این جنگ اشاره شده است. در صحيحۀ ميسر از حضرت امام محمد باقر(ع) نقل شده است كه فرمود:«اى ميسر! از اينجا تا قرقيسيا چقدر راه است؟، به ایشان عرض كردم: همين نزديكي، در ساحل فرات قرار دارد. سپس فرمودند: اما در اين ناحيه، واقعه‏اى اتفاق خواهد افتاد كه از زمانى كه خداوند متعال آسمان ها و زمين را آفريده بى‏سابقه بوده، چنان كه تا وقتى آسمان ها و زمين برپا هستند هم، واقعه‏اى همچون آن اتفاق نخواهد افتاد... سفره‏اى است كه درندگان زمين و پرندگان آسمان از آن سير مى‏شوند.(21) در واقع آرماگدون می تواند همان حادثۀ عظيمی باشد كه پيش از ظهور حضرت مهدى (عج) رخ خواهد داد، حادثه ای که در آن ميليونها نظامى از غرب و شرق عالم،در ناحيه اى تحت عنوان «قرقيسيا» با يكديگر برخورد كرده و در آخر، امام مهدى(عج) پس از پیروزی بر نیروهای باطل، براى ديدار با حضرت مسيح (ع)، رهسپار قدس خواهد شد. بر این اساس حادثه «قرقيسيا» از علايم حتمى ظهوراست و همان حادثۀ بزرگى است كه پيش از ظهور حضرت مهدی(عج) رخ مى‏دهد.(22) اما تئوری پردازان غرب، با استفاده از این حادثۀ حتمی تاریخی،سعی کرده اند یهودیان را نیروهای بر حق در این جنگ بزرگ و پیروز نهایی آن قلمداد نمایند. رویکرد غرب در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی ، نفی مهدویت و حضور حضرت حجت(عج) بود و بر این اساس کتب و مقالات متعدد نگاشته و فیلم های مختلفی ساخته شد، امّا از دهۀ90، مبلّغان غربی که از نفی اندیشۀ مهدویت به دلیل ریشه دار بودن آن، نومید شده بودند اقدام به خلق یک تفکر غربی در مورد «ظهور منجی» نموده و سعی کردند از این پس با تقویت این تفکر جعلی، به تضعیف تفکر اصیل مهدویت بپردازند. این اقدام با ساخت فیلم‏هایى مثل «صهیون» و «آمارگدون» آغاز و تاکنون ادامه یافته است.در اینجا لازم است این دو تفکر؛ یعنی تفکر اصیل مهدویت و تفکر جعلی و تحریف شدۀ غرب، در ابعاد مختلف مورد بررسی قرار گیرد.

تفکر غرب در مورد شرایط ظهور منجی:
مسيحيت صهيونيستي معتقد است که به زودي مسيح ظهور خواهد کرد و هر فرد مسیحی باید کمک کند تا شرایط ظهور فراهم گردد. یکی از این شرایط از دیدگاه مسیحیت صهیونیستی، افزايش جنگ و خشونت در جهان است.این مبلّغان با آوردن آیه هایی از انجیل؛ نظیر«از جنگها و شايعات جنگها خواهيد شنيد؛ ملتى عليه ملتى بر خواهد خاست و مملكتى عليه مملكت ديگر قیام خواهد کرد.»(23) سعی در تقویت ایدئولوژیکی تفکرات خود دارند. وقوع جنگ در افغانستان، عراق، شکنجۀ اسرا در زندان های ابوغريب و گسترش آن در سطح جهان در اين بستر قابل تحليل هستند . مكتب«بنياد گرايي مسيحي» بر اين اعتقاد است كه خداوند مقرر كرده است، بشر هفت مرحله يا مشيت الهي را بگذراند كه يكي از آنها، نبرد هسته اي آرماگدون است. طرفداران این نظریه، مردم را متقاعد می سازند كه بايد به جاي« صلح» در پي« جنگ» باشند. این اندیشه مبنای اعتقادی سیاستمداران و رسانه های غرب نیز شده است. رونالد ريگان بعد از آن كه به عنوان رئيس جمهور آمريكا انتخاب شد گفت: «من از خدا مي خواهم به من توفيق بدهد كه كليد شليك موشك هسته اي را فشار دهم تا جنگ آرماگدون آغاز شود. هم چنین چندی قبل شبكه چهار تلويزيون اسرائيل تلاش کرد که مردم را متقاعد سازد كه بايد جنگ كنند؛ زيرا جنگ خواست خداوند است و ما باید به جنگ هسته‌اي دست بزنيم . از نقطه نظر صهيونيستي، جبهه متحدان در جنگ آرماگدون، شامل كشورهاي روسيه، ايران، مناطق شمالي و جنوبي افريقا و عراق می باشند. در اين ديدگاه حضرت مسيح در هيبت سرفرماندهي كل نيروهاي خير، فاتحانه از دره ميگدون گذشته، از دروازۀ اصلي، وارد اورشليم (بيت مقدس) مي‌گردد و در اين حال تمامي ساكنان زمين حتي پيروان حقيقي مسيح مرده و حكومت ملكوتی مسيح بر زمين به مركزيت اورشليم برگزار خواهد شد.
در تفکر مسیحیان صهیونیسم، گسترش خشكسالى در جهان و شیوع بیماری های مهلک؛ نظیر ایدز نیز از دیگر شرايطى است كه در رجعت مسیح مؤثر خواهد بود. هم چنین فراوانى زمين لرزه و هرگونه بلای طبیعی که منجر به مرگ انسان ها شود نیز از علایم ظهور است.
یکی از علایم مهم و کلیدی که برای ظهور ضد مسيح نقل شده است، پیدایش یک موجود به نام «ضد مسیح» است که با ظهور منجی مخالفت دارد. این موجود که می تواند تحت عنوان یک نظام سیاسی ظاهر شود، در اندیشۀ آزادی قدس است و قصد دارد بيت مقدس را پايتخت بين المللى خود نماید. مبلّغین صهیونیسم با اشاره به علایم ساختگی برای این وجود، سعی می کنند اسلام و انقلاب اسلامی را به عنوان ضد مسیح «معرفی و افکار عمومی مسیحیان را علیه آن بسیج نمایند. در جهت تحقق این هدف، ساخت فیلم، نگارش کتب و مقاله و به ویژه تولید بازى‏هاى رايانه‏اى در دستور کار مؤسسات فرهنگی غرب قرار دارد. ساخت فيلم «نوسترا داموس» است كه سه ماه متوالي در شبكه هاي تلويزيوني آمريكا به نمايش گذاشته شد، نمونه ای از این فعالیت هاست. اين فيلم در مورد پیش بینی های یک ستاره شناس فرانسوي به نام «ميشيل نوسترا داموس » است كه نزديك به 500 سال قبل مي زيسته است. پيشگويي او دربارۀ ظهور نوادۀ پيامبر اسلام (ص) در مكه مكرمه و وحدت بخشيدن به مسلمانان و متحد کردن آن ها و پيروزي بر اروپایيان و ويران كردن شهر و يا شهرهاي بزرگ غرب است. در اين فيلم حضرت مهدي(عج) به عنوان عنصر«ضد مسیح» با لباس عربي نشان داده شده كه هر كاري را با فشار يك كليد انجام مي‌دهد و در اثر اقدامات او خونريزي زيادي شده و تعداد زيادي يتيم و بيوه بر جاي مي‌ماند. هدف از تهيۀ اين فيلم بسيج نمودن افکار ملت هاي آمريكا و اروپا عليه ايران و مسلمانان و خصوصاً تفکر مهدویت، به عنوان خطري که تمدن را تهديد مي كند است. در یک بازي كامپيوتري مشهور به «جهنم خليج فارس»که گاهي با نام «يا مهدي(عج)» نيز از آن ياد شده، خليج فارس مركز حركات تروريستي جهان قلمداد می گردد. در این نرم افزار سعی می شود با خشن و خونريز جلوه دادن چهره مصلح، مخاطبان را نسبت به امام زمان(عج) بدبین نمايند. نکتۀ مهم این است که مسيحيت صهيونيستي صرفاً يك بحث تئوريك نيست؛ بلكه اين جريان بعد عملياتي دارد و در سياست خارجي، تبليغات فرهنگي، زمينه هاي سياسي و امنيتي غرب به عنوان یک پشتوانۀ عملیاتی عمل می کند. به عبارت دیگر، نومحافظه کاران حاکم در آمریکا، بر اين باورند كه خطر بیداری اسلامي، تفکر ایجاد جهان تک قطبی را تهدید می کند، لذا تمام ظرفیت های خود را به کار می گیرند تا پشتيباني جهان را جهت اجراي نقشه هاي خود علیه انقلاب اسلامی جلب نمايند.

 تفکر مهدویت پویا و صلح جو در مورد شرایط ظهور:
در نگرش انقلاب اسلامی ایران که مبتنی بر آموزه های شیعی است، تفكر مهدويت یک اندیشه الهی، پويا و صلح جو است. در این تفکر، انتظار فرج نه يك عامل انفعالي و رخوت آفرین بلكه عامل حركت، قيام و مبارزه برای ایجاد یک نظام صالح است. در این نظام، منتظران مصلح خود بايد صالح باشند و در جهت استقرار یک نظم جهانی مبتنی بر عدل و صلح و کرامت انسان حرکت نمایند.
اگرچه در تفكر مهدويت شیعی نيز پايان تاريخ وجود دارد، اما این تفکر با اندیشه پايان تاريخ درغرب تفاوت دارد. پايان تاريخ از نگاه اسلام، به معنای خاتمه ظلم و استکبار در جهان و آغاز نظامی جدید مبتنی برعدل مهدوي است.(24) اين حيات و زندگي جديدي است كه منتظران آن مشتاقش بوده و در راه نيل به آن دعا و تلاش مي كنند. در راه رسيدن به این مدینۀ فاضله كه در آن ميزان عدل است، قدرت طلبی و رفاه دنیوی معنا ندارد و آنچه مهم است اداي تكليف و تلاش در جهت زمينه سازي دولت حق است .در میان تمدن های شناخته شده جهان، تنها تمدن شیعی است که منجی و موعود آن یک موجود زنده و عینى می باشد. در این تفکر حضرت مهدی(س) دارای صفات الهی؛ نظیررحمانیت، رحمیت، عفو، اقتدار و منشأ سلم و صلح است. موعود تمدن های دیگر از جمله تمدن غرب یک موجود ذهنی،ساختگی و غیر اصیل است. موعود مورد نظر غرب بر اساس انگیزه های سیاسی و با هدف توجیه سلطه غرب بر جهان ساخته شده و مبتنی بر تحریف آموزه های ادیان الهی است. در تشیع، موعود یک موجود حاضر و تأثیر گذار است. منتظران حضور منجی را حس می کنند و هر روز انتظار رؤیت وی را دارند. نقش اعتقاد به حضور امام زمان‏(ع) در پیروزى انقلاب اسلامى ایران، دردوران دفاع مقدس و در تمام عرصه های انقلاب جدى، بوده است. متفکران غرب براین امر اذعان داشته اند. برخی از افراد حاضر در کنفرانس تل آویو، در تحلیل انقلاب اسلامى، به «نگاه سرخ» شیعیان؛ یعنى عاشورا و «نگاه سبز»شان؛ یعنى انتظار اشاره داشته و جملۀ مشهورى دارند که «ایرانی ها به اسم امام حسین‏علیه السلام قیام مى‏کنند و به اسم امام زمان‏ علیه السلام قیامشان را حفظ مى‏کنند»؛ یعنى حضور امام‏ علیه السلام براى شیعیان در بطن سیاست و فقه ، یک حضور زنده و عینى است.

ضرورت تدوین استراتژی دفاع از مهدویت:
در جمع بندي این مبحث می توان گفت در سال های اخیر، اعتقاد به ظهور مسیح در غرب رو به گسترش بوده و مسیحیان صهیونیسم با هدایت این جریان، در جهت تأمین منافع اسرائیل فعالیت نموده اند. پیش شرط ظهور مسیح از دید ایشان، بازگشت یهودیان به بیت مقدس و تثبیت اشغال فلسطین توسط اسرائیل می باشد. غرب برای مقابله با بیداری و خیزش اسلامی،در جهت مشوّه نمودن اعتقادات شیعی در مورد مهدویت و ظهور منجی برنامه ریزی کرده و با طرح اندیشۀ ظهور مسیح، قصد تضعیف اندیشۀ مهدویت را دارد. در این ارتباط ضرورت دارد جهان اسلام برای مقابله با این ترفند غرب، استراتژی دفاع از مهدویت را طراحی کند و به طور طبیعی، شیعیان جهان باید نقش اصلی را در این روند ایفا نمایند. لذا در این ارتباط راهکارهای زیر پیشنهاد می گردد:
1. روشنگری و افشای طرح نومحافظه کاران آمریکا به عنوان سردمداران تحریف اندیشه ظهور منجی و سوء استفاده از آن در جهت منافع خود باید در اولویت برنامه های فرهنگی،تبلیغی جهان اسلام قرارگیرد. باید این تفکرآمریکا مبنی برای «ایجاد جنگ و نا امنی درجهان» به عنوان مقدمۀ ظهور منجی مورد نقد و افشاگری قرار گیرد. بدیهی است که هیچ یک از ادیان الهی، کشتار، خشونت و جنگ را که منجر به قتل میلیون ها انسان می شود، مقدمۀ ظهور منجی ندانسته و برعکس، علت ظهور منجی را برقراری صلح وآرامش و عدل در جهان عنوان نموده اند. امروز لشکرکشی آمریکا به عراق و افغانستان، یا تجاوزات مداوم اسرائیل به فلسطین، به عنوان اقدامی برای ظهور منجی از سوی دستگاه های تبلیغی غرب مورد تقدیس قرار می گیرد،لذا ابعاد این تفکر انحرافی و انگیزه های سیاسی آن، باید برای افکار عمومی جهان روشن گردد.
2. با توجه به اختلاف دیگر نحله های فکری مسیحیت با نگرش مسیحیان صهیونیسم به پایان جهان و ظهور منجی، مناسب است با انجام گفتگوی مستمر با رهبران کاتولیک، ارتدکس و حتی پروتستان ، نگاه صلحجویانۀ اسلام در مورد مهدویت برای آنان بازگو شده و خطرات اشاعۀ تفکر مسیحیان صهیونیسم، برای صلح جهانی و حتی پیروان مسیح برای آنان تشریح گردد. امروز کاتولیک ها معتقدند برداشت ‏سیاسى بعضى از حکّام و رهبران غربى از جهان، بر گرفته از آموزه های تورات است، جهان و هستى را به دو گروه خیر و شر تقسیم مى‏کند و بر این اساس به دنبال خلق دو جبهۀ معارض در عالم مسیحیت و ایجاد اختلاف بین مسیحیان است. کتاب صهیونیسم مسیحی نوشتۀ دکتر استفان سایزر، در سال 2004 برای اولین بار در انگلستان منتشر و تا 2006 به چاپ سوم رسید. استفان سایزر که خود از کشیشان دانشگاهی آمریکا بوده و یک کاتولیک متعصب به‌شمار می‌آید، در این کتاب، تفکر صهیونیست های مسیحی و برداشت آنان از حادثۀ آرماگدون را نقد کرده است.(25) حتى پروتستان‏ها هم با بینش توراتى و منحرف شدۀ انجیل مخالفت مى‏کنند. آن ها معتقدند مطالب عهد جدید از سوی مسیحیان صهیونیسم به گونه‏اى قرائت می شود که نتیجه به سود یهودیت‏ باشد؛ یعنى به جاى اینکه انجیل مفسر تورات باشد، تورات را به عنوان مفسر انجیل تلقی کرده اند. این قبیل مسیحیان معتقدند قرائت انجیلى مسیحیان صهیونیسم ، توطئه‏اى در جهت تحریف انجیل و گمراه نمودن مسیحیان و قبل از هر چیز یک اعلام جنگ علیه خودمسیحیت است. بر با توجه به این مراتب، امروزه جهان اسلام که مشترکات زیادی با مسیحیت در مورد تفسیر غلط مسیحیان صهیونیسم در مورد پایان جهان دارد، می بایست گفت وگوهای خود را با مسیحیان جهت یافتن راهکار برای مقابله با این جریان انحرافی دنبال نماید.
3. تقویت انسجام اسلامی یکی دیگر از راهکارهای موضوع دفاع از مهدویت می تواند باشد. مسأله مهدويت اختصاص به جامعه شیعیان ندارد؛ بلكه به عنوان یک موضوع اسلامي در نزد اهل سنت نيز معتبر و مورد احترام است. بر این اساس، دفاع از اصالت مهدویت وظیفۀ همۀ مسلمانان است و این امر می تواند نقش مهمی در جهت تقویت انسجام اسلامی ایفا نماید.(26) در شرايطي كه جهان غرب، تحریف و تضعیف مبانی اعتقادی اسلام را دنبال می کند و تمام توان تبلیغاتی خود از قبیل رسانه، فیلم، ماهواره، بازی های رایانه ای و قلم و بیان را در این مسیر به کار گرفته است، ضرورت دارد کشورها و علمای اسلامی نیز به دفاع یکپارچه از اعتقادات اسلامی بخصوص اندیشۀ مهدویت بپردازند. امروزکه در نتیجۀ فعالیت های تبشیری مسیحیان صهیونیسم، تعاليم انجیل در جهان پراکنده و انديشه‌هاي انحرافی مبتني بر آموزه‌هاي آخرالزماني مسيحیت در غرب به ويژه ايالات متحده امريكا تبديل به عاملي قوي براي همراه ساختن، پیروان مسيح با اغراض و اهداف كليساي پروتستان در جهت منافع صهیونیسم شده است، ضرورت ایجاد انسجام اسلامی برای مقابله با این وضعیت بیش از هر زمان دیگر احساس می گردد. لذا ضرورت دارد جهان اسلام بخصوص اهل تقریب، و به ویژه شیعیان در جهت تبديل انديشه مهدويت به عاملي براي وحدت و همگرايي فعالیت نمایند.
4. اعتقاد به مهدویت و وجود یک منجی موعود با ویژگی‌هایی که شیعه به آن اعتقاد دارد در عرصۀ سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نیز باید از جایگاه ویژه ای برخوردار باشد. کشوری که به اندیشۀ مهدویت معتقد بوده و در انتظار یک نظام مبتنی بر عدل و صلح می باشد، نمی تواند نظم ظالمانۀ فعلی در عرصۀ بین الملل را بپذیرد. این کشور می بایست نظام مبتنی بر بی عدالتی را به چالش کشیده و بر ضرورت استقرار یک نظام عادلانۀ بین المللی در جهان اصرار ورزد. لذا استفاده از تریبون های بین المللی برای افشای نقاط منفی نظم فعلی در جهان و معرفی نظم مبتنی بر عدالت و اخلاق باید در دستورکار دستگاه دیپلماسی کشور قرار گرفته و با استفاده از ظرفیت های سازمان ملل متحد، سازمان کنفرانس اسلامی، جنبش عدم تعهد و نهادهای مشابه در جهت ایجاد نظام جدید در عرصۀ بین الملل فعالیت نماید. در عرصۀ تنظیم روابط دوجانبه نیز یک سیاست خارجی مهدوی باید معیارهای خاصی برای برقراری مناسبات با دیگر کشورها داشته باشد، به طور طبیعی این کشور نمی تواند با کشورهای مستکبر روابط راهبردی داشته باشد و در عین حال باید برای تقویت روابط خود با کشورهایی که در اندیشۀ سلطه نباشند، کوشش نماید. هدف دیگر دستگاه دیپلماسی مهدوی، باید حرکت در جهت افشای طرح های مسیحیان صهیونیسم به رهبری نومحافظه کاران آمریکا در جهت سوء اقباس از تفکر«ظهور منجی» باشد. این هدف در رابطه با تحرکات منفی آمریکا علیه ایران اهمیت ویژه پیدا می نماید. در حال حاضرتحركات افراطیون غربی عليه ايران نمادي از فعاليت‌هاي صهيونيست‌هاي مسيحي مي‌باشد. دكتر استيفن سايزر، نويسندۀ مسيحي و رئيس كليساي انگليكن منطقۀ ويرجينياواتر، در فروردین 1387 در نشستي در محل باشگاه فرهنگي خليج فارس در مركز لندن به بررسي ريشه‌هاي انحرافي انديشه‌گران مسيحي مخالف اسلام و ايران پرداخت واظهار داشت: «اكنون دسته‌هاي زيادي از مسيحيان افراطي در آمريكا، استراليا، هلند، آفريقاي جنوبي و حتي بريتانيا فعال هستند كه متدين بودن به آموزه‌هاي حضرت مسيح را در طرفداري بي‌قيد و شرط و كامل از رژيم اسرائيل مي‌دانند. اين عده با در دست داشتن صدها شبكه راديويي و تلويزيوني و نشريات متعدد تبليغاتي، با تحريك كردن احساسات مسيحيان جهان قصد دارند تا جهان را به سوي جنگ و خشونت با مسلمانان و بخصوص ايران بكشانند. صهيونيست‌هاي مسيحي با بي‌شرمي ايران را به آلمان نازي تشبيه مي‌كنند تا از اين طريق احساسات متديّنان مسيحي را عليه ايران و خواسته‌هاي بر حق آن كشور تحريك كنند. من با استناد به سفر دو ماه قبل خود به ايران تأكيد می کنم که ايران كشوري پويا و در حال پيشرفت است و تلاش براي ضربه زن به آن كشور اقدامي ضد ديني و مغاير با آموزه‌هاي مسيحي مي‌باشد. من معتقدم برنامه‌هاي تندروان غربي در تحريم اقتصادي ايران اقدامي غيرقانوني و غيراخلاقي است. ماجراجويي نظامي عليه ايران از سوی کسانی كه بني‌اسرائيل را قوم برگزيده خداوند مي‌دانند و جنگ با مسلمانان را از علایم ناگزير آخرالزمان (آرماگدون) و پيروزي خود قلمداد مي‌كنند محکوم است. این شعارهاي خشونت‌آميز و جنگ‌طلبانه از سوي مسيحيان طرفدار اسرائيل در حالي بيان مي‌شود كه روح پيام حضرت عيسي مسيح(ع) چيزي جز عدالت، صلح، آزادي و آرامش نيست. هيچ رئيس جمهور آمريكا در تاريخ شش دهه‌اي تشكيل رژيم اسرائيل، از اقدامات خشونت بار و تجاوزطلبانۀ اين رژيم به اندازۀ جرج بوش پسر حمايت نكرده است. صهيونيسم مسيحي همواره به دشمني فرضي، براي توجيه نفرت‌پراكني خود نياز دارد؛ يك زمان اين دشمن شوروي و كمونيسم بود و اكنون ايران اسلامي است. رهبران صهيونيسم مسيحي در كمال شگفتي ادعا مي‌كنند، ايران داراي سلاح‌هاي كشتارجمعي يا هسته‌اي براي هدف قراردادن و نابود كردن آمريكا و اسرائيل است، در حالی که برنامه های هسته ای ایران صلح آمیز است».(27) با توجه به تبلیغات منفی افراطیون غرب بر علیه ایران و در عین حال وجود افراد منصف در اردوگاه مسیحیان، در جهت فعال سازی دیپلماسی فرهنگی، تلاش برای افشای ترفندهای سیاسی آمریکا بر علیه ایران و اسلام باید در دستورکار سیاست خارجی ایران قرار گیرد.
وجود یک سیاست خارجی مبتنی بر آموزه های مهدوی، در ارتباط با موضوع جهانی شدن یا جهانشمولی نیز ضروری بنظر می رسد. در حال حاضرتئوری های نویسندگانی از قبیل هانتینگتون، مشوق جنگ و منازعه میان فرهنگ ها و تمدن های جهان به ویژه تمدن های اسلامی و چینی است. اجتناب از وقوع جنگ بین تمدن ها، نیازمند اشاعۀ تفکر مهدویت اسلامی است؛ چراکه مهدویت با تکیه بر مکتب غنی و کامل اسلام و با آرمان صلح طلبی و عدالت خواهی، آینده ای امیدبخش را به انسان ها نوید می دهد.اشاعۀ این فرهنگ به ویژه در آسیا نقش مهمی در تحکیم روابط فرهنگی ایران با این قاره داشته و قطعاً مناسبات سیاسی آنان را هم تقویت خواهد نمود.
در پایان از خداوند بزرگ توفیق دست اندرکاران دهمین فراخوان علمی مهدویت را در جهت تحقق اهداف بلند اسلامی و زمینه سازی برای ایجاد یک جامعه جهانی مهدوی خواستارم.

پي نوشت :
1. متولد 1333، فارغ التحصیل دانشگاه تهران در مقطع لیسانس رشته علوم سیاسی،سفیر سابق ایران در کشورهای زامبیا(1367 الی 1372)،ازبکستان (1374 الی 1378) و تایلند(1383الی 1386)،مشاور وزیر و رئیس گروه مطالعات آفریقا،سردبیر مجله مطالعات آفریقا، رئیس اداره اول آسیای شرقی و اقیانوسیه در وزارت امور خارجه، مولف کتاب های سفیران پیامبر اعظم(ص)، سیاست و حکومت در آفریقا،رساله ای در شناخت نو محافظه کاران آمریکا،پنجاه سال مناسبات دیپلماتیک ایران و تایلند،ترجمه و چاپ کتاب اسلام و مسلمانان جهان از ماهاتیر محمد و مقاله های متعدد که در باشگاه اندیشه به ادرس زیر موجود است http://www.bashgah.net/peoples-2500.html
2. http://mouood.org/content/view/5895/3/
3. نقدي بر فرهنگ مدرنيته، http://mahdiyan82.blogfa.com/post-118.aspx
4. صهیونیسم و مسیحیت،http://yas18.iranblog.com/
5. روزنامه كيهان،24 شهريور 1382ماه ص 10.
6. مسعود آريائي نيا،مباني ديني رفتار و فرهنگ سياسي راست افراطي در اسرائيل،فصلنامه مطالعات منطقه اي،جلد ششم،1380،صص 31-1.
7. كشيشان معروف آمريكايي مانند بيلي گراهام BILLY GRAHAM ، جري فالول JERRY FALWELL ، پت رابرتسون PAT ROBERTSON ، هال ليندسي HAL LINDSEYو مايك ايوانس MIKE EVANSاز مبلغان اين جريان باشند كه شهرت جهاني دارند ومخصوصاً در كشورهاي آمريكا وانگليس، از نفوذ عميقي دربين دولتمردان اين دو كشور برخوردارند.
8. روزنامه همشهري،12 آذر ماه 1382.ص 12
9. تاثير پذيري آمريكا از جريان صهيونيسم، http://www.abna.ir/data.asp?id=105524&lang=1
10. روزنامه السفير،گزارشي از نشست صهيونيسم مسيحي،ترجمه عباس مير جمكراني.3/9/82
11. Halondesy.
12. نگاهي به سياستهاي محافظه كاران جديد آمريكا ، خبر گزاري جمهوري اسلامي،تحليل خبري، 20 خرداد 1382.
13. Yehiel Eckstein.
14. news.gooya.com/2003/05/14/1405-h-03.php - 200k.
15. «افضل الأعمال إنتظار الفرج»
16. نشانه‏های ظهور امام زمان(ع)، 1http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/MagArt.aspx?id=2926.
17. «عَنْ اِبْنِ عَباس عَنْ رَسُولِ اللّه‏ِ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله : فِی حَدیثٍ اَنَّ اللّه‏َ اَوْحی اِلَیهِ لَیْلَةً اَسْری بِهِ اَنْ یُوصِیَ اِلی عَلِیِّ وَاَخْبَرَهُ بِالْأَئِمّةِ مِنْ وُلْدِهِ اِلی اَنْ قالَ وَآخِرُ رَجُلٍ مِنْهُمْ یُصَلّی عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ خَلْفَهُ یَمْلأُ الاَْرْضَ عَدْلاً کَما مُلِئَتْ جَورا وَظُلْما... فَقُلْتُ اِلهی وَسَیِّدی مَتی یَکُوُنُ ذاکَ؟ فَاَوْحَی اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ اِلَیَّ: یَکُوُنُ ذالِکَ اِذا رُفِعَ الْعِلْمُ وَظَهَرَ الْجَهْلُ وَکَثُرَ القِراءَةُ وَقَلَّ الْعَمَلُ وَکَثُرَ الْقَتْلُ وَقَلَّ الْفُقَهاء وَالْهادُونَ وَکَثُرَ فُقَهاءُ الضَّلالةِ وَالْخَوْنَةِ... وَکَثُرَ الْجَورُ وَالْفَسادُ وَظَهَرَ الْمُنْکَرُ وَاَمَرَ اُمّتُکَ بِهِ وَنَهی عَنِ الْمَعْروُفِ...؛
18.«وَیَخْرُجُ رَجُلٌ مِنْ اَهْلِ بَیْتی فِی الْحَرَمِ فَیَبْلُغُ السُّفْیانِی، فَیَبْعَثُ اِلَیه جُنْدا مِنْ جُنْدِهِ فَیهْزِمُهُمْ فَیَسیرُ اِلَیه السُّفْیانی بِمَنْ مَعَهُ، حَتّی اِذا جاوَزوا بِبَیْداء مِنَ الاَرْضِ، خَسَفَ بِهِمْ، فَلایَنْجوا منْهُمْ اِلاّ المُخْبِرُ عَنْهُمْ؛
19. (الكافى، ج‏8، ص‏295، ح‏451؛ ‏الغيبة، باب 14، ص‏267، ح‏36)، امثال اين روايات از ساير ائمه اطهار(ع) دركتاب‏الغيبة، باب 14، ص‏278، ح‏63، نیز نقل شده است.
20. رؤیای یوحنا، 16/ 13، سفر زکریا و کتاب مقدس، ص843.
21. (الكافى، ج‏8، ص‏295، ح‏451؛ ‏الغيبة، باب 14، ص‏267، ح‏36)، امثال اين روايات از ساير ائمه اطهار(ع) دركتاب‏الغيبة، باب 14، ص‏278، ح‏63، نیز نقل شده است.
22.آرماگدون 1 ( هارمجدون)، مرتضي شيرودي ، http://www.shamsevelayat.com/html/modules.php?name=Content&pa=showpage&pid=29.
23. انجیل متّى 3:24.
24. http://aftab.ir/articles/religion/religion/c7c1213850240_imam_zaman_p1.php
25. کتاب اخیر او با نام«مسیحیت صهیونیستی؛ نقشه، راهی به آرماگدون» را خانه‌ی فرهنگ و هنر
سافیا ترجمه کرده و در دست انتشار دارد.ر.ک. http://www.ketabnews.com/detail-2888-fa-80.html
26. اعتقاد به ظهور مصلح كه نامش مهدي(عج) و از اولاد پيامبر اسلام(ص) است، مورد اتفاق همه فرقه‌‌هاي اسلامي است. كتاب عون المعبود (شرح كتاب سنن ابي داوود) مي‌نويسد: بدان كه در طول اعصار، مشهور بين همه اهل اسلام، اين است كه حتماً در آخرالزمان مردي از اهل بيت (ع) ظهور مي‌كند كه دين را ياري و عدل را آشكار مي‌كند... نامش مهدي است، و عيسي بعد از مهدي يا هم زمان با مهدي، نزول و او را در كشتن دجال ياري، و در نماز با او اقتدا مي‌كند.احاديث مربوط به مهدي (عج) را عده‌اي از بزرگان اهل سنت نیز آورده‌اند، از آن جمله ابوداود، ترمذي، ابن ماجه، حاكم، طبراني، ابويعلي. سند اين احاديث برخي صحيح و برخي ديگر حسن و يا ضعيف است.بيشترين مباحث مهدويت از نظر اهل سنت براساس منابع سنت و اقوال محققين آنها است.
عن النبي صلي‌الله عليه و آله، انه قال: لاتذهب الدنيا حتي يملك العرب رجل من اهل بيتي يواطي اسمه اسمي - دنيا به‌پايان نمي‌رسد مگر آنكه مردي از اهل بيت من كه اسمش اسم من است مالك جهان عرب شود. ر.ک. http://www.ido.ir/a.aspx?a=1386060601
27. ر.ک. http://www1.irna.com/fa/news/view/line-7/8611113250165955.htm

منابع:
1- على فهیم دانش،مسیحیان صهیونیست را بهتر بشناسیم‏،موعود،ش 40
2- محسن پاک آیین،رساله ای درشناخت نو محافظه کاران آمریکا،بنیاد مطالعات اسلامی بانکوک،1383
3- مسعود آريائي نيا،مباني ديني رفتار و فرهنگ سياسي راست افراطي در اسرائيل،فصلنامه مطالعات منطقه اي،جلد ششم،1380
4- استفان سایزر،مسیحیت صهیونیستی؛ نقشه، راهی به آرماگدون، خانه‌ی فرهنگ وهنرسافیا،2006 - مقاله مهدویت و انسجام اسلامی،حبیب الله متقی،سازمان تبلیغات اسلامی،
http://www.ido.ir/a.aspx?a=1386060601
5- روزنامه السفير،گزارشي از نشست صهيونيسم مسيحي،ترجمه عباس مير جمكراني.3/9/82
6- نگاهي به سياستهاي محافظه كاران جديد آمريكا ، خبر گزاري جمهوري اسلامي،تحليل خبري، 20 خرداد 1382
7- http://www.bashgah.net/articles/bodaya
8- سامانه رسانه ، http://www.resaneh.com
9- روزنامه همشهري ديپلماتيك،15 آذرماه 1382-ص8
10- مقاله های سامانه اینترنتی موعود،http://mouood.org
11- مقاله های سامانه اینترنتی آرماگدون، http://www.armageddon.ir
12- روزنامه كيهان،24 شهريور 1382ماه ص 10
13- راست مسیحی در آمریکا،تقیق،نمایندگی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در نیویورک،1/9/82،
14-راست افراطی در آمریکا،فخرطاولی کورش،مقاله،روزنامه همشهری،12/9/82
15- محافظه کاران جدید آمریکا،دنیا و ما،پاک آیین محسن،مقاله روزنامه ایران،1382
16- مقالات دوره هاي مجله موعود

مقاله هاي مرتبط:


      
 
 كليه حقوق اين مجموعه طبق قوانين نرم افزاري متعلق به دبيرخانه‌دائمي‌اجلاس‌دوسالانه‌بررسي‌وجودي‌ابعادحضرت‌مهدي(عج)مي‌باشد