1396/09/22 چهار شنبه

نیمه شعبان سالروزولادت حضرت ولي عصرمهدي موعود (عج) بر عموم مسلمين جهان مبارك باد......قال الكاظم عليه السلام: يُغيبُ عن أبصار الناس شَخصُهُ و لايُعيبُ عن قُلوب‌المؤمنين ذِكره؛ او (حضرت مهدي عجل‌الله‌تعالي‌فرجه الشريف) از ديده مردم پنهان مي‌شود، ولي يادش در دلهاي مؤمنين هيچگاه فراموش نمي‌شود

  
 

تاريخ نشر: 19/4/1391

مبحث: مقالات تخصصي

نويسنده: administrator

منبع:

مطالعات: 2111

بازگشت >>
نظرسنجي: ( 1 راي) 
  وجوه معنایی انتظار
خلاصه:

دکتر محسن اسماعیلی

1. مهدویت امید مشترک بشر:
"......او خواهد آمد". این آرزوی بزرگ که سرانجام دستی از آستین حق در خواهد آمد و تمام رنج و اندوه بشر را پایان خواهد بخشید، اختصاص به شیعیان ندارد، همه مذاهب و فرقه های مسلمان این اندیشه را پذیرفته اند. آنان فقط در برخی جزئیات و خصوصیات با یکدیگر اختلاف نظر دارند، و گرنه، اصل "مهدویت" چیزی نیست که مسلمانی بتواند آن را انکار کند. گذشته از روایات بسیار متعدد و معتبر، این آیه های جاودان قرآن است که وعده آمدن او را می دهد ،آمدنی که منت بر مستضعفان است و آنان را رهبران و قدرتمندان زمین می کند. مانند سوره قصص،آیه 5:
"و نرید ان نمن علی الذین استضعفو فی الارض ونجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین" . مهدویت و انتظارآمدن منجی، حتی اختصاص به مسلمانان ندارد. نگاهی به تاریخ و بشریت امروز نشان می دهد که"انسان" و "انسانیت"در انتظار یک حادثه است، حادثه ای شیرین و امید بخش که نمی داند از کجا و چگونه در اعماق وجودش جا گرفته است. برای همین است که با وجود همه سیاه بختی و نکبتی که زیاده خواهان برای بشریت پدید آورده اند، هنوز هم همه به این آرزو دل بسته اند که " پایان شب سیه سپید است". متونی که از برخی ادیان باقی مانده است، به رغم همه تحریف ها و دستبرد ها،آمدن"او" را بشارت داده اند، چرا که حذف این بشارت ها، گرفتن روح از بدن انسان است و پاشیدن گرد مرگ بر جهان هستی، چیزی که آنان هم نمی خواهند و اگر هم بخواهند، نمی توانند. علاوه بر این متون دینی، قرآن هم تصریح کرده است که مثلا این وعده در "زبور" هم بوده است سوره انبیاء ، آیه 105:"و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون ." در تفسیر قمی نیز در ذیل این آیه چنین آمده است: منظور از این که زمین را بندگان صالح خدا به ارث می برند، مهدی قائم (علیه السلام) و یاران او هستند. حتی موسی هم در برابر قوم بهانه گیر خود دستور می داد تا با کمک گرفتن از خدا صبر کنند و در انتظار پیروزی آخر باشند. سوره اعراف، آیه 128:"قال موسی لقومه استعینو بالله و اصبرو ان الارض لله یورثها من یشاء و العاقبه للمتقین"

2. مهدویت و انواع خیانت ها:
پس"مهدویت" امید مشترک بشریت مایه خوش‌بینی او به زندگی و جهان هستی است. با این"انتظار" است که رنج و اندوه انسان قابل تحمل می شود. اگر امید به آینده از بین برود و آدمی هیچ احتمالی برای پایان درد ها و فلاکت خویش ندهد، برای چه بماند و رنج بی پایان را به دوش کشد؟ انسان بدون امید می میرد و موتور حرکت و تلاش، خاموش می شود. این راز بزرگ در حدیثی چنین بازگو شده است که "عیسی علیه السلام نشسته بود و پیر مردی با بیل زمین را شیار می کرد. عیسی فرمود: بار خدایا! آرزو (امید) را از او برگیر. آن پیر در دم بیل را کنار نهاد و دراز کشید. ساعتی گذشت و عیسی گفت: بارخدایا! آرزو را به او بازگردان. آن پیر بی‌درنگ برخاست و شروع به کار کرد." واقعیت آن است که دشمنان و بدخواهانی که نمی توانسته اند نور امید و انتظار فرج را ازدل و فطرت بشر ریشه کن کنند، سالهاست که چشم طمع به منحرف کردن این آرزو و تبدیل آن به ضد خود دوخته اند. این خیانت و جنایت بزرگ عمدتا به یکی از این دو شکل اجرا شده است، ادعاهای دروغ و کاسب کارانه و نیز تأویل های نادرست و منفعلانه!

3. ادعای مهدویت یا سفارت:
چون شعله های "انتظار فرج" از اعماق جان هر انسانی زبانه می کشد و از آن جا که هرکس، دانسته یا نادانسته، چشم به راه مرد بزرگی است که فطرت و دین (که آن هم فطری است) به او وعده کرده‌اند، هماره در طول تاریخ شاهد سوء استفاده مدعیانی بوده‌ایم که خصوصا پس از وعده های پیامبر اسلام، خود را "مهدی"یا همان منتظر موعود معرفی کرده‌اند، به این گروه پر شمار، البته باید کسانی را هم افزود که خود چنین ادعایی نداشته و یا حتی از آن اعلام برائت هم کرده اند، اما یاران و هواداران آنها، از روی شدت علاقه و یا با سوء استفاده از شخصیت و جایگاه آنان و برای تأمین منافع خود، چنین دروغی را شایع کرده‌اند.
ظاهرا چنین حادثه ای در تاریخ اسلام، اولین بار برای" محمد بن حنفیه" اتفاق افتاد. پس از او همین اتفاق برای "زیدبن علی"، محمد بن عبدالله محض"یا همان"نفس زکیه"و افراد بسیاری تکرار شد. سوء استفاده های سیاسی از مهدویت تا آنجا است که حتی منصور، خلیفه عباسی، عمدا نام فرزندش را مهدی گذاشت، تا شاید بتواند، با یک عوام فریبی آشکار، عده ای از مردم را فریب دهد و بگوید آن مهدی که شما در انتظار او هستید، پسر من است.

4. ادعای ارتباط و ملاقات:
نوع دیگر از تکسب با ایده انتظار، ادعای ارتباط و رؤیت و یا تعیین وقت ظهور است. اینان با تواضع و شکسته نفسی!! فقط ادعای ارتباط با امام موعود را مطرح می کنند، شفا می‌دهند و گره‌گشایی می کنند و گاهی هم وقت ظهور را تعیین می کنند. در متون دینی با این نوع از شیادی و تعیین به همان شدت برخورد شده که با مدعیان مهدویت برخورد گردیده است. این نوع سوء استفاده را خود آن حضرت هم در آخرین نامه به آخرین نائب خاصش پیش‌بینی فرمود. البته راه ملاقات به طور کلی بسته نیست و این شرافت بزرگ ممکن است پس از سال ها مجاهدت برای نوادری از نوادر پیدا شود. اما آنان کسانی هستند مهر بر لب دارند و از دیدار یار، نان و نام نمی طلبند. مساله این است که باز شدن دکان ادعای رؤیت، رواج بازار شیادی را در پی دارد؛ همانگونه که تعیین وقت موجب سرخوردگی و ناامیدی می شود. و این، هر دو، به اصل انتظار آسیب های جبران ناپذیر می زند. امام صادق علیه السلام فرموده اند:"هرکس برای تو وقت تعیین کرد، بی محابا آن را دروغ شمار؛ زیرا ما برای هیچ کس هیچ وقتی تعیین نمی کنیم؛ من وقت لک من الناس شیئا فلا تهابن ان تکذبه، فلسنا نوقت لأحد وقتا".

5. تاویل به انفعال و دعوت به تلون:
طنز بزرگ تاریخ این است که در نقطه مقابل آن چه گفته شد، عده ای "انتظار" را به "انفعال" تأویل کرده اند و سکوت در
برابر گناه و ظلم را کمک به امام منتظر دانسته اند. آنان اکسیر انتظار را داروی خواب آور معرفی کرده اند و این در حالی است که انتظار از مقوله "عمل"است نه "امل"!! این چه کور دلی وجهالتی است که افضل"اعمال"را دست برداشتن از عمل معنا می کند؟! تاویل انتظار به انفعال آشکارترین دروغ، نادیده گرفتن فلسفه قیام مهدی(عج) و همکاری با دشمنان او است. نشانه عدم اعتقاد واقعی آنان به این تاویل خود ساخته و داشتن سرچشمه این تئوری در بیگانه، تغییر شعار و رفتار در برابر انقلاب اسلامی ایران است. به همین دلیل یکی از شدیدترین و انعطاف‌ناپذیرترین مواضع امام خمینی(ره) را می توان در برخورد با انجمن حجتیه، نماد این طرز تفکر یافت. ایشان بارها و بارها نسبت به تغییر رنگ و نفوذ آنان در نظام هشدار دادند و در آخرین نمونه، در نامه معروف خود به روحانیون چیزهایی نوشتند که باید به تکرار خواند.

6. انتظار یعنی اقدام امیدوارانه:
پس مفهوم درست انتظار چیست؟ و منتظر واقعی کیست؟پاسخ به این پرسش‌های سرنوشت ساز را باید در متون معتبر دینی جست جو کرد. انتظار در روایات فراوانی "افضل الاعمال"،"افضل العباده"و یا"احب الاعمال الی الله عزووجل" نامیده شده است. بنابراین انتظار به معنای اقدام توأم با امید است و البته این اقدام را نباید به حوزه فردی منحصر کرد. این فریب دیگری است که باز هم می‌خواهند با دادن نشانی نادرست ما را از وظیفه اصلی منحرف و غافل کنند. بدون تردید، تهذیب خویش و عمل به تکالیف فردی ضرورتی انکارناپذیر است، اما معنای آن نادیده گرفتن وظایف اجتماعی نیست. زمینه سازی برای تحقق آن آرزوی شیرین، اصلاح کژی‌ها و دعوت مردم به برپا ساختن نظام‌های عادل و الهی است؛ برای همین است که انتظار در روایات دیگری از کندن تیغ‌های تیز شاخه‌ای با حرکت دست بر آن (کالخارطِ للقتاد) سخت‌تر توصیف شده و ثواب آن اجر هزار شهید، مانند شهدای بدر و احد، اعلام گردیده است.
بی حالی و بی عملی که این اندازه سخت و مستحق پاداش نیست! آن چه این همه دشوار است و پاداشی بیش از آن هم می‌تواند داشته باشد، همان"اقدام امیدوارانه " است که نمونه آن تشکیل جمهوری اسلامی و حاکمیت ولی فقیه است.
منتظر واقعی شهیدان سرافرازی بودند که برای حاکمیت دین و اخلاق از نثار خون خود هم دریغ نکردند و اکنون منتظران حقیقی کسانی هستند که هوشمندانه با جهادی مستمر از این شجره طیبه مراقبت می‌کنند و این زمینه‌ساز استجابت دعایی است که قرن‌ها در شب‌های نورانی ماه مبارک رمضان تکرار کرده‌ایم؛ تشکیل دولت کریمه‌ای که موجب عزت اسلام و مسلمانان و ذلت نفاق و منافقان باشد. و ما در آن دولت کریمه، دعوت کننده جهانیان به سوی اطاعت خدا و از پیشروان و رهبران مردم به سوی خدا باشیم...."اللهم انا نرغب الیک فی دوله کریمه تعز بها الإسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله و تجعلنا فیها من الدعاه الی طاعتک والقاده الی سبیلک و ترزقنا بها کرامه الدنیا و الأخره.......ان شاء الله".

مقاله هاي مرتبط:


      
 
 كليه حقوق اين مجموعه طبق قوانين نرم افزاري متعلق به دبيرخانه‌دائمي‌اجلاس‌دوسالانه‌بررسي‌وجودي‌ابعادحضرت‌مهدي(عج)مي‌باشد