1396/07/29

نیمه شعبان سالروزولادت حضرت ولي عصرمهدي موعود (عج) بر عموم مسلمين جهان مبارك باد......قال الكاظم عليه السلام: يُغيبُ عن أبصار الناس شَخصُهُ و لايُعيبُ عن قُلوب‌المؤمنين ذِكره؛ او (حضرت مهدي عجل‌الله‌تعالي‌فرجه الشريف) از ديده مردم پنهان مي‌شود، ولي يادش در دلهاي مؤمنين هيچگاه فراموش نمي‌شود

  
 

تاريخ نشر: 28/3/1391

مبحث: مقالات تخصصي

نويسنده: administrator

منبع:

مطالعات: 4276

بازگشت >>
نظرسنجي: ( 1 راي) 
  آثار انتظار در زندگی فردی و اجتماعی
خلاصه:

ابراهیم عباسی‌حسینی

چکیده:
خداوند انسان را آفرید و خواست تا در زمین جانشین او باشد. زمینه‌های وجودی کسب این شایستگی را درخلقت او فراهم ساخت و او را به کمک عقل و وحی هدایت فرمود تا کمال وجودی خویش را بیابد و خلیفه خدا گردد.
کمال وجودی انسان مستلزم تعلیم و تربیت است و این مهم به درستی صورت نمی‌گیرد مگر بر اساس آموزه‌های دینی.
آموزه‌های دینی برآمده از دعوت انبیاء چنین می‌نمایاند که تربیت و رشد آدمی در جهت کمال، تمهیداتی دو گانه می‌طلبد. یکی تلاش‌های فردی که هر نفسی متعهد است با مراقبت‌ از خود و تلاش ارادی و آگاهانه، در جهت خودسازی گام بردارد. و دیگر مستعد بودن شرایط محیط اجتماعی و فراهم بودن امکانات بیرونی برای رشد استعدادها و فضایل انسانی.
این دو جنبه لازم و ملزوم یکدیگرند و در واقع دو روی یک سکه می‌باشند. انسان سالم در جامعه‌ی سالم ساخته می‌شود و جامعه‌ی سالم را انسان‌ها به وجود می‌آورند.
دعوت پیامبران متوجه هر دو جنبه است. آنان از یک سو با دعوت و تبلیغ آدمیان را بیدار کرده و هدایت می‌کنند و از سوی دیگر به تشکیل حکومت و ساماندهی اجتماعی مبادرت می‌ورزند. پیامبر گرامی اسلام(ص) نیز چنین کرده است، ابلاغ پیام وحی(نبوّت) و رهبری سیاسیـ اجتماعی(امامت). ابلاغ پیام به وی ختم شده است، اما رهبری سیاسی و ساماندهی اجتماعی تا پایان حیات انسان ادامه دارد. پس از رحلت آن حضرت رهبری ایشان در خط امامت ادامه یافت و اگرچه ناکام ماند و انحراف نسل‌ها بعد از مسیر اصلی مردمان را از زندگی در جامعه مکتب که حیات پاک را برای آنان تضمین می‌کرد، محروم گذاشت، در عین حال آن‌ها به پیروزی نهایی و نجات از شرایط نامساعدی که تاریخ بر آنان تحمیل کرده است نوید داده شدند و به صبر و پایداری و تلاش و مجاهدت برای فراهم کردن زمینه‌ی بازگشت دوباره‌ی امامت معصوم(ع) و ظهور منجی موعود فراخوانده شدند.
این است که امروزه همه‌ی وجدان‌های بیدار و دل‌های پاک که شرایط نامطلوب پردوام تاریخی را که رنج و درد و ناکامی ناشی از حاکمیت نظام‌های باطل بوده است بر نتابیده و در برابر آن مقاومت کرده‌اند، در انتظار گشایشی اساسی در زندگی اجتماعی روزشماری می‌کنند. مهدویت و اعتقاد به وجود امام معصوم که حضور دارد ولی ما هنوز شایستگی درک این حضور را را نداریم و در نتیجه از دیده‌ی ما پنهان است، از جمله اندیشه‌های انسان‌ساز و جامعه‌پرداز اسلام است.
اعتقاد به وجود امام زمان(عج) که حاضر و ناظر است و ولایت او به امر خدا نافذ است، و اعتقاد به ظهور حتمی آن حضرت و ضرورت «انتظار» این ظهور که « یملاء الارض به قسطاً و عدلا، بعد ما ملأت ظلماً و جورا »
جهان بعد از قرن‌ها حاکمیت ستم و بیداد، به برابری و عدالت می‌رسد، قطعاً آثار تربیتی آشکاری در زندگی فرد و جامعه دارد.
فلسفه‌ی انتظار بنابه آموزه‌های درست اسلامی، عبارت است از نفی حاکمیت ظلم و بی عدالتی و فساد ناشی از آن در جهان و تلاش در جهت اصلاح جامعه و استقرار ارزش‌ها و هنجارهای انسانی به منظور فراهم شدن زمینه‌ی ظهور حضرت مهدی(عج) و تحقق اهداف پیامبران یعنی جامعه‌ی جهانی الهی. انتظار، تجلّی روح آرمان‌خواهی انسان است.
انتظار، یعنی تجهیز و آماده شدن و کسب قدرت و امکانات برای یاری حق در مصاف با باطل در زمان مقّدر.
انتظار، یعنی نفی همه‌ی ناراحتی‌ها، ناراستی‌ها، پلیدی‌ها، ستمگری‌ها، نابرابری و تبعیض و بی‌عدالتی.
انتظار، یعنی نگهبانی ایمان، حفظ پارسایی، بسط عدالت، آمادگی نظامی و حرکت در خط ولایت.

آثار فردی «انتظار»:
انتظار، انسان منتظر را متوجه مبداء عالم و خدای جهان، رسالت انبیاء و رهبری امامان می‌کند. انسان منتظر همواره خواهان اجرای احکام قرآنی است. و نیز انتظار انسان را متوجه معاد و رستاخیز می‌کند.
اعتقاد به «انتظار» مواضع عملی و رفتار بر اساس موازین شرعی را در میان مسلمانان تقویت می‌نماید، و انسان را در مسیر تربیت و تزکیه نفس متعهد و مسئول می‌سازد.
آثار اجتماعی «انتظار»:
انتظار، امر به معروف و نهی از منکر را که حراست‌کننده‌ی دین و دنیا است زنده نگاه می‌دارد.
انتظار، امر ولایت تشریعی را بلا تکلیف نمی‌گذارد. مردمان معتقدند به ظهور قائم(ع) در دوره‌ی غیبت با رجوع به عالم رباّنی (نایب امام) در خط دین قرار می‌گیرند و به دیانت و هدایت می‌رسند.
انتظار، در جامعه‌ آمادگی و مهیّا و مجهز بودن برای برداشتن ستم و بی‌عدالتی و فساد را تقویت می‌کند.
انتظار، سلحشوری، پیکارگری و حماسه آفرینی را پاس می‌دارد، و فرد و جامعه را در ایجاد عدالت در نفس‌ها در مناسبات انسانی ترغیب و بلکه متعهد می‌گرداند.
و البته شرط لازم برای دست یافتن به چنین نتایجی درک درست مفهموم ‌«انتظار» و بصیرت نسبت به آن است.

آثار «انتظار» در زندگی فردی و اجتماعی:
خداوند انسان را آفرید و به عقل بیاراست و خواست در زمین خلیفه‌ی او باشد.1 و دین را بر اون عرضه داشت تا نعمت خویش بر آدمیان تمام گرداند و آنان را در رسیدن به مقام جانشینی (خلیفۀ الهی) یاری نماید. در آفرینش انسان طرح یا چهارچوب کلی دو ساحتی و دوسویه را تعبیه فرمود.2 در یک سو، مجکوعه گرایش‌ها و نیازهای زیستی، طبیعی، مادی، بهیمی و دنیاگرایانه ودر سوی دیگر مجموعه‌ای از گرایش‌های معنوی، ملکوتی، ماوراءالطبیعی، روحانی و خداگرایانه که به صورت استعدادها و قابلیت‌های بالقوه در نهاد آدمی طراحی شده است. گرایش‌های مادی و طبیعی، بقای این جهانی و «بودن» او و گرایش‌های معنوی و روحانی، حیات آن جهانی و«شدن» یا کمال او را در تأمین می‌کنند.

هدف آفرینش:
از دیدگاه اسلام آنچه از کلام وحی برمی‌آید این است که هدف آفرینش انسان، مقصد کلی حیات، و هدف بهشت انبیاء بر هم منطبق می‌باشد و آهنگ واحدی دارند، و آن عبارت است از حرکت در مسیر قرب الهی به منظور دست‌یابی به کمال وجودی خویش.
وَ ما خَلَقتُ الجِّنَّ وَ الاِنسَ اِلّا لِیَعبُدوُنِ 3
« نیافریدیم جن وانس را مگر به این جهت که خدا را عبادت کنند.»
یُسَبِّحُ لِلّهِ ما فِی السَّمواتِ وَ ما فِی الاَرضِ اَلمَلِکِ القُدُّوسِ العَزِیزِ الحَکیمِ.4
« هر آنچه در آسمان‌ها و زمین است، تسبیح خدا، پادشاه عزیز نیرومند فرزانه می‌کنند.»
عبادت و تسبیح به معنی عام، حرکت به سوی خدا یعنی حرکت در جهت کسب فضایل الهی است که در نهایت به کمال انسان منتهی می‌شود. البته زمین و آسمان و هر آنچه در این میان است همه رو به سوی خدا دارند و در آن جهت حرکت می‌کنند، الّا انسان که به لحاظ ساختار وجودی خاصی که دارد و نیروی «اختیار»، حرکت وی در مسیر حق مستلزم هدایت و تربیت و بهره‌مندی از تعالیم دینی و انتخاب آگاهانه خود وی می‌باشد.
بعثت انبیاء و ارسال رسل و انزال وحی نیز به منظور تعلیم و تربیت و تزکیه آدمیان و هدایت آنها در جهت هدف آفرینش یا کمال وجودی انسان ها صورت گرفته است.
هُوَ الَذَّی بَعَثَ فِی الاُمِییّنِ رَسُولاً مِنهُم یَتلُوا عَلَیهِم آیاتِه وَ یُزََّکِیِهِم وَ یُعَّلِمُهُمُ الِکتابَ وَ الحِکمَهَ وَ اِن کانوا مِن قَبلُ لَفیِ ضَلالٍ مُبِینٍ.5
« او پروردگاری است که از میان درس ناخوانده‌ها (مردم عادی و نه خواص) پیامبری از خودتان برگزید تا آیات و نشانه‌های ما را برشما بنمایاند، شما را پاک گردانیده و کتاب حکمت بیاموزد، در حالی که قبل از این در گمراهی آشکار بودید.»

طریق کمال:
بنا به آموزه‌های دینی اسلام، رشد و تربیت انسان در زمینه‌ی زندگی دنیا انکارپذیر است.
کمال وجودی آدمی و دست یافتن به سعادت و رستگاری و زندگی جاوید اخروی میسر نمی‌گردد، مگر با عبور از حیات طیبه‌ی دین جهانی.6 در واقع انسان باید با تکیه بر قابلیت‌های عقلی و روانی خود از سطح حیات طبیعی به سطح حیات پاک منتقل شود. حیات پاک همان حیات طبیعی دنیوی است که به جهت ایمان به خدا و عمل صالح پاکیزه شده است، سپس بدون آن که در این مرحله متوقف شود باید به حرکت ادامه دهد تا به حیات اخروی که آرمان اعلای انسان است دست یابد.7
پس طریق کمال و راه رسیدن به سعادت اخروی، تنها با عبور از راه‌های پر فراز و نشیب و گذرگاه‌های صعب و دشوار و پیچ و خم‌های نفس گیر زندگی دنیا است که می‌توان خود را رشد داد و به کمال رسانید. در چنبره‌ی سختیها و مشقت‌ها و آزمایش‌هاو تجربه‌های سازنده زندگی دنیا(ابتلاعات) و ایستادگی‌ها و همت‌ها و تلاش‌های دلاورانه(صبر) است که استعداد‌ها و شایستگی‌ها و قابلیت‌های خدایی انسان شکوفا می‌شود و می‌بالد، و نیز در رویارویی با وسوسه‌ها و جاذبه‌های پر فریب دنیا است که با تکیه بر ایمان و تقوای الهی، جلوه‌های ملکوتی انسان و فضایل آدمی امکان بروز و ظهور می‌یابند. اما چگونه و با چه وسیله؟
اینجاست که ضرورت هدایت و تربیت آشکار می‌شود، و این هدایت و تربیت را خداوند توسط پیامبران تکمیل گردانیده است، خداود متعال، انسان را مجهز به دو ابزار هدایت(حجّت) نموده تا بتواند مسیر میان دنیا و آخرت را به سلامت طی کند و به زندگی آرمانی و کمال مطلوب خویش برسد.
عقل و وحی، عقل که آن راحجت درون دانسته شده است یعنی همه‌ی استعدادها و قابلیت‌های ادراکی و فطری بر بشر عرضه دانسته‌اند. این که بشر از این دو ابزار هدایت چگونه استفاده کند، بر عهده خود اوست.
وجود اختیار و اراده‌ی آزاد در انسان این مکان را فراهم می‌آورد که نحوه‌ی بهره‌گیری از عقل و وحی را خود انتخاب کند.راز کمال انسان در همین قابلیت یعنی اساسی ترین مشخصه‌ی انسان نهفته است.
اِنا هَدَیناهُ السَّبِیلَ اِمّا شاکِراً وَ اِمّا کَفُوراً.8
« ما شما را به راه ( طریق کمال) هدایت کردیم و راه را به شما نشان دادیم، خواه شاکر باشید آن را بپیمایید یا کفران کنید و از آن باز گردیدو طریق ضلالت پیش گیرید.»
در اینجا یک نکته حائز اهمیت و لازم به توجه بسیار است:
این که کمال انسان که نهایت رشد و تربیت اوست تنها با آگاهی و تلاش فردی فراهم نمی‌گردد، بلکه آگاهی و تلاش‌های اجتماعی نیز لازم است. یعنی از یک سو باید زمینه‌های نفسانی فرد (آگاهی، اراده و تذهیب دل) مهیا باشد، و از سوی دیگر زمینه‌های ساختاری و کارکردی جامعه فراهم باشد. نمی‌توان آدمی را در شرایط اجتماعی ناسالم رها کرد و از او انتظار داشت که با تکیه بر تلاش‌های فردی خود را حفظ کند و در مسیر رشد و کمال حرکت کند. جامعه باید دارای ساختار سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سالم ومناسب برای رشد باشد. منظور از ساختار همان روابط و مناسبات عادلانه میان انسان‌ها است، یعنی جامعه باید مبتنی بر قسط و عدل باشد. همچنین جامعه باید کارکردها و وظایف خود را در زمینه‌ی تعلی و تربیت به خوبی انجام دهد و به این منظور نهاد‌ها و ابزارهای لازم را فراهم آورد. در این جهت است که قرآن کریم علاوه بر تزکیه و تعلیم کناب و حکمت، هدف دیگری برای انبیاء مطرح می‌کند:
« پیامبران خویش را با دلایل روشن فرستادیم و با ایشان کتاب و مقیاس حق نازل کردیم تا مردم عدالت و دادگری را بر پای دارند...»9
بنابراین پیامبران دو رسالت دارند: اول تزکیه و تعلیم، دوم استقرار عدالت در جامعه.
اولی هدف غایی است و دومی هدف مرحله‌ای که لازمه‌ی تحقق هدف اول می‌باشد. تزکیه و تعلیم و تربیت فرد در صورتی تحقق می‌یابد که جامعه‌ی مبتنی بر عدالت استقرار یافته باشد. به لحاظ اهمیت و به عنوان شرط لازم می‌توان گفت: مقصد اصلی و اوّلی بعثت انبیاء و نزول وحی، همانا برپاداشتن دادگری میان مردمان است. عدالت سرچشمه‌ی همه‌ی خیرها و نیکی‌ها در جامعه می‌باشد، و بدون آن هیچ فضیلتی به وجود نمی‌آید و چنانچه خیر و فضیلتی در جامعه باشد بدون آن پایدار نخواهد ماند.
این است که پیامبران در انجام رسالت خود دو وظیفه بر عهده دارند: اول دعوت و هدایت، دوم راهبری و پیشوایی، هم انسان سازی و هم جامعه پردازی. بیداری فکر و اندیشه و تحوّل روانی و ایجاد آمادگی درونی در افراد برای حرکت در مسیر رشد اصطلاحاً ترربیت فردی تلقی می‌شود، تنظیم روابط اجتماعی به شیوه‌ی درست و سازگاری رفتار و کردار، ارزش‌ها و هنجارهای فرد با الگوهای اجتماعی بر مبنای ضوابط دینی، تربیت اجتماعی گفته می‌شود.
پیامبران از یک سو اقدام به ابلاغ پیام وحی و تذکر و تنبّه و بیداری نفوس و ارشاد و هدایت مردمان می‌نمایند، و از سوی دیگر در پی ساختن جامعه‌ی منطبق با موازین دینی می‌باشند. در نگرش اسلامی، جامعه‌ی سازگار با موازین دینی (جهان بینی و ایدئولوژی اسلامی) یعنی جامعه‌ی آزاد و مستقل و متکی به خویش و بر پای خود استوار (فَاستَوی عَلی سُوقِهِ....)10
و آراسته به روایط و مناسبات عادلانه.
پیامبر گرامی اسلام(ص) در حیات پر برکت خویش هم مردم را به پذیرش دین و پرستش خدای یگانه فراخواند و هم برای تحقق این هدف خکومت تشکیل داد و نظم و قانون در جامعه حاکم کرد. به عبارت دیگر اسلام طرح یک جامعه‌ی مبتنی بر ارزش‌ها و سنتهای الهی (جامعه‌ی طراز مکتب) را عنلا بنیان گذارد و این رسالت را در خط امامت معصوم و منصوب تداوم بخشید. اما افسوس که آن نظام حق و آن جامعه‌ی مبتنی بر ارزش‌ها و سنت‌های الهی که پیامبر(ص) در 11سال مدینه و علی(ع) در پنج سال کوفه پایه گذاری کردند و برای بشریت الگوی عملی به یادگار گذاشتند، دوام نیافت و تثبیت نگردید. دشمنان خدا و پیامب و پیروان باطل آن را منحرف کردند و خلق خدا را از آن محروم داشتند.
اکنون ماییم و پانزده قرن تاریخ حاکمیت ظلم و بی عدالتی‌، ماییم و صدها ‌سال دوام سلطه‌ی بیداد جبّاران تاریخ و رجالان روزگار، ماییم و هزاران هزار شهید راه عدالت و آزادی و کرامت انسان،ماییم و بشریت تشنه و ناکام، اما آرزومند دستییابی به رهایی، آزادی، عدالت، حیات پاک این جهان برای وصول به حق و رسیدن به رستگاری ابدی.
تحقق این آرمان بشری چگونه میسر میگردد؟ آنچه از معارف حقه‌ی ما (اسلام شیعی) برمی‌آید این است که:
کمال فرد و سعادت انسان در گرو آن است که تربیت فردی و تربیت اجتماعی یا ساماندهی جامعه، هر دو الهی باشند. این دو یعنی تربیت فردی و ساماندهی اجتماعی (حکومت) لازم وملزوم یکدیگرند و یکی بدون دیگری بی ثمر می‌ماند.ایده‌آل های بشری در صورتی حاصل می‌شوند که حکومت الهی باشد.حکومت الهی تربیت الهی را نیز به دنبال دارد.
حکومت الهی یعنی امامت و رهبری معصوم(ع). پیامبران و پیشوایانان معصوم شایسته ترین و سزاوارترین کسانی هستند که از جانب خدا میتوانند بر جامعه‌ی انسانی حکومت کنند و احکام الهی را به اجرا در آورند. حکوما اینان همان حاکمیت خداوند است، چننچه استقرار یابد زمینه لازم برای رشد و تربیت الهی انسانها فراهم میگردد. در تاریخ نهضت‌های الهی، ارسال پیام وحی یعنی آموزه‌های لازم برای هدایت و تربیت انسان به پیامبر گرامی اسلام، حضرت ختمی مرتبت پایان یافته است و بشر برنامه‌ی جامع و نظام فکری و اعتقادی کاملی برای تربیت و خودسازی در اختیار دارد. اما حکومت الهی که توسط معصوم(ع) تاسیس شد قبل از اینکه بتواند در جامعه‌ی بشری تثبیت شود و به اصطلاح نهادینه گرددناکام ماند و بنا به دلایلی که شاید جهل اکثریت و رشد نایافتگی اکثریت بود دوام نیافت و امامان بر حق شهید شدند. (قَتیِلُ اَو مَسمُومٌ) تا معصوم دوازدهم که یا به دلایل عینی (عصیان مردم و جباران زمان) 11 و یا به حکمت الهی از نظرها پنهان گردیدو همچنان در غیبت خواهد ماند تا روزی که بشر شایستگی و آمادگی لازم را برای درک وجود مبارک حجت خدا پیدا کند و بنا به مشیّت الهی شرایط مساعد فراهم گردد و جهان به نور ظهور آن حضرا منوّر گردد.
ما وبسیاری از مسلمین جهان و بلکه پیروان همه‌ی ادیان را عقیده به این است که در پایان روزگار بشر کنونی (آخرالزمان) در این جهان او به امر خدا وجود خود را آشکار خواهد کرد و با ظهور خویش به همه‌ی تاریکی‌ها و بیدادگری‌ها و فساد و تباهی جامعه‌ی بشری پایان خواهد داد و با تشکیل حکومت واحد جهانی که مبتنی بر حق است قسط و عدالت را در جهان گسترش داده و حاکم خواهد کرد. ما او را: امام حق، حجت خدا، صاحب زمان، منجی موعود و نوید امن و امان عالم و عالمیان حضرت مهدی(عج) می‌دانیم و همواره در انتظار اوییم.

مهدویت (مسیانیسم):
اعتقاد به ظهور یک نجات‌بخش (منجی موعود)، مسیح یا مهدی یا هر نام دیگری که یافته باشد، در بیشتر ادیان و مذاهب مطرح می‌باشد. این اندیشه حتی به شیوه‌های کمرنگ در ذهن برخی از فلاسفه و حکمای قدیم و جدید رسوخ کرده و درآثارشان کم و بیش محسوس می‌باشد. در اسلام نیزبه روشنی ظهور یک منجی در آینده نوید داده شده و مورد تأیید همه‌ی فرق و مذاهب اسلامی می‌باشد، و به ویژه در بینش شیعی جایگاه مهم و شایسته‌ای یافته است، ودر معارف شیعه به صورت یک بحث پایه‌ای در اصل امامت و ولایت، فلسفه‌ی سیاسی و فلسفه‌ی تاریخ مطرح شده است، به گونه‌ای که نقش عمده‌ای در فرهنگ شیعه بر عهده گرفته است.
هر پیامبری که ظهور کرده و تعالیمی را عرضه داشته، همواره پیروان خود را به فراگیری و عمل به آن در تعالیم زندگی، فرا خوانده است، و اجرای احکام و قوانین دینی را به آنان تکلیف کرده است. اما درکثر دوره‌های تاریخی، بیشتر مردمان آن روزگار در غفلت و جهالت به سر می‌برده‌اند، در نتیجه دعوت انبیاء را نپذیرفته بلکه با آنان به مخالفت و دشمنی پرداخته و تحقق اهداف آنان را به تأخیر انداخته‌اند. این واقعیت انبیاء را بر این داشته تا بنابه تقدیر و حکمت الهی پیروان خویش را به غلبه بر دشمنان راه خدا و دست یافتن به طریق صلاح و زندگی سعادتمندانه بشارت دهند تا مردمان امیدوارانه به تلاش در احیاء ارزش‌های الهی و آموزه‌های پیامبران ادامه داده و یقین داشته باشند که خداوند صبر و تلاش آنان را با ظهور رهبری الهی کامل و به نتیجه می‌رساند، یعنی انسان‌ها را از سلطه‌ی جابرانه‌ی نیروهای باطل رهانیده و آنان را در استقرار نظام اجتماعی مبتنی برحق و عدل و بهره‌مندی از حیات انسانی یاری می‌کند.
چنین اندیشه‌ای، در میان مردمان حق‌طلب و عدالت‌خواه که به حکم فطرت در پی ‌زندگی انسانی بوده‌اند به منزله‌ی خورشیدی بوده که در دوره‌های تاریکی و جهل و فساد و بیدادگری، روشنایی علم و دین و عدالت و آزادی می‌داده و مردمان هر عصر را به نجابت امیدوار و کوشا نگه می‌داشته است. تاریخ اسلام به ویژه در خط تشیع، شاهد نهضت‌های اصلاح طلبانه، مبارزه‌ها، شهادت‌ طلبی‌ها و قیام‌های عدالت‌خواهانه‌ی فراوانی است که همه با الهام از اندیشه ظهور منجی آغاز می‌شده و مایع و قوام می‌گرفته است. حتی آنجا که احتمال پیروزی نمی‌رفته، تعهد انجام تکلیف، مردمان منتظر را همواره در خط مبارزه پابرجا و پویا نگه می‌داشته است. مجموعه‌ی این تلاش‌های مصلحانه خط سرخی بر سیمای تاریخ فرهنگ شیعه ترسیم کرده است، خط سرخ شهادت، که هموار سرمشق و راهنمای همه نسل‌های آینده قرار گرفته است، و زمینه ساز حتمی اهداف پیامبران توسط مهدی موعود(عج) صاحب‌الامر و الزمان خواهد بود.

انتظار:
در عصر غیبت و دوران انتظار تلاش بشری برای دست یافتن به آرمان‌ها و ایده‌آل‌های بشر باید دنبال شود. تکلیف انسان‌ها در مبارزه با ظلم و ستم و بی‌عدالتی و از میان برداشتن فساد و فراهم کردن شرایط تربیت انسان ساقط نیست. فلسفه‌ی انتظار ظهور حضرت مهدی(عج) این یست که کارپذیرانه تسلیم وضع موجود شویم و تنها منتظر این باشیم که دست خدا بدون هیچ تلاش بشری و کسب شایستگی از آستین غیبت بیرون آید و انسان‌های تحت ستم را نجات دهد و از فساد و تباهی برهاند. بلکه فللسفه‌ی درست «انتطار» نفی حاکمیت ظلم و بی‌عدالتی در جهان به دل و زبان و عمل است. انتظار نه به معنی تسلیم و دست روی دست گذاشتن، بلکه به معنی امیدوار ماندن و در برابر همه‌ی زشتی‌ها، بیدادگری‌ها و نامردی‌های زمانه ایستادن و پرهیزکارانه پایداری کردن و از سر تکلیف درنفی باطل و منکرات زمان و احیای حق و اشاعه‌ی معروف کوشیدن است.
در دوره‌ای که اصطلاحاً «غیبت» نامیده می‌شود، اما در واقع دوران طفولیت و رشد نایافتگی و ناتوانی بشر از درک حظور حضرت مهدی(عج) است باید کوشید هم تربیت دینی در سطح فرد و هم سیاست دینی در سطح جامعه عملی گردد، هدایت قرآنی تحقق یابد و احکام آن به اجرا در آیدضمینه آشکار شدن حق و عدل در جامعه بشری فراهم گردد. به عبارت دیگر ظهور امام زمان(عج) مستلزم گسترش و عمومیت یافتن آگاهی بشری12 نسبت به لزوم استقرار «عدالت اجتماعی» به منزله راه رفع موانع رستگاری انسان و نیز طلب آن عدالت از صمیم دل است.
به این منظور باید حکومت تشکیل داد و حکومت باید الهی باشد. نظام‌های برخواسته از اندیشه بشر قادر به تحقق آرمان‌های بشری نیستند. در دوره‌ی غیبت این عالمان عادل و دین خواه و خداترس هستند که به نیابت امام معصوم(ع) می‌توانند و ملفند حکومت تشکیل دهند یا حداقل بر حکومت نظارت داشته باشند. حتی افلاطون بر این باور بود که«تا حاکمان حکیم یا حکیمان حاکم نگردند بشر روی سعادت نخواهد دید» از دیدگاه اسلام حکومت بر دو پایه استوار است: اول حکمت و فرزانگی دوم تقوا و بصیرت دینی.
به عبارت دیگر تنها عالم دین شناس کامل جامع که در عرصه آگاهی و تقوا و تعهد سرآمد روزگار خویش است شایسته‌ی رهبری و حکومت می‌باشد و می‌تواند، بلکه متعهد است به نیابت امام(ع) حکومت تشکیل دهد و احکام خدا را به اجرا درآورد. چنین فردی صاحب« ولایت شرعیه» است.
حکومت نایبان امام(ع) یا عالمان غایب زمینه ساز ظهور و قیام و حکومت خود«امام(ع)» است. در دوره‌ی غیبت تلاش بشر متوجه فراهم نمودن زمینه‌های لازم و اسباب تسریع ظهور حضرت حجت(عج) است، و مواره منتظر یعنی آرزومند و آماده ظهور پر برکت آن حضرت ماندن و تسلیم و ناامیدی را نپذیرفتن، بلکه حرکت و جهاد و مقاومت و همواره در تدارک آمادگی و کسب شایستگی تلاش کردن است.

آثار تربیتی اعتقاد به «انتظار»:
اعتقاد به منجی موعود نجات بخش و مصلح، از اصول عام و مشترک اکثریت مکاتب دینی و غیردینی و بسیاری از مسلک‌های اجتماعی و اساطیر ملل می‌باشد. در مذهب زرتشت «سوشیانت» در آئین برهمنان «گریشنای» در آئین بودا «بودای پنجم» در دین یهود «مسیح» در مذهب عیسی «فارقلیط» (احمد) و در آئین اسلام «مهدی»(عج) از آن نام برده می‌شود. در بسیاری از فرهنگ‌ها و ادیان این باور عمومیت دارد که در پایان هر دوره‌ی تاریخی، یا در پایان هر هزاره که جامعه از لحاظ معنوی و اخلاق اجتماعی رو به انحطاط می‌رود و بشر توان ممانعت از انحطاط و زوال را ندارد، یک مصلح اجتماعی، یک اَبَرمرد که شخصیت او در هاله‌ای از قداست دینی پیچیده شده است ظهور خواهد کرد و جهان بشری را از تاریکی جها و ستم و بی‌عدالتی خواهد رهانید و جامعه‌ای مطلوب و مبتنی بر قسط و عدل بنا خواهد کرد.
به هر اَلفی اَلِف قدّی برآید اَلِف قدّم که در اَلف آمد ستم13
انسان فطرتاً موجودی است آرمان گرا و در جستجوی کمال مطلوب، و همواره در آرزوی یک زندگی ایده‌آل روزگاری می‌گذرانده است، زندگی به آن گونه که باید باشد، نه آن گونه که بوده است. در هیچ یک از ادوار تاریخ بشر موجود را بر وفق مراد و مطلوب خویش نیافته است.در نتیجه همیشه به دنبال دست یافتن به وضعی بوده است که همه‌ی آرزوها و ارزش‌های آرمانی خود را تحقق یافته ببیند. بنابراین در آرزوی رهایی از وضع نامطلوب موجود و امیدوار به دستیابی به وضع مطلوب ـ انتظارـ نوعی گرایش فطری در انسان می‌باشد. می‌توان گفت: «انتظار» تجّلی روح آرمان خواهی انسان است که دین نیز پاسخ منطقی و اصولی به آن داده است. این است که مفهوم «انتظار» هم تفسیری روانشناختی دارد، هم تفسیری جامعه شناختی و هم تفسیری فلسفی ـ دینی، که البته تفسیر آن از حوصله این مقاله خارج است.
آنچه در ایجا مورد نظر است و حائز اهمیت بیشتر می‌باشد، این پرسش است که چنین اندیشه‌ای یعنی اعتقاد به وجود منجی موعود و ظهور حتمی آن و رهایی بشر از شرایط نامطلوب موجود و ضرورت منتظر چنین حادثه‌‌ی عظیمی بودن، صرف نظر از منشأ و چگونگی آن دارای چه آثار و نتایج و کارکردهایی است؟
روشن است که کیفیت و نوع آثار و نتایج تربیتی اعتقاد به «انتظار» بستگی به نوع تلقی و برداشت و تفسیری دارد که مردمان هر عصری تحت تأثیر آموزه‌های دینی یا مسلکی از این مفهوم دارند. توجیه‌های رسمی و غیر رسمی رایج در جامعه که تحت تأثیرشرایط گروهی و اجتماعی صورت می‌گیرد نیز ذهنیت و باور همگانی را نسبت به آن شکل می‌دهد و در نوع آثاری که در حیات فکری، اخلاقی و رفتاری فرد و جامعه بر جای ی‌گذارد نقش اساسی دارد.
بنا به آموزه های دینی مسلمانان به ویژه در نگرشی شیعی ظهور حضرت مهدی(عج) امری حتمی و باور به آن از مسلّمات دینی است. همه‌ی مشخصات آن حضرت با نانم و نشان و اصا و نسب و همه‌ی جزئیات و علائم و شرایط ظهور در اخبر و روایات قطعی و معتبر شیعه بیان شده است. تنها لحظه و ساعت و زمان دقیق آن مشخص نیست. در روایات چندی مسلمانان ترغیب به «انتظار می‌شوند». از جمله:
اَفضَلَ عِبادَهِ المُؤمِن اِنتِظارُ فَرَجِ اللهِ. «بهترین عبادت مؤمن، چشم به راه فرج خدایی داشتن است.»14
اَفضَلَ اَعمالِ اُمَّتی، اِنتِظارُ الفَرَج مِنَ اللهِ ـ عَزَّوَجَلَّ. « بهتریت اعمال امت من، انتظار رسیدن فرج است از نزد خدای عزیز و جلیل.»15
«هر کس از شما، در حال انتظار ظهور حاکمیت دین خدا در گذرد، مانند کسی است که در خدمت قائم باشد و در خیمه‌ی او.... بلکه مانند کسی است که در رکاب او بجنگد، نه بلکه به خدا سوگند مانند کسی است که در رکاب پیامبر(ص) شهید شده باشد.»16
«چشم به راه رسیدن فرج باشید، و از کار گشایی و آسایس رسانی الهی نومید مباشید. زیرا که بهترین اعمال، انتظار رسیدن فرج و گشایش است (از سوی خدا).»17
و نیز از پیامبر گرامی اسلام آمده است که: «خوشا به حال منتظرانی که به حضور«قائم» برسند، آنان که پیش از قیام او نیز پیرو اویند، با دوست او عاشقانه دوستند و موافق، و با دشمن او خصمانه دشمنند و مخالف.»18
به طور کلی باید توجه داشت که اندیشه‌ی «انتظار» در برخی برداشت‌ها و رویکردهای واپسگرانه که هم در میان یهودیان و مسیحیان دیده می‌شود و هم متأسفانه در میان جماعت اندکی از مسلمانان، اثر منفی داشته ودر فرد و جامعه اثر انفعالی به وجود می‌آورد و آدمی را به تسلیم در برابر ظلم و بی‌عدالتی و جامعه را به رکود و ایستایی و تثبیت ظلم و حاکمیت نظام‌های سلطه گر میکشاند. اما چنانچه با نگرشی مثبت و کارساز، آن چنان که درمعارف حقه و روایات منقول از اهل بیت(ع) منعکس می‌باشد، بدان نگریسته شود نقشی پویا و سازنده در حرکت کمال جویانه‌ی فرد و اجتماع خواهد داشت. به عبارت دیگر، مفهوم «انتظار» در صورتی که درست فهمیده شود و این فهم درست در جامعه عمومیت پیدا کند و به صورت یک اصل اعتقادی در شخصیت فرد و جامعه نهادینه شود، یعنی به صورت «فرهنگ» شیوه‌ی زندگی اجتماعی درآید بدون تردید آثار اخلاقی، تبیتی، سیاسی و اجتماعی ارزنده‌ای در حیات و حرکت فرد و جامعه‌ی انسانی ایجاد خواهد کرد.
با نگاه و دقت به معارف قرآنی و روایی شاید بتوان مفهوم درست «انتظار» را در توصیف‌های زیر بیان کرد:
ـ انتظار عبارت است از فرهنگ مقاومت و تجهیز و نه تسلیم.
ـ انتظار، یعنی تجهیز و آماده شدن و کسب قدرت و امکانات برای یاری حق در مصاف با باطل در زمان مقّدر.
ـ انتظار، یعنی نفی همه‌ی ناراستی‌ها، نابسامانی‌ها، پلیدی‌ها، سلطه‌گری‌ها، ستمگری‌ها، نابربری‌ها، تبعیض‌ها، و بی عدالتی‌ها.
ـ انتظار، یعنی مقاومت مثبت در برابر همه‌ی اینها، انتظار یعنی اعتراض.
ـ انتظار، دعوت به حماسه و اقدام است.
ـ انتظار، نگهبانی ایمانی، حفظ پارسایی، بسط عدالت، آمادگی نظامی و حرکت در خط ولایت است.
چنین برداشتی از انتظار با برداشتی حماسه ساز مکتب اهل بیت(ع) مطابقت می‌نماید.
تعالیمی همچون:
هیهات منه الذله. 19
ولا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا.20
کن للظالم خصما و للمظلوم عونا.
سیاحه امتی الغزو و الجهاد.21
بر چنین دریافتی از مفهوم«انتظار» آثار و نتایج ارزشمندی در زندگی فردی و اجتماعی مترقّب است که در زیر به برخی از آنها اشاره می‌شود، توتوضیح اینکه هرچند این آثار در حیات فردی و اجتماعی به وضوح قابل تفکیک نمی‌باشند، در عین حال آنان را در بخش مورد توجه قرار می‌دهیم:

الف ـ آثار فردی اعتقاد به «انتظار»:
1ـ انسان منتظر چنانچه بنا به آموزه‌ی معروف به هرکس، بی آن که امام زمان خود را بشناسد، از جهان برود، همچون مردم روزگار جاهلیت (مشرک) از جهان رفته است.» امام زمان(ع) را آن طور که شایسته است به درستی بشناسد و منتظر او باشد، او را واجب الاطاعه، واسطه‌ی نزول رحمت الهی بداند، و نیز او را مورد توجه قرار بگیرد، اثر طبیعی و عینی بر جای خواهد گذاشت. از جمله:
ـ انتظار، انسان منتظر را متوجه مبدأ عالم و خدای جهان، و سرچشمه‌ی همه‌ی هست‌ها و هستی‌ها می‌کند، چرا که همواره چشم به راه به فرجی است که به قدرت لایزال خداوندی تحقق خواهد یافت.
ـ انتظار، انسان منتظر را متوجه نبّوت و امامت و قرآن می‌کند. زیرا مهدی(عج) از اهل بیت پیامبر(ص) است. او می‌آید تا آرمان پیامبران را زنده کند و دین خدایی را بگستراند. او وصی صدیقین و خاتم ائمه‌ی طاهرین است. او یادگار امامان پیشین و ادامه دهنده‌ی راه آنان است. وجود آن حضرت بزرگترین تأکید بر اصل امامت و رهبری می‌باشد. انسان منتظر در آرزوی این است که احکام قرآن جاری می‌شود و در سرتاسر جهان حاکمیت یابد.
ـ انتظار، انسان را متوجه معاد می‌کند، چراکه ظهور حضرت مهدی(عج) خود قیامت صغرایی است که انسان‌ها را متوجه قیامت کبری می‌کند، و نیز ظهور حضرت مهدی(عج) از علائم قیامت است.
در روایات آمده است که به هنگام ظهور، ستمگران را کیفر می‌دهد و ظالمان را به سزای اعمال خود می‌رساند، مؤمنان را عزیز نی‌دارد و مشمول رحمت الهی قرارشان می‌دهد. و نیز آمده است که به هنگام ظهور مهدی(عج) گروهی از پاکان و پلیدان به جهان باز می‌گردند. (وَ یَومَ نَحشُرُ مِن کُلَّ اُمَّهٍ فَوجاً).23‌
از نشانه‌های حتمی قیامت و فرارسیدن رستاخیز ظهور مهدی(عج) است، تا او نیاید و حکومت عدل را در جهان برپا ندارد، عمر جهان به سر نمی‌رسد و قیامت برپا نمی‌گردد. این است که«انتظار» همواره مبانی اعتقادی را ذر عمق اندیشه و روان انسان‌ها زنده نگه می‌دارد.
2ـ اعتقاد به «انتظار»، مواضع عملی و رفتار بر اساس موازین شرعی را در میان مسلمانان تقویت می‌کند.
ـ انسان منتظر، در دوران غیبت، بیشتر مراقب دین خود می‌باشد و به دینداری و درستی اعمال خویش توجه دارد.
ـ انسان منتظر، در انتظار حکومت علی وار مهدی(ع) تقوا و پارسایی خود را آنچنان حفظ می‌کند که اگر حضرت ظهور کردند، در زمره‌ی یاران ایشان به شمار آید.
اگرچه انسان مسلمان، بنابه آموزه‌های قرآنی، همواره خدا را حاضر و ناظر بر اعمال و رفتار خویش می‌داند و می‌بیند، اما خودآگاهی نسبت به این حقیقت برای ذهن‌ها و دلهای بسیاری از مردمان قدری سنگین است. این باور که حضرت مهدی(عج) حجت خدا و صاحب ولایت الهیه نیز ناظر کردارها باشد، مردمان معتقدند، در برابر گناه و معصیت از خود مراقبت می‌کنند و طریق صلاح و درستکاری پیش می‌گیرند. پیروان راستین و درست اندیش «اندیشه‌ی انتظار» باور دارند که: آنانی که در انتظار مصلح به سر میبرند خود باید صالح باشند.
3ـ از آگاهی‌های دیگر ما نسبت به حضرت مهدی(عج) این است که تربیت و رشد نفوس مستعد در مسیر مراقب و مدارج کمال باطنی نیز بر عهده‌ی آن حضرت می‌باشد، چرا که او واسطه‌ی فیض الهی است و در این راستا، طالبان و سالکان بصیر را یاری می‌کند. توسل به او راهگشای هدایت مردمان است و مانع گمراهی و اسارت در دام هوس بازان و دین سازان و رجالان روزگار می‌باشد.
از سوی دیگر، در بینش شیعی، امامت هم پیشوایی است هم راهبری. انسان شیعه خود را پیرو امام می‌داند، یعنی همه‌ی صفات و کمالات امام را الگوی عمل خود قرار می‌دهد، به شیوه‌ای که امام را وجودی حاضر که ظهورش نیز نزدیک است بداند و همواره امیدوار و منتظر این ظهور باشد.
4ـ اعتقاد به «انتظار» انسان را در مسیر تربیت و تزکیه‌ی نفس و خود سازی به طور جدی متعهد و مسئوول می‌سازد. از امام صادق(ع) نقل شده است که: هر کس خوش دارد، در شمار اصحاب قائم باشد، باید در عصر انتظار، مظهر اخلاق نیک اسلامی باشد. چنین کسی اگر پیش از قیام قائم در گذرد، پاداش او مانند کسانی باشد که او را درک کنند و به حضور او برسند. پس (در دینداری و تَخَلُّق به اخلاق اسلامی) بکوشید، بکوشید و در حال انتظار به سر برید. این (کردار پاک و افکار تابناک) گوارا باد بر شما، ای گروهی که رحمت خدا شامل حال شماست.24
در احادیث ما آموزه‌های فراوانی است که می‌گویند: در انسان منتظر باید روح پارسایی، پایداری، زهد و بی نیازی، قدرت و مردانگی و سلحشوری، به وفور وجود داشته باشد. چر که روزگار قیام او، هنگامه‌ی شمشیر است و مرگ در سایه‌ی شمشیر.او شبانگاهان به دردمندان و نیازمندان سر میزند، و روزها به نبرد در راه دین می‌پردازد....25
پس انسان منتظر، انسانی است وارسته و سلحشور و اماده برای نبارزه در رکاب حضرت مهدی(عج).

ب ـ آثار اجتماعی اعتقاد به« انتظار»:
آثاری که در تربیت فردی بر اعتقاد به «انتظار» ظهور حضرت حجت(عج) مترتب است و بدان اشاره شد البته به جامعه و زندگی اجتماعی نیز می‌یابد، با وجود این برخی آثار آشکارا و مستقیم متوجه جامعه می‌باشد:
1ـ جامعه‌ی معتقد به «انتظار» قطعاً نسبت به فریضه‌ی امر به معروف و نهی از منکر متعهد و حساس است و همواره آن را زنده نگه می‌دارد. چرا که حضرت مهدی(عج) در روزگار ظهور، بزرگترین امر کننده به معروف و نهی کننده از منکر است. می‌دانیم که رضا و خشنودی آن حضرت در این است که مردمان در این جهت به او اقتدا کنند و راه او را بپویند. لذا جامعه‌ی منتظر نسبت به وجود منکرات در جامعه حساس بوده و اشاعه‌ی معروف را وجهه‌ی همت خویش قرار می‌دهد.
2ـ اعتقاد به امامت حضرت مهدی(عج) ـ امام حّی و حاضر که حجت خداست که حضور و نظارت دارد ـ و اعتقاد به «انتظار» ظهور او، ما را به اصل «نیابت» هدایت می‌کند. این که در عصر غیبت ضمن انتظار ظهور حضرت و امید به رهایی و نجات و استقرار نظام مبتنی بر قسط و عدل، امر ولایت تشریعی بلا تکلیف نمی‌ماند و تربیت افراد و اداره‌ ی جامعه تعطیل نمی‌ شود. بلکه بر عهده‌ی عالمان ربّانی یعنی یعنی دین شناسان عدالت خواه تقوی شیعی فرار می‌گیرد، نایب امام است و نائب امام باید به شیوه‌ی ائمه‌ی ‌طاهرین(ع) عمل کند. ما، قرآن کریم، سنت رسول(ص) و سیره‌ی اهل بیت(ع) را پیش روی داریم و بر این اساس نایب راستین را بر میگزینیم. این گونه غیبت با رجوع به «عالم ربّانی» واجد شرایط، به این اعتبار که نایب امام است، در خط دین قرار می گیرند و به دیانت و هدایت می‌رسند و دین و دنیایشان سامان می‌گیرد و در این صورت زمینه برای ظهور حضرت مهدی(عج) فراهم می‌گردد.
3ـاندیشه‌ی «انتظار» و اعتقاد به آن روح مقاومت را در فرد و جامعه زنده نگه می‌دارد. مقاومت (صبر) یعنی حفظ و حراست از ارزش‌های انسانی و الهی، پاسداری از حقیقت ها و ایستادگی در برابر فشارها و تهدیدهای عوامل باطل، همچنین ایستادگی در برابر بیداد و ستمگی برای بسط عدالت و دادگری، مبارزه با ظلم و تلاش برای استقرار عدالت از تعالیم ارزنده‌ی اسلام است.
کُونُوا لِلظالِمِ خَصمَاً وَ للِمَظلُومِ عَونَا « دشمن ستمگر و یار ستمدیده باشید.»
عدالت سرچشمه‌ی همه‌ی خیرها و فضیلت هاست. از آنجا که در همیشه‌ی تاریخ، پیوسته زور مداران و سرمایه سالاران و فریب کاران و سیاست بازان دست در دست بر گرده‌ی مردم تازیانه‌ی ستم فرود می‌آورند و انسانها و جامعه‌های انسانی را به بند می‌کشن و استثمار می‌کنند و برآنان تحقیر و تخفیف روا میدارند، دین خدا را از صحنه‌ی زندگی اجتماعی برکنار می‌دارند، پیامبران خدا را میکشند و فریاد منادیان حق و آزادی و آزادگی و عدالت را خاموش می‌کنند، پس مقاومت در برابر آنان وظیفه‌ی بزرگ الهی است. دعوتی عام و امر مقدسی است خطاب به همه‌ی مؤمنان که موجب رستگاری آنان می‌باشد.
« ای ایمان آورندگان صبر و مقاومت پیشه کنید و پایداری جمعی داشته باشید و با یکدیگر تعاون و همکاری کنید و در این اه پارسایی و خدا ترسی نشان دهید، باشد که رستگار شوید.»26
در آموزه های دینی ما خداوند از عدالت و اجرای آن خشنود و از بی عدالتی ناخرسند است. خداوند خواسته است که بندگان او ناتوان شمرده نشوند و ناتوان شمرده شدگان موردد حمایت قرار گیرند. خداوند برای همه‌ی بندگان خویش عزت و بزرگی را دوست دارد، و خواسته است که دین او حاکم باشد و احکام او اجرا گردد. مبارزه با فرعون و طاغوت‌ها در سرلوحه‌ی کار پیامبران و امامان معصوم(ع) بوده است و تسلیم و خواری در برابر باطل همواره مورد نکوهش قرار گرفته و گناهی بزرگ دانسته شده است.
بر اساس این آموزه‌های دینی است که جامعه معتقد به «انتظار» هرگز در برابر وضع موجود و نابسامانیهای اجتماعی تسلیم نمی‌شود بلکه امیدوارانه می‌کوشد تا زمینه‌ی تحقق ظهور حضرت و احیای ارزش‌الهی را فراهم آورد.
4ـ « انتظار» روح امیدواری را ر فرد و جامعه زنده نگه می‌دارد، امید به نجات و رهایی، به هنگامیکه زنجیرهای اسارت دست و پایمان را به بند کشیده است. «انتظار» امیذد به روشنایی و پایان شب سیاه ظلم و جور است، و همچون خونی در رگ حیات فرد جاری است و همچون قلبی در سینه‌ی تاریخ و جامعه می‌تپد و به ان حیات می‌بخشد. انسان منتظر در سرمای زمستان جامعه‌ی مبتنی بر ظلم و در دل سیاهی‌ها و تباهی‌های نامردی و فساد همواره به گرما و روشنایی روز نجات و صلاح، و پیروزی خیر و زیبایی و حق و عدالت امیدوار می‌ماند و می‌پاید و کارسازانه زمینه‌ی «ظهور» را فراهم می‌سازد. گویی این ندای الهی همواره در گوش او طنین می‌اندازد: «چنین اراده کرده‌ایم که بر مستضعفین در زمین منت گذاریم و آنان را پیشوایان و وارثان تاریخ قرار دهیم.»27
5 ـ انسان منتظر در باور این اندیشه که «انتظار» آمادگی و مهیّا بودن است، در برابر همه‌ی ناراستی‌ها می‌ایستد و «نه» می‌گوید، و در برابر هرگونه تهاجم و تجاوز می‌شورد و عصیان می‌کند و ایمان خویش را پاس می‌دارد. انتظار روح حماسه و پیکار را در میان انسان‌ها زنده نگه می‌دارد و انسان منتظر همواره در آمادگی نظامی و تدارک نیرو کسب نیرومندی و سلحشوری به سر می‌برد.
6 ـ انسان‌های منتظر که خواهان استقرار عدالتند همواره این سخن پروردگار را در پیش روی دارند:
اِنَّ اللهَ یَامُرُ بِالعَدلِ وَ الاِحسانِ. «به درستی که خداوند آدمیان را به رعایت عول و احسان و نیکوکاری فرمان می‌دهد.»28‌
و خود را در همه‌ی شئون زندگی ملزم به رعایت آن می‌دانند. جامعه‌ی منتظر نیز که خود خواهان استقرار حکومت واحد جهانی مبتنی بر قسط و عدل است، با شناخت مواضع صحیح حرکت، و تحمل و پایداری نسبت به دشواری‌های راه، و با پیروی از خط ممتد رهبری به وحدت عمومی میرسر و با حضور در صحنه‌ی پیکار (نظری و عملی) و همیاری و همکاری انسان‌های خداجوی عدالت خواه، آماده‌ی قیام می‌شود و بلکه اقدام به قیام‌های زمینه ساز قیام نهایی حضرت مهدی(عج) می‌کند، چنانچه در خبر است:
یَخرُجُ اُناسٌ، مِن المَشرِقِ، فَیُوَطَّنوُنَ لِلمَهدیَّ سُلطانَه!
« مردمی از مشرق قیام می‌کنند، و زمینه‌ی حکومت مهدی(عج) را فراهم می‌سازند.»29
در پایان یادآور می‌شویم که تکرار سطحی اندیشه‌ی « انتظار» در جامعه راه به جایی ندارد، و در تلاش‌های تبلیغ دینی به شیوه‌ی سنتی تنها بر رتبطه‌ی عاطفی میان امام زمان(عج) و پیروان عاشق و شیفته‌ی آن حضرت تأکید کردن و با ابراز احساسات عارفانه یا اظهار شوق عاشقانه در جلب عنایات کریمانه‌ی آن حضرت کوشیدن و تشغی روانی در برابر دردها رنج‌ها و نیاز‌ها جستن کافی نیست، و این کارکردی است محدود و تنگ.
«انتظار» اگر به درستی شناخته شود و به آن گستردگی و جامعیتی که در قرآن و احادیث و روایات مطرح کپگردیده در جامعه توجیه شود و به صورت یک «فرهنگ» در فکر و اندیشه و احساس آدمیان و رفتار و کردار آنها نفوذ کند نقش ارزنده‌ای در تربیت رد و مدیریت جامعه ایفا خواهد کرد. غیبت جریانی بسیار عمیق، . انتظار جریانی بسیار سازنده و مهم است و اگر به درستی شناخته شود در می‌یابیم که روزگار انتظار، نه تنها روزگار سستی و بی‌تفاوتی و تحمل ستم و بی‌عدالتی نیست، بلکه دوران احساس مسئولیت شدید در برابر دین است.
روزگار انتظار روزگار تکلیف است در عرصه‌ی زندگی فردی و اجتماعی و این تکلیف همانا نگهبانی دین خداست. در این صورت است که سخنان امام زین العابدین معنی پیدا می‌کند و پیروان باورمند به فرنگ انتظار مصداق سخن آن حضرت قرار می‌گیرند.
امام علی بن الحسین زین العابدین(ع) خطاب به ابوخالد کابلی فرمود:
« ای ابو خالد! مردمانی که در روزگاز غیبت به سر میبرند، و معتقد و منتظرند، از مردمان همه‌ی زمان‌ها افضلند. زیرا که خدای متعال به آنان خرد و عقل و معرفتی داده است که غیبت امام، برای انان مانند حضور است.
این مردم را، خدا مانند سربازان پیکارگر صدر اسلام قرار داده است، همانان که در رکاب پیامبر(ص) شمشیر می‌زدند و پیکار می‌کردند. آنانند اخلاص پیشگان حقیقی، و آنانند شیعیان واقعی و آنانند که ـ در نهان و آشکارـ مردم را به دین خدا دعوت می‌کنند...»30
نگهبانی از دین که در درجه‌ی اول تکلیف عالمن دینی است و در درج‌ی دوم وظیفه همه‌ی افراد و آحاد جامعه و دینداران و دین شناسان و دین باوران می‌باشد با تربیت دینی میسر می‌گردد. تربیت دینی مستلزم به کار گیری روش درست یعنی شیوه‌ای که پیامبران خدا در پیش گرفتند و به صورت یک قائده‌ی عمومی (سنت) سرمشق بشر قرار دادند. این روش در جنبه‌ی ردی عبارتند از «دعوت و تبلیغ با بینایی»، چنان که قرآن کریم در خطاب به پیامبر خود چنین می‌فرماید:« بگو راه من و پیروان من این است که مردم را با بصیزرت کامل به سوی خدا دعوت کنیم.»31 این شیوه ای‌است که همه‌ی پیامبران الهی آن را به کار برده‌اند و بر همه‌ی مسلمانان واجب است که این روش را عملی ساخته و در نشر و توسعه‌ی دین کوتاهی نکنند.32
در جنبه‌ی اجتماعی یا تشکیل حکومت و ساماندهی اجتماعی به آن گونه که ارزش‌های الهی مجال ظهور و حضور یابند. باشد تا صبح دولتش بدمد.

پی‌نوشت‌ها:
1ـ بقره، آیه‌ی 30
2ـ البلد، آیه‌ی 10
3ـ الزاریات، آیه‌ی 56
4ـ جمعه، آیه ‌ی1
5ـ جمعه، آیه‌ی 2، ایضاً رک به: بقره، آیه‌ی129 و 151، آل عمران، آیه‌ی164
6 ـ الدنیا مزرعه الاخره.(حدیث نبوی)
7ـ رک به: انسان در افق قرآن، مرحوم علامه محمد تقی جعفری، ص130
8 ـ دهر، آیه‌ی3
9ـحدید، آیه‌ی25
10ـ فتح، آیه‌ی 29
11ـ رک به: محمدرضا حکیمی، خورشید مغرب، دفتر نشر فرهمگ اسلامی، تهران، ص188
12ـ در روایات آمده است: امام زمان (عج) هنگامی ظهور خواهد کرد که عقول مردمان رشد یافته باشد.
رک به: مهدی موعود(جلد سیزدهم بحارالانوار) ترجمه علی دوانی.
13ـ بابا طاهر همدانی.
14ـ علی(ع)، بحار، جلد52، ص 131
15ـ پیامبرگرامی(ص)، بحار، جلد52، ص128
16ـ امام صادق(ع)، بحار، جلد52، ص126
17ـ امام علی(ع)، بحار، جلد52، ص123
18ـپیامبراکرم(ص)، بحار، جلد52، ص130
19ـ سخن امام حسین(ع)
20ـ نهج البلاغه، نامه‌ی31
21ـ پیامبر(ص)، وسایل الشیعه، ج11، ص10
22ـ پیامبر(ص)، این حدیث در کتب شیعه و سنی روایت شده است. تتمته المنتهی، حاج شیخ عباس قمی،ص300 به نقل از محمدرضا حکیمی، خورشید مغرب،ص147
23ـ نمل،آیه‌ی83
24ـ بحار،ج52، ص140
25ـ رک به محمدرضا حکیمی، خورشید مغرب،ص284
26ـ ال عمران، آیه‌ی200
27ـ قصص، آیه‌ی5
28ـ نمل، آیه‌ی90
29ـ بحار، جلد51، ص 87
30ـ احتجاج سبرسی، بحارالانوار، جلد25، ص122
31ـ یوسف، آیه‌ی108
32ـ رک به: علامه سید محمد حسین طباطبایی، آموزش دین، دفتر انتشارات اسلامی قم، 1360، ص33

منابع:
1ـ جعفری، حمدتقی ـ انسان در افق قرآن.
2ـ حکیمی، محمدرضا ـ خورشید مغرب. دفتر نشر فرهنگ اسلامی. تهران،1364.
3ـ حکیمی،محمدرضا ـ درفجو ساحل.
4ـ خلجی، محمدتقی ـ تشیع و انتظار.
5 ـ مجلسی، محمدباقر ـ بحارالانوار.
6 ـ نهج البلاغه.
7ـ قرآن کریم.
8 ـ طباطبایی، سیدمحمد حسینی. آموزش دین، دفتر انتشارات اسلامی، قم،1360.

مقاله هاي مرتبط:


      
 
 كليه حقوق اين مجموعه طبق قوانين نرم افزاري متعلق به دبيرخانه‌دائمي‌اجلاس‌دوسالانه‌بررسي‌وجودي‌ابعادحضرت‌مهدي(عج)مي‌باشد