1397/11/04 پنج شنبه

نیمه شعبان سالروزولادت حضرت ولي عصرمهدي موعود (عج) بر عموم مسلمين جهان مبارك باد......قال الكاظم عليه السلام: يُغيبُ عن أبصار الناس شَخصُهُ و لايُعيبُ عن قُلوب‌المؤمنين ذِكره؛ او (حضرت مهدي عجل‌الله‌تعالي‌فرجه الشريف) از ديده مردم پنهان مي‌شود، ولي يادش در دلهاي مؤمنين هيچگاه فراموش نمي‌شود

  
 

تاريخ نشر: 17/8/1388

مبحث: مقالات تخصصي

نويسنده: administrator

منبع: www.pajohe.ir

مطالعات: 1543

بازگشت >>
نظرسنجي: ( 6 راي) 
  بحثی تطبیقی در خصوص مهدویت زرتشتی و اسلامی
خلاصه:

بهمن صادقي مزده
كارشناس ارشدفلسفه و حکمت اسلامی

مقدمه :
این مقاله به تبیین دیدگاههای زرتشتی و اسلامی در رابطه با مسئله مهدویت و هدایت گر آخر الزمان می پردازد، اعتقاد به منجی از مباحثی است که در ادیان مختلف مورد توجه و بررسی قرار گرفته است، و هریک از آنها این مسئله را با توجه به دیدگاههای خود بررسی کرده و حتی برخی از آنها( دین زرتشت) اساس این مبحث را از آن خود می دانند، و اعتفاد دارند که دیگر ادیان این نظریه را از ایشان در یافت کرده اند، چنانکه در کتاب سوشیانت( سودمند پیروز گر)، اینطور آمده:
« موعود ایرانی سرچشمه عقیده موعودهای یهود و مسیح و دیگر ادیان، شناخته شده، تشکیل حکومت ایده ال که در مسیحیّت به صورت قلمرو و دولت خداوند برای عیسی مسیح اعلام گردیده... افکاریست که در شهر آرمانی یا فروهر ایرانیان وجود داشته است، به همین جهت بسیاری از دانشمندان علم ادیان معتقدند که امید به حکومت الهی در روی زمین، در هریک از ادیان پس از زرتشت که باشد، اقتباس از زرتشتیان است»1به این ترتیب عده ایی این عقیده را دارند که مسئله مهدویت و نجات در آخرالزمان و اعتقاد به چنین فردی تنها مختص دین زرتشت است و ادیان پس از آن این نظریه را از آنها دریافت کرده اند که البته محل اشکال است، که جهت روشن شدن مطلب توضیحاتی داده خواهد شد0

استقلال و تکامل دین اسلام و قرآن در تبیین مباحث مورد نیاز بشر:
تنها زمانی می توان نظریه ایی را به عنوان یک نظریه نفوذی در ادیان و آراء دینی دانست که آن مکتب از خود ریشه ایی نداشته، و یا اینکه در حد کمال نباشد، یعنی بسیاری از مسائل مربوط به زندگی بشر در آن نیامده، اما وقتی یک دیدگاه از پایه و اساس روشن، و واضحی برخوردار باشد، نمی توان این ادعا را داشت که از دیگر فرق، یا ادیان تا ثیر پذیرفته، مخصوصاً اینکه جهت آن موضوع شواهدی متقن، و واضح، در خود آن دین موجود باشد، و هم اینکه اساس و بنیان متفاوتی با آن فرقه، یا دین، ویا مکتبی که ادعا دارد که مکاتب و ادیان دیگر آن دیدگاه را از آنها در یافت کرده است، دارا باشد، و مسئله مهدویّت یکی از همان مباحث است، که هم در دین اسلام دارای مباحث خاص و روشن، و هم اساس و بنیان آن با آنچه در دین زرتشت وجود دارد متفاوت است0

دلایل وجود اعتقاد به مهدویّت در خود دین اسلام و عدم نفوذ این دیدگاه از طرف دین زرتشت:
اولین دلیل: اینست که دین اسلام از نهایت کمال برخوردار است، و هرگز در آیاتی که مستقیماً از جانب خداوند برپیامبر نازل شده هرگز تحریفی رخ نداده، وهم اینکه مانند دین زرتشت بسیاری از مباحث دینی آن از میان نرفته و ناقص نیست، و تمام مباحث مورد نیاز زندگی بشر در آن مطرح شده و از یکی از این سه طریق به دست انسانها رسیده است: 1- پیامبر خاص این دین،2-کتاب آسمانی ( قرآن)3- امامان بعد از پیامبر علیهم السلام، و یکی از رویکردهای دین اسلام، پرداختن به حضور و و وجود «اولی الامر»2یا جانشینان بعد از پیامبر است، که از آن تحت عنوان « ولی»3 اسم برده میشود، که اساساً این کلمه و کلمه « امامت»4 از خود قرآن گرفته شده و قرآن هم مصحف شریفی است که تماماً از جانب خداوند است، نه دست پرورده انسانها، و تعین ولی و امام چنان مهم است که اگر به آن پرداخته نشود گویی دین، ناقص می ماند و هیچ مبحثی از مباحث الهی از طریق پیامبر(ص) ابلاغ نشده، پس مبحث مربوط به ولایت و امامت، امریست که در بطن دین اسلام و قرآن کریم وجود دارد، و از ادیان دیگر دریافت نکرده است0
دومین دلیل: اصطلاحی در مباحث دینی اسلامی وجود دارد، تحت عنوان «اولی العزم»، و اینان پیامبرانی هستند که دارای کتاب و شریعت جدید و تکمیل تر می باشند و قوانین نو تری را بیان می کنند، و پیامبر اسلام خود، یکی از ایشان می باشد که صاحب کتاب و شریعت و قوانین جدیدند و به ادیان دیگر نیازی ندارند در عین حال که پیامبران الهی قبل از خود، همچون، عیسی، موسی، نوح، ابراهیم علیهم السلام و.... را مورد تصدیق قرار می دهند، و در کنار همه مباحثی که پیامبر عظیم الشان اسلام به زبان مبارکشان جاری ساخته اند، مسئله مهدویّت هم عنوان شده و در این خصوص از ایشان فیو ضاتی افاضه شده، به عبارت بهتر مسلمانان در رابطه با اعتقاد به « ولی» ومهدویّت و امامت به طور خاص و مستقل می توانند از سخنان پیامبرشان برخوردار شوند، و هیچ نیازی به دیگر ادیان ( دین زرتشت) ندارند، مهدویت و آخرالزمان، دیدگاهی نیست که در اثر مرور زمان در دین اسلام واردشده باشد، بلکه از همان آغاز و صدر اسلام در مناسبتهای مختلف از زبان خود پیامبر جاری و ساری شده، ویکی از آن موارد، هنگامی است که ایشان به معرفی امامان بعد از خودشان مبادرت ورزیده اند، و یا از موارد دیگر، زمانی است که مردم از معنای «اولی الامر» سوال میکنند که در ذیل به آنها اشاره می شود0
ایشان در این خصوص می فرمایند:
« این پسر من حسین(علیه السلام) امام است و پسر امام، و برادر امام، و پدر امامهای نه گانه است، که نهم آنها قائم آنها و افضل آنهاست»5باید توجه کرد که نهمین امام بعداز امام حسین علیه السلام، همان مهدی موعود ارواحنا و ارواح العالمین له الفدا هستند که وجودی واقعی و حقیقی دارند، همانطور که دیده می شود در این حدیث به حضور ایشان از قول شخص پیامبرگرامی اسلام اذعان شده و تنها یک نظریه ، دیدگاه نفوذی و.... در دین اسلام نیست0
و باز رسول خدا(ص) در این باره می فرمایند: « دنیا تمام نمی شود تا وقتی که مالک شود به خلافت مردی از اهل بیت من، نامش مطابق نام من است»6
و نیز می فرمایند: « مهدی علیه السلام از عترت اولاد فاطمه علیه السلام است»7 ضمن اینکه حضرت رسول (ص) خود شان یک به یک نام پدران ایشان را به زبان می آورند و معرفی می نمایند، چنانکه از حضرت درباره معنای «اولی الامر» می پرسند، مبنی بر اینکه آنها چه کسانی هستند، پیامبر(ص) در جواب می فرمایند: « اول آنها برادر من علی، بعد از او حسن فرزند اوست، پس حسین، پس علی بن الحسین، پس محمد بن علی، پس جعفر بن محمد، پس موسی بن جعفر، پس علی بن موسی الرضا، پس محمد بن علی، پس علی بن محمد، پس حسن بن علی، پس محمد بن الحسن که پر می کند زمین را از عدل و داد چنانکه پر شده از ظلم و ستم»8 واین احادیث و صدها احادیث دیگر، نشان می دهد که مسلمانان دارای دیدگاه مهدوی گرایانه و موعود خاص به خودشان هستند، که آن موعود همینک زنده، حاضر و ناظر بر همه امور هستند، و به انجام ماموریّتهای الهی خودشان می پردازند0
علاوه بر مباحث فوق الذکر تفاوتهای دیگری در ارتباط با چگونگی تولد ، اعقاب و پدران( چنان که گذشت)، تاریخ زندگی، علائم ظهور، حضور و وجود ایشان و ... مباحثی از این دست بین این دو نظریه وجود دارد، که در تمام آنها مسلمانان منابع خاص و اعتقادات نبوی و علوی خود را دارند، و از هیچ دین و تفکری در یافت نکرده اند، که در ذیل به برخی از آنها به طور تطبیقی اشاره می شود0
تولد: از تفاوتهایی که می توان نام برد تاریخ تولد و چگونگی تولد ایشان است، بنا به اعتقادات اسلامی و مدارکی که وجود دارد حضرت مهدی علیه السلام« شب جمعه، پانزدهم شعبان سال 255 هجری قمری در سامرا (سرمن رای)متولد شده اند»9آنچه از این مطلب روشن می گردد این است که مهدی موعود مسلمانان متولد شده، دارای تاریخ مشخص، ومکان خاص تولد است که با آنچه زرتشتیان معتقدند کاملا متفاوت است، زرتشتیان اعتقاد دارند که تخم سوشیانت، همینک در در یاچه هامون ریخته شده، اما چنان که گذشت مهدی (ع) هرگز اینگونه متولد نشده، درکتاب « دینکرد» موعود زرتشت اینگونه معرفی می شود« ( گوباک ابو) به آب کیانسه (هامون) رفته، تن شوید، او مادر سوشیانت است، نطفه ایی در او پیوندد که نامش ( سود دهنده پیروزگر) است، [ و در مورد خود سوشیانت چنین می گوید] چون آن مرد به سی سالگی رسد، نشانه ظهور او نمایان گردد»10از این گفتار چنین بر می آید که: اولا موعود زرتشت هنوز متولد نشده، دوم، مادرش او را از طریق نشستن در آب دریاچه باردار خواهد شد، و این در حالیست که هرگز چنین مسئله ایی در اعتقادات مسلمانان نیست و نبوده، ضمن اینکه محل تولد سوشیانت ایران است، در حالی که حضرت مهدی (ع) در سامرا متولد شده اند، ضمن اینکه مادر بزرگوار امام مهدی ( ع) نرگس(نرجس) خاتون می باشد که دختر « یشوعای» فرزند قیصر روم، هستند ومادر این بانو از فرزندان شمعون بن حمون بن الصفا وصی حضرت عیسی (ع) است، در حالی که مادر سوشیانت « گوباک ابو» نامیده شده که به اعقاب زرتشتی برمی گردد، ضمناً عمر حضرت مهدی(ع) در حال ظهور بالغ برهزار سال خواهد بود، در حالی که سن سوشیانت هنگام ظهور سی سال عنوان شده0
ضمن اینکه حتی در ارتباط با علائم ظهور روایات متعدد از شخص خود پیامبر (ص) وارد شده و در این زمینه هم منابع اسلامی وجود دارد و هیچ رجوعی به غیر، نشده:
چنانکه در خصوص دجال حضرت رسول چنین می فر مایند« هر مومنی که دجال را ببیند آب دهان خود را بر روی او بیندازد... و میان او و لشگر قائم (ع) جنگ واقع شود»
و دیگر« خروج سفیانیست از وادی«یابس» یعنی بیابان بی آب و علف که مابین مکه و شام است»11، و بسیاری از امور دیگر که جهت مطالعه بیشتر می توان به کتب مربوطه رجوع کرد0
دلایل و مباحث فوق، تنها اندکی از هزارن استدلال و احادیث نبوی و علوی در رابطه با حضور و وجود امام عصر اباصالح المهدی علیه السلام است که از بطن خود شریعت حقه اسلام ناب محمدی گرفته شده و هیچ نیازی به نظرات ادیان دیگر ندارد، مهدی موعود و ولی خدا به برکت حضور پیامبر اسلام و ائمه هدی علیهم السلام، به وضوح معرفی شده اند و از نام و نسب و شجره و تولد کاملا مشخصی برخوردار هستند، واعتقاد به منجی یک نظریه نفوذی ودیدگاهی نیست که از ادیان دیگر( دین زرتشت) گرفته شده باشد0

پي نوشت:
1- مصطفوی، علی اصغر، سوشیانت، انتشارت دهخدا، چاپ اول، 1381، ص 22
2- قرآن کریم، نساء /59
3- همان منبع، شوری/9- بقره/256- مائده/55
4- همان منبع، بقره/124
5- الطبری، دلائل الامامه، طبع؛ حیدریه، النجف، 1384 ق، 12،18
6- علامه محمد باقر مجلسی، مهدی موعود، جلد اول، مترجم؛ حسن بن محمد ولی ارومیه ایی، انتشارات مسجد جمکران، 1385، ص 142
7- همان منبع، ص 143
8- طبری، دلائل، 18
9- حاج شیخ عباس قمی، منتهی الاامال، انتشارات بهزاد، چاپ دوم، ص 1093
10- بر گرفته از کتاب سوشیانت، ص 97
11- منتهی الامال، ص 1185؛ نک؛ رجوع شود به اصول کافی، جلد دوم، ترجمه آبت الله کمره ایی باب 29 به بعد

مقاله هاي مرتبط:


      
 
 كليه حقوق اين مجموعه طبق قوانين نرم افزاري متعلق به دبيرخانه‌دائمي‌اجلاس‌دوسالانه‌بررسي‌وجودي‌ابعادحضرت‌مهدي(عج)مي‌باشد