1396/09/22 چهار شنبه

نیمه شعبان سالروزولادت حضرت ولي عصرمهدي موعود (عج) بر عموم مسلمين جهان مبارك باد......قال الكاظم عليه السلام: يُغيبُ عن أبصار الناس شَخصُهُ و لايُعيبُ عن قُلوب‌المؤمنين ذِكره؛ او (حضرت مهدي عجل‌الله‌تعالي‌فرجه الشريف) از ديده مردم پنهان مي‌شود، ولي يادش در دلهاي مؤمنين هيچگاه فراموش نمي‌شود

  
 

تاريخ نشر: 22/3/1391

مبحث: مقالات تخصصي

نويسنده: administrator

منبع:

مطالعات: 2193

بازگشت >>
نظرسنجي: ( 1 راي) 
  فلسفه‌ سیاسی حکومت مصلح
خلاصه:

تدوین: سمیرا سعیدی‌خواه
ویرایش و بازبینی:دکتر داود میرزائی مقدم

چکیده:
انسان و اجتماعات انسانی، دارای مسائل بیشماری است، که تنوع و چندگانگی آن مسائل به تنوع ابعاد وجود انسان و حیات او بستگی دارد. این مسائل از موضوعات بلند ماوراء الطبیعه آغاز می‌شود و تا مسائل ملموس اقتصاد، سیاست، و... ادامه می‌یابد. مسائلی که علوم و فلسفه‌ها و مکتب‌های گوناگون بشری، پس از قرن‌ها و قرن‌ها تفکر و تلاش، هنوز نتوانسته است برای بیشتر آنها پاسخ‌هایی درست و اصولی بیابد، و در زمینه‌های گوناگون آنها، راه‌حل‌های درست و منطقی عرضه کند.
امام مهدی(عج) برای انجام دادن چنین رسالت بزرگ، عالمگیر و عمیقی ذخیره گشته و حقیقت و عظمت برنامه‌های او جز پس از ظهور وجود شریفش آشکار نخواهد شد.

رابطه‌ی دین و سیاست
سیاست چیست؟
این مسأله برای همه روشن است که هیچ کلمه‌ای در قاموس بشری مانند کلمه سیاست از حجت تعریف و عمل گرفتار تناقص نیست. سیاست حساس‌ترین حوزه‌ی فعالیت انسان در جامعه است و سخت تحت تأثیر فرهنگ، اندیشه‌ی مردم، منافع و نظریات گروهی و شخصی، و عوامل اقتصادی هر جامعه قرار دارد و خود نیز بر ‌آن تأثیر می‌گذارد.2
همچنین گفته شده که سیاست مقوله‌ای درباره‌ی قدرت است، یعنی مربوط به توانایی کارگزاران، کارگزاری‌ها و نهاد‌های اجتماعی برای حفظ یا تغییر محیط اجتماعی خود. مقوله‌ای‌ست درباره‌ی منابعی که شالوده‌ی این توانایی را تشکیل می‌دهند و نیروهایی که آنها را اعمال می‌کنند و بر آن تأثیر می‌گذارند.
اصل حاکمیت و ضروریت حکومت:
موضوع اصلی عموم حاکمیت‌ها را بایستی ار نحوه‌ی تلقی آنان به حقوق اساسی حاکم بر آنها جستجو نمود. در واقع نحوه‌ی نگرش به حقوق اساسی تا حدود زیادی تلازم با نوع حکومت‌ها و رژیم‌های حاکم دارد.
موریس دوورژه اصطلاح حقوق اساسی را در واقع همان حقوق سیاسی نامیده است که به بررسی سازمان‌های عمومی دولت، ساخت حکومت، نقش مردم و حقوق آنان در حاکمیت و رئیس حکومت می‌پردازد.
حاکمیت با نظرگاه‌های مختلف به حقوق اساسی مورد بحث قرار می‌گیرد. حقوق اساسی از آن جهت به بحث حکومت و دولت می‌پردازد که در مباحث عمده آن، بر نوع اقتدار حکومت و مشروعیت آن، حقوق و آزادی‌های مردم و نحوه‌ی ارتباط این دو مقوله تأکید می‌شود.
از این پاسخ به این پرسش که حکومت به عنوان یک پدیده‌ی خارجی چه هنگام و چگونه ظاهر می‌شود، می‌توان گفت به طور طبیعی حکومت زمانی بروز خواهد کرد که میخواهد امرش را نافذ گرداند. بر این اساس سئوال جدید این خواهد بود که این اعمال قدرت با چه مجوزی صورت گرفته است؟
در واقع این پرسش برمی‌گردد به منبع مشروعیت سیاسی، به عبارت دیگر حقیقت حکومت در اعمال قدرت یا عمل حکمرانی ظاهر می‌شود و در همین نقطه، موضوع مشروعیت حکومت یعنی توحید عقلی اعمال حاکمیت حاکم و توجیه عقلی قبول سلطه حاکم مطرح می‌شود، اینجاست که قدرت حکومت را ناشی از خداوند یا حقوق فطری یا اراده ملت توصیف کردن بر میزان قدرت دولت و حدود آزادی انسان تأثیر می‌ گذارد.3
از دیدگاه الهی منبع ذاتی مشروعیت، حقانیت و اعتبار خداوند متعال است که حاکمیت مطلق جهان و انسان از آن اوست و حکم و دستور هیچ فرد دیگری بر دیگران جاری و ساری نیست و حکم تنها از آن خداوند است و بر حق، فرمان می‌راند و او بهترین حکم فرمایان است. براین اساس پذیرش هر حاکمیتی جز خداوند در حقیقت شرک ورزیدن به اوست. در این ارتباط زمامداری و حکومت کردن برای کسی جایز نیست جز برای خداوند .
خلافت و حکومت خداوند به انسان به صورت تبعی واگذار می‌گردد و انسان وکیل و خلیفه‌ی خداوند بر روی زمین است تا میان مردم به حق و عدالت حکومت کند. حکومت انسان بر روی زمین با «ما انزل الله» و قوانین الهی تهدید می‌شود و پیامبر می‌بایست از میان مردم آنچه خداوند ارائه کرده است، حکومت کند و هر قانون و اقتدار و سیادتی که بدون رعایت واجبات و محرمات الهی وضع یا حاصل شده باشد بی اعتبار است، بنابراین تنها منبع ذاتی مشروعیت، خداوند است و هر مشروعیت بالعرض می‌باید از منبع مشروعیت بالذات، کسب مشروعیت ‌کند. خداوند پیامبران را امام و هادی انسان‌ها می‌داند و انسانها را به دو گروه مشخص صالحان و مستضعفان با ایمان و بدکاران کفر پیشه تقسیم می‌کند و تصریح می‌سازد که انسان‌ها در روز قیامت با امامشان واخوانده می‌شوند و همچنین تاکید دارد که انسان‌های صالح باید با ناصالحان به مبارزه و جنگ برخیزند.4
حکومت در اسلام یک ضرورت است و اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان بر وجوب آن تأکید داشته و دارند. وجود قانون‌ها و احکام و دستورهای صریح سیاسی و در موضوعات اداره جامعه، قدرت سیاسی و حاکمیت، روابط خارجی حکام و والیان، ضرورت مراجعه به شورا در تصمیمات عمومی و مبارزه با ظلم و توصیه‌های بسیار در باب جهاد، شرایط قتال، مصامحه با معاندان، کیفیت رفتار با اسیران، چگونگی دریافت جزیه، فدیه و .... ضرورت رجوع به داوران شایسته و عادل و نهی از ارجاع داوری و حاکمیت به طاغوت و مباحث بسیار در امور اقتصادی و ایجاد مناسبات آن در جامعه اسلامی و همکاری و مشارکت اجتماعی بر اساس مصالح جامعه انسانی که شامل قلمروهای فرهنگی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی می‌شود بیانگر آن است که اندیشه دینی، نه با داعیه بلکه جز حاکمیت تحقق نمی‌یابد. اقدام عملی پیامبر برای تأسیس دولت و استقرار حکومت در مدینه خود تأکید بر چنین ضرورتی است.5

وابستگی جهان به حکومت مصلح
باید توجه داشت که اصل وابستگی سایر ممکنات به وجود امام زمان (عج) و چگونگی آن و مسائل متشابه آن را دانشمندان، علما، حکیمان و عرفا با دلائل عقلی و فلسفی و عرفانی اثبات کرده‌اند.
همچنین حسب روایاتی که در تفسیر بعضی آیات قرآن مجید وارد شده و هم چنین روایاتی که مستقیماً روایت شده وابستگی جهان به وجود امام علیه السلام ثابت است.6
چنانچه شکی نیست که یگانه راه نجات و امان از گمراهی، شناختن امام و قبول امامت او و پیروی از اوست. عالم انسان که آنرا عالم صغیر می‌گویند نمونه کل جهان و مجموع عالم است. همه عوالم و عالم اتم‌ها تا عالم منظومه‌ها و کهکشان‌ها، همه و همه نمونه مجموع عالم هستند و چنانکه همه دارای یک نقطه‌ی مرکزی هستند که وجودشان به آن مرتبط است.
اکنون این پرسش‌ها به ذهن می‌رسد که چگونه این نظام‌ها برآنها حاکم شده و این عناصر مختلف به وجود آمده؟ چه کسی این‌ همه صورت‌های گوناگون را به وجود آورده و به چه جهت جامعه‌ای این جهان را این چنین با هم مرتبط و متناسب ساخته است؟7
پس همه‌ی ما می‌خواهیم بدانیم هدف خداوند از خلقت انسان چه بوده تا خود را با آن هماهنگ کرده، در مسیری که خالق ما خواسته قرار بگیریم.8
این مطلب در کلام خداوند تصریح شده است که:
« ما خَلَقتَ الجِنَّ وَ اِلانسَ اِلّا لِیَعبُدُون »9
« من نیافریدم جن و انسان را مگر برای اینکه مرا عبادت و بندگی کنند.»
از این آیه استنباط می‌شود که دینداری و بندگی خداوند فقط و فقط با شناخت دقیق از امامان محقق می‌شود به طوری که اگر کسی امام شناس باشد در واقع خداشناس و پیغمبر شناس هم هست.
کسی که امامان منصوب از جانب خدا را قبول دارد لازمه‌اش این است که به آخرین آنها که پیشوای زنده موجود در این زمان است، معتقد باشد و پذیرفتن پیشوایان قبلی بدون اعتقاد به امام زمان(عج) بی فایده است. لذا فرموده‌اند:
«لایَکُونُ العَبدُ مُومِناً حَتی یَعرَفَ اللهَ وَ رَسولَهُ وَ الاَئمَهَ کُلُهُّم وَ اِمامَ زَمانِهِ وَ یَرُدُ اِلَیهِ وَ یُسَلَّم لَهُ»
ـ بنده ایمان نخواهد آورد مگر آنکه معرفت خدا و رسول او و همه‌ی امامان و(معرفت) امام زمان خود را داشته باشد و به آن حضرت رجوع کند و تسلیم ایشان باشد.10
بنابراین عدم شناخت نسبت به امام زمان(ع) نتیجه‌اش کفر، نفاق و گمراهی است. عدم شناخت که یک فعل اختیاری است ممکن است در نتیجة کوتاهی خود شخص باشد بنابراین او از هدایت الهی و دینداری محروم گشته است.
پس در حقیقت، با نشناختن و تسلیم امام زمان نشدن، انسان همه چیز را از دست می‌دهد. همه کارهای خوب و اعمال نیک، در صورت شناخت امام زمان (عج) برای انسان سعادت آور می‌باشد و در غیر این صورت از شخص هیچ دستگیری نمی‌کند.11
در زمان حاضر هر چند حکمت غیبت امام عصر(عج) برای ما به طور کامل روشن نشده و طبق این احادیثی که در این خصوص وارد شده، علت آن پس از ظهور خود حضرت مشخص می‌گردد، اما یکی از حکمت‌ها و علت‌هایی که برآن ذکر شده و این تکلیف خود مردم را روشن می‌سازد، مسأله غضب خداوند بر مردم و امت قدر ناشناس پیامبر(ص) می‌باشد. نعمت حضور ائمه (ع) فضل بزرگی از طرف خدا بر امت اسلام بوده است که متاسفانه به خاطر معاصی خود، مبتلا به سلب آن گشته‌اند و در اثر غضب خدا بر خلق، امام زمان از دیدگان مخفی گشته‌اند. امام باقر(ع) می‌فرمایند:
« اِذا غَضِبَ اللهُ تبارَکَ وَ تَعالی عَلی خُلقِهِ، نَعّانا عَن جَوارِهِم »
ـ وقتی خدای متعال بر آفریده‌های خود (مردم) غضب نماید، ما و اهل بیت را از مجاورت با آنها دور می‌کند.
بنابراین اعتقاد به وجود امام زمان و حجت حق(ع) از ضروریات مذهب شیعه است. برابر روایات، وجود امام در هر زمانی لازم است.12
و خلاصه آنکه به عقیده‌ی شیعیان، غیبت امام، مانع از آن نیست که وی قائد حقیقی جهان باشد چون او در غیبت نیز، مددکار مومنان است و با حضور خود در جامعه، سبب قوت دل ارباب معرفت می‌شود و آنان برای اینکه گامی به سوی ظهور مهدی(عج) برداشته باشند، خود را به انجام کارهای نیک موظف می‌دارند و همین پروسه‌ی عمل است که شیعیان مومن را برای درک حقیقت عمل صالح و دسترسی به جامعه آرمانی آماده کند و به آنان امید ماندن و حرکت می‌بخشد. در واقع، فلسفه سیاسی شیعه را در فلسفه غیبت مهدی(عج) می‌توان جست.
متفکران شیعه، در رد این ادعا که وجود امام غائب(عج) نمی‌تواند برای جامعه بشری سودی داشته باشد، از دیرباز پاسخ‌هایی داده‌اندکه در یک دسته‌بندی کلی آنها را می‌توان در این چند پاسخ خلاصه کرد:
1ـ این امر مسلم نیست که امام از دیدگاه همه غائب باشد، چه بسا اولیایی که بنا به انجام وظایف خود توانایی درک محضر او را دارند و از این نعمت بزرگ الهی برخوردار می‌شوند.
2ـ اعتقاد به ظهور امام«نوع بشر» به خصوص مومنان را از انجام گناه باز می‌دارد.
3ـ وجود امام، لطف است و اگر چه پنهان داشته، به این جهت است که در میان مردم دشمنانی دارد و شرایط برای ظهور او، که چون پیشوایان دیگر تقّیه نخواهند کرد، فراهم نشده است.

عدالت و قسط؛ طرح اصل عدل
ریشه‌ی طرح مسأله عدل در جهان اسلام را نباید تنها در علم کلام و در میان متکلمان جستجو کرد بلکه ریشه در فقه اسلامی دارد.
جامعه اسلامی از بدو تشکیل، بر محور کتاب و سنت تاسیس شد. این جامعه مقررات و قوانین خود را اعم از عبادی یا تجارتی یا مدنی یا جزایی یا سیاسی از منبع وحی الهی می‌خواست.13
جدا از توضیحات انواع عدل و معانی عدل و معانی مختلف آن، این سوال برای ما پیش می‌آید چرا در جهان سیاست اسلامی بیش از هر کلمه‌ای، کلمه‌ی عدل به گوش میخورد؟
قرآن تصریح می‌کند که نظام هستی و آفرینش، بر عدل و توازن و براساس استحقاق‌ها و قابلیت‌ها است. گذشته از آیات زیادی که صریحاً ظلم را از ساحت کبریایی به شدت نفی می‌کند، و گذشته از آیاتی که ابلاغ و بیان و اتمام حجت را از آن جهت از شئون پروردگار می‌شمارد که بود اینها نوعی عدل، هلاک بشر یا نبود آنها نوعی ظلم و ستم است، و گذشته از آیاتی که اساس خلقت را برحق ـ که ملازم با عدل است ـ معرفی می‌نماید، همه‌ی اینها در برخی از آیات از مقام فاعلیت و تدبیر الهی به عنوان مقام قیام به عدل یاد می‌کند:14
« بِالعَدلِ قامَتِ السَّمواتَ وَ الاَرضُ »
آسمانها و زمین به عدل برپاست.15
بدیهی است که برقراری اصل عدل در نظامات اجتماعی، موقوف به این است که اولاً نظام شریعتی و قانونی، نظامی عادلانه باشد و ثانیاً عملاً به مرحله اجرا درآید.
علاوه بر این اصل کلی که قرآن در مورد همه‌ی پیامبران بیان کرده است، در مورد نظام تشریعی اسلام می‌گوید: قُل اَمَرَ رَبّی بِالقِسط؟
قرآن کریم: امامت و رهبری را «پیمان الهی» و مقامی«ضد ظلم» و «توام با عدل» می‌داند.16

حکومت مهدی(عج) و عدالت:
رسیدن به یک جامعه انسانی مملو از عدل و داد، پیشرفته، مترقی، آزاد و آباد، خودکفا و مستقل از هر نظر، خالی از هرگونه تجاوز و تبعیض آن هم در سطح تمام جهان، نیازمند به یک انقلاب وسیع در زمینه‌ی فرهنگ و عدالت و کنترل و دادرسی است.
ممکن است این تصور برای بسیاری پیدا شود که حکومت مهدی(عج) بر اساس یک سلسله معجزات است، در حالی که این تصور کاملا اشتباه است و زندگی تمام پیامبران و امامان نشان می‌دهد که پیشرفت‌ها و پیروزی‌های آنها معمولاً با استفاده از وسایل و طرق ظاهری و عادی بوده است.
بنابراین باید به این حقیقت کاملاً توجه داشته باشیم، اگر مهدی(عج) دست به تأسیس یک حکومت جهانی می‌زند که امنیت و عدل و داد و مساوات آن همه روی زمین را زیر پوشش خود قرار دهد، مستضعفین جهان را از چنگال مستکبران رهایی می‌بخشند، گردنکشان را سر جای خود می‌نشانند و منابع زمین را در مسیر رفاه و سعادت همه‌ی انسانها بسیج می‌کنند، همه‌ی این‌ها از طریق استفاده از جهان اسباب و وسایل مختلف خدادادی خواهد بود.
امام مهدی(عج) جهانی می‌سازد خالی از تبعیض‌ها و طبقه‌بندی‌های مفسده آفرین، خالی از جدایی‌ها و پراگندگی‌ها، خالی از جنگ و خونریزی، و بالاخره خالی از خنده‌های مستانه استعمارگران و ناله‌های محرومان.17
عدالت واژه‌ و حقیقتی غریب نیست. در طول تاریخ دیده‌ایم و مکرراً شنیده‌ایم که انسان‌های بسیاری با اندیشه‌ی عدالت و فریاد دادخواهی انسان‌ها، این حقیقت را زنده و جاودان ساخته‌اند. اما تلاش عملی آن خیراندیشان و نیک‌خواهان در راه برقراری عدالت، در بیشتر موارد بی‌ثمر و یا کم اثر و عدالت در معنای حقیقی آن، همچنان رؤیا، چقدر سخت و دشوار است تعبیر نشدن این رؤیای شیرین.18
اما می‌دانیم، هر چه بر شماره‌ی اوراق تاریخ افزون گردد، از شماره‌ی انتظارمان خواهد کاست و این همان چراغ امید است که قرن‌ها و قرن‌هاست در دل انسان به عشق آمدن آن منجی روشن و فروزان است. که به عشق او که نامش«عدل» است ( السلام علی العدل المشتهر) کلامش عدل است و راهش عدل. او که حکومتش عدل است و این گمشده‌ی بشریت را در فرجام تاریخ بدو باز خواهد گرداند.
در خصوصیات قیام و حکومت امام زمان(عج)، هیچ ویژگی به اندازه‌ی «عدالت و قسط» روشنی و نما ندارد. آن قدر که در روایات بر ویژگی عدالت گستری آن حضرت تأکید شده، بر سایر مسائل، چنین ابرامی نرفته است.19
بحث از این است که در حکومت مهدی(عج)، آنچنان عدالت اجرا شود که هیچ مظلومی بی پناه باقی نمی‌ماند. برای مبارزه با فساد و تجاوز و ستم از یک سو تقویت پایه‌های ایمان و اخلاق لازم است و از سوی دیگر به وجود آمدن یک سیستم صحیح و نیرومند قضایی با هوشیاری کامل و احاطه صحیح. مسلماً پیشرفت کامل صنایع، وسایلی در اختیار بشر می‌گذارد که با آن به خوبی حرکت همه‌ی مردم تحت کنترل قرار می‌گیرد.
شک نیست که در عصر آن مصلح بزرگ جهان آموزش‌های اخلاقی با وسایل ارتباط جمعی فوق‌العاده پیشرفته آنچنان وسعت می‌گیرد که اکثریت قاطع مردم جهان را برای زندگی صحیح انسانی و آمیخته با پاکی و عدالت اجتماعی آماده می‌سازد. ولی از آنجا که بالاخره انسان آزاد آفریده شده و در اعمال خویش از اصل جبر پیروی نمی‌کند، خواه ناخواه افرادی ـ هر چند در اقلیت باشند ـ در هر اجتماع صالح، ممکن است پیدا شوند که از آزادی خود سوءاستفاده کنند و از آن برای وصول به مقاصد شوم بهره‌گیرند.
لذا باید یک دستگاه قضایی سالم و کاملاً آگاه و مسلط باشد که حقوق مردم را به آنها برساند و ستمگر را بر جای خود بنشاند. با مطالعه و دقت روی جرائم و جنایات و مفاسد اجتماعی و طرق پیشگیری از آن‌ها روشن می‌شود که اولًم با اجرای عدالت اجتماعی و تقسیم عادلانه ثروت، ریشه‌ی بسیاری از مفاسد اجتماعی که از تنازع و کشمکش بر سر اندوختن ثروت‌ها و استثمار طبقات ضعیف و حیله و تزویر انواع تقلب‌ها و... به خاطر درآمد بیشتر از هر راه با هر وسیله سرچشمه می‌گیرد برچیده می‌شود و شاید رقم بزرگ این فساد در هر جامعه‌ای از همین رهگذر است.
این از یک سو... از سوی دیگر:
آموزش و تربیت صحیح اثر عمیقی در مبارزه با فساد و تجاوز و انحرافات اجتماعی و اخلاقی دارد و یکی از علل مهم توسعه فساد در جوامع امروز این است که نه تنها از وسایل ارتباط جمعی از آن برای آموزش صحیح استفاده نمی‌شود بلکه همه‌ی آن‌ها غالباً در خدمت زشت‌ترین برنامه‌های استعماری فساد است و شب و روز به طور مدام از طریق ارائه فیلم‌های بدآموز و داستان‌ها و برنامه‌های گمراه کننده و حتی اخبار دروغ و نادرستی که در خدمت مصالح استثمار جهانی است و ظلم و تبعیض و فساد خدمت می‌کند. هرگاه این وضع دگرگون گردد در مدت کوتاهی به طور قطع قسمت مهمی از مفاسد اجتماعی کاهش خواهد یافت.20
ایجاد عدالت، اقدام اصلی و سرلوحه‌ی همه‌ی برنامه‌های امام منجی حضرت مهدی(عج) است. آن امام بزرگ در لحظات نخستین پس از تولد دهان به سخن گشود و ـ بسان پیامبران که در آغاز کودکی توان سخن گفتن دارند ـ به یکتایی خداوند و رسالت حضرت محمد(ص) و امامت امام علی(ع) و همه‌ی امامان گواهی داد، سپس چنین فرمود:
«....اَللَّهُم اَنجِزلی ما وَعَدتَنی وَ أَتمِم لی إمری، وَ ثَبِّت، طاتی، وَ املَإ الأرضَ بی عَدلاً و قسطاً. »
«.... خداوندا ! به آنچه به من وعده دادی وفا کن، و امر(حکومت عدالت گستر جهانی) مرا به کمال برسان، و گام‌های مرا استوار بگردان، و زمین را به دست من آکنده از عدل و داد ساز.»
امام مهدی(عج)، در جریان موفقیت کلی که نصیبش می‌گردد و سراسر دل‌ها و آبادی‌ها را جذب خویش می‌کند و با نیروی بالنده‌ی مردمی و توده‌های مظلوم انسانی، بر همه‌ی طاغوتیان و مستکبران و سلطه طلبان ـ اعم از سیاسی، نظامی، اقتصادی ـ پیروز می‌گردد.21
امام مهدی(عج) کارگزاران حکومت‌های پیشین را کنار می‌گذارد و دست آنان را از جامعه کوتاه می‌کند و در برابر انحراف‌ها و کج روی‌ها طبقه‌ی حاکم، خشن و قاطع می‌ایستد و پهنه‌ی زمین را از زمامداران ستمگر پاک می‌سازد.
*المهدی سمع بالمال، شدید علی العُمال، رحیمُ بالمساکین؛ مهدی(عج)، بخشنده است، او درباره‌ی عمال و کارگزاران و مأموران دولت خویش بسیار سخت گیر است، و با ناتوانان و مستمندان بسیار دل رحم و مهربان.
با سخت‌گیری و اعمال روش دور از نرمش و چشم پوشی، درباره‌ی کارگزاران حکومت و مجریان امور، امام موفق می‌شود روش‌های عادلانه خویش را در جامعه، جامه‌ی عمل بپوشاند و نمونه‌ی کامل و آرمانی حکومت و نظام دادگستر را به همگان بنمایاند و اصلی ترین مشکلی را که همه‌ی حکومت‌های بشری در طول تاریخ ـ گرفتار آن بودند از میان بردارد.
در دوران آن امام منجی(عج)، نخست از کارگزاران و دست‌اندکاران و همه‌ی مجریان امر خواسته می‌شود که به موازین عدالت پایبند باشند و بدان عمل کنند و به دین سان این اقدام عملی مهم از متصدیان امور به دیگران سرایت می‌کند. این خود بهترین شیوه و روش است که توده‌های مردم بنگرند و ببینند که سررشته داران کارها نخست خود به حق و عدل تن داده‌اند، و همه‌ی تبعیض‌ها و اعمال نفوذ و برتری طلبی‌ها و امتیاز خواهی را زیر پا گذاشته‌اند و از این طبقه حاکم دیگر سازشکاری، رشوه‌گیری، حق کشی و امتیاز دهی بیجا انتظار نمی‌رود.22

مهدی(عج) اهل بیت(ع)
جهان پدیده‌ایست که با دست نیرومند الهی از هزاران هزار موجود ریز و درشت شناخته شده و شناخته نشده هستی یافته و به سیر تکاملی مقرر ادامه میدهد و از مبدأ تا منتهی با یک نظم غیر قابل تزلزلی حرکت می‌نماید. و این مجموعه هستی که از آن به عالم آفرینش تعبیر شده یک موجودی زنده و با انرژی است که از موجودات گوناگونی که همه با هم ربط داشته و عضو فعال زندگی‌اند تشکیل یافته است به طوری که اگر یک موجود زنده از مدار خارج شود و یا یک پدیده به موقع خود وجود پیدا نمی‌کرد نقص و کمبودی در عالم وجود داشت و دیگر جهان کمالی نداشت تا بر تمامیت و کمال خالق آن دلالت کند.
انسان در چنین محیطی مجهول و پراضطراب، براساس غریزه‌ی ذاتی خود می‌خواهد پیشروی کند و خود و همه موجودات بسته به خویش را پیش ببرد و زندگی بهتری را برای خود مهیا سازد و به کمال انسانی برسد. از طرفی آنقدر مجهولات او را احاطه نموده که نمی‌تواند با اطمینان کامل گامی بردارد و در آن موقع است که دل فریاد سر می‌دهد آفریدگارا اگر انسان را خلقت نمی‌نمودی جهان آفرینش دچار کمبودی بود که هیچ موجودی نمی‌توانست آن را جبران کند.
نکته‌ی قابل توجه اینجاست که بشر در همان لحظه‌ای که در درون خود این را گفت و شنود‌ها را دارد با هزاران افکار در جنگ و گریز است و برای خود راه فرار و نجاتی نمی‌بیند و نمی‌تواند پیش بینی کند، ناگهان در خود احساس می‌کند جهان کامل با داشتن مخلوقی به نام انسان که اینگونه مشخصات دارد و نیازی به حکومت عدل الهی برای او هست باید مکتبی داشته باشد که مستقیما با خدای جهان در ارتباط باشد و از هر گونه انحرافی که ناشی از جهل و نادانی و عدم تعادل اقوام بشری است به دور بوده و تنها به بی‌نیازی مطلق گراییده و او فرمانده این مرکز تربیتی باشد.
دین اسلام که آخرین مکتب تکامل یافته الهی است که برای تشکیل حکومت عدل و داد خدای جهان مقرر داشته و به وسیله‌ی رسول بزرگوار به جامعه‌ی انسانیت ابلاغ نموده، قرآن کریم را برنامه این حکومت قرار داده و به مردم اعلام داشته است که به جهان آفرینش در آن مسیر حرکت می‌نماید، بنابراین تنها راه رسیدن به هدف پیروی و اجرای بدون کم و زیاد این دستورات آفرینش است که بر طبق خلقت انسان و آفرینش، تعیین گردیده است و از طرفی آنچنان محکم و پابرجاست که هیچ نیرویی نمی‌تواند درباره‌ی آن کمبودی احساس کند و آن را تغییر و تبدیل دهد.
*لَقَد اَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیِناتو أَنزَلنا مَعَهُم الِکتابَ وَ المیزان لِیَقُومُ الناسَ بِالقِسط.23
ـ ما پیامبران خود را با دلایل روشنی به سوی مردم فرستادیم و باآنها دستورالعمل و میزان سنجش حق و باطل را گذاردیم تا آن ها حکومت عدل الهی را برپا کنند.
چنین مکتب پر ارزشی را پیامبر اسلام افتتاح و بنیان گذارد و در طول دو قرن ائمه طاهرین در صحنه‌های مبارزه به صورت‌های مختلف جلوه نمودند و از حق دفاع کرده و آن چنان حکومت الهی را پاسداری نمودند و مکتب را توسعه دادند و راه و روش پیاده کردند و احکام اسلام را به پیروان خود آموختند و... که نقطه مجهولی برای شیعه باقی نماند و راه رهایی از چنگال دژخیمان هر عصری را متناسب با آن عصر فراگرفتند.
نوبت پاسداری به امام دوازدهم(عج) رسید او به گفته پیامبر اسلام بایستی حکومت عدل جهانی تشکیل دهد و به کشور و جمعیت خاصی اکتفا ننماید، او اراده الهیه را که حکومت مستضعفین است باید در عالم اجرا کند و همه‌ی جهان از نعمت امنیت و آزادی در پرتو حکومت عدل الهی تحت رهبری معصومی که از طرف پروردگار منصوب است برخوردار گردند، او باید نتیجه زحمات انبیاء گذشته را در تشکیل حکومت الهی و توسعه آن در یابد، او ضامن است به گفته نبی اکرم(ص) که علت غائی و هدف عالی از بعثت انبیاء را که حکومت عدل است در سرتاسر جهان گسترش دهد و ستمگران و دژخیمان را سرکوب و ملت مسلمان را بر سرنوشت خود مسلط فرماید و همه در اجرای قانون اسلام و تبعیت از رهبر عالی قدر اسلام کوشا باشند، با رسیدن به این هدف که همه‌ی انبیاء برای آن مبعوث شده‌ و طبیعت هستی کمال آن را طلب می‌نماید و روزی جهان خلقت به کمال مطلوب می‌رسد که به این هدف رسیده باشد.
بنابراین حضرت مهد(عج) وظیفه‌ی بسیار سنگینی را بر عهده دارد. بایستی همان‌ طور که رسول اسلام در موارد عدیده خبر داده، «مهدی(عج) اهل بیت نجات دهنده‌ی بشریت و جبران کننده آلام انسانیت است.»
و همه تلاش رهبران الهی برای پیروزی امام دوازدهم است تا جایی که پیامبر مژده می‌دهد:
«اُبَشِرُکُم بِالمَهدی...»
اگر پیامبر اسلام برای تسلیت تنها دختر خود بانوی بزرگ اسلام می‌گوید: مهدی از ماست: برای اهمیت و موقعیت ممتازی است که او در جهان طبیعت و عالم هستی دارد و همه خلقت و تمام بعثت انبیاء همه و همه برای این است که دستگاه آفرینش برای آنچه خلق شده به کار بیفتد و از تمام ابزارهای هستی به نفع انسان‌های خداپرست آزاد منش استفاده گردد و این مقصد خلقت روزی تحقق می‌پذیرد که انسان‌ها در جهان حکومت کنند و پیشوایی معصوم در رأس حکومت قرار گیرد.24
ناگفته نماند، امام زمان(عج) در مسیر تکاملی انبیاء برای تشکیل حکومت جهانی اجتماع را توان می‌بخشد تا بتوانند قدرت را به دست گیرند و بر هر چه غیر از خداست خط بطلان بکشند و برای رسیدن به این هدف فرصتی مناسب لازم است که اجتماع از اسلام بهره کافی داشته باشند و از آنچه غیر از اسلام است به طور کامل رنجیده شده و به تنگ آمده باشند. خداوندا ما را از گروهی قرار ده که در تشکیل حکومت عدل از توان امام زمان(عج) نیرو گرفته و سهم به سزایی داشته باشیم.

غایت دولت (سعادت)
آیا همه جامعه‌ها و تمدن‌ها، و فرهنگ‌های مختلف در یک جامعه واحد و فرهنگ واحد ادغام می‌شوند، و صلح و صفا جای ستیزه جویی و خونریزی را می‌گیرد؟
احادیث اسلامی از افزایش رشد‌ خردها، از تکامل صنایع، از تسلط بشر بر گنجینه‌های زمین، از گسترش عدل و داد و برقراری حکومت واحد جهانی در دوران ظهور حضرت مهدی(عج) گزارش می‌دهد.
به راستی هنگام حکومت حضرت مهدی(عج) ، نفوذ سیاسی منافقان و خائنان، جباران و مستکبران، نابود می‌گردد. شهر مکه، قبله‌ی مسلمین، مرکز حرکت انقلابی مهدی(عج) می‌شود. نخستین افراد قیام او، در آن شهر، گردآیند و در آنجا به او بپیوندند.
مهدی(عج) به نفوذ یهود و مسیحیت در جهان خاتمه می‌دهد. از غار انطاکیه، تابوت سکینه را بیرون آورد. نسخه‌ی اصلی تورات و انجیل در آن است و بدین‌گونه در میان اهل تورات با تورات و در میان انجیل با انجیل حکم کند، و آنان را به متابعتِ خویش فرا خواند، برخی به او بگروند، با دیگران جنگ کند و هیچ صاحب قدرتی و صاحب مرامی باقی نماند، و دیگر هیچ سیاستی و حکومتی جز حکومت حقّه‌ و سیاست عادله‌ی قرآن، در جهان جریان نیابد.25
و با آمدن مهدی است که سعادت انسان‌ها و حکومت‌ها برقرار می‌شود.

مهدی(عج) و رفاه اقتصادی
همه نهضت‌ها و انقلاب‌ها و اصلاح‌ها، هم برای گسترش یافتن، و هم برای باقی ماندن، نیازمند هزینه‌اند. جامعه نیز در مواردی نیازمند کمک مالی است افراد نیز در مواردی نیازمند کمک مالی هستند.26
از برنامه‌ها و اقدامات امام مهدی(عج) پدیدآوردن رفاه در کل جامعه بشری است. از آن طرف طبق ترسیم آیات و احادیث، جامعه بشری واحدی تشکیل می‌گردد که مانند خانواده زندگی کنند و مسأله ناهنجار جوامع پیشرفته و ابرقدرت، و جامعه‌های در حال رشد و جامعه‌های عقب مانده و محروم، از میان می‌رود و بشریت به طور کلی به رفاه اقتصادی و بی‌نیازی دست می‌یابد و همین چگونگی زمینه‌ی رشد و تعالی معنوی و فکری انسان را می‌سازد.27
در رستاخیز امام مهدی(عج) انسان در آغوش آزادی به معنای واقعی کلمه می‌آرامد، و در پرتو این آزادی همه‌ی بندها و زنجیرهایی را که بر پایش نهاده‌اند می‌گسلد و اسارت در بند نظام‌هایی که جهان را به دو بخش پیشرفته و عقب‌مانده تقسیم کرده‌اند از میان می‌رود و پدیده‌ی سوم فقر و نیاز فرهنگی نیز نفی می‌گردد، و رفاه اقتصادی در پرتو چنین معیارهایی به افراد و جامعه داده می‌شود. تردیدی نیست که بدترین و ناهنجارترین اسارت برای بشریت، فقر و نیاز روزانه به غذا، لباس و...است. این اسارت لحظه‌ای برای انسان آرامش باقی نمی‌گذارد، و زمینه‌های رشد و تکامل معنوی و مادی او را نابود می‌سازد و همواره انسان را در زمینه‌های رشد و تکامل معنوی و مادی او را نابود می‌سازد و...
در دوران رفاه اقتصادی و رفع همه‌ی نیازها، آدمی از این بردگی و اسارت هستی سوز رهایی می‌یابد و از بند مشکلات آن آزاد می‌گردد و به مسائل متعالی و برتر و تکامل و رشد و صعود می‌اندیشد و در آن راستا گام برمی‌دارد.28
امام علی(ع) می‌فرماید: *..... وَ اَعلَمُوا اَنَّکُم إن اتَّبَعتُم طالَع المَشرقَ سَلَکَ بِکُم مِنهاج الرَّسول.... وَ کَفَیتُم مَؤوُنَهَ الطَّلَب وَ الَّتَعسُّف وَ نَبَذتُم الثِقُلِ الفادِحَ عَنِ الأعناق.....29
ـ ..... بدانید اگر شما از قیام مشرق (امام مهدی(عج) پیروی کنید، شما را به آیین پیامبر در آورد..... تا از تاریخ طلب و ظلم(در راه دستیابی به امور زندگی) آسوده شوید، و بار سنگین زندگی را از شانه‌هایتان بر روی زمین نهید....

مساوات
از برنامه‌های امام مهدی(عج)، اجرای اصل مساوات است که این موضوع در احادیث بارها و بارها تصریح گشته است. اصل مساوات و برابری، در آیات قرآن و احادیث پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) فراوان مورد تأکید قرار گرفته و ابعاد و جوانب آن شکافته شده و تبیین گشته است.30
درباره‌ی دوران ظهور و تحقق اصل مساوات و گسترش برابری در سراسر اجتماعات، احادیثی رسیده است که از بیان و محتوای آنها می‌توان کشف کرد که در دوران امام منجی مساوات اجتماعی در سطحی بسیار متعالی عینیت می‌یابد که شاید چگونگی آن و فراگیری و عمق نفوذ آن، در این روزگاران، برای ما پذیرفتنی نباشد و شاید برنامه و روش‌های امام موعود(عج) در این زمین از جمله معیارها و اصول اجتماعی اسلامی است که در آنها تحریف روی داده است، لیکن امام مهدی(عج) آن ها را به شکل درست و اصلی و اسلامی‌اش بار دیگر عرضه می‌کند، گویی آنکه امام مهدی(عج) اسلام جدید و کتاب تازه‌ای آورده است.31
پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید:
أَبَشَّرکُم بِالمَهدی یُبعَثُ فی اُمَتِّی... یَرضی عَنهُ ساکُن السَّماء ساکنُ الأَرض، یَقسیمُ المالَ صَحاحاً. فَقالَ لَهُ رَجُلٌ: وَ ما صَحاحَاً؟ قالَ: اَلسَّوَیُه بَینِ الناسِ. (بحار 51/81)
ـ به مهدی بشارتتان می‌دهم. او از میان امت من برانگیخته می‌شود..... ساکنان آسمان و زمین از او خشنود خواهند بود. او مال را درستِ درست تقسیم می‌کند. مردی پرسید: درستِ درست چیست؟ فرمود: «در میان همه، مساوی.»
همچنین امام باقر(ع) فرمودند: *...... وَ یُسُوّی بَینَ الناسِ حتی لا تَری مُحتاجَاً إلَی زَکاهِ.... (بحار51/29)
ـ (امام مهدی(عج) )میان مردم به مساوات رفتار می‌کند، به گونه‌ای که به زکات نیازی نباشد.

حاکمیت فراگیر جهانی
از برنامه‌های امام مهدی(عج) تشکیل حکومت فراگیر جهانی است، و اداره‌ی همه‌ی اجتماعات از یک نقطه و با یک سیاست و برنامه. در آن دوران و به دست امام بزرگ انسان، آرمان‌های والای تشکیل جامعه‌ی بزرگ بشری و خانواده‌‌ی انسانی تحقق می‌پذیرد، و آرزوی دیرینه‌ی همه پیامبران و امامان و مصلحان و انسان دوستان برآورده می‌گردد.32
حکومت مهدی(عج) شرق و غرب عالم را فرا می‌گیرد، و آبادی در زمین نمی‌ماند مگر اینکه گلبانگ محمدی، از آن برمی‌خیزد، و سراسر گیتی از عدل و داد آکنده می‌شود. در آن حکومت، همه جا و همه چیز، پیرو حق و تابع عدل می‌گردد.33 در روایتی که به امام محمد باقر(ع) منصوب است آمده است:
.... یَملِکُ القائمُ ثَلاثِمائَهَ سَنَه، وَ یَزدادُ تِسعاً، کَما لَبِثَ اهلُ الکَهفِ فی کَهفِهِم. یَملَأُ الاَرضَ عدلاً وَ قِسطاً، کَما مُلِئَت ظُلماً وَ جُوراَ، فَیَفتَحُ اللهُ لَهُ سَوقَ الاَرضَ وَ غربَها، وَ یَقتُلُ النّاسَ حَتی لا یَبقی اِلّا دینُ محمّد....(بحار ج52/390)
*قائم آل محمد(ص) 309 سال حکومت می‌کند، به همان مقدار که اصحاب کهف ماندند. او زمین را ـ همانگونه که از ستم و بیداد سرریز شده باشد ـ از عدل و داد سرریز خواهد کرد. خداوند، شرق و غرب جهان را برای او خواهد گشود. او مردمان را می‌کشد تا دینی جز دین محمد (اسلام) باقی نماند....
دو مانع بر سر راه چنین مانع عظیمی وجود دارد:
1ـ عوامل سلطه و استکبار جهانی که از سرمایه داران و سیاستمداران تشکیل می‌شود.
2ـ عقب ماندگی فرهنگی و نبود تربیت درست انسانی، که به همین دلیل توده‌های انسانی در مسیر غرض‌ها و خودکامگی‌های مستکبران قرار می‌گیرند.
این هر دو عامل در آن دوران به دست با کفایت امام مهدی(عج) ریشه کن می‌شود و با تصفیه اجتماعات بشری از عوامل سلطه و استکبار مالی و سیاسی، عامل قدرتمند مرکزی ایجاد می‌شود، و با هدایت و تربیت درست انسان‌ها، روابط صمیمی و نزدیک میان همه‌ی افراد نوع انسانی، از هر نژاد و ملیت، برقرار می‌گردد. در پرتو این دو جریان، راه بشریت به سوی زندگی سعادتمندانه هموار می‌شود.
مصلحان اجتماعی و صاحب‌نظران فلسفه سیاسی، درمان و دردهای جامعه بشری و برطرف شدن تضادها استثمارها و ..... را در پرتو برپایی نظام واحد و حکومت واحد امکان پذیر دانسته‌اند، حکومت واحد که از هرگونه جانبداری، نژادگرایی، طبقه پروری و.... به دور باشد و بر پایه‌ی قانون عدل و مساوات با همگان رفتار کند.
و این امر عظیم به دست منجی بزرگ، امام مهدی(عج) پدید می‌آید، و عامل قدرتمند و الهی و سیاسی و اجتماعی و تربیتی و انسانی ایجاد می‌شود، و رنج دوران تفرقه و جدایی و ستم و بی‌خبری زدوده می‌گردد و موانع برادری و برابری ریشه سوز می‌شود.34

رشد و تربیت انسانی
تکامل و تربیت و بلوغ روحی انسان از جمله برنامه‌های مهم قیام مهدی(عج) است.
روشن است که جزء اصلی در تشکیل اجتماع انسانی، خود انسان است. انسان محور اصلی برنامه‌ریزی‌ها، قوانین، علوم و دیگر مسائل جامعه بشری است. اقتصاد، سیاست، جنگ، صلح،.....نظم و بی‌نظمی همه و همه به انسان باز می‌گردد. از این رو، ساختن انسان و پرورش و رشد انسانیت انسان و تربیت اصولی افراد انسانی، مقدمه اصلی تشکیل هر نظام صالح و انسانی است.35
در نظام انسانی ـ که بر اساس وحی پی‌ریزی شده است ـ به وحدت جهت، تربیت و سیاست، توجه کامل شده است. قرآن تعلیم نامه‌ی هدایت انسان است، و آیین نامه تربیت و سیاست. و امام مربی افراد است و مدیر اجتماع و هدف از حرکت دینی، تأمین سعادت انسان است و معلوم است که این هدف، تنها و تنها، با حضور تربیت دینی در افراد و حضور سیاست دینی در اجتماع، تحقق خواهد یافت.36
امام مهدی(عج) از این نقطه‌ی زیر بنایی آغاز می‌کند، تا برنامه‌های دیگر او به شایستگی انجام یابد و زمینه‌ها و شرایط و عوامل اصلی صلح، شایستگی، بسامانی، عدالت و... در سطح جامعه پدیدار گردد.
امام علی(ع) فرموده‌اند: *.... وَ لو قَدقامَ قائِمُنا لَذَهَبَتِ الشَعناءُ مِن قلوبِ العِباد....
ـ .... چون قائم ما قیام کند، کینه‌ها از دلها بیرون رود....
کینه توزی، سرشتی انسانی و ناانسانی است و زمینه بیشترین ناسازگاری‌های اجتماعی همین سرشت است. با رشد تربیت و تکامل عقل، کینه‌ها به محبت و دوستی تبدیل می‌شود و روابط اجتماعی بر اصل انسان‌دوستی و نوع‌خواهی استوار می‌گردد.
در سایه حکومت مهدی(عج) است که محبت در سطح جامعه‌ی بشری گسترش می‌یابد، و آرمان دیرینه‌ی انسان‌دوستان و جامعه شناسان ـ یعنی گسترش دوستی به سراسر جامعه‌ی بشری و یا به عبارتی سعادت بشری ـ تحقق می‌یابد.37 مهدی(عج) می‌آید و برنامه‌های بسیاری را به اجرا در می‌آورد و انسان و جامعه را به سوی سعادت جاودانه رهنمون می‌شود.
در آخر، بحث انتظار مهدی(عج) که فکر و اندیشه را آینده نگر و مسلمانان را قاطع و مصمم می‌سازد بررسی می‌گردد.

امید و انتظار
انتظار در درجه‌ی نخست ویژه حیات و زندگی است. ماهیت زندگی انسان با انتظار و امید به آینده عجین شده است به گونه‌ای که بدون انتظار زندگی مفهومی ندارد، و شور و نشاط لازم برای تداوم آن در کار نیست.
هر انسان زنده‌ای که در نخستین انتظارهای خویش، به تداوم حیات می‌اندیشد و بقای خویش را انتظار دارد، تمام حرکت و سکون خود را در راستای این انتظار و در جهت متناسب با تداوم حیات قرار می‌هد، و از هر عمل و اندیشه‌ای که با تداوم حیات او ناسازگار باشد، یا به گونه‌ای آن را خدشه دار کند به شدت پرهیز می‌کند.
انتظارهای دیگر که از انتظار اصل حیات فراتر می‌رود و به انتظار آرمان‌ها و هدف‌های برتر حیات و فرازهای زندگی می‌رسد نیز دارای چنین ویژگی و جهت گیری است، یعنی اندیشه و عمل آدمی را در راستای تحقق به آن آرمان‌ها و هدف‌ها قرار می‌دهد، و انسان را وا می‌دارد تا راه‌ها و شیوه‌هایی را بر گزیند که او را به خواسته‌ها و هدف‌هایش نزدیک کند و موانع را کنار بزند. از اینجاست که انسان به آمادگی و آماده سازی خود و محیط می‌پردازد و زمینه‌ی آرمان‌ها و هدف‌های خویش را فراهم می‌آورد.38
تمام مکاتب دنیا از قدیم و جدید و تمام ادیان آسمانی و حتی ادیان ساخته شده دست بشر، در ضرورت و عینیت مسأله امید و انتظار اتفاق نظر دارند و مقصود و منظور اصلی از آن و کیفیت و مورد آن اختلاف‌های اساسی وجود دارد.
در میان مکاتب و ادیان آسمانی موجود تنها اسلام است که اهمیت خاصی به مسأله انتظار و امید و برای آن کیفیت خاصی پیش بینی کرده است و در میان فرق مختلف اسلام نیز تنها مذهب تشیع است که به مسأله انتظار و امید عنایت به خصوصی داشته و به آن، در زندگی انسان‌ها عینیت خاصی می‌بخشد و آن را در مسأله " انتظار ظهور مهدی(عج) " متبلور می‌سازد.39
مسلمانان و خصوصا شیعیان منتظرند که سراسر گیتی را عدل و علم و توحید و ایمان و برابری و برادری فرا گیرد، و آن رهبر مصلح ظهور کند و آیین توحیدی در سراسر جهان سایه گستر شود و این عقیده است که شیعه را در جریان زمان برای مقاومت در برابر صدمات و لطمه‌هایی که بر هر دعوتی وارد می‌شد و آن را متلاشی می‌کرد پرورش داده و فکر شیعه را که فکر خالص اسلامی است و جامعه شیعه را از زوال و انقراض نگاه داشت و تا امروز این فکر و عقیده و ایمان عامل بقای شیعه و پایداری و استقامت اوست.
عقیده به انتظار از نظر اجتماعی و سیاسی بسیار مهم و انقلابی و مترقی است و مردم و جامعه را به کار و تلاش و نهضت و قیام و فعالیت تشویق می‌کند و از سستی و ترک وظایف و .... باز می‌دارد.
این اصل انتظار است که مانند یک قوه‌ مثبت و عامل بقا و پایداری طرفداران حق و عدالت و اسلام خواهان حقیقی را در برابر تمام دستگاه‌های فشار و استعباد و جهل و شرک و بشر دوستی و فسادانگیز پایدار نگه می‌دارد و آنان را در انجام وظایف شور و شوق و نشاط می‌بخشد.
این اصل انتظار است که در مبارزه حق و باطل صفوف طرفداران حق را فشرده تر و مقاوم تر می‌کند و گوش آنها را همواره با صداهای نوید بخش قرآن آشنا می‌کند.
بشر در زندگی فردی و اجتماعی مرهون انتظار است و اگر از انتظار بیرون بیاید و امیدی به آینده نداشته باشد زندگی برایش مفهومی نخواهد داشت و بی هدف و بی مقصد می‌شود.
حرکت و انتظار با هم هستند و انتظار علت حرکت و تحرک بخش است. آنچه مورد انتظار است، هر چه مقدس‌تر و عالی‌تر باشد انتظارش نیز ارزنده‌تر خواهد بود و ارزش مردم را باید از انتظاری که دارند شناخت.
و این مسلمانانند که انتظار روزی را می‌کشند که فقر و بدبختی و جهل و نادانی از سراسر گیتی ریشه‌کن گردد و بینش و بصیرت جامعه کامل و افراد صالح و رشید و دادگر زمامدار و مصادر امور باشند و اختلافات جغرافیایی و ملی و دینی و سیاسی و.... از بین برود و جامعه به سعادت جاودانه دست یابد.
و این انتظار شخص و جامعه را محکم و مقاوم، با اراده، نفوذ ناپذیر و مستقل و شجاع و بلند همت می‌سازد.
انتظار لفظ نیست، گفتن نیست، عمل است، حرکت است، نهضت و مبارزه و جهاد است، صبر و شکیبایی و مقاومت است.
انتظار: فلسفه‌ای بزرگ، و عقیده‌ای سترگ...
انتظار، نقض حکمت‌ها و حکومت‌ها، و ابطال سلطه‌ها و حاکمیت‌ها....
انتظار، سرکشی در برابر ستم و بیداد، و راهگشایی برای حکومت عدل و داد...
انتظار، دست رد به سینه‌ی هر چه باطل و داغ باطله بر چهره‌ی هر چه ظلم....
در تراکم هواهای کشنده‌ی اختناق‌ها به وزیدن نسیم‌های حیات بخش رهایی امید بستن، و به آرزوی پدیدار گشتن روزهای طلایی ارزش‌های جاوید زنده ماندن.
در برابر کوه مشکلات زمانه قرار گرفتن، و چون کوه مقاوم بودن.
در جهان آکنده از ستم و بیداد دست و پا زدن، و از شادی‌های طلوع طلیعه‌ی جهان آکنده ، از داد و دادگری سرشار بودن.
این است انتظار، شعار شور آور منتظران، مقاومان، پایداران، صلابت پیشگان، شیعیان، مهدی طلبانِ تاریخ، این است انتظار....40


پی‌نوشت‌ها:
1ـ ترجمه و تفسیر نهج البلاغه ـ ج8 ـ ص254
2ـ عبدالرحمن عالم ـ بنیادهای علم سیاست ـ چاپ اول ـ 1373ـ تهران ـ ص31.
3ـ غلامرضا ظریفیان شفیعی ـ دین و دولت در اسلام ـ نشرمیراث ملل ـ تهران1376ـ چاپ اول ـ صص26ـ25
4ـ همان کتاب ـ ص29
5ـ همان کتاب ـ صص 32ـ31
6ـ جمعی از نویسندگان ـ خورشید پنهان ـ نشرآفاق ـ ص28
7ـ همان کتاب ـ صص35ـ31
8ـ سیدمحمد بنی هاشمی ـ معرفت امام عصر ـ چاپ شفق1375 ـ ص17
9ـ ذاریات/ 65
10ـ معرفت امام عصرـ ص185
11ـ همان کتاب ـ ص187
12ـ همان کتاب ـ ص195
13ـ مرتضی مطهری ـ عدل الهی ـ انتشارات صدرا ـ چاپ هشتم ـ بهار74ـ ص30
14ـ همان کتاب ـ ص35
15ـ عدل الهی ـ ص36
16ـ خورشید پنهان ـ ص56
17ـ جمعی از نویسندگان ـ چشم به راه مهدی(عج) ـ چاپ اول زمستان75 ـ ص198
18ـ چشم به راه مهدی(عج) ـ ص199
19ـ خورشید پنهان ـ صص 64ـ63
20ـ محمدحکیمی ـ عصرزندگی ـ چاپ سوم1380 ـ ص42
21ـ همان کتاب ـ ص53
22ـ حدید/ آیه‌ی 25
23ـ خورشید پنهان ـ خلاصه صفحات 176ـ 165
24ـ محمدرضاحکیمی ـ خورشید مغرب ـ نشرفرهنگ اسلامی1360 ـ ص37
25ـ همان کتاب ـ ص305
26ـ عصر زندگی ـ ص119
27ـ همان کتاب ـ ص122
28ـ بحار/ ج51 / ص122
29ـ عصر زندگی ـ ص148
30ـ همان کتاب ـ ص171
31ـ عصرزندگی ـ ص177
32ـ خورشید مغرب ـ ص425
33ـ عصرزندگی ـ ص 180 ـ179
34ـ همان کتاب ـ ص227
35ـ خورشید مغرب ـ ص281
36ـ عصر زندگی ـ ص228
37ـ همان کتاب ـ صص 228 ـ227
38ـ خورشید پنهان ـ صص 89 ـ 88
39ـ خورشید مغرب ـ صص332 ـ 330

منابع:
1ـ ترجمه و تفسیر نهج البلاغه ـ جلد 8
2ـ عبدالرحمن عالم ـ بنیادهای علم وعالم
3ـ دین و دولت در اسلام ـ غلامرضا ظریفیان شفیعی
4ـ خورشید پنهان ـ جمعی از نویسندگان
5 ـ معرفت امام عصرـ سیدمحمد بنی هاشمی
6 ـ عدل الهی ـ مرتضی مطهری
7ـ چشم به راه مهدی(عج) ـ جمعی از نویسندگان
8 ـ عصر زندگی ـ مهدی حکیمی
9 ـ خورشید مغرب ـ محمدرضا حکیمی

مقاله هاي مرتبط:


      
 
 كليه حقوق اين مجموعه طبق قوانين نرم افزاري متعلق به دبيرخانه‌دائمي‌اجلاس‌دوسالانه‌بررسي‌وجودي‌ابعادحضرت‌مهدي(عج)مي‌باشد