1397/11/04 پنج شنبه

نیمه شعبان سالروزولادت حضرت ولي عصرمهدي موعود (عج) بر عموم مسلمين جهان مبارك باد......قال الكاظم عليه السلام: يُغيبُ عن أبصار الناس شَخصُهُ و لايُعيبُ عن قُلوب‌المؤمنين ذِكره؛ او (حضرت مهدي عجل‌الله‌تعالي‌فرجه الشريف) از ديده مردم پنهان مي‌شود، ولي يادش در دلهاي مؤمنين هيچگاه فراموش نمي‌شود

  
 

تاريخ نشر: 12/2/1391

مبحث: مقالات تخصصي

نويسنده: administrator

منبع:

مطالعات: 1321

بازگشت >>
نظرسنجي: ( 1 راي) 
  بررسی چگونگی و مکان ولادت حضرت امام زمان(عج)
خلاصه:

نویسنده: سید مهدی بزرگی
ویرایش و بازبینی: دکتر داود میرزائی مقدم

چکیده:
حضرت مهدی(عج)، ولادت استثنایی داشته و این امر برای بسیاری از مردمان، سؤال برانگیز بوده و هست از این رو ترسیم و تصویر و شرح مقدمات ولادت و برخورد مخالفان و دشمنان اهل‌بیت(ع) در برابر این پدیده ضروری است. در این مقاله به بررسی چند احتمال دربارۀ تولد آن حضرت پرداخته شده است:
الف ـ در سامرا بدنیا آمده و تا آخر عمر پدر بزرگوارشان در آنجا زیسته‌اند.
ب ـ در سامرا متولد شد و پیش از درگذشت پدر به مکه فرستاده شد.
ج ـ در سامرا قدم به عرصه وجود نهاد و برای حفاظت و رشد، او را به مدینه بردند.
د ـ در مدینه زاده شد و در همانجا ادامه حیات داد.
برای هر یک از این احتمال‌ها شواهد و قرائنی است که به نقد و بررسی آن‌ها پرداخته شده است. به هر حال، ولادت و زندگی مهدی موعود(عج) از رخدادهای مهم است و ریشه در باور دینی مسلمانان دارد. اعتقاد به تولد، حیات طولانی، ظهور و امامت آن حضرت، مسأله‌ای است اساسی که نقش سرنوشت‌ساز و جهت بخشی را به زندگی و رفتار دین باوران به ویژه شیعیان داده است و احادیث فراوانی از این ولادت پر برکت خبر داده‌اند.

مقدمه:
ولادت و زندگی مهدی موعود(عج)، از رخدادهای مهم است و ریشه در باورهای دینی مسلمانان دارد، اعتقاد به تولد، حیات طولانی، ظهور و امامت آن حضرت، مسأله‌ای است اساسی که نقش سرنو شت‌ساز و جهت بخشی را به زندگی و رفتار دین باوران، به ویژه شیعیان داده است. احادیث فراوانی از پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) از طریق سنّی و شیعه رسیده که بیانگر ویژگی‌های شخصی امام زمان(عج) است: از خاندان رسالت، از فرزندان فاطمه(ع)، نهمین فرزند امام حسین(ع) دوازدهمین پیشوای شیعیان و ..... (1)
گزارشگران تاریخ نیز، چه آنان که پیش از ولادت وی می‌زیسته‌اند و چه آنان که در زمان ولادت و پس از آن بوده‌اند، از این ولادت پر برکت خبر داده‌اند و برخی از آنان که توفیق دیدار و مشاهده مهدی(عج) را داشته‌اند از شمایل و اوصاف آن امام سخن گفته‌اند.(2)
با وجود این شواهد و قراین، که در درستی آنان تردیدی نیست، هنوز دربارة زندگی و شخص آن حضرت، مسائل و مطالبی مطرح است که بحث و بررسی بیشتر و دقیق‌تری را می‌طلبد.
در این نوشتار، برآنیم که به اندازة توان و مجال فقط به بررسی ابعاد ولادت آن حضرت بپردازیم.

چگونگی ولادت
حضرت مهدی(عج)، ولادت استثنایی داشته و این، برای بسیاری سؤال‌انگیز بوده و هست. از این روی، ترسیم و تصویر و شرح مقدمات ولادت و برخورد مخالفان و دشمنان اهل بیت‌(ع) در برابر این پدیده، ضروری است. جریان امامت پیشوایان معصوم(ع) پس از رسول خدا(ص) فراز و فرودهای گوناگونی پیدا کرد. امامان(ع) با حفظ استراتژی کلی و خطوط اساسی امامت، در رابطه با حفظ مکتب و ارزش‌های آن تاکتیک‌ها و روش‌های گوناگونی را در برابر ستم‌پیشگان، در پیش گرفتند، این فراز و نشیب‌ها، تا زمان امامت علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) استمرار داشت و امامان معصوم، هر یک به تناسب زمان و مکان و ارزیابی شرایط و اوضاع سیاسی و اجتماعی، موضعی خاص انتخاب می‌کردند. پس از امام رضا(ع)، جریان امامت شکل دیگری یافت. امام جواد، امام هادی و امام حسن عسگری(ع)، در برابر دستگاه حاکم و خلفای عباسی موضعی یگانه برگزیدند. از آنجا که این بزرگواران، زیر نظر مستقیم و مراقبت شدید خلیفه وقت، در حصر و حبس به سر می‌بردند، حرکت‌ها، هدایت‌ها و رهبری‌های آنها محدود شد و فرصت هرگونه حرکت سیاسی، از آنان سلب گردید. این محاصره و سخت‌گیری، نسبت به امامان سه گانه، از تزویج دختر خلیفه به امام جواد (ع) آغاز شد(3) و با فراخوانی امام هادی(ع) و فرزندش امام حسن(ع) به مرکز خلافت (سامراء) و سکونت دادن آنان در محله «عسگر» ادامه یافت(4) گزارش‌های جاسوسان خلیفه از مدینه به وی رسید که امام هادی(ع) محور و ملجأ شیعیان و دوستداران اهل بیت گردیده است. اگر این مرز و بوم را می‌خواهی اقدام کن.
متوکل عباسی، پیامی به والی مدینه نوشت و افرادی را برای آوردن امام، به سامراء گسیل داشت. به این اقدام هم بسنده نکرد، پس از اقامت امام در سامراء گاه و بی‌گاه مأموران خود را به خانه امام می‌فرستاد. بارها و بارها آن حضرت را به پیش خلیفه بردند، و مورد آزار و اذیت قرار دادند. (5)
روز به روز حلقه محاصره تنگ‌تر می‌شد و ملاقات شیعیان با امام دشوارتر. البته علت اصلی این سختگیری‌ها، از ناحیه حکومت، بیم از انقلاب و شورش مردم علیه آنها و جلوگیری از رسیدن وجوه شرعی و اموال به امام(ع) و مسائلی از این دست بود.
پس از امام هادی(ع) و در زمان حکومت امام حسن(ع)، این فشارها به اوج رسید و دشمن، با تمام توان و تلاش، در برابر آن حضرت موضع گرفت و ارتباط شیعیان با امام(ع) را به پائین‌ترین حد رساند.
آزار و شکنجه و زندان‌های مکرر آن حضرت، گویای این حقیقت است، به ویژه اینکه دشمن احساس کرده بود آنچه را که از آن نگران است، در شرف تکوین و وقوع قرار گرفته از این روی، می‌کوشید تا واقعه را پیش از وقوع، علاج کند.
تولد مهدی موعود(عج)، به عنوان دوازدهمین پیشوای شیعیان، با نشانه‌هایی چون: نهمین فرزند امام حسین(ع)، چهارمین فرزند امام رضا(ع) و.... مشهور شده بود و مسلمانان حتی حاکمان، آن را بارها از زبان راویان و محدثان شنیده بودند و می‌دانستند که تولد این نوزاد با این ویژگی‌ها، از این خانواده، به ویژه خانواده امام حسن عسگری(ع) بیرون نیست و روزی فرزندی از آن خانواده به دنیا خواهد آمد که حکومت عدل و داد برپا خواهد کرد و ضمن فرمانروایی بر شرق و غرب، بنیاد ظلم را بر خواهد انداخت. از این روی بر فشارها و سخت‌گیری‌های خود نسبت به امام حسن عسگری(ع) می‌افزودند، مگر بتوانند با نابودی ایشان از تولد مهدی(عج) و تداوم امامت جلو گیرند(6) اما بر خلاف برنامه‌ریزی‌ها و پیشگیری‌های دقیق و پی در پی آنان، مقدمات ولادت امام زمان(عج) آماده شد و توطئه‌های دشمنان، راه به جایی نبرد.
امام هادی(ع) در زمان حیات خویش می‌دانست که آخرین حجّت خدا در زمین از نسل اوست. از این روی در مسأله ازدواج فرزند برومند خود، حسن‌بن‌علی اهتمام تام داشت و برای روئیدن و رشد آن شجرة طیبه به دنبال سرزمینی طیب و طاهر می‌گشت. داستان ازدواج امام حسن عسگری(ع) به دو گونه روایت شده است، لکن آنچه با قرائن و روند طبیعی مسأله سازگارتر می‌آید آنست که: خواهر امام هادی(ع)، حکیمه خاتون، کنیزان فراوان داشت. امام هادی(ع) یکی از آنان را به نام «نرجس» که از آغاز زیر نظر وی فرائض و معارف دینی را به درستی فرا گرفته بود، به نامزدی فرزندش در آورد و با مقدماتی که در کتاب‌های تاریخی آمده است، به عقد امام حسن(ع) در آورد، مدتی از این ازدواج مبارک گذشت دوستان و شیعیان در انتظار ولادت آخرین ستاره امامت، روز شماری می‌کردند و نگران آینده بودند.
امام حسن عسگری(ع) گه گاه، نوید مولودش را به یاران می‌داد: «... سیر زقنی الله ولداً بمنّه و لطفه»(8) «به زودی خداوند به من فرزند خواهد داد و لطف و عنایتش را شامل من خواهد کرد.» آن‌حضرت با تلاوت مکرر آیۀ شریفه: «یریدون لیطفئوا نور الله بأفواههم و الله متمّ نوره و لو کره الکافرون(9)» به یاران امید و بشارت می‌داد که هیچ نقشه و مکری نمی‌تواند جلوی این قدرت خداوندی را بگیرد و روزی این وعده به تحقق می‌رسد.
از آن سو، دشمن نیز، آنچه در توان داشت به کار گرفت، تا این وعدۀ بزرگ الهی، تحقق نیابد: قابله‌های فراوانی در خانواده منسوب به امام حسن عسگری(ع)، به ویژه در منزل امام(ع) گمارد، امام را بارها به زندان افکند، مأمورانی را گمارد که اگر فرزند پسری در خانه امام دیدند، نابودش کنند و...(10) اما بر خلاف این تلاش‌ها، نرجس خاتون حامل نور امامت شد و جز امام عسگری(ع) و افراد خاصی از وابستگان و شیعیان آن حضرت، از این امر آگاه نشدند.(11)
تقدیر الهی بر تدبیر شیطانی ستمگران پیروز شد و در شب نیمه شعبان سال255هجری قمری آن مولود مسعود، پا به عرصه وجود نهاد و نوید امامت مستضعفان و حاکمیت صالحان را داد.(12) و امام حسن عسگری(ع)، که آرزوی خود را بر آورده دید، فرمود: «زعمت الظلمة انهم یقتلونی لیقطعوا هذا النسل فکیف رأوا قدرة الله ...»(13) ستمگران بر این پندار بودند که مرا بکشند، تا نسل امامت منقطع گردد، اما از قدرت خداوند غافل بودند.
بدین ترتیب، در آن شرایط رعب و وحشت و در آن فضای اختناق و حاکمیت خلفای جور، دوازدهمین ستاره فروزان امامت و ولایت طلوع کرد و با تولدش، غروب و افول ستمگران و حاکمیت ستمدیدگان را اعلام کرد.(14)

یادآوری دو نکته:
1ـ ولادت پنهانی
معمولا کسی که دارای فرزند می‌شود، خویشان، دوستان و همسایگان از آن آگاه می‌شوند، به ویژه اگر شخص دارای موقعیت اجتماعی باشد، این مسأله از کسی پوشیده نمی‌ماند. چگونه می‌توان تصور کرد که برای امام حسن عسگری(ع) نوزادی به دنیا بیاید و مخالفان با آن همه دقت و حساسیت و گماردن جاسوس‌های فراوان در منزل امام و وابستگان آن حضرت، از تولد نوزاد آگاه نگردند؟
آیا این مسأله عادی و طبیعی بود، یا اعجاز و فوق عادت؟
پاسخ: امام عسگری(ع) از پیش‌گویی‌ها آگاه بود و اهمیت و عظمت آن مولود را نیز به درستی می‌دانست و از حساسیت دشمنان دربارۀ تولد این نوزاد، غافل نبود و اوضاع سیاسی و شرایط اجتماعی را کاملاَ می‌شناخت، از این روی به گونه‌ای مقدمات و پیش‌زمینه‌های تولد فرزندش را فراهم ساخت که نه تنها دشمنان، بلکه بسیاری از دوستان هم از این امر آگاه نشدند. بنابراین می‌توان گفت: تدبیر و کیاست و حزم و دور اندیشی امام حسن عسگری(ع) ایجاب می‌کرد تا آن حضرت به گونه‌ای این مأموریت را به انجام رساند که دشمنان در هدف‌های شوم خود، ناکام بماند و چنین هم شد. به همین جهت، شیخ طوسی، ولادت پنهانی امام زمان(ع) را امری عادی و معمولی دانسته و می‌نویسد: «این نخستین آیه و آخرین حادثه نبوده است و در طول تاریخ بشری، نمونه‌های فراوان داشته است.» (15) و در این‌باره اشاره دارد به: ولادت پنهانی حضرت ابراهیم(ع)، به دور از چشم نمرودیان(16) و ولادت پنهانی موسی(ع)، به دور از چشم فرعونیان. (17)
2ـ مکان تولد و نگهداری
در این باره چند احتمال وجود دارد:
الف‌ـ در سامرا به دنیا آمد و تا آخر عمر پدر بزرگوارش در آنجا زیست.
ب ـ در سامرا متولد شد و پیش از درگذشت پدر، به مکه فرستاده شد.
ج ـ در سامرا قدم به عرصه وجود نهاد و برای حفاظت و رشد، او را به مدینه بردند.
د ـ در مدینه زاده شد و در همان جا ادامه حیات داد.
برای هر یک از این احتمال‌ها شواهد و قرائنی است که به نقد و بررسی آنها می‌پردازیم.

دلایل احتمال اول
1ـ برای احتمال اول، دسته‌ای از روایات را که بیانگر تبریک و تهنیت شیعیان، بر امام حسن عسگری است شاهد آوردند، از جمله: ابوالفضل الحسین بن الحسن العلوی گوید: « دخلت علی ابی محمد(ع) بسرّ من رأی فهنأ نه بسیّدنا صاحب الزمان علیه السلام لما ولد»(18)؛ در سامراء، به منزل امام حسن(ع) رفتم و ولادت سرورمان، صاحب‌الزمان را به وی تبریک گفتم. این‌گونه روایات می‌رساند: گروهی از شیعیان سامرا که از تولد فرزند امام حسن عسگری(ع) با خبر شده‌اند، برای عرض تبریک خدمت ایشان رسیدند. به نظر ما اینگونه روایات دلالتی ندارند بر اینکه حضرت مهدی(ع) در منزل امام(ع) به دنیا آمده یا خیر، زیرا امکان دارد در محل دیگری به دنیا آمده و خبر ولادت وی به اصحاب و یاران خاص رسیده است و آنان برای تبریک به منزل امام در سامراء رفته‌اند.
2ـ روایاتی که به عبارات گوناگون از زبان حکیمه خاتون نقل شده است، از جمله: دعوت امام عسگری(ع) از ایشان در شب ولادت مهدی، برای کمک به نرجس خاتون و مشاهده وی، امام زمان(ع) را به هنگام ولادت و پس از آن در سامرا.(19) به این دسته از روایات هم نمی‌توان اعتماد کرد، زیرا در برابر این دسته از روایات روایت دیگری است که با آنها تعارض دارد. نقل کرده‌اند: «شخصی پس از وفات حضرت امام حسن عسگری(ع) در مدینه، خدمت حکیمه خاتون می‌رسد و از ایشان می‌پرسد: امامِ پس از امام حسن کیست؟ ایشان پاسخ می‌دهند: زمین خالی از حجت نیست و فرزند امام حسن(ع) جانشین اوست. راوی می‌پرسد: که شما فرزند ایشان را دیده‌اید یا شنیده‌اید؟ می‌گوید: شنیده‌ام. (20)
اصولآً، روایاتی که از حکیمه خاتون در این باره رسیده است اضطراب دارند و روشن نیستند و نمی‌توان بر آنها برای اثبات این احتمال، استدلال کرد.
3ـ روایاتی که بیانگر دیدن امام زمان، توسط گروهی از اصحاب، در منزل امام حسن عسگری(ع) است. امام، در پاسخ درخواست‌هایی که درخواست دیدن جانشین وی را دارند، می‌فرمایند:
«.... هذا امامکم من بعدی و خلیفتی علیکم، اطیعوه و لا تتفرقوا من بعدی فتهلکوا فی ادیانکم، أما إنکم لا ترونه بعد یومکم هذا، قالوا: فخرجنا من عنده فما مضت الایام قلائل حتی مضی ابو محمدج.»(21) پس از من این پسر، امام شماست و خلیفۀ من است در میان شما. امر او را اطاعت کنید و از گرد رهبری او پراکنده نشوید که هلاک می‌گردید و دینتان تباه می‌شود. و این را هم بدانید که شما پس از امروز او را نخواهید دید.
آن جمع گفتند: از نزد امام بیرون آمدیم و روزی چند نگذشت که امام حسن(ع) درگذشت.
از این قبیل ملاقات احمدبن اسحاق و سعد با امام حسن عسگری(ع) است. احمدبن اسحاق می‌گوید: برای آن حضرت مقداری وجوه شرعی از طرف مردم بردم. در پایان خواستم پرسش‌هایی مطرح کنم، امام عسگری(ع) فرمود:
« ... والمسائل التی اردت ان تسأله فاسأل قرة عینی و اومأ الی الغلام فسأل سعد الغلام، وردّ علیه بأحسن اجوبة، ثم قال مولانا حسن بن علی الی الصلاة مع الغلام وجعلنا نختلف بعد ذلک الی منزل مولانا(ع) فلا نری الغلام بین یدیه.»(22)؛ پرسش‌هایی که داری از نور چشم من (اشاره فرمود به مهدی(عج)) بپرس. سعد آنچه خواسته بود پرسید و آن پسر با بهترین شیوه پاسخ داد. سپس امام یازدهم فرمود: نماز را با وی بخوانید. از آن پس به خانه امام رفت و آمد داشتیم، لکن آن حضرت را ندیدیم.
در این نمونه از روایات چند نکته است: 1ـ اشخاصی که حضرت را در خانه امام یازدهم دیده‌اند، بیش از یک مرتبه دیدار نداشته‌اند و در رفت و آمدهای بعدی، آن حضرت را ندیدند. احتمال دارد که امام حسن(ع) برای اتمام حجت و اینکه بعد از ایشان حضرت مهدی (عج) امام شیعیان است دستور داده آن حضرت را به سامرا بیاورند و سپس به محلی که در آن زندگی می‌کرد و نگهداری می‌شد، برگردانند.
2ـ اگر امام مهدی(ع) در سامرا می‌زیست و اصحاب مورد اعتماد هم رفت و آمد داشتند، چه مانعی داشت که آن حضرت را دوباره ببینند و اطمینان بیشتری بیابند.
3ـ در روایت اولی آمده است که آن چهل نفر گفته‌اند چند روزی از ملاقات ما با امام زمان نگذشت که امام حسن(ع) درگذشت. معلوم می‌شود آن ملاقات در آخر عمر امام یازدهم صورت گرفته و این منافات ندارد که در هنگام ولادت یا بعد از آن، در سامراء نمی‌زیسته و اواخر عمر امام حسن(ع) برای تحویل امور امامت و خلافت و نیز اتمام حجت به سامراء آمده باشد.

دلایل احتمال دوم
برخی بر این باورند که حضرت مهدی مدتی پس از ولادت از سامرا هجرت کرد، و تا رحلت پدر بزرگوارشان در مکه مکرمه زندگی می‌کرد. مسعودی در اثبات الوصیه، از حمیری و او از احمد بن اسحاق نقل می‌کند که گفت: «دخلت علی ابی‌محمد(ع) فقال لی: ما کان حالکم فیما کان الناس فیه من الشک و الأریتاب؟ قلت یا سیدی لما ورد الکتاب بخبر سیدنا و مولده لم یبق لنا رجل و لا امرأة و لا غلام بلغ الفهم والدته بالحج فی سنة تسع و خمسین و مأتین و عرّفها ما یناله فی سنة الستین، و احضر الصاحب(ع) فأوصی الیه وسلم الأعظم. المواریث و السلاح الیه و خرجت ام ابی محمد مع الصاحب جمیعأ الی مکة(23) و... »؛ بر امام حسن عسگری(ع) وارد شدم. فرمود: چگونه‌اید در مسأله‌ای که مردم در آن تردید دارند؟ گفتم سرور من! وقتی خبر ولادت رسید و مولای ما، به ما رسید مرد و زن و کوچک و بزرگ ما آن را پذیرفتند. امام فرمود: آیا نمی‌دانید که زمین از حجت خدا هرگز خالی نمی‌ماند. پس از این امام حسن(ع) در سال 259 امام مهدی را همراه با مادر خود (مادر امام حسن) به سوی مکه و حج فرستاد و سفارش‌های لازم را کرد و امور مربوط به امامت را به وی واگذاشت و به مادرش از حوادث سال آینده (سال260) خبر داد. از این روایت چند نکته به دست می‌آید: 1ـ خبر ولادت حضرت مهدی(ع) به بسیاری از شیعیان داده شده بود و آنان به وسیله نامه و یا افراد مطمئن از این مسأله خبردار شده بودند.
2ـ شیعیان درباره تولد حضرت مهدی در حیرت و تردید بودند و بسیاری بواسطۀ همین مسأله دچار لغزش و انحراف شدند.
3ـ مدتی پس از ولادت، امام مهدی در سامراء بوده است.
4ـ امام مهدی برابر این نقل، چهار سالگی و یک سال پیش از درگذشت پدر بزرگوارشان شهر سامراء را ترک کرده و سفارش‌ها و اسرار امامت را در همان زمان از پدر بزرگوارشان دریافت کرده و از آن پس، امام حسن(ع) را ملاقات نکرده است.
5ـ آن حضرت، به همراه جدّ خود، به سوی مکه رفته‌اند و در آن وادی امن، رحل اقامت افکنده‌اند.
مؤید این احتمال روایاتی است که امکان دارد مکان و مسکن حضرت مهدی(عج) را «ذی طوی» محلی در نزدیکی مکه دانسته‌اند.

دلایل سوم و چهارم
حضرت مهدی یا در سامراء به دنیا آمد و به مدینه فرستاده شد و یا در مدینه به دنیا قدم نهاد و در همانجا ماندگار شد. بر این دو احتمال، می‌توان روایات و گزارشات تاریخی اقامه کرد که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:
ابی هاشم جعفری: «قلت لأبی محمد(ع) جلالتک تمنعنی من مسألتک فتأذن لی ان اسألک؟ فقال: سل، قلت: یا سیدی هل لک ولد؟ فقال نعم، فقلت فان حدث بک حدث فأین اسأل عنه؟ قال بالمدینة.» (24)؛ به امام حسن عسگری(ع) عرض کردم: پرسشی دارم ولی بزرگواری شما مانع پرسیدن من است اجازه می‌دهید آن را مطرح سازم؟ امام(ع) فرمود: بپرس، گفتم: سرورم، آیا شما را فرزندی هست؟ فرمود: آری، گفتم: اگر پیش آمدی شد کجا می‌توان او را یافت؟ فرمود: مدینه.
ظاهر این صحیحه آن است که در زمان حیات امام حسن(ع)، مهدی(عج) به دنیا آمده و در سامراء نبوده است. ابی‌هاشم که امام(ع) از او تقیه کند. این که امام فرمود: در مدینه است، به این معنی نیست که بعد از درگذشت من سراغ او را در مدینه بگیرید؛ زیرا سؤال کننده می‌دانست که زمین خالی از حجت نیست و وجود حجت بعد از امام یازدهم ضروری است، امام هم در جواب فرمود: آن حجت در مدینه نگهداری می‌شود و نگران آینده نباشید. شاید این سؤال به ذهن بیاید که از کلمه «المدینه» نمی‌توان فهمید که همان مدینۀ رسول خدا(ص) است بلکه هر شهری را شامل می‌شود. در نتیجه، با وجود این احتمال، استدلال به روایت نا تمام خواهد بود؟ پاسخ: گرچه بعضی از بزرگان نیز این احتمال را داده‌اند، ولی برخی دیگر مدینه را به همان مدینه منوره معنی کرده‌اند. مؤیدات دیگری هم از روایات بر این احتمال می‌توان اقامه کرد.
علامه مجلسی می‌نویسد: « قال بالمدینه ای الطیبة المعروفة او لعله علم انه یدرکه او خبراً منه فی المدینه، و قیل اللام للعهد و المراد بها سرّ من رأی یعرفونه فسلهم عنه. (25)»؛ مقصود امام(ع) از مدینه، همان مدینه طیبه است. شاید امام(ع) می‌دانست که شخص سؤال‌کننده، مهدی(عج) و یا خبر او را از مدینه خواهد یافت، برخی گفته‌اند: الف ولام کلمه «المدینه» برای عهد است و مقصود سامرا است. به این معنی که سفیران و نمایندگان خاص حضرت حجت که در سامراء هستند، او را می‌شناسند. از آنان راجع به فرزند من بپرس.
علامه مجلسی در آغاز، نظر خود را درباره این روایت به صراحت اعلام می‌دارد و مدینه را به همان مدینه معروف و مشهور تفسیر می‌کند و قول دیگر را با تعبیر « قیل» می‌آورد که حکایت از آن دارد که مورد تأیید وی نیست. مؤید این احتمال (که مدینه همان مدینه طیبه باشد) روایتی است که از امام جواد(ع) رسیده است. راوی می‌گوید از ایشان پرسیدم:«...مَنِ الخلف بعدک؟ فقال: ابنی و ابنا علی، ثم اطرق ملِّیاً، ثم رفع رأسه، ثم قال: انها ستکون حیوة، قلت: فاذا کان ذلک فالی این؟ فسکت، ثم قال: لا این ـ حتی قالها ثلاثاً فأعدت علیه، فقال: الی المدینه، فقلت: ای المدُن فقال مدینتنا هذه و هل مدینه غیرها.»(26)؛ جانشین شما کیست؟ امام(ع) فرمود: فرزندم علی و فرزند او (حسن بی علی). سپس چند لحظه‌ای ساکت شد و بعد فرمود: به زودی شما دچار حیرت خواهید شد. گفتم: در این دوران حیرت چه کنیم و کجا برویم؟ امام(ع) ساکت شد سه مرتبه فرمود: جایی نیست. باز از ایشان پرسیدم در پایان فرمود: مدینه، گفتم: کدام مدینه؟ فرمود: همین مدینه (طیبه) و آیا غیر از این مدینه‌ای است؟ قرائن و شواهد تاریخی آن زمان نیز، این احتمال را تأیید می‌کند.
نمونۀ زیر بیانگر آن است که شیعیان امام مهدی را در مدینه طیبه می‌جستند، محمدبن حسن (236ـ316) از کسانی است که برای تحقیق و بررسی مسأله غیبت به مدینه رسول رفت. در این باره نوشته‌اند:
«و کان من محله فی الشیعة انه کان الوافد عنهم الی المدینه عند وقوع الغیبه سنة ستین و مأتین و أقام بها سنه، و عاد وقد ظهر له من امر الصاحب علیه السلام ما احتاج الیه.(27)»
محمدبن حسن، در میان شیعیان موقعیت ویژه‌ای داشت. در سال260 هجری به عنوان تحقیق و بررسی مسأله غیبت امام مهدی وارد مدینه شد و یک سال در آنجا بماند و سپس برگشت و آنچه درباره امام زمان بدان نیاز بود، بر وی روشن شد و شیعیان را در جریان قرار داد.
در این نقل تاریخی، هیچ اشاره‌ای به سامراء نشده، معلوم می‌شود که در نزد گروهی از شیعیان آن زمان مسلم بوده است که امام(ع) در مدینه زندگی می‌کند، یا از آن جهت که آن حضرت در آن جا بدنیا آمده و بزرگ شده است، و یا اینکه پس از ولادت در سامراء به مدینه آورده شده تا ازدست مأموران خونخوار خلیفه در امان باشد. اگر قرار بر این بود که حضرت حجت(ع) از دست توطئه‌گران و مخالفان در امان بماند و به گونه طبیعی دوران کودکی خود را پشت سر بگذارند، بهترین جای برای این دوران مدینه بوده است. زیرا هم از مرکز خلافت (سامراء) به دور بوده و هم خانواده بنی‌هاشم در مدینه از پایگاه و موقعیت ویژه‌ای برخوردار بودند و می‌توانستند از این مولود مسعود به بهترین وجه محافظت کنند، تا از گزند حوادث و آفات مصون بماند. و این با اصل اینکه آن حضرت «خفی الولاده و المنشأ» (28) است نیز سازگاری دارد. از سوی دیگر، حضور حضرت در سامراء به گونه عادی و معمولی با توجه به کنترل شدید دشمن نسبت به خانه امام(ع) غیر ممکن بوده و لزومی هم ندارد که همه چیز را با اصل معجزه و کرامت حل کنیم. بنابراین پذیرفتن این نکته که امام زمان(عج) پس از ولادت به مدینه انتقال یافته و در آنجا دوران رشد و کودکی را پشت سر نهاده، با اصول امنیتی بیشتر سازگار است.

خلاصه
حضرت مهدی(عج) فرزند امام حسن عسگری(ع) در 15 شعبان سال 255 یا 256 هجری قمری در شهر سامراء، موقع طلوع فجر و در روز جمعه به دنیا آمد. در کتاب ینابیع الموده صفحه 387 از کتاب الخطاب محمد خواجه بخاری که از بزرگان علماء اهل تسنن به شمار می‌رود روایت می‌کند که حکیمه دختر امام محمدتقی، عمه امام حسن عسگری رضی الله، حسن عسگری(ع) را دوست می‌داشت لذا برای او دعا می‌کرد و به سوی خدا تضرع و زاری می‌نمود که پسر حسن عسگری(ع) را ببیند. در شب نیمه شعبان 255 امام حسن(ع) از او خواست به جهت امری نزد ما باشد. موقعی که فجر طلوع کرد نرجس اضطراری پیدا نمود حکیمه نزد نرجس آمد و نرجس آن مولود مبارک را زائید، وقتی حکیمه آن نوزاد را دید، وی را در حالتی که ختنه شده بود نزد امام عسگری(ع) آورد. امام عسگری(ع) او را گرفت و دست خود را به پشت چشمان مبارکش کشید زبان خود را در دهان مهدی نهاد، به گوش راستش اذان و به گوش چپش اقامه گفت، بعد از این جریان به من فرمود: این مولود را نزد مادرش ببر. حکیمه می‌گوید: من به منزل خود رفتم بعد از آن نزد حسن عسگری(ع) آمدم، آن مولود را در جلوی آن حضرت دیدم که لباس‌های زرد پوشیده بود، زیبا و نورانی بود، لذا محبت وی در دلم جای گرفت، به اما عسگری(ع) گفتم: آیا تو دربارۀ این مولود مبارک علم و اطلاعی داری؟ فرمود: ای عمه! این همان مولود منتظری است که بشارتش به ما داده شده است. من خدای را برای این نوزاد سجده و شکر نمودم.(حکیمه خاتون)(29)

منابع
1ـ کتاب الغیبه «شیخ طوسی، تحقیق شیخ عبادالله تهرانی و شیخ علی احمد ناصح، /136ـ141، موسسه معارف الاسلامیه.«کتاب الغیبة» محمدبی ابراهیم نعمانی، تحقیق علی‌اکبر غفاری /116ـ126، مکتبه صدوق «کنزالاعمال فی سنن الأقوال والأفعال» علاء الدین هندی، ج 14/261ـ276
2ـ «اثبات الوصیة، مسعودی/ دارالأضواء، بیروت مروج الذهب و معادن الجوهر«مسعودی، ج 4/199، دارالمعروفه، بیروت، کمال الدین» شیخ صدوق/434
3ـ بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 50/73، مؤسسه الوفاء، بیروت ـ «اثبات الوصیه» مسعودی/237
4ـ بحار الانوارج50/113
5ـ همان،/200؛ «مروج الذهب» ج4/93
6ـ کتاب الغیبة، شیخ طوسی/231
7ـ همان /644ـ «کمال الدین» صدوق /417ـ 423 ـ بحارالنوار، ج 51/12ـ 25
8ـ اثبات الوصیه، مسعودی /268ـ 270
9ـ همان مدرک
10ـ «ینابیع الموده»، حافظ سلیمان /455، بصیرتی، قم
11ـ کمال الدین، شیخ صدوق / 424
12ـ کتاب الغیبة شیخ طوسی / 237
13ـ همان مدرک / 231،232،239
14ـ همان مدرک /231،232،239
15ـ همان، /77،105
16ـ بحار الانوار ج 12 /19
17ـ همان، ج13 / 15
18ـ کتاب الغیبة، شیخ طوسی /230، 251، کمال الدین، شیخ صدوق /434
19ـ کتاب الغیبة، شیخ طوسی /232، « کمال الدین ، شیخ صدوق / 429
20ـ کمال الدین / 501
21ـ همان /435، سفینة البحار،شیخ عباس قمی، ج2/703
22ـ المقالات والفرق، سعد بن عبدالله ابی خلف الأشعری القمی، با مقدمه و تصیح جواد مشکور،مقدمه / ط ، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی
23ـ اصول کافی، کلینی ج1/328
24ـ مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول 7علامه مجلسی، ج4/2، دارالکتاب الاسلامیه، تهران
25ـ همان
26ـ کتاب الغیبة، نعمانی /185
27ـ رسالة ابی غالب الزراری / 141، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم
28ـ اصول کافی، ج 1/ 341، مرآة العقول، ج4/57
29ـ کتاب ستارگان درخشان ـ جلد14،محمد جواد نجفی ـ کتابفروشی اسلامی.

مقاله هاي مرتبط:


      
 
 كليه حقوق اين مجموعه طبق قوانين نرم افزاري متعلق به دبيرخانه‌دائمي‌اجلاس‌دوسالانه‌بررسي‌وجودي‌ابعادحضرت‌مهدي(عج)مي‌باشد